سمیر جعجع، سرکرده مشهور فالانژیستها در مراحل واپسین جنگ داخلی لبنان (1975 - 1990) بدلیل اتهامات وارده در مورد بمبگذاری و سوءقصد، به دادگاه فراخوانده شده است.
جریان دادرسی جعجع ممکن است آینده این کشور را رقم زده و گذشته مالامال از بیرحمی در جریان جنگ داخلی را زنده نموده و در همان وقت از صحن دادگاه، پرتوی بر دست ناپیدای دخالت اسرائیل در قضایا و مسائل لبنان بیافکند.
از سال 1949 که آنتوان سعاده ـ یک معلم ارتدکس یونانی و بنیانگذار حزب ناسیونالیست سوری ـ بخاطر کودتای نافرجاماش، محاکمه و سپس بوسیله یک جوخه آتش، اعدام گردید، این اولینبار است که یک فرمانده میلیشای لبنانی بخاطر اتهاماتی که ممکن است به قیمت جان وی تمام شود، به دادگاه فراخوانده شد.
جعجع که فرزند یک پلیس است و دانشجوی سابق پزشکی که در طول جنگ داخلی اجرای قانون حاکم بر مناطق مسیحینشین را در دست داشت، به جنایاتی متهم است که پس از پایان جنگ در سال 1990 مرتکب آنها شده است.
چنانچه صحت شواهد و مدارک جمعآوری شده بوسیله دولت به تایید برسد، جعجع ممکن است قربانی جنایات جمعی دوران جنگ داخلی شود و از طرفی علیه اسرائیل بعنوان شریک جنایات دوران جنگ داخلی ادعانامه تنظیم گردد.
همچنین چنانچه جعجع در دادگاه محکوم و مجازات وی مرگ اعلام شود، این حکم بعنوان ضربه مرگبار سیاسی علیه جریان مارونیت کاتولیک که مخالفان فعال تلاشهای سوریه برای تبدیل لبنان به کشور تحتالحمایه آنها محسوب میشوند، قلمداد خواهد شد.
محاکمه جعجع همچنین میتواند بعنوان ابزاری مفید برای سوریها در مذاکرات خود با اسرائیل بکار گرفته شود. این محاکمه دخالت اسرائیل در لبنان [که سیاست دائمی اسرائیل از ابتدای تأسیس آن تا به حال بوده است] افشاء خواهد ساخت.
این سیاست زاییده طرز فکر و نگرش دیوید بنگوریون است که معتقد بود یکی از راههای اصلی بقای رژیم اسرائیل ایجاد بیثباتی در لبنان و تبدیل آن به یک کشور متحد اسرائیل، از طریق برپائی یک دولت مسیحی دوست در بیروت، میباشد.
گرچه این هدف، چنانچه گاهی دوردست و دست نیافتنی تصور میشد، نبود و اسرائیلیهای اشغالگر در سالهای 93 - 1992 موفق شدند دولت تحتالحمایه و سرسپرده مسیحی در بیروت تشکیل نمایند، با اینحال، عقبنشینی نظامی سربازان اسرائیلی از بیروت، مارونیهای مسیحی را منزوی ساخت. مارونیها برای سالیان متمادی بر این کشور حاکمیت داشتند تا اینکه ناتوانی و بیعرضگی آنان در اداره شوون کشور و همچنین نادیده گرفتن تحولات جهان عرب، سقوط و افول زمامداریشان را تسریع بخشید.
جعجع مشخصاً به طراحی عملیات بمبگذاری یک کلیسای مسیحی مارونی در بندر مسیحینشین جونیه در شمال بیروت در تاریخ 27 فوریه 1994 که به کشته شدن 11 نمازگزار مسیحی و مجروح شدن 60 نفر دیگر انجامید متهم شده است. همچنین وی متهم به تصفیه فیزیکی دانی شمعون [یک رهبر سیاسی مارونی و رقیب جعجع] که در 21 اکتبر 1990 همراه با زن و دو فرزند هفت و پنج سالهاش بقتل رسید، میباشد. دانی شمعون فرزند کمیل شمعون رئیسجمهور اسبق لبنان بوده است.
اضافه بر این جعجع متهم به طرحریزی یک توطئه بمنظور سرنگونی دولت مورد حمایت سوریه در بیروت و اعلام یک کشور جدائیطلب مارونی در قلب اراضی مارونیها واقع در شمال پایتخت لبنان، میباشد.
دو بمب دیگر که ظاهراً بوسیله افرادی که لباس کشیش به تن داشتند، در کلیسای جونیه کار گذاشته شده بود، منفجر نشدند. بمبهای دیگری بعداً در خارج از مرکز فرهنگی سفارت فرانسه در بیروت و در سه مدرسه مسیحی و همچنین در یک مدرسهای که دانشآموزان مسلمان عمدتاً در آن تحصیل میکنند، کشف شد. بر روی یکی از بمبها که ظاهراً قرار نبود منفجر شود، شعار اسلامی «اللهاکبر» نوشته شده بود. ظاهراً هدف از این موضوع، متهم ساختن بنیادگرایان مسلمان و در ثانی نشان دادن ناتوانی حکومت مورد حمایت سوریه در لبنان در حمایت از اقلیت مارونی بوده است.
جعجع 42 ساله با کله بیمو، اتهامات وارده را تکذیب کرده است. وی قبل از بازداشت گفت: «دولت قصد دارد مخالفین را خفه کند و به همین خاطر حاضر است حتی مرا به مصلوب کردن حضرت عیسی متهم کند»
وی برای اولین بار به ساختمان پنج طبقه دادگاه عالی در 19 نوامبر فراخوانده شد و در آنجا مورد استقبال هواداران خود قرار گرفت. وی که یک کاپشن چرمی و شلوار جین پوشیده بود بوسیله دهها پلیس ویژه از بازداشتگاه خود در وزارت دفاع که از زمان دستگیریاش در 21 آوریل در آنجا نگهداری میشد، به دادگاه انتقال داده شد.
در دادگاه، که هفت ساعت و نیم بطول انجامید، کیفرخواست دوهزار صفحهای علیه وی و اثبات اتهامات وارده خوانده شد. یک تیم صد نفره از وکلای مدافع متشکل از چندین وکیل مدافع فرانسوی که همگی تحت ریاست «ادموند نعیم» رئیس سابق بانک مرکزی لبنان قرار دارند، به هنگام پاسخگوئی جعجع به سئوالات، وی را مورد تحسین و تشویق قرار دادند. همسر جعجع نیز در دادگاه حضور یافت و در دو صندلی دورتر، دختر دانی شمعون از همسر اولش، جریان دادرسی را بدقت تعقیب میکرد.
هواداران جعجع با فریادهای «حکیم ـ حکیم» از وی حمایت نمودند. حکیم لقب جعجع است که بخاطر تحصیلات ناکامل وی در رشته پزشکی در دانشگاه آمریکائی بیروت در دوران قبل از پیوستن به نیروهای فالانژیست، بر وی اطلاق شده است.
«فیلیپ خیرالله» که یک مارونی و رئیس دادگاه است خطاب به طرفداران جعجع گفت: «اینجا صحن دادگاه قانون است، نه سیرک و تماشاخانه!» وی تهدید کرد طرفداران جعجع را از دادگاه اخراج کند.
بواقع بمبگذاری کلیسای مارونی، حتی لبنانیها را که با جنگ و بمبگذاری آشنائی دارند، مرعوب ساخت. در بدترین روزها و لحظات جنگ داخلی اماکن عبادت همواره مقدس شمرده شده و هرگز هدف حملات قرار نمیگرفتند. مواد انفجاری که به دو گلوله توپ بسته شده بود، در مراسم نیایش یکشنبه و در حضور جمعیت 250 نفری در زیر میزی که نزدیک محراب کلیسا قرار داشت، کار گذاشته شده بود.
واقعیت این است این کلیسا زمانی هدف این انفجار قرار گرفت که تنها دو روز قبل آن، بیش از 30 فلسطینی بیدفاع و در حال نماز بوسیله یک مهاجر یهودی در داخل مسجد الخلیل واقع در کرانۀ باختری، بقتل رسیدند. بلافاصله این تصور بوجود آمد اسرائیلیها که درصدد بودند اذهان را نسبت به فاجعۀ الخلیل منحرف نمایند، دستاندرکار این انفجار بودند.
رفیق حریری نخستوزیر لبنان در این رابطه دستهای خارجی را که درصددند اذهان را نسبت به کشتار الخلیل منحرف کنند، متهم کرد.
اعضای دیگر کابینۀ لبنان کمتر محتاط بودند ـ میشال سماحه وزیر اطلاعات انگشت اتهام را بسوی اسرائیل دراز کرد. دولت سوریه نیز این اتهام را وارد ساخت و روزنامۀ تشرین نوشت: «اسرائیل دومین حمله علیه نمازگزاران بیگناه را انجام داد. اینبار در جونیه.»
جعجع، نظیر سایر احزاب فالانژیست و میلیشای مسیحی «نیروهای لبنانی» تحت رهبری وی، روابط نزدیکی با اسرائیل داشته و هنگامی که اسرائیلیها لبنان را در ژوئن سال 1982 اشغال کردند، با آنان همکاری کرد.
در لبنان، همه چیز امکانپذیر است حتی وقتی که مارونیها کلیسای خود را منفجر میکنند.
بازداشت جعجع و متعاقباً اعلام غیر قانونی بودن «نیروهای لبنانی» در 23 مارس، آخرین رهبر مارونی مخالف سوریه در صحنۀ سیاسی لبنان را حذف و سایر مخالفان مسیحی را به سکوت واداشت.
جعجع در اوایل سال 1978 بعنوان یک سرکردۀ گروهی از فالانژیستها، که در آن زمان نیروی عمده مسیحیان مارونی را تشکیل میدادند، فرماندهی یک حمله علیه منزل طونی فرنجیه [فرزند سلیمان فرنجیه رئیسجمهور اسبق لبنان و یک رقیب فالانژیستها از فرقۀ مارونیت] را بعهده داشت. طونی فرنجیه در این حمله همراه با همسر و فرزندش و همچنین 32 محافظ مسلح بقتل رسید.
از سوی دیگر ارتش لبنان مدعی است جعجع مسئول قتل بیش از 17 تن از افسران ارتش در سال 1990 در پادگان صبرا میباشد. «نیروهای لبنانی» این افسران را که در حال نبرد با نیروهای نظامی تحت فرمانده ژنرال میشال عون در آخرین مرحله از برادرکشی در جنگ داخلی بودند، به اسارت گرفتند. اغلب آنان وقتی که از سوی اسیرکنندگان بقتل رسیدند، غیر مسلح بودند.
جعجع، نظیر فرماندهان سایر میلیشاها در جنگ داخلی لبنان، دستور تصفیه و ترور و نبرد علیه سایر رقبای سیاسیاش در داخل فرقه مارونیت را صادر کرده بود. یک عفو عمومی که در سال 1991 اعلام شد، کلیۀ این فرماندگان از جنایات خود بری شناخته شدند.
ولیدجنبلاط رهبر دروزیها، نبیه بری رهبر جنبش امل و ایلی حبیقه فرماندۀ اسبق «نیروهای لبنانی» که همگی از فرماندهان دورۀ جنگ داخلی بودند، در حال حاضر اعضای کابینۀ «بازسازی» در دوران پس از جنگ داخلی میباشند. مطابق عفو عمومی آنان مجبور نیستند به خاطر جنایات دوران جنگ به دادگاه فراخوانده شوند. در جنگ داخلی لبنان که ضربالمثل وحشیگری بود، 150 هزار نفر بقتل رسیده و دهها هزار نفر دیگر معلول و یا ناپدید گشتند.
برای مثال «ایلی حبیقه» متهم شده است که صدها نفر از فلسطینیهای بیدفاع و زن و مرد و کودک را در اردوگاههای پناهندگان فلسطینی صبرا و شتیلا در سپتامبر سال 1992 بقتل رسانده است. این در حالی بود که سربازان اسرائیلی در بیرون از اردوگاهها، صدای تیراندازیها و فریادهای مرگ و نالههای قربانیان را میشنیدند.
روزنامۀ لبنانی الشرق در آوریل نوشت، دستگیری جعجع طلیعۀ یک اقدام در جهت افشاء شدن عوامل فعال موساد ـ سازمان مخفی اسرائیل ـ در لبنان بوده است.
در کیفرخواست که علیه جعجع و سایر اعضای «نیروهای لبنانی» تنظیم شده است، ادعا شده که آنها بخشی از یک توطئۀ اسرائیل و جناح راست مارونیت بمنظور سرنگونی دولت مورد حمایت سوریه در لبنان ـ آنهم در زمانی که سرگرم مذاکرات سازش با اسرائیل بود ـ هستند.
از جمله اسامی که در کیفرخواست ذکر شده، و از فرقه مارونیت هستند، جزو اعضای سازمان «پاسداران ارز» است که طرفدار اسرائیل و مخالف سرسخت فلسطینیها و بمراتب افراطیتر از «نیروهای لبنانی» است، میباشند. این سازمان در سال 1990 غیرقانونی اعلام گردید.
این گروه به وسیله «اتیان صقر» که یک افسر پلیس بود، در سال 1975 تاسیس شد. صقر اسم مستعار «ابو ارز» [پدر ارز] که نام یک درخت است و سمبل ملی این کشور است، بر خود اطلاق کرده بود.
وی در 24 فوریه بخاطر همکاری با اسرائیل به هفت سال کار شاق محکوم گردید ولی بوسیلۀ برخی از عوامل مارونی فراری داده شد و اکنون بنظر میرسد وی در جزین که شهر مسیحینشین واقع در نوار امنیتی اسرائیلیها در جنوب لبنان است، سکونت دارد.
بنابه مدارک و شواهد ارائه شده از سوی دادگاه، مشاوران و معاونان جعجع ملاقاتهای سری در سراسر سال 1993 و اوایل سال 1994 با افسران اطلاعاتی و نظامی اسرائیل در تلآویو، ناصریه و دهکده بنت جبیل واقع در نوار امنیتی اسرائیل در جنوب لبنان، برگزار کردند.
بنابه گفتۀ دادستان، هدف این ملاقاتها تدارک یک کودتا از سوی «نیروهای لبنانی» با حمایت اسرائیل بوده است.
در این رابطه جزئیاتی از ملاقات معاونان جعجع با افسران اسرائیلی مطرح شده است. در یکی از این ملاقاتها که در ادارۀ تابعه وزارت کشور اسرائیل در ناصریه برگزار شد، دو افسر اسرائیلی بنامهای آریان و موشه با سه فرستادۀ ارشد نیروهای لبنانی بنامهای گیریس الخوری، رشدی راد و ژان شاهین گفتگو کردند.
الخوری همچنین در یک خانه امنی بنام مرکز 17 که در روستای بنت جبیل واقع است در اکتبر 1993 با یک اسرائیلی دیگر که بعنوان یک یهودی عراقی بنام گرافیلی معرفی شده بود، ملاقات و در آنجا با افرادی دیگر که در کیفرخواست بخاطر دخالت در انفجار کلیسای جونیه تحت تعقیب قرار دارند، گفتگو کرده بود.
اضافه بر این الخوری با عوامل اسرائیلی که عضو سازمان مخفی «شینبث» و نوار امنیتی فعال بودند، در دسامبر 1993 در ناصریه ملاقات کرده و در آنجا به او گفته شده بود که اعضای «نیروهای لبنانی» برای انجام یک «عملیات بزرگ با هماهنگی اسرائیل» که موعد آن برای آوریل یا می سال 1994 تعیین شده بود، تحت آموزش نظامی قرار دارند.
هنوز معلوم نیست که آیا این ملاقات با ربودن «مصطفی دیرانی» یک رهبر شیعۀ مسلمان از خانهاش واقع در دره بقاع بوسیلۀ کماندوهای اسرائیلی با هلیکوپتر وارد اراضی لبنان شده بودند، ارتباط دارد یا نه؟
اغلب اتهامات علیه جعجع از متن بازجوئیهای الخوری استخراج شده است. او ادعا کرده سه هفته پس از وقوع انفجار در کلیسای جونیه، مجدداً به اسرائیل سفر کرده است.
الخوری گفت در 21 مارس با یک مقام اسرائیلی بنام راد در اتاق شمارۀ 407 هتل موشه تاور در تلآویو ملاقات کرد و در آنجا دو پاسپورت جعلی اتریش و لهستانی مشاهده کرد که بنا به گفتۀ آن مقام اسرائیلی، این پاسپورتها به افراد تابعه «نیروهای لبنانی» که با همکاری اسرائیلیها در لبنان فعالیت میکنند، تعلق دارد.