سجاد طایری
تاریخ نه چندان طولانی کشور مستقل بحرین را میتوان «تاریخ تبعیض» نامید. به نحوی که مردم این کشور که 70 درصد آن را شیعیان تشکیل میدهند، همواره تحت سلطه اقلیت سنیمذهب و خاندان آل خلیفه قرار داشتهاند. با این حال اینک مردم بحرین تصمیم گرفتهاند برای همیشه به این تبعیض و دوگانگی پایان دهند. در حال حاضر بیش از دو ماه از خیزش گسترده مردم در بحرین میگذرد. طی این مدت فراز و نشیبهایی در حرکت مردم و پیامدهای آن وجود داشت، اما آنچه از همه مهمتر است، استمرار حرکت رو به جلو و مقاومت مردم بهرغم سرکوب شدید است که بیتردید ریشه در بیداری اسلامی مردم مظلوم آن کشور دارد و نقطه درخشانی در تاریخ مردم این کشور خواهد بود. در این بین رژیم بحرین طی ماههای گذشته چند اشتباه راهبردی مرتکب شده که برخی از آنها عبارتند از:
1- بیتوجهی به خواستههای مشروع و قانونی مردم؛
2- کشتار بیرحمانه مردم؛
3- اجازه ورود نیروهای سعودی و دیگر کشورهای حاشیه خلیجفارس به بحرین؛
4- تخریب مساجد و آتش زدن قرآن کریم.
در شرایطی که مساجد متعلق به خداست و هیچکس حق هتک حرمت آنها را ندارد و همچنین تخریب مساجد اهانت به تمامی مسلمانان به شمار میآید، میتوان اقدام رژیم حمد بن عیسی پادشاه بحرین در تخریب 30 مسجد، 17 حسینیه و آتش زدن 41 نسخه قرآن کریم، را جنگ علیه دین دانست. بیشک تخریب مساجد و سوزاندن قرآن کریم، بر اساس تصمیم پادشاه بحرین اتخاذ شده و این امر رژیم حاکم را در رده کفار قرار داده و با چنین اقدامی از دایره دین اسلام خارج شده است. در حالی مساجد تخریب میشوند که محلهای فساد مانند تفریحگاهها و سالنهای رقص و محلهای فروش مشروب آزادانه فعالیت میکنند. نکته جالب در خصوص قرآنسوزی در بحرین آن است که این اتفاق در جریان حمله به مسجد «الکویکبات» در روستای «الکوره»، همزمان با سوزاندن قرآن توسط تری جونز کشیش امریکایی صورت گرفت. در حالی سربازان آلسعود و آلخلیفه در بحرین به کشتار زنان و مردان بیدفاع و به آتش کشیدن قرآنها، مساجد و حسینیهها پرداختند که عملاً خبر این فجایع از سوی رسانههای به اصطلاح آزاد جهان منتشر نشد. همین امر موجب شد که نیروهای سعودی و بحرینی یکبار دیگر دست به جنایت بزنند و به تخریب مسجد «الانوار» در شهر «الدیه» و همچنین دو مسجد دیگر در منطقه «العکر» در استان «الوسطی» بزنند. در شهر «النویدرات» نیز نیروهای سعودی مسجد «المؤمن» را که از بزرگترین مساجد بحرین به شمار میرفت تخریب کردند.
از سوی دیگر عکسهای منتشر شده از کشتهشدگان تحولات اخیر بحرین نشان میدهد که بسیاری از آنان در هنگام بازداشت مورد شکنجه قرار گرفته و بر اثر ضربات سهمگین و قطع اعضای بدن جان باختهاند. نیروهای وابسته به رژیم حاکم در این کشور پس از بازداشت برخی معترضان، آنان را به نیروهای عربستانی تحویل میدهند تا سر و جمجمه آنها را مستقیماً مورد هدف قرار داده و متلاشی کنند. نیروهای وابسته به ارتش رژیم بحرین، با استفاده از بمبهای خوشهای که از نظر قوانین بینالمللی از سلاحهای ممنوعه به شمار میرود، شیعیان را مورد حمله قرار دادهاند. علاوه بر این، زنان و کودکان بیدفاع بحرین در شرایط نامساعدی به سر میبرند و زنان فعال اجتماعی که به مخالفت با رژیم حاکم برخاستهاند، به طور مرتب تهدید شده یا مورد تجاوز قرار میگیرند. به عنوان نمونه پلیس بحرین درپی سرکوب شدید مردم در جریان تظاهرات ضد دولتی این کشور، شش معلم زن را از مدرسهای در شهر المحرق ربوده است. کشتار و سرکوب بیرحمانه مردم در حالی ادامه دارد که 200 پلیس از اسرائیل برای آموزش نیروهای اشغالگر وارد بحرین شدهاند.
بیشک هدف از این کار وقیحانه و ضد بشری ایجاد رعب در دل معترضان و پایان دادن به اعتراضات است، اما به رغم این کشتار وحشیانه، معترضان که اکثریت آنها از شیعیان هستند، نه تنها دست از اعتراض برنداشته، بلکه بر ادامه مقاومت تا دستیابی به اهداف قانونی و شرعی خود که اصلیترین آن سقوط رژیم ظالم و ستمکار «آلخلیفه» است، پافشاری میکنند.
سکوت غرب
در شرایطی که کشتار مردم، تخریب مساجد، اهانت به قرآن کریم و حمله به حسینیهها، لکه سیاهی در تاریخ بحرین و کارنامه رژیم آلخلیفه محسوب میشود، با این حال کشورهای غربی و نهادهای بینالمللی که همواره از حقوق بشر دم میزنند، هیچ واکنشی از خود نشان ندادهاند. در این بین تنها سازمان عفو بینالمللی که مقر آن در لندن است، در بیانیهای اعلام کرده که بیش از 500 نفر طی ماه گذشته در بحرین بازداشت شدهاند که بیشتر آنها از شیعیان این کشور هستند و با وجود گذشت هفتهها از زمان بازداشتشان هنوز سرنوشت آنها نامعلوم است. به گزارش این سازمان، برخی از بازداشتیها در بحرین مورد شکنجه یا سوء رفتار مقامات زندان قرار گرفتهاند و دستکم چهار نفر در جریان بازداشت به طور مشکوکی جان باختهاند. سازمان عفو بینالملل از کشورهای متحد بحرین خواسته که تدابیر جدی در واکنش به بحران نقض حقوق بشر در این کشور کوچک اما راهبردی اتخاذ کنند. این در حالی است که همچنان رفتار تبعیضآمیز در قبال بحرین ادامه دارد. این سیاست دوگانه را دست کم میتوان در مواضع کشورهای عربی، اتحادیه اروپا و دولت امریکا مشاهده کرد:
1- سکوت اعراب: اغلب حکومتهای عربی تفاوتی با رژیم بحرین ندارند. آنها در وهله اول به فکر منافع خود هستند و به نسبت به ملتهای خود ظلم و ستم میکنند.
2- دوگانگی اروپا: در اروپا برخی مواضع در حمایت از مردم بحرین و در انتقاد از رژیم حاکم بحرین به ویژه در پارلمان اروپا اتخاذ شده است. در این بین پس از گذشت دو ماه از جنایات رژیم آلخلیفه در بحرین، شورای روابط خارجی اتحادیه اروپا سرانجام با صدور بیانیهای، ضمن ابراز نگرانی از دستگیری شمار بسیاری از شهروندان معترض بحرینی، اقدامات سرکوبگرانه را محکوم کرده و خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی شده است. اگرچه این شورا در بیانیه خود به دولت آلخلیفه توصیه کرده که راهی برای مذاکره با مخالفان خود پیدا کند، اما هیچ اشارهای به دخالت نظامی ارتش سعودی نکرده است.
3- حمایت امریکا از آل خلیفه: امریکا به دلیل منافعی که به واسطه حضور ناوگان پنجم دریایی خود در بحرین دارد، شریک جرم رژیم آلخلیفه در جنایتهایش علیه مردم به شمار میرود. امریکا حاضر نیست موقعیت خود را در بحرین از دست بدهد و با ترس از ایجاد شرایطی نظیر ایران در بحرین، با استفاده از نیروهای آلسعود، فجیعترین جنایات را در این کشور اسلامی انجام میدهد.
در مجموع نباید از یاد برد که امروز در بحرین شیعه و سنی مانند دو برادر در کنار یکدیگر برای رسیدن به حقوق خود در حال مبارزه هستند. ملت بحرین به دنبال آزادی و داشتن حق انتخاب در سرنوشت خود هستند. با این حال کشور بحرین همزمان تحت دو اشغالگری قرار گرفته است؛ یعنی از یک سو تحت اشغال سعودیها است و از سوی دیگر، تحت اشغال آلخلیفه قرار دارد که هیچگونه مشروعیتی بین مردم ندارد. در این بین به رغم بیتوجهیهای جامعه جهانی به تحولات و سرکوب خونین مردم بحرین، با این حال مقامات بحرینی به خوبی میدانند که به زودی باید با قدرت خداحافظی کنند. دلیل واضح چنین ادعایی، انتقال مقادیر زیادی پول به بانکهای سوئیس است. پادشاه بحرین تاکنون مبلغ 42 میلیارد دلار را به بانکهای سوئیس منتقل کرده که این امر نشانه نگرانی رژیم آلخلیفه از سرنوشت نهایی خود در بحرین است. نباید از یاد برد که خاندان مبارک و زینالعابدین بن علی، دیکتاتورهای مصر و تونس نیز پیش از سرنگونی بخش زیادی از ثروتهای میلیاردی خود را به بانکهای اروپایی منتقل کردند.