سیروس محمودیان
در ادامه اعترافات دادگاهی، سعید حجاریان در سایه عمل زیرکانه به همان شیوه قدیمی تخریب وجاهت نهادهای قانونی حمله به شورایعالی انقلاب فرهنگی و آموزش عالی را در دستور کار قرار داده و طبق عادت همیشگیاش یعنی داشتن «نگاه حق بهجانب بالادستی» شورای مذکور را بینصیب نمیگذارد و فرافکنانه افاضه فیض میکند:
«همچنین شورایعالی انقلاب فرهنگی و مسؤولان آموزش عالی کشور همه در این انحراف بیتقصیر نیستند. با اینکه مکررا هشدار داده شده که علوم انسانی با علوم دقیقه تفاوت دارد و بسیاری از حربههای ایدئولوژیک در پوشش علوم انسانی عرضه میشوند متاسفانه شاهدیم به جای دقت در کیفیت این علوم هر ساله بر کمیت مراکز آموزشی عرضهکننده آن افزوده میشود. اوایل انقلاب شاید 5-4 دانشگاه دولتی بیشتر نداشتیم که حداکثر در حد فوقلیسانس برای این علوم دانشجویان محدودی تربیت میکردند اما امروز در هر شهری دانشگاه دولتی، آزاد، پیامنور و خصوصی تا مدارج بالا به تربیت دانشجو مشغولند بدون آنکه به محتوای نادرست عرضه شده توجهی کنند. گرچه این نظریات در قالبهای تنگ علمی و شبهعلمی بیان شده است اما هنگام بسط و گسترش بویژه در مرحله عملیاتی شدن ضایعات و صدمات فراوانی به بار میآورد که یک نمونهاش را در تخریب وحدت ملی در جریان انتخابات دهم دیدیم که به اموال عمومی و شخصی مردم خسارات فراوانی وارد شد و دهها کشته و زخمی بجا گذاشت و طمع بیگانگان را برانگیخت».
سعید حجاریان در ادامه اعترافات خویش بدون نام بردن از لغزش جریانات سیاسی خاصی که در دوران اصلاحات و ماجرای عبرتآموز تلاش خائنانه برای براندازی نرم کانون وحدت ملی را نشانه گرفته و با ایجاد شکاف نزد آحاد مردم به عملیاتی کردن تئوریهای اردوگاه استکبار جهانی در هجمه به ارزشها و اصول انقلاب اسلامی گوی سبقت را از یکدیگر میربودند، اخطار جدی میدهد که مواظب نظرات آلوده به بغض غربیها باشند. حجاریان خطاب به سیاسیون و فعالان سیاسی افراطی دوم خردادی که افراد سادهاندیش را بازیچه هوسهای سیاسی خود کردهاند هشدار جدی میدهد:
«سیاسیون و فعالان سیاسی هم در این قضیه مسؤولند این گروه هرچند در عرصه نظریهپردازی معمولا نقشی ندارند اما جهت عملیاتی کردن و به اجرا درآوردن تئوریها نقشی بس مهم ایفا میکنند و سازمانهایی در جهت اهداف منبعث از تئوریهای به وجود آورده راهبری میکند و این امر خطیری است. چهبسا یک لغزش از آن به اضعاف مضاعف در جامعه بازتاب یابد چون اینان مرجع سیاسی بخشهایی از مردم هستند و هرگونه تزلزل موضع آنان در سطوحی بازتاب مییابد. همانگونه که مراجع دینی لغزششان خطیر است و به قول معصوم(ع) «انکسار العالم کانکسار السفینه تغرق و تغرق» (شکستن دانشمند مانند شکستن کشتی است که هم خودش غرق میشود و هم عدهای را غرق میکند) لذا سیاسیون باید متوجه تئوریهایی که منشأ استراتژی عمل سیاسی آنهاست باشند».
به هر صورت حجاریان که بهطور طبیعی پس از آشوبهای کف خیابانی 88 و رو شدن نقش کلیدی او در فتنه یاد شده دیگر نمیتواند خودش باشد در ندامتنامه تاملات تنهاییاش مینویسد:
«اما عدهای از فعالان سیاسی عالما عامدا با توجه به پیامدهای یک نظریه آن را در سطح دانشگاه، احزاب و جامعه اشاعه میدهند که اینجا بر مسؤولان ذیربط است که با پیگیری شواهد و قرائن ردپای اینگونه افراد را پیگیری کنند و قانون را درباره آنها اجرا کنند. مثلا در حوادث اخیر شعارهایی سرداده شد که هرکس ذرهای عرق وطنپرستی، دغدغه وحدت ملی و شرم از خون شهدا داشته باشد و نگران ترقی و توسعه کشور باشد آنها را برنمیتابد و منزجر میشود. معلوم است وقتی همه دلسوزان نظام از بعضی حرکات و سخنان و شعارها مشمئز میشوند لابد محرکان این ماجراها حرکتی دشمن شادکن انجام دادهاند اگر نگوییم خود از دشمن دستور گرفتهاند».
سعید حجاریان در ادامه اعترافات افشاگرانه خود در صحن دادگاه رسیدگی به جرائم سران فتنه نتیجهگیری جالبی میکند که در 20 سال اخیر روحانیت مترقی، پیشرو و مدافع اسلام پابرهنگان و مستضعفان در مقاطع مختلف بر آن اصرار و ابرام حکیمانه غیرقابل گذری ورزیدهاند و اساسا یکی از دلایل اصلی مخالفتهای روحانیت معزز با مبانی فکری انحرافی حاکم بر سازمانهای التقاطی منحلهای مانند مشارکت و مجاهدان انقلاب اسلامی اثرپذیری دامنهدار عمومی و اختصاصی آنان از شبکههای جاسوسی غرب در ترویج اندیشههای غیرالهی آرمانگریزانه در ایران اسلامی بوده است. در حقیقت سعید حجاریان پس از 20 سال حضور موثر در عرصه اجرایی، نظریهپردازی، سیاستگذاری و تصمیمسازی برای لایههای افراطی ضدانقلابی دوم خردادی در تاملات تنهایی خود در بازداشتگاه اوین نادمانه نتیجهگیری درست عقلانی میکند که نظریات علوم انسانی متکی به غرب حاوی حربههای ایدئولوژیک خطرآفرینی هستند که این نظریات به راحتی از ظرفیت نهانی تبدیل شدن به استراتژی و تاکتیکهای ضدانقلاب اسلامی برخوردار هستند و به تدریج مجموع ترکیبی این نظرات در بطن خود مقابل ایدئولوژی رسمی کشور صفآرایی کرده و آن را به چالش میکشانند. اگرچه کاملا بدیهی است که پایبندی به اصول متقن و ملهم از تعالیم دین مبین اسلام، انقلاب اسلامی را در مقابل همه فتنههای داخلی و خارجی بیمه دائمی کرده و از سوی دیگر انقلاب اسلامی ذاتا به تنهایی از توان تقابل کلامی و عملی با اندیشههای دستساز غربی– شرقی برخوردار است.