تاریخ انتشار : ۱۸ مرداد ۱۳۹۱ - ۱۴:۳۹  ، 
کد خبر : ۲۱۸۹۴۵

پاسخی به نامه کدیور (بخش نهم)

اشاره: در بخش قبل ذکر گردید که آقای کدیور در نامه خود فقط 495 بار به رهبری فحاشی کرده و جالب آن است که ایشان ادعا نموده که من این نامه را از باب نصیحت به ائمه مسلمین نوشته‌است:

دکتر سیدمحمود نبویان
نامه استیضاح رهبری ادای یک وظیفه دینی، اخلاقی و ملی است. وظیفه دینی است از باب امر به معروف و نهی از منکر، فریضه نصیحت به ائمه مسلمین.(1)
چون آقای کدیور مدعی شده است که من از روی خیرخواهی و نصیحت ائمه مسلمین این نامه با محتویات خاص آن را نوشته است، برای این‌که روشن شود آیا توهین کردن و تهمت زدن را می‌توان خیرخواهی و نصیحت دانست، به بررسی واژه «نصیحت» و شرایط نصیحت کننده در اندیشه اسلامی می‌پردازیم.
مسأله نصیحت در اندیشه اسلامی امر مهمی تلقی شده است، به طوری که حتی نصیحت نسبت به خداوند و رسول خداوند نیز به‌کار رفته است. برای نمونه، قرآن کریم می‌فرماید: «لیس علی الضعفاء و لا علی المرضی و لا علی الذین لا یجدون ما ینفقون حرج إذا نصحوا لله و رسوله ما علی المحسنین من سبیل و الله غفور رحیم».(2)
«معلوف» در «المنجد» در مورد کلمه نصیحت آورده است: «نصَح نصحا و نصاحة فلانا و لفلان: أخلص له المودّة. یقال رجل ناصح الجیب: أی نقیّ القلب لا غشّ فیه.(3)
«جوهری» در «صحاح» خود در مورد واژه نصیحت آورده است: «الناصح، الخالص من العسل و غیره».(4)
«طریحی» در «مجمع‌البحرین» آورده است: «و أصل النصیحة فی اللغه الخلوص،... و فی‌ الحدیث: «ثلاث لا یغلّ علیها قلبُ امریٍ مسلم» و عدّ منها النصیحة لأئمه المسلمین، قیل هی شدّة المحبة لهم و عدم الشک فیهم و شدّة متابعتهم فی قبول قولهم و فعلهم و بذل جهدهم و مجهودهم فی ذلک.
و النّصیحه لفظ حامل لمعانٍ شتیّ: فالنصیحة لله الاعتقاد فی وحدانیته و إخلاص النیّة فی عبادته و نصرة الحق فیه، و النصیحة لکتاب الله هو التصدیق به و العمل بما فیه و الذبّ عنه دون تأویل الجاهلین و تحریف الغالین و انتحال المبطلین، و النصیحة لرسول الله التصدیق بنبوته و رسالته و الانقیاد لما أمر به و نهی عنه.(5)
ملاحظه می‌شود که نصیحت حاکم اسلامی در لغت به معنای خیرخواهی خالصانه و از روی شدت محبت به او و گوش دادن به اقوال و سخنان او است.
برای وضوح بیش‌تر مسأله به چند روایت نیز توجه می‌کنیم:
1- قال رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله: الدّین النصیحة، قلنا لمن؟ قال: «لله و لکتابه و لرسوله و لأئمة المسلمین و عامتهم.(6)
2- قال علیّ علیه‌السلام: النّصح ثمرة المحبة.(7)
3- قال رسول‌الله صلی‌الله علیه و آله:... أمّا علامة الناصح فأربعة: یقضی بالحق و یعطی الحق من نفسه و یرضی الناس ما یرضاه لنفسه و لا یعتدی علی أحد.(8)
4- قال علیّ علیه‌السلام: أیها الناس، إنّ لی علیکم حقّا و لکم علیّ حق: فأمّا حقّکم علیّ فالنّصیحة لکم، و توفیر فیئکم علیکم، و تعلیمکم کیلا تجهلوا، و تأدیبکم کیما تعلموا، و أمّا حقّی علیکم فالوفاء بالبیعة، و النصیحة فی المشهد و المغیب و الإجابة حین أدعوکم و الطاعة حین آمرکم.(9)
5- در زیارت حضرت ابوالفضل (علیه السلام) در مفاتیح الجنان آمده است: «أشهد لک بالتسلیم و التصدیق و الوفآء و النصیحة لخلف النبی صلی الله علیه و آله المرسل.»(10)
6- هم‌چنین در زیارت حضرت ابوالفضل (علیه‌السلام) در روز عرفه در مفاتیح الجنان آمده است: «السلام علیک یا أباالفضل العباس بن أمیرالمومنین... أشهد لقد نصحت لله و لرسوله و لأخیک فنعم الأخ المواسی.»(11)
دقت در روایات یاد شده و بسیاری از روایات دیگر حاکی از آن است که نصیحت و خیرخواهی در موردی است که شخص براساس شدت علاقه و محبت به شخص دیگر و با اخلاص برای او خیرخواهی کند. برای همین است که نصیحت، میوه محبت شمرده شده و نیز نصیحت، حق طرفینی حاکم بر مردم و نیز مردم بر حاکم تلقی شده است.
بر این اساس، از آقای کدیور می‌توان پرسید که آیا به واقع ایشان در مقام نصیحت به رهبری بوده‌اند؟ آیا فحاشی و بدگویی و تهمت زدن‌ها را می‌توان نصیحت و خیرخواهی و از روی علاقه و محبت شدید ایشان به رهبری دانست؟! آقای کدیور، به نظر شما نصیحت خداوند، رسول او و نصیحت ائمه (علیهم‌السلام) هم همان معنایی دارد که شما در این نامه خود در مورد رهبری به‌کار برده‌اید؟

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات