چمران در 18 اسفند 1311 در تهران به دنیا آمد و پس از طی دوران کودکی و تحصیلات ابتدائی و متوسطه، فارغالتحصیل رتبه اول رشته مهندس برق و مکانیک از دانشگاه تهران شد.
از 15 سالگی، در انجمنهای اسلامی فعالیت داشت و در تفسیر مرحوم آیتالله طالقانی و درس فلسفه و منطق استاد شهید مطهری و بعضی اساتید دیگر شرکت میکرد.
وی با استفاده از بورس دولتی برای شاگردان اول برای مدت 14 سال به ایالات متحده رفت و عالیترین درجه فوقلیسانس را از دانشگاه تگزاس گرفت. سپس موفق به اخذ دکترا در الکترونیک و فیزیک پلاسما با درجه ممتاز از دانشگاه کالیفرنیا (برکلی) گردید و به تحقیق علمی در سطح بسیار بالا درباره قمر مصنوعی، رادارهای قوی و کارهای علمی دیگر در لابراتوار کمپانی بل و لابراتوارهای دیگر پرداخت و دستیار دانشگاه کالیفرنیا نیز بود.
وی به زبانهای عربی و انگلیسی به مقدار کامل تسلط داشت و فرانسه و آلمانی نیز میدانست او درباره مدتی که در خارج به سر میبرد چنین میگوید:
«به مدت 22 سال خارج از کشور به سر بردهام، ابتدا برای تحصیل بود ولی به علت فعالیتهای شدید سیاسی و چریکی مورد تعقیب دولت طاغوت قرار گرفتم و تبعیدی به حساب آمدم و بعد از آن فعالیت من در خارج، جنبه سیاسی ایدئولوژیکی و چریکی به خود گرفت، و مهمترین فعالیتهای سیاسی من در خارج سازماندهی نیروهای چریکی و انقلابی و تعلیماتی در الجزیره، مصر، لبنان و سوریه بوده است. «وی در فعالیتهای علمی و چریکی در جنگهای آزادیبخش علیه اسرائیل و فالانژها شرکت داشت. چمران، همچنین به مدت 8 سال مدیریت مدرسه صنعتی جبل عامل در جنوب لبنان را به عهده داشت.
او همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی به ایران آمد و در روزهای اول انقلاب سمت فرماندهی قسمت دولتی سپاه را به عهده گرفت. او معاون نخستوزیر در امور انقلاب بود و سپس به سمت وزارت دفاع برگزیده شد.
دکتر مصطفی چمران در جنگهای کردستان فعالانه شرکت داشت و فرماندهی نیروهای نجاتبخش پاوه، نوسود، مریوان، بانه و سردشت به عهده او بود. در اسفند ماه 58 مردم تهران، وی را به نمایندگی خود در مجلس شورای اسلامی برگزیده و امام امت نیز او را به عنوان مشاور نظامی و نماینده خود در شورایعالی دفاع انتخاب کرد. وی همزمان با جنگ علیه صدام کافر به اهواز رفت و شجاعانه به نبرد با باطل پرداخت و به هیچوجه حاضر به ترک جبهه نگردید.
چمران در زمینههای سیاسی، چریکی و ایدئولوژیکی مقالات زیادی نوشت که اغلب بدون اسم در روزنامهها و مجلات منتشر شده است و نیز سخنرانیهای زیادی ایراد کرده و خلاصه به قول خودش فعالیت فکری و ایدئولوژیکی او بر کارهای علمی و سیاسی و چریکی میچربد.
سرانجام دکتر مصطفی چمران، محقق، دانشمند چریک مبارز و مجاهد در روز یکشنبه 31/3/60 در روستای دهلاویه به شهادت رسید.
در زیر بخشهایی از نظرات چمران را در زمینههای گوناگون باز مینگریم:
نقش ارتش
دکتر مصطفی چمران در یکی از مصاحبههای اخیر خود با روزنامه اطلاعات در مورد ارتش گفته بود:
شاید بتوان گفت که از زمان «عباسمیرزا» تا امروز ارتش ایران در هیچ جنگ مهم و اساسی شرکت نکرده بود و جنگ اخیر اولین تجربه رزمی ارتش ما، در این مدت دراز است.
در گذشته آنچه کشور ما را حفظ میکرد در حقیقت ارتش نبود، بلکه آمریکا بود اگر دشمنان بخاک ما حمله نمیکردند از ترس آمریکا بود امروز بطور حتم و یقین میتوان گفت که ارتش پاسدار واقعی استقلال جمهوری اسلامی ایران است و در شرایط محاصره اقتصادی و فشارهای سیاسی در مقابل ابرقدرتها و عوامل آنها در منطقه میایستد و میجنگد چرا که به ملت خود متکی است و مایه افتخار است.
شهید دکتر مصطفی چمران در مورد خصوصیات ارتش کلاسیک و چگونگی هماهنگی آن با شرایط انقلابی جنگی گفته است: در ارتش کلاسیک دیسیپلین بشدت پیاده و اجرا میشود و ما (نیروهای مردمی و چریکی) نیز معتقد به دیسیپلین و اجرای صددرصد آن هستیم اما نه برپایه زور بلکه برپایه میل درونی. ما معتقدیم که حرکت درونی افراد باید آنچنان فعال شود که سرباز از فرمانده خود با میل و رغبت اطاعت کند نه با زور و دیکتاتوری مطلق، در غیر اینصورت کارآیی سرباز کمتر میشود و نتیجه کافی عاید نمیشود.
نقش نیروهای مردمی
چمران میافزاید: در همه جبههها نیروهای مردمی اعم از سپاه و بسیج و نیروهای نامنظم همیشه چند کیلومتر جلوتر از نیروهای ارتش در مقابل دشمن موضع گرفته و میجنگند. ارتش به هیچوجه مانع نیروهای مردمی و عملیات چریکی آنها نیست. نیروهای مردمی هر وقت و هر کجا که بخواهند آزادانه به جنگ چریکی میپردازند و صحنههای جنگ مبین این واقعیت است اما در خلال جنگ واقعیت نشان داد که نیروهای چریکی و مردمی به تنهائی قادر به درگیری با نیروهای زرهی دشمن نیستند و با پشتیبانی ارتش نیاز دارند. بنابراین سعی میکنند حملات خود را با نیروهای ارتش هماهنگ کنند. این هماهنگی چیزی نیست که از یک طرف به طرف دیگر تحمیل شده باشد بلکه نتیجه واقعی تجربیات ماههای طولانی جنگ است. چمران میافزاید نیروهای مردمی و چریک، بر خلاف نیروی کلاسیک آزادی نامحدود دارند و حیات و پیروزی آنها بر پایه ریسک بنا شده است و همه روزه شاهدیم که در جبهههای مختلف با قدرت ایمان و حربه شهادت به درگیریهایی میپردازند که از نظر علوم نظامی غیر معقول بحساب میاید. تاریخ نیز نشان داده است که دشمن در برابر این ریسکها خیلی آسیبپذیر است.
جنگ و اثرات آن
شهید چمران در پایان مصاحبه خود میافزاید: از دیدگاه ما این جنگ یک وسیله ارتقاء انسانها و حرکت آنها بسوی تکامل است. من احساس میکنم در این جنگ نتایج بسیار زیبائی گرفته شده است. بنابراین با این دیدگاه ما به هیچوجه از جنگ ضرر نکردیم، بلکه چیزهایی بدست آوردیم که از هر مسئله دیگری در عالم مهمتر است. امروز ملت ما شخصیت انقلابی و اسلامی خود را کم و بیش به دنیای خارج نشان داده است.
چیزی که دو سال پیش کسی حاضر به پذیرفتن آن نبود و حتی تصورش را هم نمیکرد امروز حتی دشمنان ما متوجه شدهاند با ملتی روبرو هستند که با معیارهای جدید و شاید عجیب و غریب وارد میدان شده و همه معادلات مادی و فیزیکی دنیا را برهم زده است، این واقعیت به ما شخصیت نمونهای داده است ،گرچه دشمنان ما در تبلیغات خود به ملت و رهبر ما اهانت میکنند اما در درون خود به برتری و جهش معنوی ما اعتماد دارند. جنگ خود، اثبات بخشی از این واقعیت است.
درگیریهای داخلی
شهید دکتر مصطفی چمران در مورد درگیریهای داخلی به خبرنگار روزنامه اطلاعات گفته است: ابرقدرتها برای درهم شکستن انقلاب اسلامی ما دست به هر کاری میزنند و این غیر منطقی است که تصور میکنیم آمریکا مستقیماً به ایران لشکرکشی کند اما در جناحها و سازمانها و حتی ارگانهای انقلابی ما برای خرابکاری نفوذ نکند. بنابراین منطقی است که بپذیریم دشمنان ما مسلماً در داخل کشور دست به توطئههای زیادی خواهند زد و از هر عاملی برای تضعیف جمهوری اسلامی ایران استفاده خواهند کرد ممکن است زمینههای مناسبی در داخل وجود داشته باشد اما امپریالیسم با تشدید این تناقضات علیه انقلاب مشکلات و ناراحتی ایجاد میکند. آنچه مرا رنج میدهد و بطور واضح و آشکار میبینیم، این است که بزرگترین فاجعه در داخل کشور گروهکهای سیاسی کوچک نیستند که امروز به جان ما افتادهاند بلکه درگیریها و ناراحتیهایی است که بین مسلمانان و مؤمنین به انقلاب و وفاداران امام امت بروز کرده است این اختلافات به مراتب بیشتر از توطئه گروهکهای سیاسی باعث تضعیف و شکست ما خواهد شد.
پیام من به مسلمانان و آرزوی من در این انقلاب این است که همه به معیارهای راستین اسلام بازگردیم. و از غرور و تفرقه و فرصتطلبی دست برداریم و آنچنان که شایسته این انقلاب مقدس است خود را آماده تکامل یافتن کنیم.
حجتالاسلام سیدعلی خامنهای امام جمعه تهران و نماینده امام در شورایعالی دفاع در اطلاعیهای میگوید:
ملت انقلابی ایران
روحی آرزومند و مشتاق به ملااعلی پیوست و گامی استوار و خستگی ناشناس به منزل رسید. برادرمان دکتر مصطفی چمران شهید شد. او سالها در سنگر جهاد فیسبیلالله دل دشمنان خدا را لرزانیده بود. او در لبنان، در کردستان و در خوزستان مزدوران استکبار جهانی را بستوه آورده بود. او با دل خداشناس و ارادهای خللناپذیرش همیشه مشت آهنین خود را بر چهره دشمن نواخته بود و با این حال او با روح لطیف و خلق ملکوتی و چشم خدابین به ماورای محدودهها و تنگناهای مادی نظر دوخته بود.
اکنون این مجاهد راه خدا جام شهادتی را که بارها و بارها در دست فشرده و به لب نزدیک کرده بود عاشقانه نوشیده و به خیل شهیدان همیشه زنده پیوسته است. گوارایش باد.
راه او راه جهاد و تلاش برای حاکمیت اسلام و به زانو درآوردن کفر و استکبار جهانی، راه امام بزرگوار، راه نجات فلسطین و لبنان و راه نجات همه مستضعفان است. درود بر همه روندگان این راه و سلام و تهنیت و تسلیت بر امام و پیشاهنگ این راه.
(سید علی خامنهای)
حجتالاسلام صادق خلخالی نماینده مجلس شورای اسلامی در رابطه با شهادت دکتر مصطفی چمران میگوید:
پس از انقلاب اسلامی ایران با این چریک خود ساخته آشنا شدم و از مدرسه رفاه ما را بخود جلب کرد در کردستان عاشقانه با ضد انقلاب دموکرات و کومله جنگید در مهاباد و پاوه و سردشت در پشت سنگر که رگبار مسلسلش علیه دمکراتهای خود فروخته کار میکرد دیده بودم شب و روز آرام نداشت مخصوصاً فعالیت شبانه او بسیار چشمگیر بود چون خلوت بود و دیگر مزاحمی نداشت. دکتر تصمیمات را شبانه میگرفت و بلافاصله در دل شب به صف دشمن حمله میکرد اگر در حمله تأخیری رخ میداد مانند بچههای معصوم مینشست و مانند ابر بهار گریه میکرد. عارف بود و با خدا در ارتباط، همیشه دستش به آسمان که خداوند پیروزی را نصیب ملت مسلمان ایران بگرداند در شبهای اولی که جنگ عراق علیه ایران شروع شد در اتاق جنگ با ایشان تماس گرفتیم، میگفت دیگر جال تأمل نیست.
