شهید عالیقدر مرحوم مدرس که نام و یاد او بر تارک تاریخ مبارزات و مجاهدات ملت ایران برای نیل به استقلال و آزادیخواهی و سعادت کشور همچون ستاره فروزان میدرخشد.
در نطق حساس و تاریخی که پیرامون ضرورت برقراری جو اخوت و برادری میان نمایندگان و نادیده گرفتن انگیزههای شخصی و در نظر گرفتن نفع عامه مردم و کشور در مجلس، اشارهای دارد که حقا با اوضاع و احوالی که هماینک مجلس ششم تجربه میکند، مطابقت دارد. شهید مدرس ضمن اشاره به اینکه نباید نمایندگان به «جزییاتی که ابداً به درد این ملت غرق شده نمیخورد» و آن را «تلف کردن وقت مجلس» میداند، میگوید: «یک جلسهاش ـ یعنی جلسه مجلس ـ را قیمت کردهاند، هفتصد تومان و بنده دقیقهاش را میگویم مقابل تمام دنیا قیمت دارد.» و البته شهید مدرس به دلیل این نرخگذاری هم اشاره میکند و میگوید: «به واسطه اینکه در یک دقیقه میشود حرفی زد و قانونی وضع کرد و نظم داد و کاری کرد.»
در همین جا و پیش از پرداختن به اصل مطلب، اشاره میشود بیهوده نبود حضرت امام راحل(ره) در جای جای مبارزات ملت ایران در قبل و پس از پیروزی انقلاب، همواره از مدرس و جایگاه شامخ و منیع وی در مبارزات ملت ایران نام میبردند و این فراز جاودانه را درباره مدرس فرمودند که «تا تاریخ زنده است، نام مدرس زنده است.»
اکنون همین فراز و جملهای که مدرس در صحن مجلس و خطاب به نمایندگان ایراد کرد، با وضع و حال فعلی مجلس ششم مطابقت داده شود تا معلوم شود مجلس ششم که رکن ممتاز و منیع نظام اسلامی است، چه مسایلی را در دستور کار خود قرار داده و چه اولویتهایی را به منزله محورهای پشتیبان و قوامبخش برنامه و کار خود میداند.
وقتی در همین مجلس، از تقابل میان مجلس و حاکمیت سخن رانده میشود، آیا نمیتوان همین ارزیابی را حمل بر بیسوادی و ابنالوقت بودن گوینده آن کرد؟ مگر میتوان نظام سیاسی در ذهن متصور کرد که مجلس و پارلمان آن از حاکمیت جدا باشد؟ و در این میان، دیگری، از مطیع نبودن مجلس دم میزند و بر این باور است که در این حیطه، آموزهها و درس سیاسی به این و آن، یاد میدهد.
همین بیسر و سامانی و فقدان نظم و عاقبتاندیشی را هم میتوان در حوزه پر اهمیت و خطیر فرهنگ سراغ گرفت.
برخی تغییر و جابجایی در مسئولیتهای فرهنگی را بسان تغییر یک مدیرکل اداره دانسته و به راحتی و در پیش روی چشمان نگران و حیرتزدۀ دوستداران فرهنگ و ادبیات انقلاب اسلامی، افرادی را از موقعیتهای خویش جابهجا میکنند که در حیطه و مسایل فرهنگی، به یک تخصص ـ اگر چه توأم با انتقادات ـ دست یافتند.
و البته چنین رفتار و تعاملی مخالف حریت و آزادگی است که شهید عالیمقام مدرس منادی آن بوده و میطلبد که در رفتار و گفتمان حاکمیت سیاسی برخاسته از باورها و اعتقادات دینی، به آن پایبندی کامل و تمامعیار نشان داده شود.
امروزه، شایسته است راه و روش مدرس در سیره عملی مسئولان و متصدیان امور کشور و زعمای قوم و در گفتار و تعامل روزمرهشان با واقعیات و جزییات مسایل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی به مرحله اجرا درآید و گفتمان آزادیخواهانه و مدبرانهای که مدرس برای اداره امور جامعه و کشور مروج آن بود، در ساحت سیاست و مجلس و فرهنگ و اقتصاد جامعه مورد توجه و اهتمام جدی قرار گیرد.
واقعیت این است که ملت ایران، الگوهای جاودانه و درخشانی را در صفحات تاریخ دینی و سیاسی خود دارد و این الگوها، به منزله چراغهای فروزان و مشخصی به حساب میآیند که راه نیل به استقلال و سعادت و پیشرفت را نشان میدهند.
با این حال، تعجب در اینجاست که با وجود چنین الگوهایی، چرا باید به راهکارهایی توسل جسته شود که متناسب با شأن ملت ایران نبوده و نیست.