تاریخ انتشار : ۲۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۰۹  ، 
کد خبر : ۲۱۸۵۹۸
گفتگو با سمیر امین نظریه‌پرداز برجسته مصری

قیام ضدامپریالیستی جوانان مصر

ترجمه با تلخیص: محمدامین نعمتی اشاره: سمیر امین ‏Samir Amin‏ اقتصاددان مشهور مصری و از نظریه‌پردازان توسعه بویژه در حوزه آفریقا که هم اینک در داکار پایتخت سنگال زندگی می‌کند در گفتگو با سایت تحلیلی ‏ZNet‏ در مورد تحولات اخیر در مصر، جنبش جوانان ضدامپریالیست این کشور و ریشه‌ها و زمینه‌های این قیام مردمی سخن می‌گوید.

* ‏لطفا برای شروع مولفه های مختلف قیام مردم مصر را بیان نمایید.
** در ابتدا می خواهم بر راهبرد دشمنان انقلاب مصر یعنی طبقه حاکمه مصر و ایالات متحده تاکید کنم. بسیاری از مردم شناخت صحیحی از این راهبرد ندارند. در این راستا تمایل دارم تا مولفه ها و راهبردهای جنبش مردم مصر را بازگو کنم. انقلابیون مصر از چهار گروه تشکیل می شوند. اولین آنها جوانان مصری هستند. این جوانان به خوبی سازماندهی شده و بیش از یک میلیون نفر هستند. جوانان انقلابی مصر مخالف سیستم سیاسی و اجتماعی کنونی هستند. آنان در عین ضدامپریالیستی بودن، با بی عدالتی اجتماعی و نابرابری فزاینده داخلی نیز مخالفت می‌ورزند.
از این رهگذر ملی گرا و ضد امپریالیست هستند. جوانان انقلابی مصری نسبت به متابعت مصر از هژمونی ایالات متحده نفرت دارند؛ از این رو مخالفِ به اصطلاح صلح با اسرائیل هستند چرا که این صلح راه استعمارگری اسرائیل بر فلسطین اشغالی را هموار می سازد. این جوانان، دموکرات بوده و همگی با دیکتاتوری ارتش و پلیس مصر مخالفت می نمایند. جوانان انقلابی مصر از رهبریت نامتمرکزی برخوردارند و به هنگام تظاهرات به یک میلیون نفر بالغ می شوند؛ ولی در عرض چند ساعت رقم واقعی دیگر یک میلیون نفر نیست بلکه در سرتاسر مصر و شهرها و روستاهای این کشور به پانزده میلیون نفر می‌رسد.‏
چپ رادیکال گروه بعدی انقلابیون را تشکیل می دهند که از سنت کمونیستی نشات می‌گیرند؛ البته جوان ترها ضد کمونیست هستند ولی روابط بدی با کمونیست ها ندارند. دموکرات های طبقه متوسط گروه بعدی به شمار می آیند. اینها بخشی از چپ گرایان نیستند؛ شاید هم سرمایه داری، سوداگری و بازار را قبول دارند و همگی هم ضد آمریکایی نیستند ولی اسرائیل را دوست ندارند. این گروه دموکرات بوده و با تمرکز قدرت در دست ارتش، پلیس و مافیا مخالف هستند. البرادعی نمونه برجسته ای از این گروه است؛ وی ایده ای دیگری درباره اقتصاد به جز نظام مسلط ـ بازار ـ ندارد. در واقع وی نمی داند که سوسیالیسم چیست.‏
اخوان المسلین گروه چهارم هستند و بر این باورند که طبق آموزه های قرآنی، مالکیت زمین یک حق خصوصی است. این گروه از امکانات آموزشی و رسانه ای بهره مند هستند و به دنبال ترویج آموزه های شریعت بوده و از طریق رسانه ها بر افکار عمومی تاثیر می گذارند. اخوان المسلمین دو تاثیر عمده دارند؛ اول بر روی طبقه متوسط که ضد کمونیست هستند و بر این باورند که حکومت اسلامی ایده بدی نیست. از سوی دیگر در بین معلمان، پزشکان و حقوقدانان نیز نفوذ دارند. علاوه بر این، در بین توده های مردم نیز تاثیر گذار هستند؛ در مصر فقر افراطی دامنه زیادی دارد و اخوان المسلمین می توانند این لشکر عظیم را به راحتی بسیج کنند. در واقع مردم مصر با مبارک به عنوان یک نماد به مخالفت برخاستند؛ چند ساعت پس از اینکه مبارک، عمر سلیمان را منصوب کرد این شعار در بین مردم گسترش یافت: "نه مبارک، نه سلیمان، این دو آمریکایی هستند". ‏
* شما بر این باورید که جوانان مصری، چپ گرا هستند. با این حال گروههای راست و اخوان المسلمین نیز نفوذ گسترده ای در بین جوانان انقلابی دارند. به نظر می رسد که جوانان انقلابی مصر در عین دموکرات بودن، مخالف ایالات متحده نیز هستند.‏
** البته در عین اینکه بعضی دموکرات ها بی طرف هستند ولی ضد آمریکایی بودن هم در بین آنها رواج دارد. در این بین البرادعی با ساده لوحی تمام بر این باور است که آمریکا خواهان دموکراسی است. باید به صراحت اشاره کرد که ایالات متحده به دنبال دموکراسی در مصر نیست.
* ‏کارگران و کشاورزان در تحولات اخیر مصر چه نقشی بر عهده داشته‌اند؟
** سه سال پیش، موجی از اعتصابات در مصر به راه افتاد که در پنجاه سال اخیر در قاره آفریقا بی سابقه بوده است. در مصر و از زمان حکومت جمال عبد الناصر، همانند الگوی کنترل دولتی اتحاد شوروی، اتحادیه های تجاری رسمی تحت کنترل دولت قرار دارند. از این رو اعتصابات مذکور با رهبری اتحادیه های تجاری شروع نشد بلکه از پایین آغاز گردید. باید گفت که این اعتصابات، خودجوش بوده و به خودی خود یک موفقیت عظیم به شمار می آمدند. رژیم مصر در آن زمان درصدد استفاده از زور پلیس برآمد ولی شرکت ها مخالفت کرده و گفتند که این کار غیر ممکن بوده و می تواند به نابودی تمامی کارخانجات منجر گردد.
از این رو به مذاکره روی آوردند. این اعتصابات دستاوردهای اندکی داشته و باعث افزایش 10 تا 15 درصد حقوق کارگران شد که از میزان افزایش تورم در آن سال ها در حد کمتری قرار داشت. با این حال دستاوردهایی همانند عزت و حقوق اتحادیه ها را نیز در برداشت بدین معنا که دیگر اتحادیه های کارگری قابل بی اعتنایی نیستند. این اتحادیه ها خود را به مثابه اتحادیه های تجاری مستقل نشان دادند و هم اینک نیز در تحولات و جنبش اخیر فعالیت دارند.‏
جنبش دهقانان حکایت دیگری دارد و از دهه 1920 به بعد همواره رادیکال بوده است. دهقانان شامل، دهقانان طبقه متوسط، فقیر، خیلی فقیر و بی زمین می شوند. البته طی سی سال اخیر وضعیت زندگی دهقانان بدون زمین وخیم تر نشده زیرا آنها برای کار به کشورهای عربی حوزه خلیج فارس مهاجرت کرده اند و از این رهگذر اندکی پول به دست آورده اند که گرچه آنان را قادر به خرید زمین نکرده ولی توانسته اند با آن وارد فعالیت های اقتصادی غیر رسمی شوند.
