* شما در مصاحبهای گفتهاید آقای مشایی شخصیت بسیار خاصی دارند. مایلم بدانم که چرا شما ایشان را یک شخصیت «خاص» معرفی میکنید؟
** نگفتم ایشان شخصیت خاصی هستند، گفتم یکی از شخصیتهای همیشه همراه و از یاران وفادار آقای احمدینژاد هستند. پر کارند و شبانه روز کم میخوابند.
* چرا احمدینژاد این همه از مشایی دفاع میکند؟
** طبیعی است آقای احمدینژاد با این درایت و بینش عمیقشان که حضرت آقا در موردشان میفرمایند من 50 سال با آقای هاشمی سابقه دوستی دارم اما نظرات احمدینژاد به من نزدیکتر است؛ از آقای مشایی دفاع کنند. چرا آقا این حرف را میزنند؟ چون خود آقای احمدینژاد کم میخوابند، پر تحرک و سادهزیست هستند و آنچنان جامعه را متحول کردهاند که رایشان از چهار و نیم میلیون در سال 84 به 25 میلیون در سال 88 رسید. آقای احمدینژاد وقتی یکی پر کاراست و شبها کمتر میخوابد و تلاش زیادی میکند طبیعی است که به او توجه بیشتری داشته باشد؛ آن هم با تیزی که آقای احمدینژاد دارد. آقای مشایی را من شخصیتی میدانم که در آینده حرفهای زیادی برای گفتن دارد؛ البته اگر بگذارند. شما به برخوردهایی که با این فرد خدمتگذار میشود نگاه کنید. صداوسیما علیه ایشان است و تعداد زیادی از روزنامههای اصولگرا با تمام وجود به ایشان حمله میکنند. شرط اول امام جمعه بودن عدالت است. یعنی امام جمعه نباید افترا و تهمت بزند اما یک امام جمعه یک شهر مهمی میآید میگوید مشایی «بیّن الغی» است. مدعیالعموم باید از ایشان شکایت کند. هر کس دیگری جای مشایی بود از این امام جمعه به دادگاه ویژه روحانیت شکایت میکرد به اتهام اینکه آقای مشایی را به انحراف متهم کرده است آن هم در حالی که ما در قرآن داریم که حتی به دشمنتان هم فحش ندهید.
مشایی دارای خصوصیتهای ویژهایست چراکه خود من هر وقت با ایشان مواجه میشوم میبینم حتی یک غیبت هم نمیکنند و به هیچکس تهمت نمیزنند؛ من اینها را مقایسه میکنم که اینگونه از مشایی دفاع میکنم. دارند بیمحابا به آقای مشایی اتهام میزنند. خود من در جامعه وعاظ مدیر جلسه بودم که آقای مشایی برای پاسخ به ابهاماتی به آنجا آمدند. نزدیک 250 طلبه یک جا جمع شده بودند. ایشان سه ساعت سرپا و با سعهصدر و حوصله جواب تمام سوالها را داد که با ابراز رضایت همه همراه شد. توجه داشته باشید که آقای مشایی حاضر نبود بنشیند. میگفت نشستن در محضر علما اساعه ادب است. تندترین سوالها را میکردند اما ایشان با سعهصدر جواب میدادند. حضرت امیر میفرمایند یکی از آلات ریاست سعهصدر است که ایشان نشان داد از آن بهرهمند هستند. سعهصدر ایشان در حالی بود که من از بعضی سوالهای تند عصبانی میشدم. شما ببینید حرفهای یک آدمی با این خصوصیتهایی که عرض کردم را بریدهبریده منتشر میکنند تا بتوانند به او اتهام بزنند. مثل اینکه از قول قرآن بگویند که نماز نخوانید در حالی که در ادامه آیه آمده اگر در حال مستی هستید. مثلا از قول آقای مشایی نوشتند که پیامبر مدیر نبوده درحالی که ایشان گفته بود که نگذاشتند پیامبر مدیریت کند؛ من خودم آنجا بودم. یا در مورد مکتب ایران ایشان نوار دو سه ساعته دارد و مکتب ایران را به کربلا میرساند. شدت هجمه علیه ایشان به جایی میرسد که حضرت آقا در سفر اخیر به قم در جلسه با جامعه مدرسین میگویند من قبول ندارم که ایشان مکتب ایران را در مقابل اسلام قرار داده اما چون به ضررشان است این فرمایش آقا را رسانهای نمیکنند.
