تاریخ انتشار : ۱۹ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۵  ، 
کد خبر : ۲۱۹۱۰۵

پایان جنگ


هشتمین سال جنگ در حالی آغاز شد که برتری در صحنه درگیری خلیج‌فارس با سپاه پاسداران بود و نیروی دریایی آمریکا برای رفع بحران تلاش می‌کرد در عین حال، درگیری‌ها در خلیج‌فارس دو ماه دیگر ادامه یافت و از آن به بعد صحنه نبرد به جبهه زمینی (در منطقه شمال) انتقال یافت و در ظرف چهار ماه، چهار عملیات قابل توجه در جبهه ماووت و حلبچه به وقوع پیوست. در خلال این حوادث، گفت‌و‌گو بر سر چگونگی اجرای قطعنامه 598 نیز ادامه داشت.
قطعنامه 598 به گونه‌ای تصویب شده بود که اگر چه تا حدودی حقوق ایران اسلامی را تأمین می‌کرد؛ اما در عین حال تقدم و تأخر بندهای آن امکان محکوم نشدن عراق را میسر می‌ساخت. لذا جمهوری اسلامی ایران پذیرش قطعنامه را منوط به اصلاح تقدم و تأخر بندها کرده بود، اما عراق با برخورداری از حمایت قدرتهای بین‌المللی با اصلاح قطعنامه مخالفت می‌کرد.
در روزهای پایانی نیمه اول سال هشتم (اسفند 66) سومین جنگ شهرها علیه ایران آغاز شد و برای اولین بار موشکهای عراقی که برد آنها به کمک تکنسین‌های خارجی افزایش یافته بود، به تهران اصبت کرد. دور جدید جنگ شهرها که با بمباران شیمیایی حلبچه همراه بود، احتمال ایجاد فاجعه‌ای بزرگ علیه ایران اسلامی را گوشزد می‌کرد. در همین ایام بود که امام ملت ایران را مورد خطاب قرار داده و فرمودند: «درنگ امروز اسارت ذلت‌باری را در پی خواهد داشت.» کمتر از 20 روز بعد از هشدار امام، در حالی که سپاه درگیر جبهه شمالی بود، همزمان با تحرکات یگان‌های دریایی آمریکا در خلیج‌فارس، عراق با توانی عظیم و آتش تهیه شیمیایی به فاو حمله کرد؛ حمله‌ای که وضعیت جنگ را تغییر داد.
به این ترتیب دشمن که تا آن روز در لاک پدافندی بود، به دلیل برتری کمی، ابتکار عمل را در دست گرفت. به عبارت دیگر، در حالی که عراق قوای زرهی‌اش هشت برابر، نیروی هوایی‌اش شش برابر و نیروی پیاده‌اش چهار برابر قوای ایران بود، چهره هجومی به خود گرفت. این در حالی که قوای خودی در سراسر جبهه‌ها در خطوط پدافندی تقسیم شده بودند. به گونه‌ای که سپاه پاسداران در فاو، شلمچه، جزایر مجنون، حلبچه و ماووت خط پدافندی داشت. لذا اولاً توان نابرابر خودی در مناطق مختلف عملیات توزیع و تجزیه شده بود و امکانات متمرکزی در دست نبود، ثانیاً‌ نیروی آزاد و یگانهای احتیاط برای مقابل وجود نداشت.
علاوه بر این، هر گونه جا‌به‌جایی یگان و تجهیزات با توجه به ترابری ضعیف خودی و مشکلات ناشی از تحریم شدید اقتصادی، به کندی صورت می‌گرفت. به همین جهت نیروی خودی به زمان نیاز داشت تا با توجه به تغییرات به عمل آمده در صحنه جنگ، برنامه‌های لازم را طراحی کند. اما دشمن که از انبوه امکانات برخوردار نبود و کمترین مشکلی برای جا‌به‌جایی نیروی خود نداشت، مجال برنامه‌ریزی نداد.
در این میان، آمریکا ـ که بعد از افشای ماجرای مک‌فارلین منفعل شده بود ـ نیز به کمک عراق ابتکار عمل را در صحنه بین‌المللی بدست آورد. لیکن به تشدید اقدامات عراق پس از سقوط فاو تمایل نداشت، بلکه مایل بود برای بازگرداندن مجدد ایران به سوی غرب، فرصت دیگری به ایران دهد. در مقابل، عراق با اتکا به شوروی ـ که احساس می‌کرد بار دیگر در صحنه جنگ ایران و عراق از آمریکا عقب افتاده است ـ تهاجمات خود را ادامه داد. این حوادث تا پذیرش قطعنامه 598 از سوی جمهوری اسلامی، با نوعی احتیاط توأم بود. یعنی عراق که می‌کوشید خود را طرف مظلوم صحنه نشان دهد و در این راستا از کمک تمامی رسانه‌های خبری جهان برخوردار بود، تا قبل از اینکه ایران قطعنامه را بپذیرد، وانمود می‌کرد چشمداشتی به خاک ایران ندارد.
اما با پذیرش قطعنامه توسط ایران و تغییر صحنه سیاسی و تبلیغاتی در داخل و خارج کشور به نفع ایران، علاوه بر شدت یافتن حملات عراق، عناصر سازمان منافقین نیز با هدف اشغال کرمانشاه و سپس پیشروی به سوی تهران، راهی ایران شدند، غافل از اینکه روح مسیحایی امام با پذیرش قطعنامه تحولی در اردوی خودی ایجاد کرده بود که بار دیگر ابتکار عمل را به اردوی ایران بازگردانید و تلاش دشمن را بی‌اثر گذاشت و اگر نبود قوه قهریه ملت ایران، قطعاً عراق آتش‌بس را نمی‌پذیرفت.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات