احمد تشکر
مشی اصلاحطلبانه از دو دیدگاه کلی قابل بررسی است. دیدگاه اول در پرتو معرفت دینی و جهانبینی توحیدی، اصلاحات را مبتنی بر اصول و احکام اولیه استوار میسازد و به عبارت دیگر، درصدد اصلاح هر آنچه در مقابل دین و مصالح کشور است، بر میآید. چنانکه پرچمدار اصلاحات در سالهای اخیر، اصولا «هدف بزرگ انقلاب را حاکمیت ارزشهای الهی میداند و عقیده دارد که در سایه این ارزشها، استقلال و آزادی شکل گرفته است.»
دیدگاه دوم که اساساً اصلاحات را در تغییر نظام موجود و یا به عبارت روشنتر در براندازی نظام دینی تفسیر میکند و نه تنها استقلال و آزادی را در سایه حاکمیت و ارزشهای آن بر نمیتابد، بلکه «دین را افیون حکومتها و ملتها میداند!(1)» گرچه رییسجمهور گفته باشد که «مردم به حکومت دینی رأی دادند(2)».
در دیدگاه اخیر «دولت وظیفه ندارد جامعه را به جامعه را به جامعه دینی تبدیل کند»(3)، زیرا «هیچ کس بهتر از خود مردم سعادت آنان را تشخیص نمیدهد(4)». از این منظر، حکومت در چارچوب دموکراسی منهای مذهب پایهریزی میشود و برخلاف اهداف عالیهای که در تمام زوایای جامعه انسانی و از جمله حکومت در حوزه دین و شریعت تعیین گردیده و غایت هر اقدامی در این حوزه، کمال و سیر الیالله است «دموکراسی روشی است معین برای رسیدن به نتایج نامعین(5)».
بدیهی است بسیاری از این نابسامانیهای فکری در جامعه ما ریشه در قرون گذشته دارد و آلوده شدن عرصههای مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی از سوی بیگانگان و عناصر فرصتطلب در برهههای گوناگون دوران معاصر، عامل بروز و ظهور چنین نگرشی در تنظیم روابط حکومت و مردم شده است.
داعیهداران دروغین اصلاحات با اتکا بر همین نگرش، دانسته یا ندانسته در مسیری گام برداشته و در آن طی طریق مینمایند که دشمنان اصلاحات، بلکه معاندان اسلام و انقلاب، برای اضمحلال آن سالها برنامهریزی کردهاند و برای پاسداران حقیقی آن هر روز خط و نشان میکشند. لذا همانگونه که رهبر فرزانه انقلاب هشدار دادند که «نباید در دشمنشناسی اشتباه کنیم» دوستداران انقلاب را بر آن میدارد که در تعیین مرزهای فکری خود با جریانات سیاسی مشکوک تجدیدنظر کنند و بهای خود و انقلاب و میهن خود را به بهانههای آنها نفروشند که تأخیر در آن گناهی است نابخشودنی.
آنانی که سزاوار نبود و انتظار نمیرفت تحت عنوان حمایت از شخصی که میگوید «انقلاب اسلامی ایران یک حادثهای است که یک روز اتفاق افتاده است؛ مثل صدها و هزارها حادثه در تاریخ، دوران آن تمام شده نیست، بلکه بنده معتقدم که خیلیها هم این اعتقاد را دارند و ملت ما هم مجموعاً این اعتقاد را دارند که آغاز یک مرحله تازه در تاریخ زندگی این جامعه است و در دنیای امروز میتواند آغاز یک مرحله جدیدی برای بشریت باشد(6)» بگویند «اصلاحطلبی ترجمانی از پایان انقلاب و انقلابیگری است و تشکیل حکومت جمهوری اسلامی به معنای ختم انقلاب(7)».
آیا این شبهه به ذهن متبادر نمیگردد که چنین اصلاحاتی از نوع همان اصلاحات آمریکایی باشد که رهبر انقلاب به آن اشاره کردند؟ اگر چنین نیست، دمیدن روح تشکیک و ناامیدی در کالبد ملتی فداکار، ایثارگر و وفادار حاضر در تمام صحنهها، به کدام دلیل منطقی و حجت شرعی متکی است؟
البته با کنار رفتن لایههای ابهام و تابش نور تحقیق به این حوزه و تکیه بر روحیه حقیقتجویی نایل آمدن به کشف برخی از حقایق از طرف امت حقطلب و رشید ایران، دور از ذهن نخواهد بود. ادامه دارد...