خود من در جامعه وعاظ مدیر جلسه بودم که آقای مشایی برای پاسخ به ابهاماتی به آنجا آمدند. نزدیک 250 طلبه یک جا جمع شده بودند. ایشان سه ساعت سرپا و با سعهصدر و حوصله جواب تمام سوالها را داد که با ابراز رضایت همه همراه شد. توجه داشته باشید که آقای مشایی حاضر نبود بنشیند. میگفت نشستن در محضر علما اساعه ادب است. تندتر ین سوالها را میکردند اما ایشان با سعهصدر جواب میدادند. حضرت امیر میفرمایند یکی از آلات ریاست سعهصدر است که ایشان نشان داد از آن بهرهمند هستند. سعهصدر ایشان در حالی بود که من از بعضی سوالهای تند عصبانی میشدم. شدت هجمه علیه آقای مشایی به جایی میرسد که حضرت آقا در سفر اخیر به قم در جلسه با جامعه مدرسین میگویند من قبول ندارم که ایشان مکتب ایران را در مقابل اسلام قرار داده اما چون به ضررشان است این فرمایش آقا را رسانهای نمیکنند.
* این نقل قولی که از رهبری آوردید قطعی است؟
** بله! دقیق و قطعی است. ایشان در آن جلسه فرمودند من قبول ندارم مشایی چنین کاری کرده اگر چنین موضوعی باشد من خودم برخورد میکنم.
* شما گفتید که «آقای مشایی حرفهای زیادی برای گفتن دارد؛ البته اگر بگذارند». این حرفها چیست؟ چه کسانی نمیگذارند و چرا؟
** مثلا همین اصالت ایرانیها. آیا کسی تا حالا از این حرفها زده بود. آقای احمدینژاد هم از این حرفهای آقای مشایی دفاع کردند اما باز اصولگرایان میگویند که ما احمدینژاد را قبول داریم اما ایشان را نه. آقای احمدینژاد که آمدند و تایید کردند و گفتند حرف مشایی، حرف ماست. پس شما دروغ میگویید که احمدینژاد را قبول دارید. اگر احمدینژاد را قبول دارید باید ایشان را هم قبول داشته باشید.
* چرا عدهای تمام تلاش شان بر این است تا احمدینژاد و مشایی را از هم جدا کنند؟
** دلیلش مشخص است. آقای احمدینژاد در دیدار با رزمندگان کردستان گفتند هدف اینها از تخریب اطرافیانم بنده هستم نه آقای مشایی، نه زریبافان، نه رحیمی نه هاشمی ثمره؛ بلکه اینها میخواهند یاران من را بزنند. بعد از اینکه دور من خالی شد نوبت من برسد. بعد ایشان در همان جلسه پیشبینی کرد و گفت شما چند ماه دیگر خواهید دید که لبه تیز حملات اینها به سمت خود من خواهد بود. من یک نمونه برای شما بگویم. من و یک گروه 40، 50 نفری شش، هفت ماه پیش رفتیم خدمت ایشان. من به آقای شریعتمداری عرض کردم چرا در حالی که میگویید احمدینژاد را قبول دارید آقای مشایی را مورد حمله قرار میدهید. ایشان به من گفت آقای امیری شما مشایی را نمیشناسید و نمیدانید چطور آدمی هستند. من هم گفتم شما بفرمایید چطور آدمی هستند تا من هم ایشان را بشناسم. من برای حرفهایم شاهد هم دارم؛ دانشجویان و استادهای دانشگاه. شریعتمداری گفت مشایی رفته امیر احمدی دزد را از خارج آورده و... من هم گفتم آقای شریعتمداری شما خودتان را استاد قرآن میدانید و من هم این را قبول دارم. خدا در قرآن فرموده اگر یک کافر آمد و گفت من مسلمان هستم شما نگویید مسلمان نیستی بلکه او را تایید کنید. آقای مشایی آمد و در جامعه وعاظ به عنوان یک مسلمان قسم خورد که «امیر احمدی را نمیشناسم و زمانی که ایشان از کشور خارج شد من فهمیدم به ایران آمده» شریعتمداری چون در این زمینه دلیلی نداشت گفت اصلا نامه آقا را چه میگویید.
شما ببینید کسی که خودش را نماینده آقا میداند با نامه ایشان چگونه برخورد میکند. گفتم بفرمایید آقا در آن نامه چه چیزی فرمودهاند. شریعتمداری گفت آقا فرموده مناسب نیست مشایی معاون اول بشود. شروع کردم به خواندن نامه رهبری برای جمع. پرسیدم کجا آقا گفته مشایی مناسب نیست. ایشان گفته که برای اینکه اختلاف بین همکارها نیفتد به مصلحت نیست مشایی معاون اول شود. شما یک موقع میگویید حضرت امیر (ع) مناسب نیست برای حکومت که این حرف بدی است ولی یک وقت میگویید به مصلحت نیست و آن وقت علی میرود و 25سال در خانه میماند. گفتم آقای شریعتمداری مگر شما یک زمانی نگفتید که آقای مشایی جاسوس و مخملی است ولی آقا در جلسه با قاریان قرآن به صورت علنی گفتند که چرا اینقدر تهمت میزنید اگر کسی جایی نبوده دلیل نمیشود جای دیگری هم نباشد. در واقع مسوول دفتری آقای مشایی را تایید کردند. به شریعتمداری گفتم که چطور این حرف را میزنید در حالی که خود شما هم مقاله نوشتی و عذر خواهی کردی از نسبت دادن اتهامهای مخملی به مشایی. اما این حرفهای ما تاثیری نداشت که هیچ، از آن به بعد من هم شدم یکی از دشمنان و مورد توهین قرار گرفتم و مجبور شدم از ایشان شکایت کنم.
* بالاخره نگفتید چه کسانی نمیگذارند مشایی حرف بزند؟
** همین کسانی که هر روز به ایشانگیر میدهند. مثل همین مدعیان اصولگرایی. صداوسیمای جمهوری اسلامی به مخالفان مشایی تریبون میدهد تا به هر نحوی گریزی به مشایی بزنند. مثلا در یکی از برنامههای «دیروز، امروز، فردا» همین وزیر ارشاد معزول در حالی که بحث او ربطی به آقای مشایی نداشت گریزی هم به ایشان زد. این بیانصافی است. خب اگر شهامت دارند آقای مشایی را هم دو ساعت بیاورند تلویزیون تا با مخالفان مناظره کند. البته این بیانصافیها باعث محبوبیتشان میشود.
* من هنوز جواب سوالم را نگرفتم؛ چرا نباید بگذارند مشایی حرفهایش را بزند؟
** چون یار وفادار آقای احمدینژاد است و بالاخره یک سری از مطالبی که ایشان مطرح میکند عین حرف آقا است. ایشان تلاش میکند یکی سری از فریب خوردگان را جذب کند؛ مثل ایرانیان خارج از کشور. شما میدانید شورای ایرانیان خارج از کشور که ایشان برپا کرده چه اثری در دنیا گذاشته.
* یکی از سوژههای اعتراض به مشایی همین شورایی است که شما میگویید. منتقدان میگویند که میلیاردها تومان برای این شورا هزینه شده. چرا هر قدمی که مشایی بر میدارد یک عدهای اعتراض میکنند؟
** چون نگران هستند.
* از چه نگران هستند؟
** از آینده. از این ترس دارند که در آینده آقای ا حمدی نژاد وقتی دوره ریاستجمهوری خودش تمام شد کسی را که دارای ویژگیهای خودش است معرفی کند تا راه او را با قوت بیشتر ادامه دهد.
* معنی این حرف این است که احمدینژاد قصد دارد مشایی را به عنوان نامزد ریاستجمهوری آینده معرفی کند تا به قول شما راه او را حتی با قوت بیشتری ادامه دهد؟
** من که نمیتوانم قاطعانه این را بگویم که آقای مشایی را معرفی میکنند. اما میتوانم بگویم که اینها از این موضوع احتمالی نگرانند. اینها از اینکه یک دفعه آقای احمدینژاد با توجه به محبوبیتی که دارد، بگوید گزینه من آقای مشایی است و توده مردمی که به ایشان علاقه دارند به مشایی رای بدهند، نگران هستند. بنابراین میخواهند مشایی را تخریب کنند؛ آن هم با بیانصافی تمام.
* شما گفتید احمدینژاد هدف از تخریب مشایی را خودش میداند. سوال این است که چرا باید عدهای از اصولگرایان خواستار تخریب مشایی و بعد هم احمدینژاد باشند آن هم درحالی که خود اصولگراها تلاش کردند تا احمدینژاد رییسجمهور شود؟
** بله! اما اولا ما آنها را اصولگرا نمیدانیم...
* چه کسانی را اصولگرا نمیدانید؛ اصولگرایان را؟
** همینهایی که شما میفرمایید.
* یعنی هر کس که منتقد احمدینژاد باشد در جبهه اصولگرایی جایی ندارد؟
** مثلا آقای مطهری.
* تعریف شما از دایره اصولگرایی چیست که حتی فرزند آیتالله مطهری در آن جا نمیگیرد؟
** اصولگرا کسی است که به اخلاقیات، اعتقادات و ولایت فقیه که ثمره عمر و ثمره درس خارج امام(ره) است توجه کند. حضرت آقا فرمودند در صد سال اخیر مثل این دولت نداشتیم و از این دولت به طور ویژه حمایت میکنند. این تاییدها چه معنی میدهد؟ کسی که خودش را اصولگرا میداند باید از آقای احمدینژاد حمایت کند. کسی که یاران احمدینژاد را میکوبد اصولگرا نیست. خود همین اصولگراها مگر به اصلاحطلبان ایراد نمیگرفتند که به ولایت فقیه اعتقاد ندارند اما حالا خودشان که بدتر عمل میکنند.
* این افرادی که شما نام میبرید بالاخره خودشان هم در کشتی اصولگرایی نشستهاند...
** ما معتقدیم که اصولگرایی مانند جناح راست سنتی شده و خاصیت خودش را از دست داده. راست سنتی دیگر جذابیتش را برای مردم از دست داده.
* چرا؟ شما چگونه به این تحلیل رسیدید؟
** رای مردم. چرا دیگر مردم به جناح راست اقبال نکردند؟
* یعنی رای به احمدینژاد رای به جناح معروف به راست نبود؟
** خیر. ابدا. آقای احمدینژاد اعلام کرد من با این گروهها کاری ندارم. با کاندیداتوری آقای احمدینژاد تمام اصولگراها مخالف بودند و همگی در سال 84 یا از لاریجانی دفاع کردند یا از قالیباف. اگر هم بعد از دو مرحلهای شدن انتخابات از احمدینژاد حمایت کردند دلیلش این بود که با هاشمیرفسنجانی مخالف بودند.
* شما میگویید که جریان راست سنتی و اصولگرایان خاصیت خود را از دست دادهاند. با توجه به این ادعا آیا شما خودتان و احمدینژاد را اساسا اصولگرا میدانید؟
** نه!
* خب اسم جریان، تیم یا حزب شما چیست؟
** تیم خدمت به مردم و مبانی انقلاب. لازم نیست که ما اسم خاصی داشته باشیم اما ما ناممان اصولگرا نیست. جناح راست وقتی خاصیتش را از دست داد اسمش را عوض کرد. مثلا اسمش را گذاشت آبادگران تا رسید به اصولگرایی. ولی الان به دلیل اتهامزنیها و حزب بازیها، مردم دیگر به اینها اقبالی ندارند. البته ما پیشنهاد کردیم که در اتاق فکر مان یک اسم مناسبی تعیین شود.