باید با عدهای چریک برویم و به صفوف دشمن در خاک عراق حمله کنیم چندین مرتبه به پشت جبهه دشمن خودش را رسانیده بود چریکهای از جان گذشته او و دستپروردههای دکتر شهیدمان چمران بزرگ مجال از دشمن گرفته بودند. آقای دکتر چمران با همان قدرت و دلاوری و در عین حال گردی و خاکی و گلی از متلاشی کردن دشمن آنی غفلت نداشت- چندین مرتبه در دب حردان ماشین او در گل فرو رفت و مورد هجوم دشمن واقع شد ولی او با شگردهای چریکی و جنگهای نامنظمی که داشت توانست دشمن را بکشد و ناکام کند با اینکه مرد جنگ بود خیلی آرام و متین صحبت می کرد تسلط برخودش داشت در تصمیمگیری عصبانی نبود و عجله نشان نمیداد. شمرده و پخته حرف میزد کلمات او از قلب بر میخاست و به قلب رفقای خودش مینشست. رفقای او همرزمانی که مانند از جان گذشتگان ژاپنی از او اطاعت میکردند چون راه او را حق میدانستند. در همه جا پای استوار داشت تمام بوتهها و نخلها و ریگها و باتلاقهای سوسنگرد و دب حردان و اللهکبر و کرخه کور و دهلاویه و دارخوین چمران را بخوبی میشناختند و قدمهای استوار او را در روی خود احساس مینمودند. آفرین و افتخار برای بازماندگان او باد که تا آخرین نفس توانست راه جهاد برود و امید است که قطرهای از خون او صدها دکتر چمران برای این ملت بسازد من در خاتمه با همه بازماندگان این شهید بزرگ مخصوصاً برادر و خانم و فرزندان او تبریک و تسلیت میگویم.
(اول تیر ماه 1360 – صادق خلخالی)
رئیس دیوانعالی کشور در اطلاعیهای بمناسبت شهادت دکتر چمران چنین میگوید:
شهادت برادر مجاهد دکتر مصطفی چمران نماینده امام در شورایعالی دفاع و مجاهدان جان باز دیگر در جبهه دهلاویه را به حضور امام و امت شهیدپرور و خانواده گرامی آنان تبریک و تسلیت میگویم و از خداوند متعال مسئلت دارم که او و همه شهدای عزیزمان را در صف پر افتخار شهیدان اسلام و شهیدان کربلا منزلت رفیع عنایت فرماید.
سیدمحمد حسینی بهشتی
با سرهنگ فروزان فرمانده ژاندارمری جمهوری اسلامی ایران در مورد خصوصیات اخلاقی و روحی شهید مجاهد دکتر مصطفی چمران به گفتگو نشستیم میگوید:
من با دکتر چمران از اوایل سال 58 آشنا شدم و به مناسبتهای مختلف گاه و بیگاه با ایشان تماسها، بحثها و گفتگوهائی داشتم شناخت 2 ساله من از ایشان بدین شرح خلاصه میشود:
مسلمانی متعهد، عاشقی پاکباخته، ایثارگری بیمنت، عابدی غرق در معبود، در انجام امور خیر سر از پا نشناخته و همیشه آماده قبول خطر، صادق، صمیمی، بیتکلف، شجاع و ساده بحدی که انسان گاهی با خود میاندیشد که مگر میشود دانشمندی آنچنان قلبی و اینچنین رفتاری داشته باشد. من به عاقبتکار او غبطه میخورم.