با نزدیک شدن زمان انتخاب فردی بعنوان رئیسجمهور در لبنان تحرکات سیاسی منطقهای و بینالمللی رو به افزایش گذاشته و هر یک از جناحهای ذیربط در بحران این کشور با کمک حامیان خارجی خود سعی در دستیابی به سهمیه بیشتری از این خوان گسترده دارد.
طبق عرف جاری در لبنان پارلمان این کشور ظرف 2 ماه از اول تیرماه یعنی در فاصله 23 ژوئیه تا 22 سپتامبر میتواند فردی از طایفه مارونی این کشور را به عنوان رئیسجمهور برای احراز پست ریاست جمهوری لبنان طی 6 سال آینده انتخاب نماید که این فرد روز اول مهرماه 67 (23 سپتامبر) آینده مقام زمامداری را از رئیسجمهور فعلی تحویل خواهد گرفت.
هر چند رئیسجمهور آینده لبنان هر که باشد و با هر شرایطی روی کار آید وظیفهای جز اداره بحرانهای جدید بعهده نخواهد داشت ولی این امر از شدت جنگ و دعواهای سیاسی در مرحله قبل از انتخاب نخواهد کاست چرا که هم جناح مارونیت لبنان برای توجیه دستآوردهای خود به عنوان حمایتکننده امتیازات مارونیت سیاسی نیاز به جنگهای تبلیغاتی داشته و هم جناح به اصطلاح مخالف در صدد کسب نوعی امتیازات سیاسی است تا به هواداران خود تلقین تمایل همچنان نقشآفرین تحولات سیاسی بوده و انتخاب مجدد مارونی جدید به معنای شکست یا تسلیم جناح اسلامی نیست.
البته آنچه در این راستا برای کلیه قدرتهای دستاندرکار مسائل لبنان اعم از چپ و راست مورد توافق است عدم تغییر ریشهای در ترکیب نظام فعلی لبنان است چرا که کلیه طرفها از دگرگونیهائی که ممکن است با این تغییر رخ داده و معادلات جاری را برهم زند بیم دارند بر این پایه تلاشها همه در جهت یافتن نقطهنظرهای مشترکی در زمینه انتخابات آینده است که اگر نتواند راهحل مناسبی را به همراه آورد حداقل وضعیت موجود را نیز دگرگون ننموده و نبض جریانات را از دست همه خارج ننماید.
اظهارات کریم بقرادونی نائب فرماندهی نیروهای فالانژ که از دشمنان کینهتوز سوریه در جناح فالانژ محسوب میشود دارای اهمیت است چرا که او از نوعی توافق مخفیانه میان نیروهای فالانژ که خود را رهبر نسل جوان مسیحی و حامی امتیازات مارونیت دانسته با امین جمیل رئیسجمهور فعلی لبنان که میراثخوار فرمانروایان سنتی مارونی است پرده برداشته و میگوید ما دادن اختیارات به امین جمیل برای مذاکره با سوریه را با این شرط پذیرفتهایم که او نقش اساسی آمریکا در کلیه مسائل و توافقهای سیاسی لبنان مورد تاکید قرار گیرد و ثانیا محدوده گفتگوهای جاری با دمشق از مرز انتخابات آینده ریاست جمهوری لبنان تجاوز ننماید.
دستاندرکاران مسائل لبنان همواره از رقابت دو جناح اسرائیلی و سوریه در جریان انتخاب ریاست جمهوری این کشور سخن گفته و معتقدند که اسرائیل و آمریکا بر جناحهای مسیحی و مارونی لبنان در انتخاب رئیسجمهور آینده این کشور نقش اساسی دارد زیرا انتخابشونده تنها از میان مارونیت سیاسی لبنان برگزیده شده و بخش اعظم نمایندگان پارلمان لبنان که تنها مرجع انتخابکننده رئیسجمهور این کشور هستند از طوایف مسیحی که عموما طرفدار غرب هستند تشکیل میشوند. ولی نقش رئیس مجلس و نمایندگان طرفدار سوریه در پارلمان لبنان را نباید از نظر دور داشت چرا که بدون رای موافق بخشی از آنها نمیتوان رئیسجمهور تازهای برای لبنان انتخاب کرد. براساس قانون اساسی لبنان رئیسجمهور میبایست حداقل دو سوم آراء را بدست آورد و این امری است که بدون تاثیر سوریه امکانپذیر نیست.
مساله دوم تشکیل دولت جدید مرکب از نخستوزیر سنی و وزرای شیعه و سنی و مارونی و ارتودوکس و دروزی است که در تحقق این امر نیز نقش سوریه اساسی و غیرقابل انکار است بویژه که افراد از میان سران شبه نظامیان و گروههای مسلح تعیین میشوند نه براساس صلاحیت کارآئی سیاسی آنان.
بهرحال در رابطه با فشارهائی که هر یک از طرفین نقشآفرین در صحنه سیاسی لبنان اعم از جناح چپ و یا راست میتوانند بر رقیب خود وارد آورند مرز سرخی وجود دارد که احتمال تخطی از آن بسیار بعید و احیاناً غیر ممکن است.
برخی از دستاندرکاران سیاسی مسائل لبنان از سرگیری تماسهای سوریه با رژیم فالانژ لبنان را ناشی از بنبستهائی که براثر مواجه شدن با این خط سرخطها بوجود آمده و سوریه برای تقویت نفوذ خود از 2 سال پیش تاکنون طی مراحل مختلف حضور مستقیم خویش را در بیروت غربی و جاده ساحلی به جنوب و سرانجام حومه جنوبی گسترش داد. هیچیک از این مراحل نتوانست فشار لازم را برای انزوای نیروها فالانژ از صحنه سیاسی لبنان ایجاد نماید لذا با نزدیک شدن زمان انتخابات و احتمال از دست رفتن فرصت به نوعی راهحل میانه قانع شده و آن اینکه حداقل انتخاب ریاست جمهوری آینده لبنان را در چهارچوب مشترکی میان خود و مارونیت سنتی لبنان دهد هر چند برای تشکیل دولت جدید به شرایط و ضوابط دیگری نیاز باشد.
در مقابل جمیل که خود را وارث و حافظ زمامداری سنتی مارونی لبنان میداند ضمن درک نقش سوریه به استقبال این امر شتافته تا از طرفی افراد موردنظر خود را به کاندیداتوری ریاست جمهوری نزدیک نموده و از طرف دیگر از سلطه منحصر به فرد سمیر جعجع در صحنه مسیحی لبنان جلوگیری کرده باشد.
بر این اساس گفته میشود که دیدار اخیر جمیل با حافظ اسد و سفر تازه جوژفهاشم به نمایندگی از سوی وی به دمشق که به دیدار 3 ساعته با حافظ اسد انجامید بیشتر در زمینه جمعبندی نظرات مشترک طرفین و یافتن راهحلهای میانه برای انتخاب فردی است که هم از نظر مارونیت سنتی و آمریکا مورد قبول بوده و هم از طرف سوریه رد نشود. به احتمال قوی این فرد از میان نمایندگان مارونیت مستقل و یا دقیقتر شخص پطرس حرب عضو این جناح خواهد بود.
بهر صورت اوضاع در هر دو جبهه اسلامی و مسیحی با نگرانی دنبال میشود چرا که در بخش تحتالحمایه سوریه علیرغم وجود نوعی آرامش و یکپارچگی تحرکات عرفات در اردوگاهها همچنان زنگ خطر را در منطقه امنیتی سوریه به صدا درآورده و سلطه او بر اکثر اردوگاهها که در مناطق حساس قرار گرفته میتواند برهمزننده آرامش و یا مورد سئوال قرار دادن امنیت تأمین شده از سوی سوریه باشد و در مقابل جناح نیروهای فالانژ که قویترین نیروی شبه نظامی مسیحی محسوب میشود تحرکات سیاسی امین جمیل را با شرایط دشواری مواجه میکنند که این عدم آزادی طرفین در اتخاذ تصمیم میتواند بوجود آورنده هرگونه حوادث پیشبینی نشده باشد.
بگفته علامه سیدمحمدحسین فضلالله لبنان هماکنون در مرحلهای از غلیان سیاسی قرار دارد که برای استقبال از میهمانان جدید خود نیاز به غذاهای گرم با آتش گداختهتری دارد که بدون شک هیزم این آتش جز اجساد بیشتر مردم نخواهد بود.
بویژه که نگرانی از مرحله آینده در چهره همگان مشاهده میشود مگر اینکه برخلاف معمول التهاب به زمان دیگری موکول شود. که در هر دو حالت هیچ نجاتی در پیشانی کشتی سرگردان لبنان مشاهده نمیشود.