نویسنده: علی قهرمانی؛ پژوهشگر
خبرگزاری فارس: پایه و اساس عرفان حلقه، دستدرازی بهسوی نیروهای شیطانی است که آثار و نشانههای آن بهصورت علمی و تجربی در زندگی و اطراف درمانگران و درمانجویان عرفان حلقه کاملاً قابل بررسی است.
اتصال به حلقههای شعور کیهانی اصلیترین آموزه این فرقه است که از سوی اساتید عرفان حلقه به افراد تفویض میشود و از این راه افراد در یک لحظه به رحمت عام الهی متصل میشوند. نتیجه این اتصال در مرحله اول و آشکارا، قدرت درمانگری است و در ابعاد پنهان، خداشناسی عملی است.
چیستی این اتصال و اهمیت آن در عرفان حلقه در مقاله «اتصال به شعور کیهانی در عرفان حلقه» بررسی شده است. در این نوشتار به «کلید» این اتصال که «تسلیم» است، میپردازیم و ماهیت و ابعاد آن را بررسی و تحلیل میکنیم.
عرفان کمال یا عرفان قدرت؟
عرفان حلقه اعلام کرده که در جستوجوی کمال است و نه قدرت. بر این اساس عرفان را به دو دسته، عرفان قدرت و عرفان کمال تقسیم میکند. این دستهبندی شاید بر بخشی از دستهبندی علامه طباطبایی منطبق باشد که نه عرفان بلکه طالبان عرفان را به 3 گروه تقسیم کردهاند، کسانی که در پیقدرتاند، کسانی که در جستوجوی کشف رازهای عرفانی و دستیابی به لذتهای معنوی هستند و گروه سوم کسانی که در طلب معرفت خداوند و بندگی او هستند. (المیزان، ج 6 ص 191 و 192) عرفان حلقه بهخلاف اینکه خود را کمالگرا معرفی میکند، بیشتر آموزههایش رازجویانه و قدرتطلبانه به نظر میرسد و بنابر ادعاهای مطرح شده، اولین و اساسیترین اثر تسلیم و اتصال در این فرقه، قدرت درمانگری است. در این فرقه کمال براساس قدرت و توان تعریف میشود.
«کسب کمال، که در این مرحله از زندگی انسان روی کره زمین به معنای رسیدن به توان بالقوه الهی بوده و رسالت اصلی انسان، حرکت از کثرت به وحدت و درک یکتایی جهان هستی و رسیدن به روشن بینی به منزله روشن دیدن و رسیدن به وضوح شناخت، فهم و درک از جهان هستی و پیبردن به هدف خلقت متعالی است. (درک بالقوه خدایی بودن)». (عرفان کیهانی، ص 132، نیز ص91)
در این تعالیم هیچ نامی از خدا برده نمیشود و همانطور که از رویکرد کیهانگرایانه برمیآید، یکتایی جهان هستی، درک جهان هستی و هدف از خلقت جهان هستی مورد توجه است. این فرقه در اوج و نهایت خود در طلب گنج درون و درک بالقوه خدایی بودن است.
رویکرد عرفان حلقه به درک بالقوه خدایی بودن و کشف نیروهای درونی کاملاً با تعریف علامه طباطبایی از کسانی که با انگیزه قدرت به دنبال عرفان میروند، سازگار است. «کسانی که برای اغراضی غیر از عرفان حق به این سلک درمیآیند و هدف این افراد کشف کردن نیروهای شگرف درون خویشتن است تا در دنیا از آن سود جویند. اگر خداوند راه راست را به آنها ننماید، به سطح پستی از خودشناسی و عرفان رسیده، در بند شیطان گرفتار میآیند. امام صادق (علیه السّلام) دراینباره میفرماید: «همانا سحر، صورتهای گوناگونی دارد؛ نوعی از آن چیزی است که دوستان و فرمانبَران شیاطین از آنها میآموزند». (المیزان، ج 6 ص 191)
چهکسی درمان میکند؟
برای اینکه ماهیت و حقیقت تسلیم در عرفان حلقه را دریابیم باید شیوههای عملیات درمانی را بررسی کنیم. این فرقه مدعی است که اعضایش توانایی درمانگری دارند. اما میگویند این درمانگری کار افرادشان نیست، بلکه کار شعور کیهانی است. بعضی هم میگویند کار مرکزیت عرفان حلقه است و بعضی میگویند کار خداست. اما بههرروی در اساسنامه آنها نوشتهاند:
«نظر به اینکه درمان توسط شعور کیهانی انجام میگیرد، لذا درمانگر نمیتواند از بابت آن چیزی را به خود منتسب نماید». (عرفان کیهانی، ص 111)
با وجود این موضوع، اعضای عرفان حلقه در این میان چه کارکردی دارند؟ اساساً عرفان حلقه و مرکزیت آن چه نقشی پیدا میکند؟ آیا شعور کیهانی عجز و نقصی دارد که خودش نمیتواند درمانگری را انجام دهد و به حضور و اتصال اعضای حلقه نیاز است؟
نوشتهاند: «پس از مکتوب نمودن سوگندنامه، قابلیت درمانگری و لایه محافظ به فرد تفویض میشود که بلافاصله پس از آن میتواند از راه دور و نزدیگ فرادرمانگری را با تمام جزییات آن تجربه کند . . . بهتر است اصول مقدماتی درمان و هدف از فرادرمانگری، به دقت مطالعه و یا از مربیان این رشته فراگرفته شود و قبل از مکتوب نمودن سوگندنامه، اطلاعات لازم را از مربی دریافت کند». (انسان از منظری دیگر، ص 99)
این مراحل و دقایق چگونه با درمانگری، شعور کیهانی میسازد. به راستی عرفان حلقه و اعضای آن چه نقشی در فرآیند درمان دارند؟ انواع راههای ارتباط در فرادرمانی چه جایگاهی دارد؟ به خصوص تأکید بر اینکه درمانجو یا باید حاضر باشد یا در صورت دور بودن، حتماً باید نام بیمار و یا عکس بیمار در اختیار اعضای فرقه قرار بگیرد.
«نام بیمار یا در اختیار داشتن عکس بیمار، آشنا بودن چهره بیمار برای فرادرمانگر و یا معرف بیمار، برای شروع فرادرمانی کافی است. در این صورت ما نام بیمار و یا معرف را (کسی که با چهره بیمار آشناست حتی اگر نام بیمار را نداند) وارد فهرست بیماران خود کرده یا ذهنی آن را مرور میکنیم». (انسان از منظری دیگر، ص 102)
آیا شعور کیهانی که تمام جهان را فراگرفته، برای انجام درمان نیازمند به معرفی اعضای فرقه حلقه است؟ آیا شعور کیهانی آگاهی خود را از ذهن انسانها میگیرد یا خود سرچشمه شعور و آگاهی تمامی موجودات است؟ آیا این نشان نمیدهد که درمانگری توسط شعور کیهانی انجام نمیشود؟
با توجه به قواعد روشی در درمانگری عرفان حلقه یا به تعبیر دیگر فرادرمانگری معلوم میشود که این کار راست یا دروغ به شعور کیهانی که سرچشمه آگاهی در جهان مادی است مربوط نمیشود، بلکه از راههای دیگری انجام میشود. منبعی که در هنگام اتصال، اعضای عرفان حلقه تسلیم به آن میشوند و امکان استفاده از نیروی آن را با رعایت قواعد خاصی پیدا میکنند.
تسلیم موجودات ناشناخته یا تسلیم خداوند
عرفان عملی در این فرقه بدون تهذیب نفس و خودسازی، تنها با اتصال به حلقههای شعور کیهانی توسط مرکزیت عرفان حلقه تحقق مییابد و از این راه فرد میتواند به قدرتهای ماورایی متصل شود. مرکزیت با تسلیم افراد، آنها را به حلقهها متصل میکند، تا از قدرت آن حلقه برخوردار شوند «تسلیم در حلقه، تنها شرط تحقق موضوع حلقه مورد نظر است». (عرفان کیهانی، ص 100) با توجه به اینکه در عرفان عملی این فرقه دین، ایمان و اعتقادات هیچ نقش و اهمیتی ندارد، تسلیم شدن در حلقه هم به معنای تسلیم شدن در برابر خداوند، یا نیروی الهی یا حتی شعور کیهانی نیست، بلکه به معنای شاهد بودن و پذیرش محض است.
«شاهد کسی است که: ـ نظارهگر باشد. ـ در امر نظارهگری چیزی مانند تخیل، تصور، تفسیر و . . . وارد نکند، زیرا باعث خروج او از عمل نظارهگری میشود ـ واقعیت و حقیقت را بتواند ببیند ـ بیطرف بوده و پیشداوری نداشته باشد ـ در زمان حال حاضر، حضور داشته باشد ـ شرطی نشده باشد ـ آزاد باشد (عدم استفاده از مواد توهمزا) ـ تسلیم باشد (عدم انجام هرکاری در حلقه)». (انسان از منظری دیگر، ص 91)
نهتنها کسانی که به این فرقه میپیوندند و از قدرتهای آن برخوردار میشوند، بلکه هرکس که به نوعی از این نیروها استفاده میکند، به عنوان مثال کسی که میخواهد درمان شود، باید تسلیم شود و شاهد باشد «تنها شرط نتیجه گرفتن از فرادرمانی حضور بیطرفانه در این حلقه وحدت است». (امواج تهاجم، ص 130)
اینجانب در یک تجربه عملی، دعوت یکی از مسترهای عرفان حلقه را پذیرفتم تا اتصال را از او دریافت کنم، او بدون هیچ توضیحی از من خواست که تسلیم باشم، پرسیدم: تسلیم چی؟ پاسخ داد: فقط تسلیم، شاهد باش، هیچ پیشداوری نکن، ببین چه میشود و هرچه شد، بپذیر!
نکته دقیق و بزرگترین راز عرفان حلقه همین جاست. تسلیم شدن به ناشناخته، گشودن وجود خود بهروی موجوداتی که تو آنها را نمیبینی ولی آنها تو را میبینند. اگر بعضی از پیروان عرفان حلقه نیروهای شگفتآوری دارند که نه از راه ایمان و تقوا و نه از راه ریاضتهای سخت و تنفرسا به آن رسیدهاند به همین موجودات ناشناخته مربوط میشود. قرآن کریم میفرماید: «بعضی از انسانها به گروهی از جنها پناه میبرند، پس بر ذلتشان افزودند». (سوره مبارکه جن/6)
توضیح اینکه جنها در صورتی که انسان به آنها اجازه دهد و آنها را به حریم خود بپذیرد و تسلیمشان شود از میان انسانها یارگیری کرده بر تعداد خودشان میافزایند. (انعام / 128) افراد تحت تعلیم در این فرقه با چند لحظه تسلیم شدن و گشودن وجود خود، به شعور کیهانی متصل میشوند و از آن پس ممکن است نیرویی پیدا کنند. بدون اینکه تغییری در خود ایجاد کرده باشند یا برای جلب رضای خدا عملی انجام دهند.
کارکردهای نیروهای شیطانی
راز ماجرا در این است که شیاطین برای سرگردان کردن انسان دست به شیطنتهای شگفتانگیزی میزنند و حتی نیروهای خود را در این راه به کار میگیرند تا انسانها را بازی دهند که یکی از آنها بهبودنمایی است. شیاطین از جنس آتش هستند (الرحمن / 15) و نیروهای خاصی دارند که در شرایطی میتوانند از نیروی خود استفاده کنند. همچنانکه در قرآن مجید و در ماجراهای حضرت سلیمان آمده است که آن پیامبر بزرگ خدا به اطرافیان خود گفت چهکسی میتواند تخت بلقیس را حاضر کند، یکی از جنیان گفت: «پیش از آنکه از جای خود برخیزی تخت را به اینجا میآورم». (سوره مبارکه نمل / 38 و 39)
جنها میتوانند در عالم مادی کارهایی انجام دهند اما تا انسان سراغ آنها نرود و پای آنها را در زندگی خود باز نکند، توان دخالت ندارند. اما اگر به هر وسیلهای و با هر نامی به نیروی آنها پناه ببرد و تسلیمشان شود، آنگاه میتوانند کارهایی انجام دهند.
شیاطین که جنهای کافر هستند، ممکن است به کسانی که به آنها پناه بردهاند، کمکهایی کنند، از جمله اینکه امور پنهان را برایشان آشکار کنند، یا اشیایی را جابهجا کنند، عواطف و احساسات افراد را دگرگون سازند و نفرت یا عشق را از بین ببرند و یا از نیروی خود برای جبران ضعفها و بیماریها استفاده کنند، بدون اینکه درمان و بهبودی اتفاق افتاده باشد. مثل اینکه به یک فلج کمک کنند تا روی پا بایستد. این مورد بهبودنمایی یا شفانمایی است که در واقع درمانی صورت نگرفته، فقط با تسلیم شدن فرد نیروهای شیطانی وارد زندگی او شده و بدون شک دردسرها و تبعاتی خواهد داشت.
در عرفان حلقه نیروهای شیطانی با نام شبکه شعور منفی (عرفان کیهانی (حلقه)، ص 93) یا موجودات غیرارگانیک معرفی شدهاند و ادعا میشود که با آنها ارتباطی ندارند. اما گذشته از معیارهای روشن اخلاقی و دینی در درمانگر و درمانجو که نفوذ نیروهای شیطانی را نشان میدهد، شاخصهای دیگری برای تشخیص درمانهای شیطانی وجود دارد، از جمله تدریجی بودن و زمانبری درمانهای شیطانی؛ زیرا نیروهای شیطانی محدود است و برای حصول نتیجه نیاز به زمان دارد. اما نیروی الهی در لحظهای با «کن فیکون» اوضاع را دگرگون میکند. همانطور که در ماجرای حضرت سلیمان آمده «عفریت» جنی برای آوردن تخت بلقیس نیاز به زمان داشت و گفت: پیش از آنکه از جای خود برخیزی، آن را میآورم. و حضرت سلیمان به او و نیرویش هیچ اعتنایی نمیکند. در مقابل وقتی که آن انسان مؤمن بهنام «آصفبن برخیا» با نیروی الهی خواسته جناب سلیمان را پاسخ میدهد، در چشم به هم زدنی تخت حاضر میشود و حضرت سلیمان به خاطر توفیق تربیت چنین انسانهایی خدا را شکر میکند. (سوره مبارکه نمل/40)
نشانه دیگر درمانهای شیطانی و تفاوت آن با درمانهای الهی با مقایسه درمانجویان عرفان حلقه با شفایافتگان در زیارتگاهها و توسل به معصومین (علیهم السّلام) معلوم میشود. درمان یافتگان از راه الهی و معنوی تمام امراضشان و به طور کامل برطرف میشود. یعنی اگر کسی فلج باشد و کور هم باشد، وقتی شفای الهی میآید، تمامی مرضها بهکل از بین میرود؛ اما با درمانهای شیطانی همه مشکلات برطرف نمیشود و در بسیاری از موارد مرض اصلی و مورد نظر هم به طور کامل درمان نمیپذیرد.
نتیجهگیری
راه نفوذ نیروهای شیطانی در وجود فرد و زندگی او، تسلیم شدن است. تسلیم شدن دو صورت دارد: یا تسلیم شدن آگاهانه در برابر خداوند است که لازمه آن سعی در التزام به شریعت است. در این صورت ظاهر و باطن شخص شهادت میدهد که تسلیم و دلباخته خداوند است. صورت دوم تسلیم در برابر اموری ناشناخته است که به شکلی مبهم در ذهن فرد انجام میگیرد؛ در این صورت راه نفوذ شیاطین کاملاً باز میشود؛ به خصوص اگر پای استفاده از نیروهای آنها در میان باشد و فردی که به طور مبهم خود را در وضعیت تسلیم قرار داده و وجود خود را کاملاً گشوده، انتظار رویدادی مثل درمان شدن یا جابهجایی اجسام و یا تصرف در عواطف دیگران را داشته باشد.
پایه و اساس عرفان حلقه، دستدرازی به سوی نیروهای شیطانی است که آثار و نشانههای آن به صورت علمی و تجربی در زندگی و اطراف درمانگران و درمانجویان عرفان حلقه کاملاً قابل بررسی است. دیگر روزگاری که گروهی با تنگنظری این پدیدهها را خرافات میپنداشتند، گذشته است. جن میتواند در شرایط خاصی به زندگی انسان وارد شود که سادهترین راه ورودشان به تعبیر قرآن کریم پناه بردن به آنهاست. عرفان حلقه این در را میگشاید و نیروهای شیطانی را به نام شعور کیهانی و حلقههای رحمانی معرفی میکند. به همین علت کنار گذاشتن قرآن و اهل بیت خللی در حلقههای آنها ایجاد نمیکند، بلکه واسطه این نفوذ شیطانی مرکزیت عرفان حلقه و سلسله مراتب، مسترهاست.