تاریخ انتشار : ۰۷ آبان ۱۳۹۱ - ۰۸:۲۸  ، 
کد خبر : ۲۱۹۰۷۴

آسیب‌شناسی اصلاحات(بخش اول)

احمد تشکر اشاره: تضارب افکار و اندیشه‌ها، زمینه‌ساز بلوغ فکری و تقریب سلایق خواهد بود، و نقد گذشته و حال به پویایی و رشد جامعه سرعت می‌بخشد. گرچه هیچ ذهن نقاد و اندیشه سیال خالی از نقص نیست، اما قضاوت عمومی باعث رشد فزاینده اجتماعی و تعمیق جریانات فکری جامعه خواهد شد. نگارنده طی سلسله مقالاتی ضمن دفاع از مواضع اصولی و معقول طراحان پروژه اصلاحات، به عواملی که مخل پیشرفت و آسیب‌پذیری آن تلقی می‌گردد، می‌پردازد و به نگارش مطالبی در این زمینه، با تکیه بر اسناد و مدارک معتبر اهتمام خواهد نمود. باشد که به فضل الهی گامی در جهت کشف حقایق، آن هم نه از سر عصیان، بلکه در راستای انجام وظیفه برداشته شود.

بدون تردید نظام سیاسی و فرهنگی ما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در چالش بزرگ میان سنت‌گرایی و هواداران ایده‌های نوگرا افتاد. ماهیت انقلاب اسلامی اقتضا می‌کرد که باب گفتگو (دیالوگ) و بیان عقاید و نظرات به روی همه گروه‌ها و افراد و حتی مخالفان و ضد‌ انقلاب گشوده شود، زیرا طبیعت هر انقلاب، تغییرات اساسی در نظام موجود و نیل به اهداف اصلاح‌طلبانه است و انقلاب اسلامی بر همین مبنا شکل گرفت.
به برکت انقلاب اسلامی، فرهنگ نوشتاری و گفتاری از چنگ دیو استبداد رهایی یافت و آزادی و استقلال رخ نمود. تحولات فرهنگی و علمی در دانشگاه‌ها و مراکز تعلیم و تربیت، شکوفایی صنایع و مراکز تولید، احیای حقوق از دست رفته بخش‌های مختلف جامعه، تجدیدنظر در سیاست خارجی و روابط بین‌المللی و... نوعی اصلاحات بود.
اما افسوس که این برگ زرین از دفتر انقلاب نیز دستخوش تحریف گردید و گروهی با اغتنام از فرصت پیش آمده، در جهت دست‌اندازی به کانون‌های قدرت، برای آنچه از قبل به آن می‌اندیشیدند و بدان خرسند بودند، از هیچ تلاشی دریغ ننمودند و آن‌چنان در تقدیس دوم خرداد و تقبیح غیر آن فریاد زدند که صدای اعتراض بعضی از همراهانشان نیز بلند شد. گویی این قوم به کشفی عجیب نایل آمده‌اند که دیگران از آن بی‌خبرند!
به زودی بر همگان آشکار گردید که این طایفه نه به خرداد می‌اندیشند و نه به اصلاحات؛ اینان از هیچ‌گونه یورش‌های تبلیغاتی به حاکمیت نظام و ارکان آن فروگذار نکردند و دامنه حمله را تا مراکز تصمیم‌گیری گسترش دادند و با هزینه کردن از مردم، عملا و علناً اعلام کردند که در پی «تغییر نظام تصمیم‌گیری(1)» هستند!
این جماعت که باید متاعی نو به بازار مکاره عرضه کنند، واژه‌هایی با رنگ و لعاب جامعه‌پسند برگزیدند و برای تبلیغ کالاهایشان، دلالانی را در داخل و خارج به خدمت گرفتند؛ به گونه‌ای که بسیاری از اهداف اولیه انقلاب در کوران این تجارت سیاسی خدشه‌دار گردید و اعتبار ماهوی آن‌ها مورد تردید قرار گرفت. در این گیر و دار،‌ منادیان دروغین اصلاحات در صف اصلاحگران واقعی خزیدند و با نفوذ در نهادهای تصمیم‌گیری، زیر چتر حمایت از رییس‌جمهور، برای انعکاس افکار خود وارد عرصه‌های مختلف، از جمله عرصه فرهنگ و مطبوعات شدند و خاکریز خود را به کمک یاران خارج‌نشین استحکام بخشیدند.
تفنگداران فرهنگی و سیاسی ضد انقلاب و معاندان رانده شده از درگاه انقلاب، از گذرگاه‌های آشکار و پنهان عبور کردند و یا عبورشان دادند! تا در این جبهه پشت سر یکدیگر و تحت حمایت گروه نخست صف‌آرایی نمایند. مدعیان اصلاحات با شعار دفاع از برنامه‌های رییس‌جمهور، مخالفان خود را تا جایی که میسر بود، با حربه‌های گوناگون از میدان خدمت به در کردند؛ چنان‌که رسانه‌های خارجی عملیات شبه‌نظامی آنان را به یک «انقلاب آرام تفسیر نمودند!(2)»
گرچه از بیگانگان بیش از این انتظار نبود، ولی از شخصیت‌هایی همچون... بعید بود که انتخابات 18 خرداد 80 را «انقلابی آرام و قانونی(3)» بداند!
اکنون سؤال این است که آیا عملکرد کنونی، دفاع از اصلاحاتی است که همزاد و همراه انقلاب اسلامی بوده و هست و مردم به آن رأی دادند و مقام معظم رهبری از آن به عنوان «اصلاحات انقلابی، اسلامی و ایمانی» یاد کردند، یا آسیب‌رسانی به این فرایند مقدس می‌باشد؟          ادامه دارد...

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات