زمانی که سفیر ایالات متحده آمریکا «جان فرچ» در نوزدهم جولای سال 1985 وارد هندوراس شد، به نظر نمیرسید که او به زودی در رابطه با جنجال کمک به ضد انقلابیون نیکاراگوا از کار برکنار شود.
بر کنار شدن او در رابطه با جنجال کمک دیپلماتهای آمریکائی به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا «سیا» است. در رابطه با همین جنجال «لوئیس تامب» سفیر ایالات متحده در کستاریکا نیز زیر سئوال قرار گرفته است، چرا که او نیز در کمکهای غیرقانونی به ضدانقلابیون نیکاراگوا شرکت داشته است. او دولت «سان خوزه» را زیر فشار قرار داده و یک خط هوائی برای ارسال کمکهای نظامی به ضدانقلابیون نیکاراگوا تدارک دیده بود. او نیز ناچار به استعفا از شغل خود شد.
در رابطه با جنجال کمک به کنتراها، چند دیپلمات دیگر آمریکائی که در سفارتخانههای این کشور در آمریکای لاتین کار میکنند، نیز زیر سئوال قرار دارند.
شبکهای که سیا برای کمک به ضدانقلابیون نیکاراگوا تدارک دیده است، از دولت اسرائیل و تعداد زیادی از دیپلماتهای آمریکائی تشکیل شده که به عنوان جاسوس برای سیا کار میکنند.
یکی از جالبترین رویدادها در زمینه جاسوسی دیپلماتها، انتصاب «فرانک کارلوچی» جاسوس شناخته شده سیا به جای «آدمیرال» پویندکستر» است که چندی پیش مستعفی شد.
کارلوچی قبل از انتصاب به شغل جدید به شغل فروش مخفیانه سلاحهای ضدهوایی، هواپیما و دیگر تجهیزات نظامی اشتغال داشت. او همچنین با سفارتخانههای آمریکا در برزیل، پرتغال، تانزانیا و دیگر کشورها به عنوان یک کارگزار سیا در ارتباط بود.
سیاست «تمیز کردن آمریکای لاتین!» ریگان رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا شامل استفاده از حکومتهای وابسته به آمریکا و شبکه وسیع دیپلماتهای آمریکائی عضو سیا در منطقه است.
انتخاب «ویلیام کیسی» رئیس پیشین سازمان سیا در آمریکا که به سال 1981 صورت گرفت، در جهت نقشههای ریگان برای دخالت در اوضاع آمریکای لاتین و به کارگیری شیوههایی برای نابودی جنبشهای آزادیبخش و حکومتهای ضدآمریکایی منطقه بود. گفته میشود از آن زمان تاکنون سیا میلیونها دلار اعتبار به این کار اختصاص داده است.
«ویلیام کیسی» کسی بود که بعد از سالها ماشین سیا را برای دخالت غیرقانونی در کشورها و ایجاد ترور و وحشت روغنکاری کرد. و در همین حال ریگان رئیسجمهوری آمریکا سیا را درگیر جنگ با نیکاراگوا، آنگولا و دیگر کشورهائی که تمایلات ضدآمریکایی دارند، کرد.
ماموریت کیسی (*) این بود که برای ایجاد جنگ در آمریکای مرکزی و حضور نیروهای نظامی آمریکا در این منطقه برنامهای بلندمدت تهیه کند.
برنامهریز و مشاور اصلی ضدانقلابیون نیکاراگوا (کنتراها) «الیوت آبرافر» یکی از کارشناسان اوضاع آمریکای مرکزی و لاتین در وزارت امور خارجه آمریکا و کیسی با کمک تعداد زیادی از افسران سیا از چند سال پیش با بهرهگیری از کمکهای دیپلماتهای عضو سیا کار جاسوسی در آمریکای لاتین را به عهده داشتند.
این نوع عملیات سیا در نوع خود جدید نیست، سیا از زمان ریاست جمهوری آیزنهاور، کندی، نیکسون و دیگر رؤسای جمهوری آمریکایی به عملیات مشابه دست زده است. ولی در زمان حکومت ریگان، رشد سیا بسیار سریع انجام گرفته و این سازمان سالانه 3 میلیارد دلار اضافه بودجه دریافت کرده است. به طوری که کیسی در این اواخر ساختمان سیا در لانگلی ویرجینیا را برای مقر این سازمان کوچک میدانست.
در میان حقوقبگیران سیا دیپلماتهایی که با این سازمان کار میکنند نقش بسیار پراهمیتی را برعهده دارند. آنها میتوانند عملیات جاسوسی علیه کشورها را برای ماموران سیا سازمان دهند. نزدیکی و یگانگی دیپلماتها و ماموران سیا از زمان دوایت آیزنهاور رئیسجمهوری پیشین آمریکا پایهگذاری شد. در آن زمان وزیر امور خارجه وقت آمریکا «جان فوستر دالس» برادر «آلن دالس» رئیس وقت سیا بود. آن دو به طرح نقشهای پرداختند که به موجب آن تعداد زیادی از سفیران و دیپلماتهای آمریکایی در کشورهای جهان سوم رسماً خبرگیر و جاسوس سیا شدند.
به گفته «ریچارد بیزل» که در آن زمان رهبری عملیات این گروه از دیپلماتها را به عهده داشت، سیا از دیپلماتها در هشت مورد انتظار همکاری داشت که عبارت بود از: ارزیابی موقعیتهای سیاسی، کمکهای تجاری به افراد، کمکهای تکنیکی به احزاب، تبلیغ برای سازمانهای خصوصی و اجتماعی، آموزش افراد، و در نهایت فشارهای اقتصادی و نظامی به منظور اعمال زور سیاسی برای سرنگونی یک حکومت و در قدرت نگاهداشتن حکومت دیگر. گرچه فعالیت دیپلماتها در سیا بعد از زمان ریاست جمهوری آیزنهاور کمی محدود شد، ولی در زمان ریگان بار دیگر قوت گرفت.
بیشتر کارشناسان معتقدند، که وجود تفنگداران دریایی آمریکا در سفارتخانههای این کشور نیز در رابطه با عملیات نفوذی سیا است.
قدرتطلبی، حرص برای مواد خام و علاقه آمریکا به توسعهطلبی سیاسی سه فاکتور اصلی امپراطوری سیا است که تروریسم و خرابکاری پایانناپذیری را به دنیا تحمیل میکند.
هنوز دانسته نیست که عملیات 1970 سیا به نام مرکوری که هدف از آن نابودی چهرههای انقلابی در آمریکای جنوبی بود، به پایان رسیده و یا موقتاً متوقف شده است، ولی حمله به گرانادا و محاصره اقتصادی نیکاراگوا در این میان، نشان از ادامه آن دارد. همچنین هنوز تردیدهایی حاکی از طرح نقشههای سیا برای سرنگونی «عمر توریخوس» رئیسجمهوری پاناما «و «جیم رولدوس» رئیسجمهوری اکوادور وجود دارد.
کودتا علیه «سالوادر آلنده» رئیسجمهوری شیلی در سپتامبر 1973 شاید بزرگترین عملیات سیا بوده است. «ناتالی دیویس» سفیر آمریکا در شیلی در زمان کودتا علیه آلنده، بعدها پاداش بزرگی دریافت کرد و در رأس بخش آفریقایی وزارت امور خارجی این کشور قرار گرفت (گرچه باز هم هدف آماده ساختن او برای ماموریتی دیگر در آمریکای لاتین بود). او قبلاً نقشهای بسیار حساسی را به عنوان جاسوسی سیا در آفریقا بازی کرده بود. «دیویس» کار خود را به عنوان یک کارمند ساده در اداره استراتژی که بعدها به سیا تغییر نام داد، آغاز کرده بود و علیه بسیاری از کشورها به سابوتاژ و خرابکاری دست زده بود. دوستان او نظیر هواردهانت و چارلز کولسون هر دو در جنجال واترگریت که باعث سقوط نیکسون شد، درگیر بودند.
بعد از کودتای شیلی یک کمیته سنای آمریکا اعلام کرد، که سفیر آمریکا و کارکنان سفارت آمریکا در شیلی همه در اجرای نقشههای سیا برای سقوط آلنده درگیر بودهاند.
یک بررسی از مهمترین عملیات سیا در آمریکای لاتین از زمان سقوط حکومت «جاکوب آربنز» در سال 1954 میگوید: سیا در این عملیات شیوههای قرون گذشته را به کار برد.
در سال 1962 نیز اعلامیه دوم هاوانا هشدار داد، که روشن است سفارتخانه آمریکا در کشورهای آمریکای لاتین مشغول جمعآوری گروههای فاشیست برای ایجاد وحشت و حمله به کارگران، دانشجویان و روشنفکران است.
مرگ موجهای انسانی در برزیل و اروگوئه و دیگر کشورهای منطقه به وسیله دیکتاتورهای حاکم زمانی که سفیران آمریکایی کارگزاران سیا بودند، به صورتی عادی در آمده بود. «رابرت هیل» یک تاجر موفق که شغل دیپلماتیک خود را از همکاری با سیا در سرنگونی آربنز در گواتمالا به سال 1954 شروع کرده بود، در سال 1970 سفیر آمریکا در آرژانتین شد.
در همان زمان «سیراکوزا» که یک جاسوس شناخته شده سیا بود، به وسیله رئیسجمهوری گواتمالا اخراج شد و بلافاصله سفیر آمریکا در اروگوئه شد و در ضمن کارمند رسمی وزارت دفاع آمریکا رابرت دین به عنوان سفیر به پرو رفت.
یک جاسوس دیگر سیا که به عنوان دیپلمات مشغول فعالیت بود، فرانک اورتیس نام داشت، که به جرم جاسوسی از پرو اخراج شد ولی بعداً به سفارت آمریکا در آرژانتین منصوب شد.
موز گواتمالا، مس شیلی، آهن برزیل و صدها نوع از مواد خام عوامل اصلی عملیات علیه حکومتهای جهان سوم به وسیله سیا بوده است.
شرکت بینالمللی تلفن و تلگراف (آی.تی.تی) در زمان حکومت آلنده در شیلی مبالغ بسیاری به دیپلماتهای عضو سیای آمریکا رشوه داد، تا در سقوط آلنده بکوشند. شرکت یونایتد فروت در یک اقدام مشابه در گواتمالا موجبات سرنگونی حکومت آربنز را فراهم آورد. در هر دو مورد حکومتهایی طرفدار آمریکا به قدرت رسیدند و قول دادند تا منافع این دو شرکت را حفظ کنند.
کودتای سال 1964 نیز که منجر به سرنگونی حکومت «جائوگولارت» در برزیل شد، بر سر معادن آهن این کشور انجام گرفت.
سرنگونی خونین جاکوب اربنز در گواتمالا از جمله حوادث باور نکردنی آمریکای جنوبی است. در این عملیات سفیر وقت آمریکا در گواتمالا، جک پیوریفوی نقش بسیار حساس و دقیقی را بازی کرد. و سفیران آمریکا در کستاریکا «رابرت هیل» - نیکاراگوا، «تام ولن» و هندوراس «اچ ویتینگ ویلیامز» او را در اجرای عملیات سرنگونی یاری دادند.
عملیات مشابهی هم اکنون در کوشش برای سرنگونی ساندنیستها در نیکاراگوا و جلوگیری از پیروزی جنبشهای ضددولتی در «ال سالوادور» و گواتمالا جریان دارد و ویلیام کیسی مسئول همه عملیات خرابکارانهای است که در نیکاراگوا صورت گرفته است. شبکهای از دیپلماتهای آمریکایی در آمریکای جنوبی هم اکنون در عملیات ضدانقلابی نیکاراگوا شرکت دارند و برای سقوط حکومت این کشور میکوشند.
«جان هورتن» که در سال 1984 به خاطر اختلاف سلیقه با ویلیام کیسی رئیس وقت سیا استعفا داد، مینویسد: کیسی قصد داشت مکزیک را ناآرام سازد تا بتواند نیروهای آمریکایی را وارد آمریکای مرکزی کند.
همچنین آمریکا بزرگترین عملیات خود را به وسیله جاسوسان دیپلمات در هندوراس ترتیب داد. این کشور برای پروازهای هواپیماهای آمریکایی انتخاب شده بود، تا آمریکا بتواند نیروهای خود را پیاده کرده و جنگ در منطقه را آغاز کند. این عملیات سالها پیش به وسیله جان دیمتری نگروپونت سفیر آمریکا طرحریزی شده بود.
نگروپونت ماکیاولی با هوش لقب دارد او 147 کارمند و 97 مشاور و تعداد زیادی افراد پشتیبانی داشت. این تعداد افراد کمتر از تعدادی است که برای سفارتخانه آمریکا در یک کشور بزرگ آمریکای لاتین مانند مکزیک لازم است.
شعار نگروپونت در آغاز ورود به هندوراس مبارزه با کمونیسم بود، آمریکا معمولا تحت این عنوان مبارزان کشورها را شکار میکند و یا به قتل میرساند.
در سال 1982 کمکهای آمریکا به هندوراس بالغ بر 226 میلیون دلار شد که این مبلغ برابر بود با کل کمکهای آمریکا به هندوراس در سالهای بین 1946 تا 1979. نگروپونت در این زمان شروع به آموزش کنتراهای ضدانقلابیون نیکاراگوا کرد.
در همین حال در کستاریکا لوئیس تامبر سفیر ایالات متحده حکومت این کشور را زیر فشار قرار داد تا یک پل هوایی مخفی در اختیار آمریکا بگذارد و آمریکا از این طریق سیل اسلحه و مهمات را برای کنتراها روانه کند.
اما در نیکاراگوا در پی یک سلسله بازداشتها به دلیل جاسوسی «نیولدآلوآوو» دستگیر شد و وی رابطه خود را با «سوبنت» یک دیپلمات آمریکائی سفارت آمریکا در ماناگوآ افشاء کرد. سوبنت یکی از جاسوسان سیا تحت پوشش دیپلماتیک بود. در این تحقیقات مشخص شد که جاسوس دستگیر شده رینولدآلدآوو دوربین کوچک و وسائل پیشرفته جاسوسی خود را از دیپلماتهای سفارت آمریکا دریافت کرده است.
بعدها در سال 1985 یک جاسوس دیگر که در آستانه دستگیری بود و با دبیر اول سفارت آمریکا در ماناگوا رابطه داشت، توانست به آمریکا بگریزد. او که بنجامین و یچمن نام داشت، بعدا در میامی آمریکا شروع به تربیت جاسوسانی برای سیا کرد، که به کشورهای آمریکای لاتین اعزام شدند. دیدار ریگان رئیسجمهوری آمریکا با «خوناس ساویمبی» رهبر مخالفان حکومت آنگولا در کاخ سفید و هدیه کردن یک میلیون دلار به او نقش جاسوسی و خرابکاری آمریکا را در جنوب آفریقا به خوبی مشخص میکند.
جنوب آفریقا منطقهای بحرانی است که سیا در آن جا فعالیت زیادی دارد. شعبه سیا در پره توریای آفریقای جنوبی وظیفه دارد اعمال تروریستی و کار جاسوسان در دریافت اخبار از منطقه را سازمان دهد. این شعبه همچنین از چریکهای ضددولتی یونیتا به رهبری «خرناس ساویمبی» که علیه دولت آنگولا میجنگند، پشتیبانی میکند. شعبه سیا در پرهتوریا از زمانی فعال شد که دولت آمریکا در سال 1960 تصمیم گرفت به کمک آفریقای جنوبی، رودزیا و پرتغال نفوذ اطلاعاتی خود را در کشورهای قاره آفریقا گسترش دهد.
فعالیتهای سیا در آفریقا طی سالهای اخیر افزایش بسیاری پیدا کرده است. پشتیبانی آمریکا از دولتهای غیرمردمی آفریقایی از سال 1965 شروع شد که این کشورها در آستانه کودتا و یا انقلاب قرار داشتند. جاسوسان سیا در لباس دیپلماتهای آمریکایی در این زمان به این کشورها گسیل شدند.
آمریکا برای نفوذ در کشورهای آفریقائی قیمت خرید مواد خام از این کشورها را بالا برد و در همان حال قیمت کالاهای صنعتی صادراتی به این کشورها را افزایش داد.
از سال 1960 سال استقلال کنگوی بلژیک که اکنون زئیر نام دارد، دیپلماتهای سیا فعالیتهای بسیار شدیدی را در آفریقا آغاز کردند تا حکومتهای مردمی را سرنگون کنند، جنگ به راه بیاندازند، در بین مردم تفرقه ایجاد کنند و باعث درگیری بین آنها شوند.
به قتل رسیدن پیرنجندان داموی نخستوزیر بروندی در سال 1965 از جمله فعالیت سیا در آفریقا بود. قاتل نخستوزیر یکی از کارمندان سابق سفارت آمریکا در این کشور بود. چند ماه بعد از این حادثه جولیوس نایرره رئیسجمهوری پیشین تانزانیا رسما اعلام کرد، که در آن حادثه کارمندان سفارت آمریکا درگیر بودهاند.
«قوام نکرومه» رئیسجمهوری پیشین غنا طی نطقی در پارلمان این کشور در سال 1965 گفت: دولت او دلایلی به دست آورده که دولت آمریکا مشغول فعالیت برای سرنگونی دولتهای مردمی در قاره آفریقا است.
بعد از کودتای شیلی در آمریکای لاتین، سیلی از جاسوسان دیپلمات نمای آمریکا به کشورهای آفریقایی روانه شد، اینان جاسوسان مستقر در آمریکای لاتین بودند که به آفریقا گسیل شدند. در یک جلسه سازمان وحدت آفریقا در آدیسآبابا که در سال 1975 برگزار شد به وجود چنین جاسوسانی در قاره آفریقا اشاره شد. در این جلسه وزیران آفریقایی از وجود ناتالی دیویس دیپلمات آمریکایی درگیر در سرنگونی حکومت شیلی، در آفریقا اظهار نگرانی کردند. در این جلسه اعلام شد: «سازمان وحدت آفریقا با هر نوع فعالیتی که علیه کشورهای آفریقایی صورت بگیرد، شدیدا مخالفت خواهد کرد زیرا چنین فعالیتهای مشابهی قبلا به برادران ما در آمریکای لاتین ضربات جبرانناپذیری وارد آورده است.»
چندی بعد یکی دیگر از طراحان کودتای شیلی به آفریقا اعزام شد. او «ویلیام بودلر» نام داشت. بودلر یکی از متخصصان امور کوبا است که در اواخر دهه 50 جزو کادر دیپلماتیک آمریکا در کوبا بود. او همچنین در عملیات جاسوسی در گواتمالا نیز شرکت داشت.
بودلر در سال 1980 سفیر ایالات متحده در آفریقای جنوبی شد. بودلر در آفریقای جنوبی فعالیتهای سیا را هماهنگ کرد و به این ترتیب در دهه 1980 فعالیتهای شدید سیا علیه کشورهای خط مقدم جبهه در آفریقا نمودار شد. سفارت آمریکا در پرهتوریا هم اکنون در کمک به یونیتا جنبش مخالف دولت آنگولا نقش بسیار زیادی دارد و از سوی دیگر میکوشد که وسائلی فراهم آورد تا دیگر کشورها این جنبش را به رسمیت بشناسند.
در سال 1981 دولت موزامبیک 6 جاسوس سیا را دستگیر کرد، که در میان آنها دبیر دوم سفارت آمریکا در این کشور نیز دیده میشد. این جاسوسان آمریکایی، دبیر دوم سفارت «فردریک لانداهی» و کارمندان سفارت «جینجرلی الیور»، «آرتور راسل» و «پاتریشیا راسل» بودند که به اتفاق دو تن دیگر به جاسوسی و خرابکاری در این کشور اشتغال داشتند. سخنگوی دولت موزامبیک در رابطه با دستگیری این افراد اعلام کرد، که آنان قصد سرنگونی حکومت را داشتند و هنگام جمعآوری اطلاعات نظامی دستگیر شدهاند.
در همین سال جاسوسان دیپلمات نمای آمریکا کودتایی را علیه حکومت «کنت کائوندا» رئیسجمهوری زامبیا تدارک میدیدند.
غنا نیز کشور دیگر آفریقائی است، که در آن دیپلماتهای آمریکایی به جاسوسی و فعالیتهای تروریستی اشتغال داشتند. در سال 1985 جاسوسان آمریکائی در غنا به نامهای «بافور افوسوآدو»، «ووامپایا» و چند تن دیگر لو رفتند. آنها اقرار کردند، که زیرنظر دیپلماتهای سفارت آمریکا «اوشونسی» و «گریفین» جاسوسی میکردهاند. دولت غنا بعدا اعلام کرد: جاسوسان قصد داشتهاند با تحریک و اعمال روشهای اقتصادی و خرابکاری حکومت جری راولینگ را سرنگون سازند.
یکی دیگر از جنجالبرانگیزترین اقدامهای دیپلماتهای سیا در سال 1951 دخالت در سرنگون کردن دولت دکتر «محمد مصدق» در ایران بود و بعد از آن ایران تبدیل به یکی از بزرگترین قربانیان آمریکا در منطقه شد.
کارلوچی با دستیاری سیا همچنین سلسله اقداماتی برای حمایت از فاشیستهای ایتالیا و اسپانیا انجام داده است، که از جمله آنها میتوان از جنجال پرداخت 800 هزار دلار به فاشیستهای ایتالیا نام برد.
در پایان باید خاطرنشان کرد، که یک بررسی همه جانبه نشان میدهد که فعالیتهای جاسوسی دیپلماتهای آمریکایی نه تنها پایان نیافته است، بلکه در سالهای اخیر رشد چشمگیری نیز یافته است.