ترجمه: علی شیخان
ناآرامیهای اخیر سوریه بهانهای شده تا روزنامه لوموند، نگاه به رابطه فرانسه با خانواده اسد طی 30سال گذشته بیندازد. دورانی که به میزان منافع ژئوپلیتیک دو کشور بسیار پیچیده بوده است. این بازخوانی تاریخی از روابط جنجالی میان سوریه و فرانسه در دوران ریاست جمهوری فرانسوامیتران آغاز میشود.
1982: سکوت میتران درخصوص کشتار حما
در فوریه 1982، نیروهای سوری، شهر حما در غرب کشور را محاصره کردند. اعتراضات سازماندهی شده از سوی اخوانالمسلمین به شدت سرکوب شده، اما فرانسوا میتران که به تازگی به ریاست جمهوری فرانسه رسیده این سرکوب را محکوم نمیکند. بهگفته دیدیه بیلیون، کارشناس خاورمیانه و مدیر انتشارات موسسه روابط بینالملل و استراتژی فرانسه، «فرانسه ترجیح میداد چشمهای خود را به روی این کشتار ببندد تا اینکه از اخوان المسلمین حمایت کند.» اما این سکوت تنها به دلیل ترس غرب از اخوان المسلمین نبود. به عقیده کارولین دوناتی، نویسنده کتاب سوریه مستثنا میان مدرنیته و مقاومت، «سیاست فرانسه در سوریه همیشه تحتتاثیر منافع فرانسه در لبنان بوده است.»
1983: انفجار «پست دراکار»
صبح روز 23 اکتبر 1983 در بیروت 58 سرباز کلاه آبی فرانسه در انفجار مقرشان در «پست دراکار» کشته شدند. دقایقی قبل از آن هم در انفجار دیگری در مقر نظامیان آمریکایی، 239 نظامی کشته شدند. با این وجود، فرانسوا میتران در 26 نوامبر 1984 به سوریه میرود. به عقیده آنتوان باسبو، کارشناس سیاسی در کشورهای عربی، رییس جمهور سوسیالیست فرانسه «با آنکه به روشهای به کار گرفته شده از سوی سوریه انتقاد داشت اما در عین حال برای حافظ اسد احترام خاصی قایل بود.» 25 سال بعد، در ژوییه 2008، زمانی که خانواده قربانیان معترض حضور بشار اسد در پاریس هستند، یک سخنگوی کاخ الیزه در مقالهای در روزنامه لوموند، دخالت سوریه در این حوادث را به شدت رد میکند.
1999: ژاک شیراک، «مربی» بشار جوان
باسل الاسد، پسر بزرگ حافظ، که باید حکومت سوریه را پس از پدرش به ارث بگیرد، به شکلی ناگهانی در حادثه رانندگی از بین رفت. در نتیجه برادر کوچکترش، بشار، رشته چشم پزشکی را رها کرد تا برای به دست گرفتن قدرت آماده شود. او پس از طی یک دوره کوتاه مدت آموزش افسری، درعرض چهار سال از فرماندهی یک گردان تانک به مقام سرهنگی در نیروی هوایی رسید. او برای ورود به صحنه بینالمللی بر حمایت ژاک شیراک که او را زیر بالهای خودش گرفته، حساب باز میکند. هفت نوامبر 1999، رییسجمهور فرانسه در کاخ الیزه میزبان این مرد جوان 34 ساله است. یک سال پس از آن، ژاک شیراک تنها رییس یک دولت غربی است که در مراسم تشیع جنازه حافظ شرکت میکند. آنتوان باسبو میگوید: «ژاک شیراک، بشار اسد را همانند محمد ششم جوان، پادشاه مراکش هدایت کرد.»در ابتدا بشار اسد چهره یک اصلاحطلب را به خود گرفته بود. هر چند تدابیرش در سال 2004 به منظور انتخاب مجدد امیل لحود در راس لبنان تحریککننده شناخته شد. در نتیجه ژاک شیراک به همراه جرج دبلیو بوش در حاشیه شصتمین سالگرد اعزام نیروهای آمریکایی به نورماندی، ابتکار عمل را به دست گرفته، راه را برای قطعنامه 1559 سازمانملل بر ضد سوریه هموار کردند. این قطعنامه که در دوم سپتامبر 2004 به تصویب رسید، 15 هزار سرباز سوری را ملزم به عقب نشینی از خاک لبنان کرد. با این قطعنامه چرخش در دیپلماسی فرانسه رقم خورد.
از سال 2005 به این سو: چرخشهای متعدد سارکوزی
14 فوریه 2005 رفیق حریری، نخستوزیر سابق لبنان در انفجار کاروان خود در بیروت کشته شد. جامعه بینالملل یکبار دیگر این حادثه را ناشی از دخالت سوریه عنوان کرد. هر چند دادگاه ویژه لبنان هنوز نه حکمی صادر کرده و نه سراغ محاکمه مجرمان رفته است. اما ژاک شیراک، رفیق شفیق «رفیق حریری» تا پایان دوره دوم ریاستجمهوریاش از هیچ کاری برای انزوای دیپلماتیک سوریه فروگذار نکرد. به طوری که امروز حتی رییسجمهور سابق فرانسه در آپارتمان خانواده حریری در حاشیه رود سن در شهر پاریس سکونت دارد.
