تاریخ انتشار : ۰۲ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۰۵  ، 
کد خبر : ۲۱۸۹۰۸
یادداشت تحلیلی

واکاوی علت گرایش عباس برای آشتی با حماس


به گزارش فارس، آیا باید منتظر فلسطین جدیدی بود؟ این سوالی است که پاسخ به آن به زمان نیاز دارد و آینده است که تعیین می‌کند فلسطین جدید شکل گرفته است یا نه، اما آنچه روز چهارشنبه در قاهره روی داد، خود پنجره‌ای است رو به آینده‌ای روشن که ملت فلسطین انتظار آن را می‌کشد.
چهار سال اختلاف و دوری در میان مجتمع فلسطینی و تجربه‌های تلخی که در این دوران به نسبه طولانی مردم فلسطین چه در کرانه باختری رود اردن و چه در نوار غزه تجربه کردند، امروز خود به چراغ راهنمایی تبدیل شده که به واسطه آن رهبران بلندپایه جنبش‌های بزرگ فلسطینی در کنار هم شعار پایان آن را سر دهند.
نگاهی به سخنان روز چهارشنبه دو رهبر برجسته فلسطینی پس از امضای توافقنامه آشتی ملی در محل سازمان اطلاعات مصر و با نظارت مقامات این کشور، نشان از دغدغه‌های آنها دارد، دغدغه‌هایی که در قالب سخنانی مهم مطرح شد و بسان تعهدنامه‌ای در برابر مردم فلسطین و آرمان‌های آن تلقی می‌شود.
محمود عباس خسته از مذاکرات بیهوده با رژیم اشغالگر قدس، مشکلات امنیتی، کاهش محبوبیت، دور شدن مردم از وی، فشار بیش از اندازه صهیونیست‌ها برای گرفتن امتیازات بیشتر، مشاهده سراب سازش و وعده‌های دروغین آمریکا و کمیته چهارجانبه، سرافکندگی به دلیل عدم همراهی با مردم غزه در جریان جنگ 22 روزه، مشاهده توانایی حماس در اداره نوار غزه در بدترین شرایط ممکن و تحریم و ده‌ها دلیل ریز و درشت دیگر به قاهره آمده بود تا همه این مسایل را به یک‌باره جبران کند.
سخنان عباس نشان داد که اگر در آینده تحت فشار خارجی قرار نگیرد، از انگیزه‌ای قوی برای پایان دادن به اختلافات و پذیرفتن قانون و رای مردم برخوردار است، اما اینکه وی تا چه اندازه می‌تواند در این مسیری که برای خودش تعریف کرده، حرکت کند، به عوامل متعددی بستگی دارد.
عباس و تشکیلات خودگردان فلسطین خود را پایبند به مذاکرات سازش با رژیم صهیونیستی و توافقاتی که در طول دو دهه گذشته امضا کرده‌اند، می‌دانند و در بعد دیگر اقتصاد کرانه باختری رود اردن به گونه پیچیده‌ای با اقتصاد رژیم اشغالگر پیوند خورده است که می‌تواند پیامدهای سنگینی برای اقتصاد شکننده این منطقه داشته باشد.
هر چند تحولات امروز منطقه باعث تقویت موضع فلسطینی‌ها شده و آنها می‌توانند با استفاده از فرصت پیش آمده خارج از چارچوب‌های تعریف شده از سوی کمیته چهارجانبه و آمریکا، رژیم صهیونیستی را تحت فشار قرار دهند تا حقوق ملت فلسطین را به رسمیت بشناسد، اما باید توجه داشت لابی‌های رژیم اشغالگر آن اندازه قدرتمند هستند که واشنگتن را به فشار عباس و تشکیلات خودگردان جهت حرکت در طرح نقشه راه مجبور کنند. اما او در سخنرانی خود با نگاهی به کشور مستقل فلسطینی در مرزهای 1967 و محکومیت شهرک‌سازی‌ها توسط رژیم صهیونیستی توسط 14کشور عضو شورای امنیت و عدم محکومیت آن توسط آمریکا، انتقاد غیر مستقیمی هم از واشنگتن و رفتارهای دوگانه‌اش کرد که نشان از دلسردی کامل او روند سازشی است که از زمان انعقاد پیمان مادرید تاکنون در پیش گرفته است.
عباس در سخنان خود با سیاه و تاریک توصیف کردن چهار سال گذشته در تاریخ فلسطین، گفت: ما این دوران تاریک را پشت سر گذاشته‌ایم و از آن درس گرفته‌ایم. این اظهارات عباس گر چه امیدوار کننده به نظر می‌رسد، اما آینده نشان خواهد داد که تا چه حد در مقابله با فشارهای خارجی ایستادگی خواهد کرد و در کنار برادران فلسطینی خود می‌ماند.
امضای توافقنامه آشتی ملی فلسطین و اعلام استقلال کشور مستقل فلسطینی در ماه سپتامبر آینده علی‌رغم تمام مخالفت‌ها و کارشکنی‌های رژیم صهیونیستی توسط عباس را شاید بتوان مهمترین پیام آن دانست. عباس در اعلام این خبر با اعتماد به نفس سخن می‌گفت و این نشان از کارکرد مثبت توافقنامه آشتی فلسطین دارد.
در بعد دیگر باید به سخنان خالد مشعل رئیس دفتر سیاسی جنبش مقاومت اسلامی فلسطین اشاره کرد که به صراحت از اشکال مختلف مقاومت و تشکیل کشور مستقل فلسطینی حمایت کرد.
پیش از این در مورد توافق این دو جنبش و آینده همکاری‌های آن بسیاری از کارشناسان گفته بودند، علی‌رغم اختلافات موجود، بسترهای همکاری دو جنبش بسیار زیاد است و این دو باید بر نقاط اشتراک و نه افتراق و اختلاف تاکید کنند.
تاکید خالد مشعل بر امضای توافقنامه آشتی ملی توسط تمام جنبش‌های فلسطینی و درخواست وی برای اجرایی شدن تمام بندهای آن در اسرع وقت جهت برگزاری انتخابات و پذیرش نتایج آن به هر صورت ممکن، حکایت از اراده کافی در میان رهبران این جنبش مردمی جهت پذیرش خواست‌های آنها دارد.
هر چند در عرصه فلسطین گروه‌ها، جنبش‌ها و جریان‌های این کشور خواست ملی خود را برای تشکیل کشوری مستقل دنبال می‌کنند و می‌خواهند فلسطین جدیدی را شکل دهند، اما در طول شش دهه گذشته فلسطین و مسایل آن تابعی از شرایط منطقه‌ای و جهانی بوده است. تنها وجود اراده کافی در میان فلسطینی‌ها برای تشکیل کشوری مستقل کافی نیست و همین نیروها و جریان‌های متداخل در مساله فلسطین نیز وظیفه دارند به حق انتخاب مردم و رهبران آنها احترام بگذارند که در راس آن باید به آمریکا به عنوان مهمترین حامی رژیم صهیونیستی اشاره کرد.
اگر نبود حمایت‌های واشنگتن از سران خودخواه، خون‌ریز و قانون‌گریز رژیم صهیونیستی، امروز نه تنها نشانی از این رژیم جعلی نبود، بلکه کشور فلسطین سال‌ها پیشتر تشکیل شده بود و بارها جشن استقلال خود را برگزار کرده بود. آمریکا که خود را حامی حقوق بشر و دموکراسی می‌داند، باید در فلسطین به حق انتخاب مردم احترام بگذارد و نه با کارشکنی‌ در امور داخلی آنها و زدن انگ‌های نچسپ تروریست به جنبش‌های فلسطینی راه را برای فشار بر آنها هموار کند.
علاوه بر آمریکا که یکی از اعضای کمیته چهارجانبه در مساله به اصطلاح صلح است، باید دیگر اعضای این کمیته شامل روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل را هم خطاب قرار داد تا هر یک از آنها به وظایف قانونی و انسانی خود عمل کرده و به دور از فشارهای وارد شده توسط لابی‌های صهیونیستی، آینده ملت فلسطین را به خود آنها بسپارند و در راستای احقاق حقوق قربانی تلاش کنند نه جری کردن جلاد با حمایت‌های بی‌دریغ خود.
در جریان امضای توافقنامه آشتی ملی، نماینده بان کی مون دبیرکل سازمان ملل متحد حضور داشت، اما در طول شش دهه گذشته فلسطین از بیشترین جایی که ضربه خورده همین شورای امنیت سازمان ملل متحد است که با وتوی هر بار آمریکا، راه برای محکومیت رژیم صهیونیستی در این بزرگ‌ترین مجمع جهانی بسته می‌شود. قرار است در ماه سپتامبر فلسطینی‌ها با مراجعه به مجمع عمومی سازمان ملل متحد خواستار به رسمیت شناختن کشورش مستقل فلسطینی شوند که آینده این سرزمین و مردم آن را رقم می‌زند و اینجاست که دبیرکل سازمان ملل باید به عنوان نماینده تمام کشورهای جهان از حق مردم فلسطین دفاع کند.
کشورهای عربی محور دیگری هستند که در آینده مردم این کشور نقش مهمی دارند. امروز دیگر محور اعتدال عربی جایگاه و پایگاه خود را با سرنگونی رژیم مبارک از دست داده است و با تضعیف این محور، انتظار می‌رود این کشورها از فشار آمریکا برای انفعال در قضیه فلسطین دست بردارند. اکنون که فتح وحماس اختلافات خود را کنار گذاشته و در پی جلب حمایت مجامع بین‌المللی و افکار عمومی جهان برای بازگرداندن حقوق از دست رفته فلسطینیان و تشکیل کشور مستقل فلسطینی به پایتختی قدس شریف و بازگشت تمام آوارگان هستند، کشورهای عربی به خصوص مصر آزاد می‌توانند به فلسطینیان در تحقق این مهم کمک کنند.
اما بعد چهارمی نیز در این میان باقی است که نباید از ظرفیت آن غافل ماند و آن هم جهان اسلام و طیف گسترده کشورهای آن است. جهان اسلام که در چارچوب سازمان کنفرانس اسلامی عمل می‌کند، مقر دائمی‌اش قدس شریف است و باید با وحدت کلمه و ضمن احترام به خواست ملی فلسطینی‌ها برای تشکیل کشورشان در مرزهای اشغالی 1967 راه را برای رسیدن به این خواست آنها هموار کند.
آنچه مشخص است، آینده فلسطین مانند تاریخش پر فراز نشیب خواهد بود. ولی مهمتر از آن وجود اراده‌ای محکم برای پیمودن این راه است. موقعیت برتر فلسطین در حاضر به هیچ عنوان با 10 سال پیش قابل قیاس نیست، وجود مقاومتی قدرتمند و با عزت، رهبرانی که امروز در سیاست جهانی پخته شده‌اند و بالاتر از همه این مسایل مردمی که حامی مقاومت در برابر اشغالگری هستند، این جایگاه را به آنها داده است تا آینده‌ای روشن‌تر را برای خود رقم بزنند.
گام نخست این راه روز چهارشنبه در قاهره با امضای توافقنامه آشتی ملی برداشته شد و بدون شک این گام به نوبه خود هر چند سخت، اما در برابر گام‌هایی که در آینده قرار دارد بسیار آسان است. مقابله با دشمنی جرار و خونخوار که هم از حمایت‌های امپرالیسم جهانی و هم صهیونیسم بین‌الملل بهره می‌برد کار بسیار سختی است، اما فلسطینی‌ها نشان داد‌ه‌اند مردمان روزهای سخت هستند و اراده‌ای سخت دارند و همین اراده است که تا زمانی که پا برجا باشد، دشمن را به زانو درخواهد آورد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات