نویسنده: منصور جمالی فرد
اکنون زمانه، زمان غیبت کبری است و دو مسألهی مهم در این زمان مطرح است. این مسایل از نقاط قوت شیعیان است و لرزه بر اندام دشمنان اسلام در طول زمان غیبت امام زمان(عجلاللهتعالی) انداخته است. با پیروزی انقلاب اسلامی ایران و به وجود آمدن بستری مناسب برای پرداختن و پرورش این دو مسأله؛ این دو، بیشتر مورد توجه قرار گرفت.
دشمنان به وسیلهی ترفندهای گوناگون با این مسایل مبارزه میکنند و در برخی موارد به گونهای این مسایل را تحریف مینمایند که این نقطهی قوت، تبدیل به نقطهی ضعف میگردد. اولین نقطهی قوت شیعیان، مسألهی مهدویت است.[1] مهدویتی که امید بخش دلهای خسته است.[2] در مهد خود پرورش دهندهی منتظران است. انتظاری که چنان نیرویی به انسانهای با ایمان میدهد که با دست خالی در مقابل دشمنان اسلام میایستند، چون آینده را روشن میبینند. در طول این مدت، این «انتظار» بود که افراد با ایمان را ثابت قدمتر نگه داشته و میدارد و به همین خاطر در روایات مختلف از انتظار تعابیری زیبا و عمیقی به کار برده شده[3] تا جایی که افضل اعمال شمرده شده است.[4]
دومین نقطهی قوت ایشان در عصر غیبت، علمایی هستند که در زمان غیبت سکاندار کشتی دین هستند که همان ولایت فقیه میباشد.[5] بر همین اساس دشمن مبارزه با این دو مسأله را سرلوحهی کار خود قرار داده است. ولایت ستیزی و مبارزه با مهدویت به گونهای است که دشمن از هر راه ممکن ـ و هزینه کردن مبالغ چشمگیر ـ برای اینکه بتواند جوانان ما و مؤمنان را از مسألهی مهدویت و ولایت جدا سازد، وارد میشود.
باید مواظب بود که نیروهای خودی، همسو با دشمن در این مسیر حرکت نکنند. باید با مهدویت امید به جوانان داد و آیندهی زیبا و روشنی برای جهان ترسیم نمود. باید در نظر داشت که چه در قالب گفتوگو، چه در قالب نوشتار (مقاله،کتاب وغیره) و چه در قالب هنر، فیلمسازی و مستند سازی خیلی دقیق و با احتیاط عمل کرد تا نتیجهای مطلوب حاصل شود. نتیجهای که نا امید کنندهی دشمنان اسلام و امید دهندهی مسلمانان باشد و باعث شود به مقصد دینی خود برسند.
دشمنان اسلام از ابزارهایی همچون فیلم،کتاب، سایت و ... علیه این مسألهی مهم استفاده کردهاند و باعث شدهاند که این مسأله زیر سؤال برود. محققین نیز به این مسأله جوابهایی دادهاند که باعث شده همواره این مسأله با طراوت مانده و به عنوان نقطهی قوت شیعیان باقی بماند اما این اواخر برخی کارها - خواسته و یا ناخواسته - باعث شده این مسأله زیر سؤال برود که از جملهی آنها «مستند ظهور بسیار نزدیک است» میباشد. امثال این کارها نه تنها اثر مثبتی در بحث انتظار و مهدویت در بر ندارد بلکه باعث فاصله گرفتن و ناامیدی جوانان و زیر سؤال رفتن مسألهی مهم و وزین انتظار، میشود.
در بحث مهدویت چند اصل کلی باید رعایت شود تا همواره این عنصر به عنوان نقطهی قوت ما باقی بماند و دشمنان نتوانند آسیبی به آن بزنند:
1. باید مطالبی که در این مورد گفته، نوشته و ساخته میشود، همه کارشناسی شده باشد و در تخصص کسی باشد که میتواند در این مورد اظهار نظر کند. مانند تمامی مسایل روز دنیا و به خصوص مثل تمامی مسایل دینی؛
در بحث مهدویت هم اگر کسی کارشناس دین نباشد و کلیات اسلام دستش نباشد و نتواند روایت را خوب از هم جدا کند و یا در مسایل، تفسیر، رجال و ... را مورد توجه قرار دهد، اگر چنین نباشد دچار بحران جدی شده و همه چیز را از مسیر اصلی خود دور میکند و به نام دین ضربهی بزرگی بر پیکرهی دین وارد میسازد.
در بحث مهدویت ابتدا باید روایات و آیاتی که استفاده میشود توسط متخصصان دینی به صورت علمی و مستدل تحقیق شود و سپس توسط متخصصان هنری اگر نیازی به ساختن مستند باشد، ساخته شود.[6]
2. بحث علایم ظهور و شرایط ظهور است؛
آیا باید تمامی علایم محقق شود تا امام زمان ظهور کند یا نه بعضی از آنها هم محقق شود ایشان ظهور میکند؟ و آیا میشود که امام زمان بدون این علایم هم ظهور کند یا نمیشود؟
در این موارد باید تقسیم بندی دقیقی صورت بگیرد. اینکه علایم برای چه هستند و علایم حتمی و غیرحتمی باید مشخص شود و مورد دقت قرار گیرد که شرایط ظهور چگونه است. آیا باید تمامی علایم محقق شود تا حضرت ظهور کند یا نه بعضی از آنها هم محقق شود ایشان ظهور میکند و آیا میشود که امام زمان بدون این علایم هم ظهور کند یا نمیشود؟
3. تعیین وقت ظهور
آیا میشود برای ظهور، وقت تعیین نمود یا نه؟ خود وقت به چه معنی است؟ «کذب الوقاتون»[7] چگونه وقتی را میگویند؟ وقت،[8] از ثانیه، دقیقه و ساعت ساخته شده است که روزها، هفتهها، ماهها، سالها و قرنها را تشکیل میدهد و به همهی اینها وقت گفته میشود. تعیین کنندهی وقت برای زمان ظهور، دروغگو است و فرق نمیکند روز تعیین کرده یا سال و یا عصر، قرن و عمر.
4. مؤمن در تمامی کارها باید هدف داشته باشد و آن هم، هدف مقدس. هدف باید مشخص باشد که فلان برنامه برای چه هدفی ساخته میشود. آیا هدف، اغراض سیاسی و جناحی است و یا نه هدف نهادینه کردن فرهنگ انتظار است؟ آیا هدف دین و اسلام است یا نه مرید پروری و مریدسازی است؟ و ... باید هدف مشخص شود. هم هدف مهم است و هم اینکه دیگران چه برداشتی را از این هدف و مجموعه میکنند. میبایست به مسایل نگاه جامع وجود داشته باشد.
5. وقتی هدف مشخص شد با چه وسیلهای انسان باید به این هدف برسد. هدف مقدس وسیلهی مقدس نیز میطلبد. نباید با تفسیر به رأی و مطالب غیر قابل قبول از نظر دینی به این هدف رسید. فیلم، مستند و ... همه مطلوب است اما زمانی که در مسیر دین باشد.
6. انسان در هر زمان وقتی هوا مه آلود است باید بصیرت داشته باشد تا بتواند حق و باطل را از هم تشخیص دهد. معیار حق را بشناسد و معیار باطل را هم بشناسد و خود را در قالب حق بریزد. شاخص و معیار هم در هر زمان مشخص است. تنها معیار در عصر حاضر ولایت فقیه و مراجع عظام هستند که سکان دار این کشتی میباشند.
و حال ببینیم که آیا در مستند «ظهور بسیار نزدیک است» این موارد لحاظ شده است یا نه؟
1. هدفی که در این برنامه دنبال میشود؛ نمیگویم چه هدفی را دنبال کردهاند ولی آن چه از این مستند به ذهن متبادر میگردد به طور حتم هدف مقدس نیست چون نه تنها مؤمنان را به انتظار نمیکشاند بلکه از این موضوع دور هم میکند. در این مورد بیشتر شبیه اغراض سیاسی و ... دیده میشود.
2. وسیلهای که استفاده شده است؛ برای رسیدن به این هدف، از تفسیر به رأیها و مسایل کارشناسی نشده، استفاده شده است. با وسیلهی مقدس حرکت نشده است. چیزهایی که در مسایل دینی به هیچ وجه قابل قبول نیست؛ مثل معنی کردن لغات به دلخواه خود و تطبیق روایات و ترجمه برای خود که کاملاً همهی اینها مشهود است.
3. تعیین وقت ظهور؛ کذب الوقاتون کاملاً شامل این مجموعه میشود. چون تعیین وقت نموده؛ حداقل میتوان گفت که عمر طبیعی یک انسان را یا یک انقلاب را در نظرگرفته است. وقتی چنین مدتی در نظر گرفته میشود این نیز از مصادیق تعیین وقت است.
4. کارشناسانه وارد بحث نشدهاند و نظارت کارشناسان دینی را همراه خود ندارند، در نتیجه با مخالفت مرکز تخصصی مهدویت،[9] مراجع عظام، بزرگان، ائمهی جمعه و محققین حوزهی علمیه مواجه شدهاند و این میرساند که سازندهی فیلم در حدی نبوده که صلاحیت ساختن و بررسی اینها را داشته باشد و از کارشناسان دارای صلاحیت هم استفاده نکرده است.
5. علایم ظهور به صورت دقیق و علمی مورد بررسی قرار نگرفته و از روایات ضعیف، استحسان، تحریک عواطف و خیلی از چیزهای که در مسایل دینی جایگاه خاصی ندارد، استفاده شده است و در بعضی جاها استناد به شعر و غیره شده است و در استفاده از کلمات بزرگان چون مقام معظم رهبری برای رسیدن به مقاصدشان استفاده کردهاند، بدین صورت که از بیانات معظم له را که در بیان این مورد نبوده، در این مورد استفاده کردهاند و اگر پس و پیش جملهی ایشان آورده شود، انسان متوجه میگردد نظر رهبری این نبوده است.
6. نه تنها انتظار در این مستند تقویت نمیشود بلکه به نفی مبارزه با انتظار است و امید را از جوانان و منتظران میگیرد و چون این تطبیقها درست صورت نگرفته، ضربهی بزرگی به مسألهی مهدویت زده است به گونهای که بر علیه انقلاب که مهد انتظار است، استفاده شده است.
در پایان اشاره میکنم که جز به جز این لوح فشرده جای نقد دارد و به صورت مصداقی، مقالات متعددی را میطلبد. ما در این مقاله به بیان اصول کلی و نقض این اصول در این مستند پرداختهایم.