صادق زیباکلام
چند روز پیش آقای احمدینژاد از اصطلاح چپ و راست انتقاد کرد و اظهار داشتند که: «24-25 سال است ما را با این دو اصطلاح سرکار گذاردهاند». ایشان نخستین فعال سیاسی در ایران نیستند که از اصطلاح چپ و راست انتقاد میکنند و آخرین آنها هم نخواهند بود. ظرف 32 سال گذشته بسیاری از رهبران و دولتمردان دیگر ایران هم مطالبی قریب به همین مضمون در مورد چپ و راست بهکار بردهاند و اظهار داشتهاند که اساسا «چپ و راست یک اصطلاح سیاسی وارداتی از غرب است و به مختصات و ویژگیهای جامعه ما نمیخورد. ما در ایران نه چپ به معنای غربی کلمه داریم، نه راست. کسانی هم که این اصطلاحات را در تجربه و تحلیل نیروهای سیاسی در ایران به کار میگیرند به راه خطا رفته و میروند. جریانات سیاسی در ایران اسلامی از جنس و سنخ دیگری هستند و با ملاک و معیارهای غربی نمیشود و نمیتوان آنها را تقسیمبندی و تجزیه و تحلیل کرد.» آیا به راستی چنین است و چپ و راست در ایران معنا و مفهومی ندارد؟
قبل از پاسخ باید به یک نکته اساسی در همان ابتدای بحث اشاره داشت. اصولا تمامی چهرهها و شخصیتهایی که این دست مطالب را مطرح میکنند، تقریبا بدون استثنا تعلق به جناح راست دارند اما در خصوص اصل بحث ما در ایران چپ و راست داریم. درست است که چپ و راست از مغربزمین وارد گفتمان سیاسی ما شده اما وارداتی بودن آن، به معنای آن نیست که این اصطلاح فقط در پارادایم سیاسی اروپا میتواند کاربرد داشته باشد و در ایران یا یک جامعه دیگر غیر غربی کاربردی نمیتواند پیدا کند. چپ دربرگیرنده یک مجموعهای از باورها و کنشهای سیاسی است. چپ یعنی داشتن گرایشات و اعتقادات سیاسی مشخص. ایضا راست هم در برگیرنده یکسری از اعتقادات و باورهای سیاسی مشخصی است. باورها و اعتقادات چپ عمومی است و نه محدود و منحصر به جوامع غربی میشود و نه میتوان گفت که آن باورها مولود و معلول شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جوامع غربی است.
هم آن شرایط و هم آن ویژگیها کموبیش در همه جوامع دیگر وجود دارند. به عنوان مثال، چپ معمولا در همه جوامع بیشتر طرفدار اقتصاد دولتی، حمایت از اقشار و لایههای کمدرآمد جامعه، حمایت از کشورها و مردمان جهان سوم و نیز اهل شعر، ادبیات، سینما، جنبشهای زنان، کارگران، اصلاحات اجتماعی و ... است. این خصوصیات در همه چپها در جوامع مختلف بوده. چپهای فرانسه بسیاری از این خصوصیات را دارند. ایضا چپهای ژاپن و چپ در ترکیه یا فنلاند هم بسیاری از این ویژگیها را دارند. در مقابل راست یا محافظهکاران هم خصوصیات خاص خود را دارند. در مجموع طرفدار اقشار و لایههای ثروتمندتر هستند، خیلی مزاجشان با جنبشهای دانشجویی، کارگری، روشنفکری و ... همخوانی ندارد. طرفدار بالا بردن مالیات نیستند؛ طرفدار دخالت دولت در اقتصاد نیستند؛ بیشتر تمایل به خصوصیسازی دارند، خیلی طرفدار بالا بردن هزینههای تامین اجتماعی نیستند، طرفدار مدارس خصوصی، مذهب و معیارهای مذهبی هستند وقسعلیهذا. احزاب و جریانات راست یا محافظهکار در همه جای دنیا دارای چنین خصوصیاتی هستند. فرق هم نمیکند که ما در کدام کشور هستیم. احزاب و جریانات راست در هند، آمریکا، ژاپن، برزیل و ... بسیاری از این ویژگیها را دارند. یک حزب یا تشکل جناح راست در فرانسه، ایتالیا یا نروژ خیلی برایش نقض حقوق بشر در یک کشور آسیایی یا آفریقایی مطرح نیست. یک حزب تشکل جناح راست در فرانسه، ایتالیا یا نروژ خیلی برایش مسایل محیطزیست یا سرکوب کارگران یا دانشجویان در فلان کشور جهان سوم مطرح نیست. در حالی که برای چپها چنین مقولاتی مطرح هستند.
میرسیم به جامعه خودمان، با وجود همه تفاوتهای دینی، تاریخی، ملی، فرهنگی و.... در جامعه ما هم میان احزاب و جریانات چپ تفاوتهای بارزی با احزاب و جریانات راست وجود دارد. جریانات محافظهکار در مجموع خواهان حفظ وضع موجود و مخالف تغییر هستند. در مقابل چپها، پایبندی بیشتری در قبال دفاع از حقوق شهروندی از خود نشان میدهند. از جنبشهای اجتماعی، دانشجویی، کارگران، زنان، اقلیتها و... بیشتر دفاع میکنند؛ آزادی مطبوعات و مفاهیمی از این دست برای چپها بیشتر مطرح است. وقس علیهذا...
دست کم در دهه نخست ابتدا انقلاب راست در ایران همانند چپ در سایر کشورها طرفدار اقتصاد دولتی، حمایت از محرومان و مستضعفان، برابری و مساواتهای آرمانگرایانه، اخذ مالیات بالا از ثروتمندان، مصادره اموال، املاک و داراییهای ثروتمندان و به اصطلاح اعتقاد سفت و سخت به «اقتصاد توحیدی» داشت که گرتهبرداری ناقصی از سوسیالیزم و اقتصادی دولتی یا اشتراکی بود و بالاخره چپ، دست کم در دهه نخست اصلاحات پرچمدار مبارزه با آمریکا، استعمار، استکبار و امپریالیزم بود. البته تفاوتهایی میان چپ و راست ما با چپ و راست کلاسیک وجود دارد که این تفاوتها ناشی از ویژگیهای سیاسی، اجتماعی و تاریخی جامعه ماست. برای مثال چپ ایران امروزه برعکس چپ کلاسیک طرفداری از اقتصاد دولتی نمیکند یا خیلی به دنبال مبارزه با غرب، آمریکا و امپریالیزم نیست. برعکس راست یا محافظهکاران در ایران.
برعکس راست و محافظهکاران کلاسیک، خواهان دولتی شدن و تسلط هر چه بیشتر دولت بر اقتصاد هستند یا راست در ایران و برخلاف راست در جوامع دیگر یا راست کلاسیک، خیلی آمریکا ستیز و استکبارستیز است. اما این تفاوتها همانطور که گفتیم ناشی از برخی شرایط سیاسی و اجتماعی ایران است و الا در اصل و اساسی چپ و راست در ایران هم به عنوان یک واقعیت سیاسی وجود دارند و همواره هم وجود داشتهاند و بسیاری از ویژگیهای آنان با ویژگیهای چپ و راست در جوامع دیگر از جمله جوامع غربی یکسان است. با این وصف، بسیاری در ایران اصرار دارند که در واقعیتهای موجود جامعه تشکیک ایجاد کنند و واقعیت وجودی گرایشهای چپ و راست را منکر شوند.