خروج سریع و پیروزمندانه
یک دهه جنگ بدون دستاورد، با هزینههای مالی و جانی هنگفت، آمریکا را به تکاپو انداخت تا به دنبال خروجی سریع و پیروزمندانه از افغانستان شود.
در همین راستا با توافق همپیمانان اروپایی خود، در "نشست لیسبون " تصویب کردند که تأمین امنیت افغانستان از اواسط 2011 به تدریج به نیروهای افغان واگذار شود و این روند تا پایان 2014 تکمیل شود.
بر این اساس اوباما زمان خروج نخستین واحدهای نظامی آمریکا از افغانستان را ژوئیه 2011 یعنی 2 ماه دیگر اعلام کرد.
این خروج برای آمریکا بسیار خفتبار بود زیرا کوچکترین دستاوردی از این لشکرکشی پرهزینه نداشت.
به همین دلیل در آستانه خروج بخشی از نیروها، به دستاوردی چشمگیر و بزرگ نیاز داشت تا این خروج را پیروزمندانه جلوه دهد و کشته شدن بن لادن سناریویی بی بدیل بود.
کشته شدن بن لادن 2 ماه قبل از خروج نخستین واحدهای نظامی آمریکا از افغانستان، مهندسی حسابشده ای بود و اکنون دور از انتظار نیست که سربازان بازگشته از جنگ افغانستان، با استقبال گرم مردم آمریکا مواجه شوند.
فشار به سران طالبان برای مذاکره
مقامات سیاسی و نظامی آمریکا به این نتیجه رسیده اند که موفقیت در افغانستان از راه نظامیگری غیرممکن است، به همین دلیل از چندی بدین سو به راه حل سیاسی که همان مذاکره با طالبان است را تبلیغ میکنند.
برخلاف آمریکا، طالبان در حال حاضر تمایلی برای مذاکره ندارد و همچنان بر پیششرط های خود که یکی از آنها خروج کامل نظامیان خارجی از افغانستان است، تأکید میکند.
از سویی دیگر، اغلب متحدان اروپائی ایالات متحده، از جنگ افغانستان خسته شده اند و در تدارک خروج از این کشور هستند، در حالی که آمریکا هنوز به اهداف خود در افغانستان دست نیافته است.
به همین دلیل آمریکا همزمان با افزایش فشار نظامی، نیاز دارد تا از راه روانی نیز طالبان را تحت فشار قرار دهد تا در پای میز مذاکره حاضر شود.
کشته شدن بن لادن آن هم در مخفیگاه وی در شهر "ابیت آباد " که به شهر ارتش پاکستان شهرت دارد، زنگ خطری برای "ملاعمر " رهبر طالبان است.
این حادثه ممکن است روزی برای رهبر طالبان و دیگر فرماندهان طالبان که در پاکستان مستقر هستند نیز رخ داد و این مسئله خواه ناخواه فشاری روانی بر رهبر و فرماندهان این گروه وارد میکند.
بهترین زمان برای تحت فشار قرار دادن طالبان همین زمان است، زیرا همزمان با فشار روانی حاصل از کشته شدن بن لادن، فشار نظامی زیادی نیز از سوی آمریکا و متحدان وی در صحنه جنگ به طالبان وارد میشود.
لطمه به حیثیت آی. اس. آی و ارتش پاکستان
کشته شدن بن لادن در قلب مرکز نظامی پاکستان، پرستیژ این کشور را در منطقه خدشه دار کرد.
در منطقه پرتنش آسیای غربی، پاکستان همواره این داعیه را داشت که شریک درجه یک آمریکا در امر مبارزه با تروریسم است.
کشته شدن بن لادن در خاک پاکستان برای مقامات نظامی و سیاسی پاکستان بسیار ناگوار است.
از سوی دیگر ورود نظامیان آمریکایی با چهار فروند بالگرد به خاک پاکستان و کشتن بن لادن در شهر نظامی ابیت آباد، وجهه آی اس آی و ارتش این کشور را خدشه دار کرد.
اظهارات "لئون پانهتا " در مصاحبه با "تایم " مبنی بر این که هیچ یک از مقامات آی اس آی در جریان این حمله قرار نگرفتند زیرا احتمال درز اطلاعات به بن لادن وجود داشت، خود نوعی بیاعتباری به این شریک را میرساند و وی را غیرقابل اعتماد جلوه میدهد.
بر اساس اطلاعاتی که منابع آگاه به رسانههای منطقه و غربی افشا کرده اند، هیئت بلند پایه پاکستانی با حضور "یوسفرضا گیلانی " نخست وزیر پاکستان، ژنرال "احمدپاشا " رئیس سازمان اطلاعات پاکستان و ژنرال "اشفاق کیانی " رئیس ارتش این کشور در سفر اخیر خود به کابل، به حامد کرزی پیشنهاد کرده بودند که با تأسیس پایگاههای نظامی دائمی آمریکا در افغانستان مخالفت کند.
این هئیت همچنین به رئیس جمهور افغانستان پیشنهاد کرده بودند که به جای آمریکا، با چین همکاری کند زیرا کشورهای منطقه در مقایسه با آمریکا حساسیت کمتری نسبت به چین دارند.
به نظر میرسد عملیات چند منظوره کشتن بن لادن، هدف درهم شکستن غرور آی اس آی و ارتش پاکستان را نیز داشته است و از سویی هشداری به این کشور در مقابل سیاستهای ضد آمریکایی آن است.
کشاندن جنگ به پاکستان
آمریکا از دیرباز است که با هواپیماهای بدون سرنشین، پناهگاههای القاعده، طالبان و شبکه حقانی را در مناطق قبایلی پاکستان هدف قرار میدهد و علاوه بر آن، دهها مأمور سازمان اطلاعات آمریکا با مجوز دولت پاکستان در این کشور فعالیت دارند.
اما حملات هواپیماهای بدون سرنشین در اغلب اوقات منجر به مرگ غیرنظامیان شده و عوامل سیا مانند "ریموند دیویس " نیز دردسرهای زیادی را ایجاد کرده اند که سبب بروز واکنشهای شدیدی از سوی مردم و دولت پاکستان شده اند و دیگر کارایی لازم را ندارند.
فشار آمریکا در طول یک سال گذشته بر ارتش پاکستان به منظور آغاز جنگ زمینی علیه شبه نظامیان در منطقه وزیرستان نیز بارها از سوی مقامات نظامی پاکستان رد شده است و آمریکا نیاز داشت تا دستاویزی برای آغاز جنگ در پاکستان داشته باشد.
بسیاری از تحلیلگران پاکستانی نیز بر این باورند که کشته شدن بن لادن در پاکستان بهانه ای برای سرآغاز جنگ آمریکا در پاکستان است.
برخی از کارشناسان منطقه نیز معتقدند که جنگ سوم ژنرال "دیوید پترائوس " فرمانده نظامیان آمریکایی در افغانستان که قرار است از چند ماه دیگر به عنوان رئیس سازمان سیا فعالیت کند، پاکستان خواهد بود.
این کارشناسان کشته شدن بن لادن در خاک پاکستان را دستاویز مناسبی برای این منظور قلمداد میکنند.
سخنان "مایک مولن " در مصاحبه با روزنامه پاکستانی "داون " پیش از کشته شدن بی لادن را میتوان مرتبط با این سناریو دانست. مولن این مصاحبه را در سفر خود به پاکستان انجام داد و در آن به طور واضح سازمان اطلاعات پاکستان را متهم به حمایت از شبکه حقانی کرد.
احیای اوباما در آستانه انتخابات
آمریکا در آستانه آغاز مبارزه انتخاباتی میان 2 حزب رقیب دموکرات و جمهوریخواه است.هر یک از 2 حزب تلاش میکند که مهره خود را بر کرسی ریاست جمهوری بنشاند.
برای تصاحب این کرسی، هر یک از کاندیداها تبلیغات گوناگونی را به نمایش خواهند گذاشت.
با توجه به این که حزب دموکرات در انتخابات کنگره شکست خورد و این کرسی را به جمهوریخواهان واگذار کرد، اوباما سخت در تلاش است تا در آستانه انتخابات، محبوبیت از دست رفته خود را برگرداند.
بر اساس نظرسنجیهای اخیر "واشنگتن پست "، محبوبیت اوباما به دلیل سیاستهای اقتصادی وی نسبت به سال گذشته کاهش چشمگیری داشته است.
در بعد سیاسی نیز اوباما نتوانسته است در تحولات اخیر خاورمیانه و شمال آفریقا نقش تأثیرگذاری ایفا کند.
در این شرایط، اوباما نمیتوانست با اطمینان خاطر به سمت انتخابات حرکت کند به همین دلیل سناریوی قتل بن لادن را به این زمان موکول کرد تا در کنار چند هدف دیگر، خوراک تبلیغاتی خود را نیز تأمین کند.
نظرسنجی بعد از کشته شدن اوباما، نشان میدهد که وی 11 درصد محبوبیت از دست رفته خود را مجددا کسب کرده است.
خبر کشته شدن بن لادن، تأثیر زیادی بر جامعه آمریکا گذاشته است و اگر کاندیداهای رقیب رازی را برملا نکنند، این سناریو اثرگذار خواهد بود.
تثبیت پایگاههای نظامی دائمی در افغانستان
پیمان استراتژیک آمریکا و افغانستان تدوین شده است و دولت افغانستان در تدارک برگزاری لویه جرگه است. در این نشست سنتی که در آن صدها افغان حضور خواهند داشت، این پیمان بررسی خواهد شد و آن را رد یا تصویب خواهند کرد.
یکی از بندهای این پیمان، تأسیس حداقل 3 پایگاه نظامی دائمی در افغانستان است.
شاید بتوان گفت یکی از اهداف لشکرکشی آمریکا به افغانستان، تأسیس این پایگاهها بوده است.
بهانه آمریکا برای حضور در افغانستان، مبارزه با تروریسم بود اما خشونت در طول یک دهه حضور این نظامیان به اوج رسیده است.
آمریکا نیاز داشت تا در آستانه برگزاری لویه جرگه که در آن موضوع پیمان استراتژیک و پایگاههای نظامی بررسی میشود، اذهان افغانها را تلطیف کند و نشان دهد که در راستای شعارهای داده شده گامی بر میدارد.
قتل بن لادن، کسی که آمریکا به بهانه او وارد افغانستان شد، بهترین سوژه در آستانه برگزاری لویه جرگه بود.
به طور حتم، حامیان طرح پیمان استراتژیک و پایگاههای نظامی، این حرکت آمریکا را مستمسکی قرار خواهند داد برای جلب نظر مثبت اعضای لویه جرگه، بخصوص که قتل بن لادن در کشوری انجام شده که افغانها به همکاری آن به دیده شک مینگرند.