اما نیکولا سارکوزی به محض پیروزی در انتخابات ریاستجمهوری در چرخشی آشکار و با وجود ترور آنتوان غانم، نماینده ضد سوری مجلس لبنان در 19 سپتامبر 2007 در بیروت، به اعاده حیثیت دیپلماتیک سوریه میپردازد. سارکوزی شش روز بعد در حاشیه نشست سازمان ملل فریاد میزند که «قتل راه درستی نیست! فرانسه تمام تلاش خود را برای محاکمه قاتلان انجام میدهد. یک روز باید نقابها به زمین بیفتند.» پس از آن در چهارم نوامبر 2007 رییس دولت فرانسه، کلود گئان و ژان دوید لویت، مشاور دیپلماتیک خود را به عنوان فرستادههای خود به سوریه میفرستد. کاخالیزه نیز این گرمی دوباره روابط دیپلماتیک را تنها به منظور یافتن راهحلی برای انتخابات ریاستجمهوری لبنان عنوان میکند. اما روز 20 نوامبر، نیکولا سارکوزی در تماس تلفنی با بشار اسد و ژان دوید لویت، مشاور دیپلماتیک خود، اعلام میکند: «ما بررسی کردیم و به این نتیجه رسیدیم که الان زمان جدایی نسبت به دوران گذشته فرا رسیده است و ما دیگر نمیخواهیم با ادامه گفتوگو با سوریه خطر کنیم.» درروز 30 دسامبر 2007 هم به بهانه عدم تعهد مقامات سوری نسبت به پرونده به بنبست خورده لبنان، قطع روابط با دمشق را تا اطلاع ثانوی اعلام میکند. تا اینکه در 29 می 2008، رییسجمهور فرانسه به برقراری دوباره تماس تلفنی خود با بشار اسد اشاره میکند. به گزارش خبرگزاری رسمی سوریه، نیکولا سارکوزی از نقش دمشق در نتایج توافق 21 می احزاب لبنان که چهار روز پس از آن به انتخاب میشل سلیمان در راس این کشور منجر شد، ستایش کرد. روز 15 ژوئن، کلود گئان و ژان دوید لویت بار دیگر عازم دمشق میشوند تا از بشار اسد برای حضور در نشست ماه ژوییه اتحادیه مدیترانه دعوت به عمل آورند. در عین حال کاخ الیزه در روز سوم ژوییه اعلام کرد: «رییسجمهور سوریه نمونه کاملی در موضوع احترام به حقوق بشر به شمار نمیرود، اما او تلاشهایی در این زمینه به عمل آورده است.»دو روز پس از آن شورش زندانیان سیدنایه در شمال دمشق سرکوب شد. به گفته فعالان حقوق بشر سوریه، در این ناآرامی بین 9 تا 25 زندانی کشته شدند. اما در همین حال رییسجمهور سوریه در نشست 13 ژوییه در فرانسه حاضر میشود و با وجود مجادلات فراوان، در رژه رسمی روز 14ژوییه نیز شرکت میکند.
2011: سکوت درخصوص ناآرامیهای سوریه
به گفته مدافعان حقوق بشر؛ از زمان آغاز ناآرامیهای سوریه در اواسط مارس سال جاری میلادی، 450 نفر کشته شدهاند. 27 کشور عضو اتحادیه اروپا روز جمعه 29 آوریل به منظور بحث درخصوص مجازاتهای احتمالی بر ضد دولت سوریه تشکیل جلسه دادند. همان روز شورای حقوق بشر سازمان ملل نشست ویژهای را در مورد سوریه ترتیب داد اما فرانسه به شکل آشکاری درخصوص برکناری بشار اسد سکوت کرد. کارولین دوناتی این سوال را مطرح میکند که «آیا سیاست امکان رهایی رژیم سوریه از چالش کنونی را میدهد؟ آیا مقامات فرانسه باز هم ثبات لبنان را ترجیح میدهند یا آنکه تصمیم میگیرند همانند واکنش در برابر تونس و لیبی عمل کنند؟» چهارشنبه گذشته لامیه شکور، سفیر سوریه در فرانسه به وزارت امور خارجه فرانسه احضار شد تا عواقب محکومیت بینالمللی رفتار سوریه درخصوص ناآرامیها به او گوشزد شود. چرا تا این حد دست به عصا رفتار میشود؟ کارولین دوناتی تصریح میکند که «دیپلماتهای غربی در توضیح دلایل خویشتنداری نسبت به انتقاد به بشار اسد به نبود مخالف جدی اشاره میکنند.»
ضمن آنکه آمریکا نیز در واقع خود را مدیون همکاری فعالانه دمشق در تعقیب اعضای القاعده پس از حملات 11 سپتامبر 2001 میداند.