تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۳۵  ، 
کد خبر : ۲۱۸۹۵۶

خون مظلومان بحرین و دامان آل سعود


 1- مبارک صهیونیست‌ها
بیش از سه سال از محاصره مردم مظلوم اما مجاهد غزه قهرمان توسط دولت سفاک اسرائیل و دولت سازشکار حسنی مبارک می گذرد. تمامی تلاش های دلسوزان مسلمان و حتی شخصیت ها و سازمان های حامی حقوق بشر برای شکستن این حصر ظالمانه ناکام ماند. در این ماجرا که تکلیف اسرائیل روشن بود، اما آنچه بیش از همه قلب مسلمانان را جریحه دار می کرد، همکاری کامل و مطلق دولت سازشکار مبارک با برنامه های اسرائیل و آمریکا بود. همکاری ای که بدون آن تحمیل جنگ ظالمانه 22روزه و قتل عام زنان و کودکان بی گناه فلسطینی میسر نمی شد. جلوگیری از ورود غذا و دارو، جلوگیری از ورود پزشکان و امدادگران داوطلب مسلمان و غیر مسلمان و حتی جلوگیری از خروج مردم بی گناه و بیماران مجروحان از غزه و اعزام آن ها به کشورهای دیگر جهت مداوا، اقداماتی بود که تنها از دولتی درست به همان اندازه رژیم صهیونیستی سفاک و دور از انسانیت، ولی در عین حال بزدل و تابع محض اسرائیل و آمریکا می توانست سر بزند. دولت مبارک مصداق کامل «اذله علی الکافرین و اعزه علی المسلمین» بود.
اما همکاری دولت مبارک با صهیونیست ها به این جا نیز ختم نشد، مردم مقاوم غزه به مثابه استخوانی در گلوی اسرائیل و خاری در چشم آمریکا بودند، که نه موشک هایشان، بلکه این تنها «ایستادگی» و «مقاومت» آن ها بود که اصل موجودیت اسرائیل و حضور و سلطه آمریکا در منطقه را تهدید می کرد. «فئه قلیله ای» که نه با قتل علم و مرگ تدریجی براثر گرسنگی و بیماری، تمام می شوند و نه دست از مقاومت می کشیدند. آخرین توطئه دشمن که بدون همکاری دولت نامبارک مصر میسر نمی شد، ایجاد دیوار حائل در مرز رفح و همچنین تخریب پی درپی تونل هایی بود که مردم فداکار مصر برای کمک به برادران فلسطینی خود ایجاد می کردند. به عبارت دیگر، دولت مصر بسیاری از مردم کشور خود را نیز قربانی حفظ و بقای موجودیت اسرائیل کرد و زنده زنده در این تونل ها دفن نمود. و ای کاش مردم انقلابی مصر با شناسایی این شهدا و ارائه آمار و تعداد آنان، هم یاد شهدای خویش را زنده کنند و هم جنایات آن رژیم سفاک را رسوا نمایند.
در آن زمان، دولت نامبارک مصری نخواست و نمی توانست هشدارهای مکرر رهبر فرزانه انقلاب را بشنود که پی درپی او و دیگر سران عرب را از همکاری با دشمنان اسلام برحذر می داشتند تا خون های مردم مظلوم غزه دامن آن ها را نگیرد؛ «چه مصیبتی از این بالاتر که دولت های مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب و کافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت می کردند، رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکار صهیونیست، گستاخانه آن ها را هماهنگ و موافق با این فاجعه آفرینی بزرگ معرفی کنند؟ سران این کشورها چه جوابی در برابر رسول الله صلی الله علیه وآله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملت های خود که یقیناً عزادار این فاجعه اند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر و اردن و سایر کشورهای اسلامی از این کشتار، پس از آن محاصره طولانی غذایی و دارویی لبالب از خون است1.» «خیانتکاران عرب بدانند که سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود که خداوند فرمود: «و انزل الذین ظاهروهم من اهل الکتاب و من صیاصیهم..2.» ملتها با مردم و مجاهدان غزه اند. هر دولتی که برخلاف این عمل کند فاصله خود و ملتش را عمیق تر می کنند و سرنوشت چنین دولتهایی معلوم است3.»