* چه اسمی؟
** یک پیشنهادهایی هست اما هنوز به نتیجه نرسیده. اما قطعا اسم ما اصولگرا نیست.
* شما دایره طرفداران احمدینژاد را آنقدر تنگ میبینید که حتی نمایندگان طرفدار دولت در مجلس که به دلیل حمایت بیچون و چرا از رفتارهای دولت همواره مورد انتقاد هستند را هم در آن قرار نمیدهید؟
** آقای احمد ی نژاد گفته کسی که من را قبول دارد باید یاران و معتمدان من را هم قبول داشته باشد. این مثل این میماند که شما بگویید من امام را قبول دارم مطهری را قبول ندارم. امام را قبول دارم اما بهشتی را قبول ندارم. امام را قبول دارم اما رجایی را قبول ندارم. اینها دروغ میگویند. کدام امام؟ مثل این میماند که کسی بگوید پیامبر را قبول دارم اما اهل بیت را قبول ندارم.
* خب دلیل این زاویه گرفتنها هم مشایی است و گر نه با خود احمدینژاد که مشکلی ندارند.
** نه اینگونه نیست. اتفاقا اینها با خود احمدینژاد مشکل دارند اما رویشان نمیشود که بگویند. چند ماه دیگر میبینید که مشکلشان با احمدینژاد را علنی میکنند. آقای احمدینژاد از رفتار اینها راضی نیست.
* یعنی چه رویشان نمیشود؟
** یعنی هدف اینها احمدینژاد است ولی مشایی را میکوبند. احمدینژاد گفته که میآیند یاران من را میزنند ولی هدف من هستم. اگر یادتان باشد میگفتند دور و اطرافیان امام خراب هستند تا خود امام را بزنند. شما ببینید آقای احمدینژاد برادرشان را برکنار کردند آن هم در حالی که داود سردار سپاه است.
* چرا؟
** شما خودتان میدانید. من این موضوع را باز نمیکنم.
* به دلیل اختلاف با مشایی بود؟
** نه! اصلا. الان اینگونه شده که یک عدهای مشکل پیدا میکنند اما بهانهای ندارند و نمیتوانند بگویند چه تخلفی کردهاند و چاره را در این میبینند که بگویند ما با مشایی مشکل داریم.
فقط بدانید احمدینژاد اگر لازم باشد، نزدیکانش را هم برکنار میکند.
* یعنی اگر مشایی از دید احمدینژاد مشکلاتش محرز بود او را برکنار میکرد؟
** حتما.
* ملاک صادقانه بودن ادعای همراهی با احمدینژاد را در حمایت از مشایی میبینید؟
** حرف این است که دارند دلخوریهایشان از احمدینژاد را سر مشایی میریزند.
* در مصاحبهای گفتهاید که در انتخابات نهمین دوره مجلس شورای اسلامی، جریان اصولگرایی با کاندیداهای دولتیان رقابت میکند؛ یعنی انتخابات درون جریانی است؟
** نه! رقابت میان ما و اصولگرایان است!
* منظور از این «ما »همان گروه طرفداران احمدینژاد است که گفتید فعلا اسم مشخصی ندارد.
** بله! در جریان اصولگرایی افرادی هستند که از قدیم مسوولیت دارند و من نمیخواهم اسمشان را ببرم، چون شما هم میدانید که چه کسانی هستند. این عده خاص از قدیم میخواهند مسوول باشند و الان هم که سنی از آنها گذشته همچنان حضور در پستها را دوست دارند در نتیجه میخواهند مثل دوره قبل احمدینژاد را تحت فشار بگذارند که با اصولگرایان ائتلاف کند. اما من از شما میپرسم که نتیجه دور قبل انتخابات مجلس و ائتلاف ما با اصولگرایان چه شد؟ الان مثلا در تهران چند نماینده طرفدار احمدینژاد هستند؛ خیلی کم. پس چرا ما باید دوباره ائتلاف کنیم. لزومی ندارد. ما میآییم افراد مردمی و متقی و چهرههای جدید و جوان را معرفی میکنیم. حتی ممکن است افرادی از گروههای اصلاحطلب که در حاشیه هستند در لیست ما قرار بگیرند.
