احمد کاظمزاده تحلیلگر مسائل خاورمیانه
فتح و حماس به عنوان دو تشکل بزرگ فلسطینی که هر کدام دولت های مستقل به ترتیب در کرانه باختری و نوار غزه تشکیل داده اند به تفاهمی برای حل مسائل فی مابین دست یافته اند که در صورت امضای توافقنامه نهایی در این زمینه و عملی شدن تفاهمات بدست امده بزرگترین موفقیت برای عموم فلسطینی ها محسوب شده و همه فلسطینی ها به طور مستقیم و غیر مستقیم از اثار و تبعات ان تاثیر خواهند پذیرفت .
این توافق میان «عزام الاحمد» عضو کمیته مرکزی فتح با «موسی ابو مرزوق» معاون حماس امضاء شد.
محتوای توافقنامه آشتی فتح و حماس
تفاهمات جنبشهای فتح و حماس به ترتیب زیر است:
1- انتخابات
الف- کمیسیون انتخابات:
جنبشهای فتح و حماس بر تعیین اسامی کمیسیون مرکزی انتخابات از طریق توافق با دیگر گروههای فلسطینی توافق کردند و مقرر شد که این اسامی برای رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین ارسال شود تا وی دستور ویژهای برای تشکیل این کمیسیون صادر کند.
ب- دادگاه انتخابات:
جنبشهای فتح و حماس بر معرفی حداکثر 12 نفر از قضات برای عضویت در دادگاه انتخابات توافق کردند و مقرر شد این اسامی برای رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین ارسال شود تا وی اقدامات حقوقی لازم برای تشکیل محکمه مذکور با نظر اجماعی گروههای فلسطینی را اتخاذ کند.
ج- موعد انتخابات:
انتخابات پارلمانی و ریاستی و شورای ملی فلسطین به صورت همزمان و یک سال پس از امضای توافقنامه وفاق ملی از سوی احزاب و گروههای فلسطینی برگزار خواهد شد.
2- سازمان آزادیبخش فلسطین
جنبشهای فتح و حماس توافق کردند که مخالفتی با اجرای وظایف و تصمیمات نهاد رهبری صورت نگیرد؛ مشروط بر اینکه این وظایف و تصمیمات با اختیارات کمیته اجرایی سازمان آزادیبخش فلسطین (ساف) تعارضی نداشته باشد.
3- امنیت
طرفین بر تشکیل کمیته امنیتی عالی با دستور ویژه رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین تأکید و توافق کردند که این کمیته متشکل از افسران متخصص بوده و با توافق میان گروههای فلسطینی تشکیل شود.
4- دولت
الف- تشکیل دولت:
جنبشهای فتح و حماس بر تشکیل دولت فلسطین و انتخاب نخستوزیر و وزرا از طریق توافق میان گروههای فلسطینی تأکید کردند.
ب- وظایف دولت:
1- بسترسازی برای برگزاری انتخابات ریاستی و پارلمانی و شورای ملی فلسطین.
2- نظارت بر بررسی مسائل مربوط به آشتی ملی گروههای فلسطینی که مسئلهای ناشی از شکاف داخلی است.
3- پیگیری عملیات و بازسازی باریکه غزه و پایان دادن به محاصره این منطقه.
4- پیگیری اجرای مفاد سند وفاق ملی فلسطین.
5- بررسی مسائل مدنی و مشکلات اداری ناشی از شکاف داخلی.
6- یکپارچهسازی نهادهای تشکیلات خودگردان فلسطین در کرانه باختری و باریکه غزه و قدس.
7- رسیدگی به وضعیت جمعیتها و مؤسسات داخلی و خیریه.
5- پارلمان: جنبشهای فتح و حماس بر از سرگیری فعالیت پارلمان براساس قانون اساسی فلسطین تأکید کردند.
علل توافقنامه آشتی فتح و حماس
برخی از این عوامل مشترک و برخی دیگر خاص هر یک از دو طرف رقیب و مذاکرات آشتی است. در خصوص عوامل مشترک می توان گفت هم دوره قانونی دولت حماس و شورای قانونگذاری آن به اتمام رسیده و هم دوره ریاست محمود عباس بر تشکیلات خودگردان ضمن اینکه دولت منصوب وی در کرانه باختری نیز به دلیل اینکه خارج از انتخابات صورت گرفته است هیچ مشروعیت قانونی ندارد بنابراین به نظر می رسد هر دو طرف با توجه به خیزش های مردمی که علیه نظام های استبدادی در منطقه آغاز شده است احساس خطر کرده اند و سعی می کنند خود را با این تحولات همراه همگام نشان دهند.همچنین با سقوط دولت حسنی مبارک و بخصوص عمر سلیمان رئیس دستگاه اطلاعات و امنیت این کشور از صحنه سیاسی که پرونده فلسطین و از جمله مذاکرات آشتی فتح و حماس را برعهده داشته، زمینه های مساعدی برای از سرگیری گفت وگوهای آشتی ملی ایجاد شده است زیرا امریکا و به خصوص اسرائیل از طریق رژیم مبارک در روند مذاکرات اخلالگری می کردند یا خواسته هایی را مطرح می کردند که به شکست مذاکرات می انجامید.
اما در خصوص عوامل خاص باید گفت آنچه به حماس مربوط میشود این است حکه این جنبش با توجه به موج خیزشهای مردمی در میان مردم فلسطین هیچ نگرانی از برگزاری انتخابات در فلسطین ندارد و بنابراین از تقویت فرآیند دموکراتیک استقبال میکند.
همچنین سقوط دولت مبارک و روی کارآمدن دولت مردمی در مصر که تاکنون نیز آثار و پیامدهای مثبتی بر دولت حماس از برچیدن محاصره اقتصادی باریکه غزه گرفته تا قطع صدور گاز ارزان، باز در کاهش نگرانیهای حماس از ورود به مذاکرات آشتی مؤثر بوده است. علاوه بر اینها به نظر میرسد حماس به این نتیجه رسیده است که فتح با توجه به تحولات منطقه و شکست مذاکرات سازش در موقعیت ضعیف قرار گرفته است بنابراین فرصت را برای پیشبرد خواستههای خود در فرآیند آشتی مساعد دیده است.
البته آنچه از بعد عوامل خاص به فتح مربوط میشود درست از همان موقعیت ضعیفی که تشکیلات خودگردان در آن گرفتار شده، قابل بررسی است.
این تشکیلات پس از 17 سال مذاکره بی حاصل با رژیم صهیونیستی اکنون به این نتیجه رسیده است که جز از طریق اعلام یکجانبه دولت فلسطینی راه دیگری برایش باقی نمانده است و اگر چه د راین زمینه خیلی از کشورهای جهان از این درخواست حمایت می کنند اما اگر در داخل فلسطین بخصوص از جانب گروههای بزرگ همچون حماس حمایت نشود ، نتیجه نخواهد داد و بر همین اساس به نظر می رسد یکی از اهداف فتح و تشکیلات خودگردان از تفاهم آشتی جدید با حماس وانمود کردن کسب حمایت حماس در این زمینه است هر چند که امکان دارد به صورت علنی چنین حمایتی از مواضع این تشکیلات نکند . همچنین به نظر می رسد فتح و تشکیلات خودگردان با توجه به خیز جدیدی که برای احیای مذاکرات سازش از سوی طرف های بین المللی برداشته شده است ، در تلاش است با دست پر و مواضعی قوی در مذاکرات اتی ظاهر شود.
واکنشها و پیامدها
به محض اعلام خبر توافق آشتی ملی فتح و حماس، فلسطینیها و گروههای مقاومت فلسطینی و همچنین اعضای محور مقاومت شامل ایران، سوریه و حزبالله از این توافق استقبال کردند و در مقابل رژیم صهیونیستی به شدت از این تحرک ابراز نگرانی کرد و کشورهای غربی نیز یا سکوت کرده یا به طور مشروط از آن حمایت کردند.
در واقع همین موضعگیریهای متفاوت از آثار و پیامدهایی که این توافنامه بر هریک از بازیگران دخیل در بحران فلسطین به جا میگذارد، ناشی میشود. به عبارت دیگر در صورتی که این تفاهم به تقو.یت وحدت داخلی میان فلسطینی ها منجر شود ، بی تردید بزرگترین موفقیت و دستاورد برای مردم فلسطین خواهد بود زیرا تاکنون ملت فلسطین بزرگترین ضربه را از همین اختلافات چه در میان فلسطینی ها و چه در میان کشورهای عربی خورده است و اساسا یکی از اهداف اسرائیل از گشایش باب مذاکره با فتح و تشکیلات خودگردان نیز ایجاد و تعمیق شکاف میان فلسطینی ها و استفاده از این تشکیلات علیه حماس و دیگر گروههای اسلام گرا در فلسطین بوده است .
همچنین این تفاهم در صورت اجرا می تواند پشتوانه مهمی را برای پیشبرد طرح اعلام یکجانبه دولت فلسطینی فراهم سازد .تهدید های وارده به طرح اشتی ملی فتح و حماس نیز درست از ناحیه نگرانی ها و خطراتی است که رژیم صهیونیستی احساس می کند و بر همین اساس می توان انتظار داشت که دست به یکسری اقداماتی تلافی جویانه در داخل و خارج فلسطین بزند که این اقدامات می تواند به هم ریختن اوضاع در فلسطین از طریق توسل به جنگ پیشدستانه ، یا تعمیم ترورها به میان اعضای فتح و تشکیلات خودگردان و همچنین ایجاد محدودیت های مالی بر تشکیلات خودگردان ویا حتی اعمال فشار بر طرف های بین المللی در صورت همراهی انها با تحولات جدید در فلسطین باشد .