از سوی دیگر دهقانان فقیر در معرض تهدید بوده اند زیرا بازارهای نئو لیبرال باعث می شود تا دهقانان ثروتمند، زمین‌داران سرمایه دار جدید و شرکت های مدرن مصری که با کارهای کشاورزی سر و کار دارند، به استثمار و بهره کشی از دهقانان فقیر بپردازند. در واقع دهقانان فقیر بسیار رادیکال هستند و گرچه ضد کمونیسم نیز نیستند ولی درباره کمونیسم نیز اطلاع چندانی ندارند. البته این از ضعف کمونیست هاست که نتوانسته اند این افراد را به سوی خود بکشند. در واقع هیچ یک از گروههای انقلابی تاثیر منحصر به فردی بر این دهقانان فقیر ندارند و خود این افراد مبارزات خود را ادامه داده‌اند. ‏
* آیا کارگران و دهقانان در بسیج‌های اخیر مشارکت داشته‌اند؟
** دهقانان در روستاهای کوچک بسیج شده اند، ولی ارتباطی با جنبش جهانی ندارند و در کنفرانسی که سنت مذکور را مورد بحث می‌گذارد، مشارکت نکرده‌اند.
* ‏آیا اکثر این جنبش‌ها شهری هستند؟
** بله و همچنین در شهرهای کوچک نیز وضع به همین منوال است.
* این تحولات چه تاثیری بر همبستگی کشورهای عربی بر جای می‌گذارد؟
** این جنبش ها، بازتاب خاص خود را دارد ولی در هر کشوری وضعیت با کشورهای دیگر متفاوت است. تونس یک کشور کوچک است که سطح آموزش و استانداردهای زندگی در آن نسبتا بالا می باشد ولی در هر حال کشور کوچکی بوده و در اقتصاد جهانی آسیب‌پذیر است.
* ‏به نظر می رسد که مردم در تونس سازماندهی خوبی داشته اند ولی در مصر بیشتر خودجوش عمل کرده اند. آیا این تحولات بر فلسطین نیز تاثیر می‌گذارد؟
** در اینکه تحولات اخیر بر فلسطین نیز تاثیر می گذارد هیچ گونه شکی وجود ندارد ولی تاثیرات آن بر سوریه بسیار پیچیده است. البته تعیین تاثیر این تحولات بر عراق بسیار دشوار است. علاوه بر اینها یمن جنوبی، دارای یک صبغه چپ گرای ناسیونالیست و لفاظی های مارکسیستی است. ولی این کشور نیز همانند کره است یعنی یک بخش شمالی عقب افتاده و قسمت جنوبی پیشرفته. ممکن است یمن دوباره تجزیه شود زیرا بخش جنوبی نمی تواند اتحاد را پذیرا باشد. ‏
* ممکن است درباره خودجوش بودن تحولات مصر نیز توضیح دهید؟
** در واقع مردم مصر از همه مسائل بویژه پلیس این کشور سرخورده شده اند. اگر فردی در این کشور به طور اتفاقی هم دستگیر شود حتما مورد ضرب و شتم و شکنجه پلیس قرار می گیرد. گزارشات روزانه ای از سرکوب و شکنجه گری پلیس در مصر دوران مبارک وجود داشته است. اکثر جوانان نیز از سیستم مافیایی نظام مبارک سرخورده گشته اند. از سوی دیگر مردم مصر از دستورات آمریکایی ها به ستوه آمده‌اند. مصری ها مردمان ملی گرایی هستند. آنها از خود می پرسیدند که چگونه است که رئیس جمهور و سفیر آمریکا همه چیز را به دولت مبارک دیکته می‌کند؟
از سوی دیگر در این کشور نابسامانی اجتماعی نیز وجود دارد. بیکاری و فقر اکثریت مردم این کشور را به کام خود کشیده و نابرابری و بی عدالتی در مصر بیداد می کند. دولت مبارک هم که از هیچ گونه مشروعیتی برخوردار نبود و در مقابل اعتراضات مردمی به کشتار روی آورد و از این رو همه این عوامل دست به دست هم دادند تا این قیام مردمی به صورت خودجوش در مصر شکل بگیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات