نویسنده: نبیالله امامی
ایران تو مادری و خلیج فارس چون کودکی نشسته به دامانت
مهرهزاره ها که برآن نقش است باشدگواه روشن و عنوانت
این نام کنده شد زهزاران سال بر رویه کتیبه ایوانت
دریای پارس خواند تورا تاریخ ازعهدداریوش جهان بانت
امواج پر خروش خلیج فارس هستندجاودانه ثنا خوانت
هرموج پای کوبدو دست افشان شکرآورد به درگه یزدانت
تنب بزرگ و کوچک و موسی هستندپاره های تن و جانت
نام خلیج فارس سزای نام توست تاریخ پیر شاهد برهانت
ایران ای کشور فروغ اهورایی باد خدا همیشه نگهبانت[1]
خلیج فارس در تاریخ، جایگاه ویژه و والایی داشته و مورخان اسلامی نیز در کتب خود از این آبراه تحت عنوان خلیج فارس یا الخلیج الفارسی یا بحر فارس یاد کرده اند و این نام به کرار در کتابهای مختلف مانند "تقویم البلدان " ابو علی احمد بن عمر، "المسالک و الممالک " ابو القاسم عبید ا... بن احمد بن خرداد، "مروج الذهب " مسعودی، "صوره الارض " ابن حوقل، "معجم البلدان " یاقوت حموی، " نزه القلوب " حمد ا... مستوفی و "تحفه النظار فی غرائب الامصار و عجایب الاسفار " ابن بطوطه آمده است.
خلیج فارس به علت اهمیت ترانزیتی و نیز به علت وجود ذخایر عظیم نفتی در بستر و زیر بستر خود قرنهاست که مورد توجه قدرتهای استعمارگر وقت ازجمله پرتقال، انگلیس و آمریکا و . . . بوده است. متأسفانه در زمان حاضر که باید به به مقررات و موازین بین المللی بیشتر توجه شود، مقرراتی که دولتهای بزرگ خود واضع آن بوده اند، حق ملت ایران نادیده گرفته می شود و خلیجی که همواره و بر اساس استنادات تاریخی گوناگون عنوانش را از سرزمین فارسها(ایران) گرفته است به دروغ با عناوین دیگر تبلیغ می شود و حق حاکمیت جمهوری اسلامی ایران در آبهای نیلگون خلیج فارس را نقض می کنند و با کمال تأسف بعضی از همسایگان ما نیز دانسته یا ندانسته آلت دست استعمارگران ماوراء بحار می شوند.
«منطقه خلیج فارس یکی از حساس ترین مناطق دنیا و جزیی از جهان اسلام است که ذخایر خدادادی آن باید به بهترین وجه مورد استفاده امت اسلامی قرار گیرد و برای نیل به این مقصود باید به دخالتهای نیروهای خارجی در این منطقه پایان داده شود و امنیت منطقه با همیاری وهمکاری ملتهای منطقه بر پایه اخوت اسلامی برقرار شود».[2]
متن فوق بخشی از پیام مقام معظم رهبری، حضرت آیت ا.. خامنه ای (مدظله العالی) برای کنفرانس بین المللی خلیج فارس در اردیبهشت 1367 بوده است. با توجه به اهمیت خلیج فارس در بیانات مقام معظم رهبری، هدف نگارنده در این مقاله، دفاع از نام خلیج فارس در برابر نام ساختگی و جعلی خلیج ع ر ب ی می باشد. برای اینکه بتوانیم دلایل خود را در این رابطه اثبات کنیم، برآنیم تا از مستندات تاریخی بهره برداری کنیم.
خلیج فارس نامی است به جا مانده از کهن ترین منابع، که از سده های پیش از میلاد سر بر آورده است و با پارس و فارس(نام سرزمین ملت ایران) گره خورده است. در سالهای اخیر نام خلیج ع رب ی نیز در برخی منابع به طور محدود به کار رفته که مخالفت جمهوری اسلامی ایران را بر انگیخته است. سازمان ملل متحد در چندین نوبت در بیانیه ها، اصلاحیه ها و مصوبه های گوناگون و با انتشار نقشه های رسمی، نه تنها بر رسمی بودن نام «خلیج فارس» تأکید کرد، بلکه از هیأت های بین المللی خواسته که در مکاتبات رسمی به ویژه در اسناد سازمان ملل از نام کامل خلیج فارس استفاده کنند که بعداً به آن اشاره خواهد شد. بنابراین قدمت خلیج فارس با همین نام چندان دیرینه است که عده ای معتقدند« خلیج فارس گهواره تمدن جهان یا خاستگاه نوع بشر است.»
خلیجفارس بر اساس مستندات تاریخی
از دوران باستان تا به امروز در همه آثار تاریخی، جغرافیایی و دایره المعارف های بزرگ جهان آبهای جنوب ایران از پیوستنگاه اروندرود تا تنگه هرمز به نام خلیج فارس شناخته شده است. تاریخ نگاران و جغرافی دانان و باستان شناسان تا کنون از این دریا به نام های خلیج فارس، خلیج العجم و دریای پارس و بحر پارس یاد کرده اند.
در اوستا در چندین جا از خلیج فارس با نام«دریای پوئی تیک» یا «پویی دیک» و از دریای عمان به نام «سدویس» و از اقیانوس هند به نام «فراخکرت» یاد شده است. در شماره 18 فرگرد 5 بخش وندیداد اوستا آمده است:« من اهورامزدا، آبها را بر مردارها و دخمه ها و بازمانده های چرکین و استخوان روان می کنم. آن گاه من آبها را پنهانی باز می گردانم. من اهورامزدا، آبها را به دریای پوئی تیک(خلیج فارس) باز می گردانم.»[3]
در سنگ نبشته داریوش هخامنشی در مصر متعلق به سال 518 تا 505 پیش از میلاد، که هنگام حفر کانال سوئز به دست آمده است، در عبارت «درایه تپه هچا پارسا آیی تی هنی» به معنای دریایی که از پارس میرود یا سر میگیرد، نام دریای پارس آمده است.ایرانیان در روزگار هخامنشی این دریا را «پارسا درایا» یا دریای پارس میخواندند. در کتیبههایی که از داریوش در تنگه هرمز نیز یافت شده، عبارتی پیرامون دریایی که از «پارسرود» سرچشمه میگرفته است، به چشم میخورد.
در کتاب حدود العالم به عنوان قدیمیترین کتاب جغرافیا به زبان فارسی که حدود هزار سال قبل تألیف شده است آمده است: « دریای بزرگ که آن را بحر الاعظم خوانند... و این دریا را پنج خلیج است ، یکی از آنها را خلیج پارس خوانند که ا از حد پارس برگیرد، با پهنای اندک تا به حدود سند».[4] بنابراین میتوان گفت از هنگامی که بشر تاریخنویسی را آغاز کرده است، دریای جدا کننده فلات ایران از شبه جزیره عربستان را «دریای فارس» یا «خلیج فارس» نامیده اند و در هیچ یک از این ادوار تاریخی نام دیگری به آن نهاده نشده است.
اما به راستی کی و تحت تاثیر چه موضوعی مجادله بر سر نام خلیجی که همواره و بدون وقفه همواره فارس نامیده شده است آغاز شد؟. تا اوایل دهه 1960 میلادی هیچ گونه بحث و جدلی درباره نام خلیج فارس در میان نبوده است و در تمام منابع اروپایی، آسیایی و آمریکایی و دانشنامه ها و نقشه های جغرافیایی این کشورها، نام خلیج فارس در تمام زبانها به همین نام یاد شده است.
اصطلاح خلیج ع رب ی برای نخستین بار در دوره تحت قیمومت شیخ نشین های خلیج فارس توسط کارگزاران انگلیس و بطور ویژه از طرف یکی از نمایندگان سیاسی انگلیس مقیم در خلیج فارس به نام «رودریک اوون» (Roderic Owen ) به کار گرفته شد. وی در کتابی به نام «حبابهای طلایی خلیج ع رب ی »(Golden Bubble of Arabian Gulf)در سال 1958 نوشت:« من در تمام کتب و نقشه های جغرافیایی نامی غیر از خلیج فارس ندیده بودم ولی در چند سال اقامت در سواحل خلیج فارس متوجه شدم که ساکنان سواحل، عرب هستند. بنابراین ادب حکم می کند که این خلیج را عربی بنامیم.» وی و فرد دیگری به نام «سر چارلز بلگریو» به قصد تفرقه بین ایران و کشورهای عرب این موضوع را مطرح کردند.
سرچارلز بلگریو که بیش از سی سال نماینده سیاسی و کارگزار دولت انگلیس در خلیج فارس بوده است، پس از بازگشت به انگلستان در سال 1966 کتابی درباره سواحل جنوبی خلیج فارس منتشر کرد و در آن نوشت که «عربها ترجیح می دهند، خلیج فارس را خلیج عربی بنامند.» پس از نوشتن این کتاب بود که اصطلاح «الخلیج العربی» در مطبوعات کشورهای عربی رواج پیدا کرد.[5]
بنابراین انگلیسی ها نخستین عاملان کاشته شدن این تخم نفاق بوده اند. زیرا از قدیم در صدد بودند تا خلیج فارس را تبدیل به یک دریای انگلیسی کنند. بعدها در دهه 1980 میلادی آمریکایی ها هم به پیروی از آنها از تبدیل خلیج فارس به خلیج آمریکایی سخن گفته اند. از نظر آمریکایی ها و اروپایی ها، این منطقه شریان حیاتی غرب در منطقه استراتژیک غربی و حوزه منافع ویژه است؛ لذا اگر قادر باشند خلیج فارس را به طور مستقیم یا غیر مستقیم تحت تسلط خود در می آورند.
اهدافی که کشورهای غربی بویژه انگلیس و آمریکا از به کار بردن نام جعلی خلیج عربی دنبال می کنند عبارتند از:
1- دسترسی آسانتر به آبهای آزاد خلیج فارس
2- ادعای حاکمیت مطلق بر سرزمینهای نفت خیز منطقه
3- از بین بردن نام ونشان تمدن کهن و چندین ساله ایران(پارس)
4- ایجاد شکاف و تفرقه در بین کشورهای منطقه خلیج فارس
5- پیاده نمودن اهداف سیاسی –نظامی خود برای حاکمیت مطلق بر کشورهای ساحلی خلیج فارس
با این حال، دولت ایران در روز 13 مرداد سال 1337 به دلیل تغییر نام خلیج فارس به خلیج عربی از سوی انگلیس، عراق و برخی دیگر از کشورهای عربی، بیکار ننشست و اعتراض خود را به دولت جدید عراق به رهبری عبدالکریم قاسم که با یک کودتای نظامی بر سر کار آمده بود، اعلام کرد. همچنین دولت ایران در همان زمان در برابر این نام معجول واکنش نشان داد و گمرک و پست ایران از قبول محموله هایی که به جای خلیج فارس نام خلیج عربی بر روی آن نوشته شده بود، خودداری کرد. در این زمان بعضی از کشورهای عربی حتی اعتبار هنگفتی از محل درآمدهای کلان نفتی خود را در اختیار بعضی از مأموران سیاسی در خارج می گذاردند تا با تطمیع مطبوعات خارجی نام مجعول عربی را به جای خلیج فارس رواج بدهند.[6]
بعد از عبدالکریم قاسم، در سال 1968 جمال عبدالناصر رهبر جنبش ملی جهان عرب در مصر که در نظریه وحدت عربی خود، دنیای عرب را از اقیانوس اطلس تا خلیج فارس «من المحیط الاطلسی الی الخلیج الفارسی» نامیده بود، دیری نپائید که با اوجگیری هیاهو و جنجال پان عربیسم خود و برای سرپوش گذاشتن بر شکستهای اعراب از اسرائیل از نام ساختگی خلیج عربی سود جست. ناصر با طرح چنین سیاستی دو هدف عمده را پیگیری میکرد. نخست زنده کردن تعصبات نژادی اعراب و سپس رویارویی با شاه ایران که با اسرائیل روابط خوبی برقرار کرده بود.[7]
نکته قابل توجه اینجاست که وی فراموش کرده بود که قبل از اقدام به تحریف نام خلیج فارس در مصر در مقدمه کتاب خود نقشه خلیج فارس را آورده بود و نام خلیج فارس را روی این نقشه ثبت کرده بود. وی با این اقدام مورد تمسخر دنیای عرب و جهان اسلام قرار گرفت و تلاشهای وی نتیجه دلخواهی در بر نداشت.