* یعنی اصولگرایان در این فهرست نیستند اما ممکن است اصلاحطلبان باشند؟ یا للعجب!
** بله! تمام اصلاحطلبان که با نظام مشکل ندارند. تمام آن 13 میلیون رایدهنده که ضد انقلاب نیستند، اما آنها که به نام اصولگرایی میخواهند تا آخر عمر قیم مردم باشند قطعا در این لیست نیستند چراکه میخواهند تا آخر عمر نماینده مردم باشند.
* شما به عنوان گروه اطرافیان آقای احمدینژاد قرار است در یک حزب جمع بشوید؟
** شاید هم یک حزبی تشکیل دهیم.
* شما شانس پیروزی در انتخابات را برای این گروه طرفداران احمدینژاد قایل هستید؟
** بله! حتما. من با شما شرط میبندم که این فهرست رای میآورد.
* و برای چند کرسی هدف گذاری کردهاید؟
** ما دو سوم کرسیها را به دست میآوریم. شما بدانید که این طیف در مجلس آینده اکثریت مطلق خواهد بود چراکه مردم فهمیدهاند طرفداران احمدینژاد دگم نیستند.
* شما با قاطعیت میگویید که این طیف دو سوم کرسیها را به دست میآورد.
** بله. با این تحلیل که مردم نسبت به آقای احمدینژاد علاقه ویژهای دارند و ما افرادی را معرفی میکنیم که خصوصیات احمدینژادی دارند.
* همین امروز که شما ادعای پیروزی طرفداران دولت در رقابت با اصولگرایان را در انتخابات مجلس آینده مطرح میکنید یکی از نمایندگان اصولگرای مجلس اعلام کرده که چه تضمینی وجود دارد که دولت انتخابات را درست برگزار کند.
** این که میشود قصاص قبل از جنایت. چطور زمانی که اصلاحطلبان کمیته صیانت از آرا تشکیل میدادند کارشان بد بود و همین آقایان موضعگیری میکردند. البته از این حرفها زیاد میزنند. مثلا مصباحی مقدم میگوید که جریان جامعه وعاظ ولایی غیرقانونی است در حالی که خودشان در جامعه روحانیت مبارز برای فعالیت مجوز ندارند. سوال من این است که چطور شما میتوانید بدون مجوز فعالیت کنید ولی ما نمیتوانیم.
* اگر یادتان باشد قبلا میگفتند که مشایی برای کسب حدود دو سوم کرسیهای مجلس هدفگذاری کرده.
** این هم یکی دیگر از دروغهایی است که از قول ایشان گفتهاند. القای شبهه یکی از عوامل فتنه و نوعی رو در رویی با دولت است. اینها این را میگویند برای فرار به جلو و شاهد این است که ادعای من مبنی بر اینکه در انتخابات مقابل ما شکست میخورند صحیح است.
* شما در یک گفتوگویی ادعا کردهاید اگر مشایی نامزد انتخابات شود، رییسجمهوری بعدی ایران است؟
** من گفتم اگر ایشان نامزد شود.
* من هم که همین را گفتم.
** چون ایشان گفته شش ماه مانده به انتخابات اعلام میکند که نامزد انتخابات میشود یا نه اما با توجه به تخریبی که به نام اصولگرایی علیه ایشان میشود من میگویم آقای مهندس مشایی رای بالایی میآورند. مثل آن همه تخریبی که علیه احمدینژاد کردند ولی ایشان رای بالایی آورد.
* این رای بالایی که میگویید مشایی میآورد چقدر است؟
** حتی بیش از احمدینژاد.
* حتی بیش از احمدینژاد؟
** بله! چون هنر ایشان را مردم دیدهاند و از سوی دیگر تخریبی که اتفاق افتاده کمک میکند ایشان رای بالایی بیاورند. مردم ما مظلوم دوست هستند و هرکسی مظلوم شود به او رای میدهند.
* یعنی الان مشایی مظلوم است؟
** بله! ایشان حتی شکایت هم که میکند رسیدگی نمیکند.
* مثل شکایت از چه کسی؟
** شکایت از شریعتمداری کیهان.
* بعضی اصولگراها میگویند اگر مشایی کاندیدا شود شورای نگهبان او را رد صلاحیت میکند.
** این حرف را که از قول آقای جنتی گفته بودند سخنگوی این شورا تکذیب کرد. در ضمن چرا باید ایشان را ردصلاحیت کنند؛ به کدام دلیل. شما به شخصیت آقای جنتی نگاه کنید ایشان یک مجتهد عادل است و مدافع سفت و سخت دولت و مشایی را رد صلاحیت نمیکند.
* یعنی حتی یک درصد هم ممکن نیست مشایی را رد صلاحیت کنند؟
** نه! چون مدرک و دلیلی وجود ندارد.
* برخی میگویند تعدادی از حامیان دولت دنبال اسلام منهای روحانیت هستند و مشایی این خط را دنبال میکند؟
** بر اساس کدام مصداق عینی چنین نتیجهگیری کردهاند.
* با توجه به اینکه شما امام جماعت نهاد ریاستجمهوری هستید آیا این اتهام را قبول دارید؟
** من خودم به عنوان رییس شورای فرهنگی نهاد ریاستجمهوری با مراجع دیدار کردهام و احترام بسیاری بین ما هست. کدام اسلام منهای روحانیت یا بهتر است بگوییم اسلام منهای کدام روحانیت. حضرت امام فرمودند فسد العالم فسد العالم. امام فرمود روحانی که فاسد باشد عالم را فاسد میکند. من به عنوان یک روحانی که در دولت هستم شهادت میدهم که تمام اینها و حتی خود آقای مشایی چنان به روحانیت احترام میگذارند که من خودم تعجب میکنم.
* مثلا نسبت دولت و احمدینژاد در شرایط کنونی با آیتالله مصباح چیست؟
** ایشان یکی از علمای بزرگ است و ما به ایشان احترام میگذاریم. ما ضمن احترامی که به آیتالله مصباح یزدی میگذاریم اما در مسایل سیاسی و اجتماعی از رهبری تبعیت میکنیم. یک انتقاد به آقای مصباح این است که آقای مصباح عزیز مگر آقا نفرمود مسایل را فرعی و اصلی کنید؟ مگر آقا نفرمود اصلا به بحث مشایی نپردازید و اگر اشکالی هست فرعی است؛ پس چرا مساله مشایی شده مساله اصلی کشور.
* ماجرای ادعای وجود یک گروه منحرف در دولت که این روزها اصولگرایان مدام به احمدینژاد نسبت به وجود آن هشدار میدهند چیست؟
** کدام گروه منحرف. من که چیزی راجع به این گروه نمیدانم.
* یعنی این همه اصولگرایان هشدار میدهند که یک گروه منحرف در دولت...
** کدام انحراف در دولت. من خودم داخل این دولت هستم. کدام منحرف. الان هر روحانی به ما مراجعه میکند حتی اگر در جناح مقابل باشد من به آقای رییسجمهور و آقای مشایی مشکلشان را میگویم. آنها با بالاترین حسن نظر و با سعهصدر تلاش میکنند خواستههایشان را برآورده کنند؛ البته از راههای قانونی.
* سوال من مشخصا این است که شما شنیدهاید که میگویند یک گروه منحرف در دولت هست؟
** خب منظور اینها مشایی است دیگر. اما جرات نمیکنند آن را شفاف بگویند. چون آن وقت باید ادعایشان را ثابت کنند.
* بعضی معتقدند در دولت همه راهها به مشایی ختم میشود. طیفی از اصولگرایان حتی در ماجرای استعفای وزیر اطلاعات و سپس ابقای مصلحی، مشایی را متهم میکنند.
** این هم بخشی از پروژه ضدیت با احمدینژاد است. هرچه به انتخابات نزدیکتر میشویم اینها بیشتر احمدینژاد را تخریب میکنند.
* «فارس» از شما نقل کرده که حکم رهبری برای ابقای مصلحی حکم حکومتی نبوده؟
** من این را نگفتم بلکه گفتم برخی از اصولگراها صحبتهای ایشان را به مولوی و ارشادی تقسیم میکنند. وگرنه من که گفتم اگر ایشان بگویند همسرم به من حرام است او را طلاق میدهم. شما باید ببینید همین امروز آقا چگونه در جمع مردم شیراز از دولت و آقای احمدینژاد حمایت کردند.
* برخی از اصولگرایان میگویند احمدینژاد مرید مشایی است...
** اینکه آقای احمدینژاد به دلیل زهد و جهد و تلاش شبانه روزی مشایی به ایشان توجه دارد نشان از مرید و مرادی نیست. احمدینژاد تیز است. اگر مشایی مشکلی داشت احمدینژاد میآمد دختر مشایی را برای پسر خودش بگیرد. ببینید ختم کلام این است که هرکس احمدینژاد را قبول دارد باید مشایی و معتمدین ایشان را هم قبول داشته باشد. کسی که امام را قبول داشت باید معتمدین امام و کسی که علی (ع) را قبول داشت باید معتمدین علی را هم قبول میداشت.
* در مورد مداحانی که طرفدار دولت بودند و الان به شدت انتقاد میکنند...
** من در مورد اینها که بیادبی میکنند حرفی ندارم.
* چرا برخی به جامعه وعاظ ولایی که شما دبیر آن هستید میگویند جامعه وعاظ مشایی؟
** جامعه وعاظ در زمان بنیصدر و انحرافهای او توسط آقای ناطق نوری تاسیس شد تا در مقابل بعضی از کسانی که در جامعه روحانیت مبارز تهران از بنی صدر حمایت کردند .قرار بگیرد بعد از اینکه موسوی در انتخابات شکست خورد یک دفعه آنجا را تعطیل کردند. ما هم گفتیم آقا الان که زمان فتنه است چرا تعطیل میکنید. بعد از این من به آقای شجونی گفتم...
* آقای شجونی آن موقع چهکاره بود؟
** هیچی! عضو خالی بود؛ یعنی حتی عضو شورای مرکزی هم نبود. من با ذکر صلوات از آقایان خواستم که آقای شجونی چون مسن است دبیر شود و خودم دبیر اجرایی. خودم ایشان را دبیر کردم. البته ایشان مدعی است که آقای مهدویکنی حکم دبیری ایشان را داده که این درست نیست. من گفتم که یک کاری میکنم که این سی نفر جمعیت را به دویست نفر میرسانم وبا قدرت اجرایی که داشتم پای وزیران و معاونانشان را به آنجا باز کردم. نوبت به آقای مشایی رسید و جمعیت زیادی آمد، اما بعدش ما دیدیم که عدهای از این آقایان میخواهند مشکلشان در مورد چند هکتار زمین را حل کنند. زمین هم مال خودشان نبود و میخواستند تصرفش کنند. به من هم نگفتند که زمین چقدر است و من فکر میکردم که زمین 50 یا 60 متر است. رفتم پیش مشایی برای پیگیری که اخوی آقای مشایی گفتند حاج آقا...
* اخوی مشایی؟
** بله.
* اسمشان چیست؟
** آقا کوروش.
* مگر برادر مشایی در دولت هستند؟
** نه یک شهروند عادی است و در دولت نیست. و من فقط به عنوان واسطه با ایشان موضوع را مطرح کردم که گفتند حاجآقا میدانید درخواست ایشان چیست؟ درخواست اینها خلاف شرع است. و بعد تخریبهای ایشان شروع شد.