2- و ناگهان انفجار!
هیچ کس تصورش را نمی کرد که دیکتاتور نامبارک مصری، نتواند حتی یک ماه هم در مقابل اراده ملت مصر دوام بیاورد. بالاتر از آن حتی کسی نمی توانست پیش بینی کند که آتش خشم مردم مصر این گونه شعله ور شود و تاج و تخت فرعون مصر را سرنگون کند. اما «اخذناهم بغته» وعده تخلف ناپذیر الهی است؛ چرا که «ان ربک لبالمرصاد4» و چه زود مقاومت مردم قهرمان غزه به اولین ثمره خود رسید و خون شهدایشان دامنگیر متهم درجه اول خائنین عرب شد. دشمن آمریکایی تلاش کرد و می کند که علت رستاخیز مصری را فقر و بیکاری و دموکراسی خواهی قلمداد کند، اما «بزرگ ترین جرم نظام کنونی مصر این است که این کشور را از آن جایگاه رفیع به رتبه یک مهره بی اختیار در بازیهای سیاسی اش در منطقه، تنزل داد. انفجار امروز ملت بزرگ مصر، پاسخی به این خیانت بزرگ است که دیکتاتور وابسته، نسبت به ملت خود مرتکب شد5.»
بنابراین و براساس این تحلیل و آن وعده تخلف ناپذیر الهی که گفته شد، در حقیقت این مقاومت و ایستادگی ملت مجاهد و نستوه غزه است که تاج و تخت فرعونی مبارک را منهدم کرد! این خون های پاک و به ناحق ریخته شده مسلمانان فلسطینی و مصری است که در تونل های زیرزمینی رفح به هم آمیخت، در رگ های غیرت جوانان شجاع متحصن در میدان التحریر قاهره جوشید و از گلوی شهدای تظاهرات 25 ژانویه در قاهره و اسکندریه و سوئز فوران کرد!
3- خون مظلومان بحرین و دامان آل سعود
فاجعه امروز کشتار مردم مسلمان در بحرین، فراموش کاری و عبرت نگرفتن از سرنوشت غزه را روشن می سازد؛ چه اگر بنا بر عبرت آموزی بود، تاریخ پر است از عبرت هایی نظیر مبارک مصری و بن علی تونسی. جنایتکاران بحرینی و سعودی، سرخوش از لشکرکشی به محلات و خانه های محقر مسلمانان بحرینی، از لشگریان مزدور خود در بحرین سان می بینند؛ غافل از این که «فلما نسوا ما ذکروا به فتحنا علیهم ابواب کل شیء حتی اذا فرخوا بما اوتوا، اخذناهم بغته فاذا هم مبلسون6» اما اگر آن ها نشنیده اند، ما شنیده ایم که «و من أظلم ممن ذکر بایات ربه ثم أعرض عنها انا من المجرمین منتقمون7» رهبر انقلاب در سخنانی خطاب به جنایتکاران فجایع بحرین هشدار دادند: «ممکن است شما یک فشاری بیاورید، وحشیگری ای بکنید، یک چند صباحی یک آتشی را خاموش کنید؛ لیکن خاموش نخواهد شد، روزبه روز عقده های مردم را بیشتر و غیظ آنها را شدیدتر خواهید کرد. یک وقت آنچنان زمام کار از دستتان در خواهد رفت که دیگر هیچ جوری نشود بخیه زد. اشتباه می کنند؛ هم آنها اشتباه می کنند، هم آن کسانی که از خارج از بحرین نیرو وارد می کنند، بشدت در اشتباهند؛ خیال می کنند با این حرفها می شود حرکت یک ملت را از بین برد8.»
دور نباشد آن روزی که خون ملت مظلوم اما مقاوم بحرین، در امتداد خون مظلومان مجاهد غزه، دامان حکومت بحرین، دولت سعودی و شرکایشان در جنایت های بحرین را بگیرد و شاهد تحقق وعده الهی انتقام از مجرمین در منطقه باشیم!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات