تغییر و تحولات در جهان عرب و و قوع انقلاب در برخی از این کشورها به مثابه سونامی برای رژیم صهیونیستی است چرا که اگر ملت فلسطین مانند اتش فشانی در برابر ظلمهای این رژیم فوران کند، همچون گردبادی آن را میبلعد.
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، روزنامهی اماراتی البیان، در گزارشی تحت عنوان "اسرائیل در برابر سونامی کشورهای عربی" نوشت:
«به نظر میرسد گزارشهای رسانهای در خصوص حوادث صورت گرفته در بیشتر کشورهای عربی به تدریج افکار عمومی را از دردها و رنجهای ملت فلسطین منحرف میکند.
رسانههای جمعی در کشورهای عربی و غربی به یک اندازه بر حوادث تونس، مصر، لیبی، یمن و سوریه متمرکز شدند. گویی تمام جهان در این پنج کشور خلاصه میشود.
این در حالی است که پیش بینی میشد تا اسرائیل با بروز حوادث در کشورهای عربی، در سیاستهای خود در قبال ملت فلسطین بازنگری کند و از انتفاضههای ملت عربی درس بگیرد؛ انتفاضههایی که کاملا ناگهانی و بدون هیچ هشداری صورت گرفت.
انتظار میرفت تا اسرائیل دریابد که اگر ملت مظلومی از درون منفجر شود و مانند زلزلهای بلرزد، هیچ کسی جز خدا نمیتواند آنها را متوقف کند. اما به نظر میرسد اسرائیل همواره از فرصتها بهره برداری کرده و به پیامد این مسائل توجهی نمیکند.
زمانی که تاریخ یهودیان را از دورهی فرعون بررسی میکنیم، متوجه میشویم که آنها از عواقب و پیامدهای دسیسهچینی و تسلط بر ملتها درس نگرفتند.
آنها از توجه جهان به مسائل مختلف مانند انتشار اسناد ویکی لیکس، سونامی ژاپن، انقلاب مصر و تونس سوء استفاده کرده و همچنان به ملت فلسطین ظلم میکنند.
به نظر میرسد کابوس آنها در خصوص گسترش اسلام، مانند سونامی از همه طرف آنها را در بر گرفته است. اسرائیل دریافته است که حمایت بیچون و چرای نزدیکترین همپیمانان عربش به پایان رسیده و هرگز تکرار نخواهد شد.
اگر اخوان المسلمین، جنبشها و نهادهای اسلامگرا در مصر، سوریه، تونس، لیبی، یمن و عراق زمام امور را به دست بگیرند و آنچه که به آن ایمان دارند اجرا کنند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ شرایط امنیتی در اسرائیل قابل توجه خواهد بود. بنابراین کسی که بخواهد با تیم اسرائیلی بازی بکند، اولین کسی خواهد بود که شکست میخورد به همین دلیل جنبش فتح تصمیم گرفت تا قبل از اینکه فرصت از دست برود دست خود را در دست جنبش حماس بگذارد و سند آشتی ملی فلسطین را امضا کند.
چرا این اقدام طی حکومت 30 سالهی مصر صورت نگرفت؟ حکومتی که از اسرائیل حمایت بیدریغ مادی و معنوی خود را دریغ نمیکرد و حتی این حمایت را در صدور گاز طبیعی نشان میداد.
امضای این سند نقطهی عطف مهمی در تاریخ اسرائیل به شمار میرود. البته به شرط آنکه برادران فلسطینی علیه یکدیگر اقدام نکنند.
این روزها بزرگترین حامیان اسرائیل یعنی آمریکا و فرانسه سرگرم آن هستند تا در آینده حضور استراتژیک خود را در خاورمیانه تثبیت کنند، اما زمانی که امور در مصر و تونس از دست آنها خارج شد، احساس کردند که از دایرهی حوادث خاورمیانه خارج شدند.
بنابراین تصمیم گرفتند قبل از آنکه به طور کامل زمام امور در لیبی، سوریه، یمن و عراق از دست آنها خارج شود، به این کاروان بپیوندند.
این روزها خبر زیادی از اسرائیل در رسانههای غربی منتشر نمیشود. مگر آنکه مسئولان اسرائیلی از دستاوردهای آشتی ملی فلسطین ابراز نگرانی میکنند.
این بار نگرانی اسرائیل از حد خود و خطوط قرمز فراتر رفت، چرا که اسرائیل متوجه شده است این آشتی مانند آشتیهای گذشته میان گروههای فلسطینی نیست بلکه با آنها فرق میکند.
آیا اسرائیل این روزها خود را به مثابه جزیره کوچکی در میان اقیانونسی از امواج پی در پی و سونامی ویرانگر میبیند؟ آیا اسرائیل فکر میکند که موشکهای هستهای توانستند ژاپن را از سونامی ویرانگر حفاظت کنند و آیا تمام سلاحهای هوایی، زمینی و دریایی آمریکا توانست مسیر توفانها و گردبادهای ویرانگر را منحرف کند؟ مشخص است که نتوانست.
اسرائیل نیز نخواهد توانست سونامی اسلامی را که به سمت آن حرکت میکند متوقف کرده و یا منحرف کند. اگر در آینده نزدیک این سونامی به اسرائیل نرسد، در آیندهای دور حتما میرسد. اما مشکل اصلی اسرائیل این است که نه از خود و نه از پدیدههای طبیعی درس نمیگیرد. اسرائیل به نظریهی تغییر و تحول اعتقادی ندارد و این مساله به مثابهی فاجعهای برای آن به شمار میآید.
همسایگی اسرائیل با مصر و سوریه برای اسرائیل این مساله را حتمی میکند که اسرائیل اولا باید وجهه خود را از طریق دست کشیدن از برخی مواضع خود بهبود بخشد و برخی از کشورهای بزرگ و در راس آنها فرانسه احساس میکنند که اسرائیل در میان تحولات جهان عرب امنیت ندارد و ثبات ملت فلسطین در کشور مستقل فلسطین بهترین ضمانت موقت برای امنیت اسرائیل است.
اما سخنان اخیر بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل نشان داد که این رژیم با حوادث پیش نمیرود و در مکانی با دیوارهای بلند زندگی میکند».