تاریخ انتشار : ۲۲ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۶:۴۵  ، 
کد خبر : ۲۱۸۵۸۴
مروری بر نظریات در دین‌شناسی معاصر (5)

نظریه حداکثری دین (بخش دوم و پایانی)

محمد سبحانی‌نیا مقدمه: در شماره گذشته در ادامه سیر مباحث دین شناسی که قبلاً به موضوعات چیستی و چرایی دین، ماهیت دین، انتظار بشر از دین پرداخته شده بود به یکی از مهم ترین نظریات این حوزه در دوران معاصر با عنوان «دین حداکثری» پرداخته شد اینک بخش دوم و پایانی این مقاله که از کتاب «کارکرد دین در زندگی بشر» انتخاب شده است تقدیم می گردد.

اثبات جامعیت اسلام
جامعیت اسلام، با دو دلیل عقلی و نقلی، ثابت می شود.
اما دلیل عقلی: شکی نیست که خداوند برای هدایت بشر و تأمین سعادت او در زمینه عقاید و احکام، می بایست اموری را بیان کند. اگر قائل به جامعیت اسلام نشویم، با توجه به این فرض که اسلام، دین خاتم است، در این صورت عدم جامعیت از دو حال خارج نیست:
یا بگوییم خداوند نقشه کلی و جامع برای هدایت مردم ارائه نکرده است که این فرض، برخلاف قاعده لطف است.
یا بگوییم خداوند دین کامل و جامع فرستاده، ولی پیامبر از رساندن و ادای آن کوتاهی کرده است و از آنجا که هیچ کدام از این دو فرض به دلیل قاعده لطف و عصمت پیامبر اسلام(ص) صادق نیست پس جامعیت اسلام ثابت می شود.
تقریر دیگر برای اثبات عقلی جامعیت، خاتمیت است. بسیاری از محققان رابطه بین جامعیت و خاتمیت را پذیرفته اند1. اگر کسی بگوید قرآن واسلام نسبت به رهنمودها و راهنمایی ها، جامع و کامل نیست، لازمه اش این است که بعد از اسلام باید مقرراتی بیاید که قوانین گذشته را نسخ یا تکمیل کند و این با خاتمیت اسلام منافات دارد.
اما دلیل نقلی شامل آیات و روایات معصومین می شود:
آیات به سه دسته تقسیم می شود:
1- آیاتی که در آن واژه تبیان و تفصیل آمده است؛ مانند (ونزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شیء)(نحل89) این کتاب را بر تو فرستادیم تا حقیقت هرچیز را بیان کند.
2- آیاتی که اسلام رادین جهانی معرفی می کند؛ مانند (و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین) (انبیا 107) ما تو را نفرستادیم مگر این که رحمت برای جهانیان باشی.
دستورهای آیین جهانی باید چنان باشد که نیازهای عرصه های مختلف زندگی بشر را تأمین کند. از این رو، جهانی بودن قرآن، مستلزم جامع بودن آن است.
3- آیاتی که فرمان های قرآن را جاودانه معرفی می کند. (فرقان 1)
بی تردید چیزی که تا ابد استمرار دارد باید به تمام نیازهای انسان در زندگی فردی و اجتماعی برای تحقق سعادت و هدایت بشر، پاسخ دهد.
روایات نیز به سه دسته تقسیم می شود:
1- احادیثی که با واژه های تبیان و تفصیل، قرآن را وصف کرده است. امام صادق(ع) فرمود: خداوند متعال هر چیزی را در قرآن بیان کرده است. به خدا سوگند! قرآن هم نیازهای مردم را آورده تاکسی نگوید کاش این موضوع در قرآن بود. (اصول کافی ج 1 ص 95)
2- روایاتی که قرآن را منبع و محل مراجعه، معرفی می کند. امام باقر(ع) فرمود: خداوند متعال چیزی را که امت به آن نیاز دارد، رها نساخته و در کتاب خود فرو فرستاده است. (همان)
3- روایاتی که در توصیف قرآن وارد شده است؛ مانند آن چه از امام علی(ع) نقل شده که فرمود: آگاه باشید، دانستنی های گذشته و آینده تا روز قیامت در قرآن آمده است. (نهج البلاغه خطبه 158)
4- خاتمیت اسلام
تقریر دیگر برای اثبات حداکثری، خاتمیت اسلام است. رابطه بین خاتمیت پیامبر(ص) و جامعیت اسلام از مسائلی است که بسیاری از محققان اسلامی به آن توجه و استشهاد کرده اند. خلاصه استدلال آن است که بشر بی نیاز از وحی نیست. براین اساس باید خصوصیتی در پیامبر خاتم و دین اسلام باشد که نیازمند تجدید نوبت و شریعت نباشد. قدر متیقن از عوامل، جامعیت و کامل بودن است. اگر کسی بگوید قرآن نسبت به رهنمودها و راهنمایی ها جامع و کامل نیست لازم می آید که بعدا قوانین و مقرراتی بیاید که قوانین پیشین را نسخ یا تکمیل کند و این با خاتمیت منافات دارد.
دینی که نسخه آخر حساب می شود باید جامع باشد و به همه نیازهای مادی و معنوی انسان پاسخ دهد.
5- تبیین اهداف دین
رویکرد حداقلی و حداکثری دین بستگی زیادی به اهداف دین دارد. رویکرد حداقلی برای دین از این جا ناشی شده است که هدف خاصی را برای دین ترسیم کرده اند. از آن جمله مهندس بازرگان است که هدف رسالت پیامبران را دو چیز دانسته است: 1- انقلاب عظیم و فراگیری برضد خود محوری انسان ها برای سوق دادن آنها به سوی آفریدگار جهان 2- اعلام دنیای جاودان بی نهایت بزرگ تر از دنیای فعلی (کیان. ش 82 ص 84). او معتقد است آن چه در هیچ یک از سرفصل ها یا سوره ها و جاهای دیگر دیده نمی شود این است که گفته شده باشد آن را فرستادیم تا به شما درس حکومت، اقتصاد، مدیریت و یا اصلاح امور زندگی دنیا و اجتماعی را بدهد. (همان ص 25)
البته این استدلال ناتمام است. چون اگر به آیات مختلف قرآن در باب مسائل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، قضایی و جزایی مراجعه کنیم. به این نتیجه نمی رسیم. قرآن مجید اهداف رسالت انبیا را چند چیز می داند:
1- دعوت به توحید: مهم ترین هدف پیامبران، توحید و دوری از شرکت بوده است: (و لقد بعثنا فی کل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت). (کل 62) ما در هرامتی پیامبران را برانگیختیم تا مردم، خدا را بپرستند و از طاغوت دوری جویند.
2-دعوت به معاد: قرآن مجید می فرماید: ای گروه جن و انس! آیا برای شما از جنس خودتان پیامبرانی نیامدند تا آیات مرا برشما بخوانند و شما را به دیدار این روز هشدار دهند؟ (انعام 031)
3- تعلیم کتاب: پیامبران مبعوث شدند تا به مردم علم و آگاهی دهند: ( و یعلمهم الکتاب و الحکمه ویزکیهم). (آل عمران 461)
4- تعلیم حکمت: یکی دیگر از اهداف بعثت انبیا، تعلیم حکمت است.
5- تزکیه: پیامبران، مردم را به رها ساختن پلیدی های نفسانی، فرامی خواندند: (ویزکیهم ویعلهم...) در آیات بسیاری از زبان پیامبرانی هم چون نوح، هود، صالح، لوط، شعیب، الیاس و عیسی(ع) نقل شده که مردم را به تقوا دعوت کرده اند. (شعرا 601 و 421 و 061)
6- آزادسازی انسان‌ها از غل و زنجیر: یکی از اهداف انبیا، رهایی مردم از غل و زنجیرهای درونی و بیرونی است: (ویضع عنهم اصرهم و الاغلال التی کانت علیهم)(اعراف 751) بارهای سنگین و غل و زنجیرهایی را برمی دارد.
7- برقراری عدالت اجتماعی: از اهداف مهم پیامبران، برپایی عدل و داد بوده است: (لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط)؛(حدید 52) ما رسولان خود را با معجزاتی آشکار فرستادیم و بر آنها کتاب و میزان را نازل کردیم تا مردم برای برپایی عدالت قیام کنند.
طبیعی است که اجرای عدالت بدون برپایی حکومت و نظام سیاسی میسر نیست.
استاد مطهری در یک جمع بندی دو هدف زیر را اصلی ترین هدف پیامبران از دیدگاه قرآن کریم دانسته است: 1-شناختن خدا و نزدیک شدن به او 2-برقراری عدل و قسط در جامعه بشری. (مجموعه آثار ج 2 ص 571 و 671)
6-ماهیت احکام اسلام
زندگی گرا بودن احکام اسلام موید نظریه حداکثری دین است.
ماهیت تعالیم آسمانی اسلام به گونه ای است که دین را با شئون دنیوی پیوند داده است. متاسفانه عدم توجه به این امر و مقایسه اسلام با مسیحیت، منشأ اشتباه گروهی از تحلیل گران شده است. استاد مطهری نوشته است:
می گویند مسیحیت این افتخار را دارد که هیچ اسمی از جنگ در مسیحیت نیست، اما ما می گوییم اسلام این افتخار را دارد که قانون جهاد دارد. مسیحیت که جهاد ندارد، چون هیچ چیز ندارد، جامعه و قانون و تشکیلات اجتماعی براساس مسیحیت ندارد، تا قانون جهاد هم داشته باشد... اسلام دینی است که وظیفه خودش را و تعهد خودش را این می داند که یک جامعه تشکیل دهد، اسلام آمده جامعه تشکیل دهد، کشور تشکیل بدهد، آمده دولت تشکیل بدهد، رسالتش اصلاح جهان است. چنین دینی نمی تواند بی تفاوت باشد. قانون جهاد نداشته باشد. مسیحیت، دائره اش محدود است و اسلام دائره اش وسیع است. مسیحیت از حد اندرز تجاوز نمی کند، اما اسلام تمام شئون زندگی بشر را زیرنظر دارد. قانون اجتماعی دارد، قانون اقتصادی دارد، قانون سیاسی دارد. (جهاد ص17 و81)
امام خمینی ره، اسلام شناس بزرگ قرن حاضر، در این باره گفته است: «نسبت اجتماعیات قرآن با آیات عبادی آن، از نسبت صد به یک بیشتر است... از یک دوره کتاب حدیث که حدود پنجاه کتاب است و همه احکام اسلام را دربردارد. سه چهار کتاب مربوط به عبادات و وظایف انسان، نسبت به پروردگار است. مقداری از احکام هم مربوط به اخلاقیات است. بقیه همه مربوط به اجتماعیات، اقتصادیات، حقوق و سیاست و تدبیر جامعه است.» (ولایت فقیه ص5)
ایشان در جای دیگر گفته است: «ماهیت و کیفیت این قوانین می رساند که برای تکوین یک دولت و برای اداره سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه، تشریع گشته است.) (همان 02)
وضع حکم برای اموری که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با زندگی انسان ارتباط پیدا می کند، دلیل دیگری برای زندگی گرا بودن احکام اسلام است که برای مثال می توان از توصیه در باب محافظت از محیط زیست و طبیعت و احکام مربوط به حقوق حیوانات نام برد. علامه جعفری ره گفته است: «منابع فقه اسلامی، درباره حقوق حیوانات، 23 ماده دارد. آن دین الهی که چندین قرن پیش برای حیوانات 23 ماده حقوقی (نه اخلاقی یا احساساتی) مقرر می کند، معلوم است که چه فقه و حقوقی برای انسان ها تعبیه کرده است.» (فلسفه دین ص 931)
دینی که حتی مسئله مضمضه و استنشاق و ازاله موهای زاید و ناخن ها و نظافت بدن را از یاد نبرده است، چگونه ممکن است از مسائل مهم دنیوی و زندگی بشر ساکت مانده و دم فرو بسته باشد. آیاتی که درباره زکات و امر به معروف و نهی از منکر و مبارزه با ناهنجاری های اجتماعی و مفاسد اقتصادی، اعم از قمار و سرقت و غصب و رشوه و اختلاس و غیره و آیاتی که بیان گر اجرای حدود، قصاص، گردآوری مالیات های شرعی و جهاد با کافران و منافقان است، همه نشان دهنده دخالت دین در شئون دنیوی بشر است.
با نگاهی گذرا به مجموعه های حدیثی هم چون کتاب های چهارگانه و غیره، به این نتیجه می رسیم که اسلام، نظامی گسترده و فراگیر است و برای همه شئون زندگی انسان رهنمود دارد. در این میان، نهج البلاغه، بزرگ ترین دستور زندگی مادی و معنوی انسان را به بشریت عرضه داشته است که می توان آن را علاوه بر موعظه و هدایت گری، کتاب حکومتی دانست. علاوه بر آن چه گفته شد، قرآن کریم به صراحت از حکومت بسیاری از پیامبران سخن گفته است: (فقد آتینا آل ابراهیم الکتاب و الحکمه و آتیناهم ملکا عظیماً) (نساء45) ما خاندان ابراهیم را کتاب و حکمت دادیم و به آنها ملکی بزرگ دادیم. علامه طباطبایی(ع) نوشته است: «مراد از ملک، تسلط بر امور مادی و معنوی انسان است که شامل نبوت، ولایت و هدایت مردم نیز می گردد.» (المیزان ج4 ص573) حکومت حضرت یوسف(ع) (یوسف65) حکومت حضرت داوود(ع) (انبیا87) و حکومت حضرت سلیمان(ع) (نمل34-05) و درگیری های پیامبران مکرم با مخالفان گویای این واقعیت است که پیامبران در زندگی انسان ها، نقش فعال داشته اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات