دکتر احمدحسین شریفی
طبق برخی از آمارهای منتشر شده، تا پایان دوران اصلاحات بیش از 37000 (سی و هفت هزار) سازمان غیردولتی در کشور به ثبت رسیدهاست و البته تعداد زیادی دیگر نیز بدون مجوز رسمی به فعالیت میپردازند. در دوران اصلاحات در واقع یک نهضت گسترده برای تأسیس سازمانهای غیر دولتی آغاز شد. علیرغم اینکه سازمانهای غیر دولتی طبق تعریف به سازمانهایی گفته میشود که «مستقل از دولت بوده و از دولت پولی دریافت نمیکنند» در ایران شاهد بودهایم که مورد حمایتهای قانونی و مالی فراوانی از سوی دولتمردان قرار گرفتهاند.
از نظر مالی نیز در دوران اصلاحات 30 درصد از بودجه مربوط به احزاب از سوی وزارت کشور به سازمانهای غیر دولتی اختصاص یافت! در همان زمان حدود یک میلیارد تومان برای تأسیس سازمانهای غیر دولتی از طرف وزارت کشور اختصاص داده شد. سازمانهایی که نقش بسزای در انتخاب مجدد جناب آقای خاتمی در انتخابات سال 1380 داشتند. و نهایتاً صندوقی با عنوان «صندوق توسعه محلی» توسط بانک جهانی و وزارت کشور تأسیس شد که 150 میلیون دلار آن را بانک جهانی و 50 میلیون دلار را نیز وزارت کشور تأمین کرد که در استانهای تهران، همدان، خوزستان و خراسان به مدت 6 سال سازمانهای غیر دولتی را مورد حمایت قرار دهند.
مایکل لدین، عضو شورای امنیت ملی آمریکا میگوید: «تغییر از درون تنها راه مقابله با نظام ایران است و تنها ابزار آن حمایت از NGOها میباشد. که به کمک آنها میتوان میلیونها نفر را در برابر حاکمان ایران قرار داد.» برای تبیین این دیدگاه مایکل لدین توجه به این نکته لازم است که فضای فعلی در جهان به ویژه جهان اسلام و جمهوری اسلامی به این صورت است که مردم احساس تنفر شدید نسبت به آمریکا و سیاستهای آمریکا دارند به همین دلیل طرفداران آمریکا نیز جایگاه چندانی در میان مردم ندارند. یکی از شاخصههای شناخت خوبان از بدان در عرصة سیاست، حمایت یا عدم حمایت غربیها به ویژه آمریکاییها و انگلیسیها از آنها است.
این شاخصهای است که هم امام راحل و هم مقام معظم رهبری بر آن تأکید داشته و دارند. به همین دلیل یکی از معضلات آمریکا این است که مدافعان او در صورت اثبات دریافت کمک از سوی آمریکا جایگاه خود را از دست خواهند داد. آمریکا برای حل این معضل به تأسیس و تکثیر سازمانهای غیردولتی در داخل کشورهای اسلامی و همچنین در خود غرب روی آورده است. سازمانهایی به اسم سازمانهای مردمی و خیریه و سازمانهای بینالمللی تأسیس کرده است که صرفاً پوششی است برای کمک به حامیان او در کشورهای اسلامی.
توجه مخالفان و معاندان جمهوری اسلامی به سازمانهای غیر دولتی دلایلی دارد که از آن جمله میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
1. از طریق این سازمانها میتوان راحتتر در نظام جمهوری اسلامی نفوذ کرد؛
2. این سازمانها ابزاری مناسب برای اجرای طرحهای سازمانهای جهانی و ایدههای نظام سلطه هستند؛
3. از آن جا که این سازمانها با تغییر دولتها، تغییر نمیکنند، میتوان برنامهریزی مطمئنتری دربارة آنها داشت؛
4. افراد و اعضای این سازمانها همگی هم سلیقه هستند؛ به همین دلیل با تأثیرگذاری بر یکی از آنها میتوان امید فراوانی داشت که بقیه را نیز همفکر و همراه خود کرد؛
5. در صورتی که این سازمانها دارای شبکة ارتباطی نیرومندی باشند به مراتب از احزاب سیاسی قویتر و اثرگذارترند؛
آسیبپذیری این سازمانها به دلیل تکثر و فراوانی زیاد آنها به مراتب کمتر از احزاب است؛
سازمانهای غیردولتی، طیف وسیعی را در بر میگیرند از سازمانهای دینی و معنوی و عرفانی و اخلاقی گرفته، تا سازمانهای اقتصادی و فرهنگی، آموزشی، پژوهشی، حقوقی، قومی، نژادی، زیستمحیطی، فنی و حرفهای، ورزشی، تفریحی، تجاری، دانشآموزی، گروههای موسیقی، انجمنهای ادبی و امثال آن. طراحی هدفمند این سازمانها و به کار گماشتن نیروهای مورد نظر در آنها، میتواند در مواقع لازم اهداف دشمنان نظام را در سطوح مختلف جامعه پیش ببرد.
این سازمانها زمینههای شکلگیری مقاومتهای سازمانی در برابر نظام حاکم را فراهم میکنند. در حالی که افراد به تنهایی هر چه هم قوی و پرتلاش باشند، نمیتوانند فشار قابل توجهی بر نظام حاکم وارد سازند. برخی از تئوریسینهای انقلابهای مخملی نیز تأکید کردهاند که ایجاد چنین سازمانهایی پیشنیاز موفقیت در مبارزات بعدی است. فایدة دیگر چنین سازمانهایی این است که دشمنان و معاندان در موقع لزوم میتوانند با هزینهای بسیار اندک و در زمانی کوتاه همه آنها را در قالب شوراهایی برای ادارة امور حکومت، پس از براندازی نظام حاکم، به کار بگیرند.