گروه سیاسی: اگرچه در همان اواسط دوران ریاست جمهوری هاشمیرفسنجانی، اعتراضها به سیاستهای فرهنگی دولت وی بسیار گسترده شد اما آنچه این روزها باعث واکنشهای بیشتر در اینباره شده، انتقادهای هاشمی به جهتگیریهای فرهنگی دولت احمدینژاد است. ادعای هاشمی مبنی بر مخالفت دولت با روحانیت نیز از این قبیل ادعاهاست که به اعتقاد کارشناسان، به واسطه رفتار دولتهای هاشمی و دولتهای مورد حمایت وی، هاشمی صلاحیت ورود به این حیطه را ندارد. ادعاهای هاشمیرفسنجانی در اتخاذ ژستهای فرهنگی جدید حتی باعث شده تا برخی افراد بسیار نزدیک به وی نیز زبان به انتقاد و بعضا افشای برخی رفتارهای فرهنگی در دولت وی باز کنند.
محسن رضایی روز گذشته با انتشار یادداشتی، به این موضوع پرداخت و نامه خود به رهبر انقلاب در اعتراض به مدیریت دستگاه فرهنگی دولت هاشمی توسط جریان ضدروحانیت را منتشر کرد. به گزارش منابع خبری، در این نوشته محسن رضایی آمده است: «آقای هاشمی پس از مدتی خود نوعی ارزشهای جدید فرهنگی را تبلیغ و ترویج کرد. خطبههای نماز جمعه ایشان در آن دوران موجود است. صحبتها و مباحث ایشان به سوی اصلاح فرهنگی، نه در فرهنگ گذشته قبل از انقلاب بلکه به سوی اصلاح فرهنگ و ارزشهایی که پس از انقلاب در بین نیروهای انقلابی رواج پیدا کرده بود، متمایل شد. رهبری و نیروهای انقلاب از همان ابتدا مقابل این تجدید نظر موضع گرفتند». در ادامه نوشته آمده است: اگر زمانی آن نامهها منتشر شود کاملا پیداست که اختلاف نظرها کجا بوده است. در اینجا تنها به یکی از این نامهها اشاره میکنم تا عمق نگرانیها و دغدغههای نیروهای انقلاب بیان شده باشد:
« محضر مبارک فرماندهی معظم کل قوا حضرت آیتالله خامنهای دام عزه
چندی پیش (قریب به 2 ماه) نامهای برای سرور عزیزم آقای هاشمیرفسنجانی نوشتم و در آن نامه از عدم توجه ادارات دولت ایشان به بسیجیها و سپاهیها گله کردم و قصد آن را نداشتم که جنابعالی را از محتوای این نامه با اطلاع سازم، ولی چون آقای لاریجانی وزیر محترم ارشاد به آقای ذوالقدر گفتند که آقای هاشمی از این نامه ناراحت شدند، فکر کردم مصلحت نیست که جنابعالی از این نامه بیاطلاع باشید لذا به پیوست نامه را خدمت شما میفرستم. جنابعالی مطلع هستید که اینجانب چه میزان از آقای هاشمی دفاع کردهام (و انشاءالله خواهم کرد) ولی به همان دلیل و انگیزهای که دفاع کردهام و به دلیل احساس خطری که از تضعیف ایشان مینمایم این نامه را به ایشان فرستادم. من به روشنی میبینم که تکنوکراتها که از اساس مخالف روحانیت و ایشان هستند چگونه دارند با دهها اقدام بیصدا ریشه حاکمیت سیاسی روحانیت را در این کشور تضعیف میکنند و با بیوفایی کامل نسبت به آقای هاشمی و روحانیت به آن سویی که خودشان میخواهند، نظام را میکشانند.
برای آنها ظاهرا مهم نیست که امثال آقای هاشمی شکست بخورند برای آنها این مهم است که وضع فعلی را یک قدم به سوی غربزدگی ببرند و آن را به دست کسانی بسپارند که از دست روحانیت و سربازان وفادار آنکه سپاه و بسیج باشد، زخم اساسی خورده و به جان همه ما تشنهاند. من به عنوان یک سرباز روحانیت دست جنابعالی را میبوسم که آقای هاشمی را از این خطر بزرگ نجات دهید. انقلاب اسلامی و امام راحلمان و حوزه بزرگ شیعه برای امثال آقای هاشمی بهای بزرگ پرداختهاند و زحمت طاقتفرسایی کشیدهاند. خدا را شاهد میگیرم که من به آقای هاشمی علاقهمند هستم و آرزو میکنم که ایشان با سربلندی این 3 سال باقیمانده ریاستجمهوری را طی کند و خدای ناکرده به شخصیت سیاسی ایشان لطمهای وارد نشود».