بعد از دهها سال مبارزه با اعتقادات مذهبی مقامات آلبانی دیروز اعلام کردند از این پس تبلیغ مذهبی را قابل مجازات نمیدانند. این موضوع در چارچوب یک سلسله اصلاحات سیاسی و اجتماعی اعلام شد. از سوی دیگر منابع مطلع در این کشور اعلام کردند انتظار میرود در دیدار دبیرکل سازمان ملل با مقامات آلبانی حضور گستردهتر این کشور در سازمان ملل مورد بحث قرار گیرد.
آگاهی از اهمیت تصمیم اخیر دولت آلبانی در امر آزادی مذهب در این کشور، بدون مطالعه در وضع پیروان ادیان الهی و بویژه مسلمانان که 70 درصد از جمعیت سه میلیون نفر این کشور را تشکیل میدهند، امکانپذیر نیست.
مردم آلبانی و بخصوص مسلمانان این کشور در سالهای بعد از جنگ دوم جهانی تاکنون یک دوران مملو از اختناق مذهبی را پشت سر نهادهاند.
اگرچه آثار اسلامی بویژه مساجد و معماریهای سبک اسلام در کشور آلبانی که عمدتاً حاصل سالهای طولانی سلطه امپراطوران مسلمان عثمانی بر این کشور اروپائی بود، بوفور در پایتخت و سایر شهرهای آلبانی دیده میشود، لیکن این مظاهر اسلامی با گذشت زمان در مسیر مبارزات ضدمذهبی رژیم کمونیستی حاکم بر این کشور بتدریج رو به اضمحلال گذاشتهاند و رژیم آلبانی اجازه ساخت و تعمیر این اماکن مقدسه را به مردم آن کشور که 70 درصدشان مسلمان هستند، نمیدهد.
کشور آلبانی در فاصله زمانی اوائل قرن شانزدهم تا وقوع جنگ جهانی اول که دوران سلطه امپراطوران عثمانی بر این کشور بود شاهد رشد و شکوفائی اسلام بوده و حکومتهای آلبانی خود مروجین و اشاعهدهندگان اسلام بودند و قدمت بسیاری از مساجدی که هماکنون در آلبانی وجود دارد به دوران سلطه عثمانی بازمیگردد.
اما با شکست دولت عثمانی در جنگ جهانی دوم که کشور آلبانی به زیر سیطره کمونیستها درآمد اساساً مبارزه علیه مذهب جزو برنامه کار رژیمهای حاکم قرار گرفت و انور خوجه رهبر حزب کمونیست آلبانی که از طرفداران سرسخت استالین بوده و پس از مرگ استالین، تنها رهبر استالینیست جهان بشمار میآمد خود از دشمنان قسمخورده مذهب و بویژه دین مبین اسلام بشمار میآمد.
مبارزهای که انور خوجه رهبر حزب کمونیست آلبانی از بدو به قدرت رسیدن خود در 1944 و در کشاکش جنگ جهانی دوم علیه مذهب عموماً و علیه اسلام خصوصاً آغاز کرد و کشتاری که وی علیه رهبران اسلام و روحانیون مذهبی آلبانی براه انداخت بیشباهت به کشتار مسلمانان در شوروی در دوران حکومت اختناق استالین نبود.
در آلبانی مبارزات ضدمذهبی استالین مورد ستایش دولت آن کشور قرار دارد. آلبانی در جهان تنها کشوری است که هنوز مجسمههای استالین، در اندازههای بزرگ و کوچک در میادین و خیابانهای آن بچشم میخورد و با تعصب از وی به نیکی یاد میشود. در این کشور حتی یک شهر بزرگ نیز بنام «استالین» وجود دارد سرکوبی بیرحمانه مذهب یکی از عمدهترین سیاستهای رژیم حاکم بر آلبانی بشمار میآید.
به گفته انور خوجه «حزب حاکم آلبانی بعنوان یک حزب مارکسیست - لنینیست، از این مسئله که انقلاب سوسیالیستی هیچ چارهای جز قطع و ریشهکن کردن کلیه رشتههای ارتباطدهنده تودهها با مذهب ندارد کاملاً آگاه میباشد» وی 8 سال پیش طی سخنانی در هشتمین کنگره حزب کمونیست آلبانی اظهار داشت:
«ما مارکسیست لنینیستها پیوسته گفتهایم و میگوئیم که مذهب افیونی برای ملتهاست ما در هیچ شرائطی نظر خود را با این مسئله تغییر نمیدهیم. مذهب اسلام نیز از نظر محتوی هیچ فرقی با دیگر مذاهب ندارد». وی در همین سخنرانی گفته بود:
«تاریخ ملتها بیانگر این حقیقت است که مذاهب در میان آنها اختلاف و برادرکشی براه انداخته است تا از رهگذر آن هر چه جنایتبارتر و خشنتر بر آنان ستم روا دارد و حکومت کند و هر چه آسانتر مردم را به بردگی بکشاند و خون آنان را در کام خود آنها بریزد!»
انور خوجه برای موفقیت در اجرای سیاستهای خود گفته بود هیچ راهحل دیگری بجز از میان بردن مذهب در آلبانی وجود ندارد. ماده 37 قانون اساسی موجود در آلبانی آشکارا میگوید «دولت هیچ مذهبی را برسمیت نمیشناسد و از تبلیغات بیخدائی بمنظور اشاعه بینش جهانی ماتریالیسم علمی در میان مردم آلبانی حمایت میکند»
اقدامات ضدمذهبی که قبل از تصویب قانون اساسی جدید موج فزایندهای گرفته بود پس از آن تا تخریب ساختمان بسیاری از مساجد و کلیساهای کشور پیش رفت. بسیاری از مساجد، و مارکس که با خط درشت روی تابلوئی نوشته شده است خودنمائی میکند «دین افیون تودههاست»!
مدیر موزه معتقد است «مذهب دشنام بزرگ خلق آلبانی بوده و برای آنان توشهای جز تحقیر و شرمساری و حقارت نداشته است!» مدیر موزه میگوید: «این موزه از آنچه بر سر ملت آلبانی در سایه مذهب آمده است پرده برمیدارد و ضمناً نشانگر داستان رهایی مردم آلبانی از اسارت و یوغ مذهب تحت رهبریهای رفیق انور خوجه است!»
در اطاقهای مختلف «موزه نفی خدا» عکسها و تصاویری نصب شده است که در آنها اعتقادات و شرایع دین اسلام، کاتولیک رومی و مسیحیت ارتدوکس که تا قبل کلیساها که ساختمان آنها قابل استفاده بودند به فروشگاه، سالن رقص، سالن ورزشی و در معدودی موارد حتی به طویله نگاهداری چهارپایان، تبدیل شدند.
بسیاری از مسلمانان که بیش از 70 درصد کل جمعیت سه میلیون نفری کشور را تشکیل میدهند، روانه زندان و یا اردوگاههای که اجباری شدند و بسیاریشان اعدام شدند. انجام فرائض دینی در آلبانی که در ملاعام صورت گیرد شدیدترین مجازاتها را در پی دارد و مسیحیان نیز که 30 درصد جمعیت این کشور را تشکیل میدهند در زمینه مجازاتهای مذهبی سرنوشت بهتری از مسلمانان ندارند.
علیرغم وجود بیش از دو میلیون مسلمان در آلبانی (از کل جمعیت 000/000/3 نفری این کشور) که اکثریت مردم آلبانی را تشکیل میدهند اسلام نه تنها در این کشور یک دین قانونی نبوده بلکه همچون سایر مذاهب دیگر عامل اختلاف و برادرکشی و بردگی و استثمار تلقی میشده است.
در هیجدهم دسامبر سال 1981 خبرگزاریها اعلام کردند که «محمود شهو» نخستوزیر این کشور که از یک خانواده مسلمان بود ظاهرا «در یک لحظه بحران عصبی» دست به خودکشی زد و به حیات خود پایان داد.
خودکشی محمد شهو که از سال 1956 ریاست وزرای کشور آلبانی را به عهده داشت، توجه همه محافل از آثار منحصر بفرد معماری اسلامی محسوب میگردند و به دلیل همین منحصر بفرد بودن از تخریب در امان سیاسی جهان را به این کشور معطوف نمود.
از آن زمان خودکشی محمد شهو در هالهای از ابهام قرار داشت و دلائلی که از سوی دولت این کشور و از قول خبرگزاریهای جهانی برای قتل وی اعلام شد برای اکثر مردم آلبانی باور کردنی نبود. بعد از آن گفته شد که «محمد شهو» جاسوس بیگانه بوده است و بدینترتیب ادعای خودکشی در مورد وی به زیر سؤال رفت.
موزه ملی نفی خدا
در شهر «شکودار» که دومین شهر بزرگ و پرجمعیت آلبانی بحساب میآید یک ساختمان قدیمی که در دوران نفوذ ایتالیائیها ساخته شده و زمانی تالار بزرگ شهر و محل زندگی چند اشرافزاده بود بچشم میخورد. این ساختمان اکنون «موزه ملی نفی خدا» نام دارد و در بالای سالن اصلی آن جمله معروف از جنگ در آلبانی حیات آزادانه داشتهاند به صورت هجوآمیز نشان داده شده و نیز کاریکاتورهائی وجود دارد که مثلاً «کشیشها» را در حال استقبال از مهاجران ایتالیائی به آلبانی نمایش میدهد.
(آلبانی در سال 1939 میلادی مورد هجوم ایتالیائیها قرار گرفت) و یا در کاریکاتور دیگری پاپ نشان داده شده است که سرگرم مخفی کردن کیسههای طلا در زیر ردای خود میباشد!
شاید هیچیک از کشورهای کمونیستی جهان همچون «آلبانی» در ضدیت با مذهب لجاجت از خود نشان ندادهاند اما آلبانی هم علیرغم «خداستیزی» لجوجانه خود و حتی نفی وجود خدا در قانون اساسی کشور، موفق به زدودن احساسات مذهبی مردم نشده است.
در حال حاضر کلیسای اسقفی شهر «شکودار» به یک محوطه ورزشی تبدیل گردیده است و خانه «اسقف اعظم» به عنوان مهمانخانه استفاده میشود. در شهرهای تیرانا و «جیروکستر» و «جرات» مساجدی وجود دارد که از نقطهنظرهای زیبائی معماری مانده و به اماکن عمومی و موزه اختصاص یافتهاند.
صومعه رهبانان در شهر «یوتونیت» که در منتهیالیه جنوب کشور واقع است از لحاظ باستانشناسی حائز کمال اهمیت است و تاریخی طولانی دارد. نمازخانه داخل این صومعه دارای مجسمهها و تندیسهای بسیار باارزش و گرانبهای مذهبی هستند که بیتوجه به کنار دیوارها رها شدهاند.
اگرچه تاکنون در قبرستانها مراقبت کامل میشده، که کسی به اجرای مراسم مذهبی نپردازد لیکن اخیراً دسته گلهائی بر روی بسیاری از قبرها دیده است و این خود نشانه حیات پنهانی و دور از چشم مأموران دولتی ضدمذهب میباشد.
علائم دیگری که معرف بقای حیات مذهبی باشند چندان دوام نیاوردهاند گاهگاهی دیده شده که پیرزنی بر روی سینهاش صلیب میکشد و یا پیرمردی روی به طرف قبله زانوی عبودیت بر زمین میزند. مسلمانان که اکثریت قریب به اتفاق مردم «آلبانی» را تشکیل میدهند علیرغم همه فشارها و تضییقات سنتهای مذهبی و فرهنگ اسلامی خود را حفظ کردهاند.
بیشتر نامگذاریهای کودکان نامهای اسلامی است و اسامی اکثریت مردم اسامی اسلامی و شرقی میباشد، تاکنون در اکثر منازل مسلمانان قرآنهای قدیمی و خطی نگهداری میشود و مراسم مذهبی اسلامی در خفا صورت میگیرد.
در سال 1361 در تیرانا پایتخت آلبانی تنها یک کتابفروشی با 50 نسخه کتاب وجود داشت و این کتابها نیز عموماً مربوط به ادبیات قرن هیجدهم میلادی بوده و محتوی آنها نیز حتی به کشور آلبانی نیز کوچکترین ارتباطی نداشت!
در سال 1967 میلادی باب مبارزه جدی با مذهب گشوده شد و چند نفری از روحانیون که زنده مانده بودند مورد شکنجه و قتل قرار گرفتند و بدنبال آن همهجا اظهارات «انور خوجه» رهبر حزب کمونیست آلبانی و رئیس کشور که گفته بود «مذهب عامل اختلاف و برادرکشی و تحقیر و استثمار ملت ما بوده است» تبلیغ و ترویج گردید.
اکنون اگرچه مذهب نه بطور کامل لااقل در ظاهر از زندگی روزمره مردم حذف شده است. لیکن «انور خوجه» و حزب او به مبارزه ایدئولوژیکی خود با مذهب ادامه میدهند.
در آلبانی از «پاپ» به تلخی یاد میشود. در سال 1965 میلادی هیئت نمایندگی این کشور در سازمان ملل متحد، زمانیکه «پاپ» به قصد سخنرانی پشت تریبون سازمان ملل قرار گرفت محل جلسه را ترک کردند.
در سال 1973 میلادی یکی از چند کشیش باقیمانده کاتولیک دستگیر گردید و به جرم اینکه کودکی را غسل تعمید داده است تیرباران شد! اما دولت «آلبانی» این اتهام را رد کرد و اظهار داشت که کشیش مذکور را به اتهام همکاری با ایتالیائیها و آلمانها در زمان جنگ جهانی دوم و به اتهام جاسوسی برای سازمان «سیا» و سازمان «ام - 16» (اینتلیجنت سرویس) و «واتیکان» اعدام نموده است!!
مردم «آلبانی» هنوز علیرغم همه فشارها دین خود را حفظ کردهاند و عموماً در خفا پیچ رادیوهای خود را بروی ایستگاههای کشورهای اسلامی میزان میکنند، تا به صدای «اذان» و یا قرائت قرآن گوش فرا دهند. اگرچه اینکار تاکنون خطر فراوانی برای آنان داشته و در صورت شنیده شدن صدای «اذان» و یا «صوت قرآن» از منازلشان با مجازاتهای سختی مواجه میشدهاند در آلبانی همچون شوروی حرکات و رفت و آمد خارجیان تاکنون بشدت تحت کنترل مأمورین دولتی قرار داشته است.
تأثیر انقلاب اسلامی در آلبانی
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران توانست بسیاری از تئوریهای مورد باور انور خوجه رهبر سابق حزب کمونیست آلبانی را دستخوش تردید کند. انور خوجه و همفکران او به دو دلیل تحتتأثیر شدید افکار استالین و بخصوص جنبههای ضدمذهبی آن قرار داشتند.
اول آنکه آلبانی بدلیل نزدیکی با ایتالیا و دربار واتیکان شاهد ترویج افکار تخدیری دربار پاپ بنام دین مسیح بود و چنین وضعیتی در روزگار جوانی انور خوجه که روزگار ظهور و بروز مارکسیسم بعنوان مکتبی نو که مدعی نجات محرومین و از بین بردن فاصلههای طبقاتی بود، میتوانست بسرعت مورد تنفر و انزجار جوانان و کسانی که از ستم حکومتهای اشرافی مسیحیت بستوه آمده بودند قرار گیرد.
دربار واتیکان همواره تلاش میکرد حاکمیت زورگویان و زراندوزان و اشراف و سرمایهداران را تحکیم کند همانگونه که اکنون نیز اصلیترین نقش پاپ در سطح جهانی تحکیم سلطه استکبار و تثبیت سیاستهای جهانخواری و سلطهجوئی آمریکاست. طبیعی بود که این وضعیت سبب تنفر بسیاری از مردم اروپا از چیزی به اسم دین شود و آنها را بسوی هر مکتب نوظهوری که مدعی نجات بشر از این وضعیت باشد سوق دهد.
آلبانی بدلیل مجاورتش با ایتالیا و دربار پاپ و همچنین بخاطر تاریخ پرنشیب و فرازش که چیزی جز تحت سلطه بودن و استثمار شدن و بردگی و بندگی در خود نداشت طبیعی بود که آمادگی بیشتری برای روی آوردن به هر ندای آزادیخواهانهای را داشته باشد هرچند که این ندای آزادیخواهی مانند مارکسیسم چیزی جز یک سراب نباشد.
مسئله دیگری که سبب شد انور خوجه و همفکران او تحتتاثیر افکار استالین قرار گیرند و با مذهب ضدیت نمایند روش حکومتی امپراطوری عثمانی بود. امپراطوری عثمانی بعنوان «حکومت اسلامی» تا سال 1291 هجری شمسی (1912 میلادی) بر آلبانی حکومت کرد. این سلطه که چهار قرن بطول انجامید هرگز نتوانست چهره واقعی حکومت اسلام را به مردم آلبانی نشان دهد.
خلفای عثمانی بخصوص در قرن نوزدهم و اوائل قرن بیستم هیچ تفاوتی با پادشاهان و امپراطوران اروپا نداشتند. تنها تفاوت این بود که اینها با نام اسلام به آراستن دربارها و استثمار مردم و اعمال فشار بر طبقات محروم میپرداختند و این مسأله میتوانست تاثیر بسیار بدی در ذهن ملتهائی که عثمانیها بر آنها حکومت میکردند بگذارند و آنها را نسبت به اسلام دلسرد کند و زمینه را برای نفوذ مکتبهای نو که فریاد آزادیخواهی سر میدادند فراهم سازد.
طبیعی بود که در چنین شرایطی نوعی ضدیت با دین و گرایش بسوی مکتب الحادی پر سر و صدائی که شعار حمایت از محرومین و نجات طبقه کارگر و زحمتکش را سر میداد، بخصوص در میان جوانان رواج یابد و افرادی مانند انور خوجه بدینترتیب فریب شعارهای مارکسیسم را بخورند و تحتتاثیر افکار افراطی استالین قرار گیرند و با اصل دین دشمنی کنند و خصومت ورزند.
با این حال، آنچه که در آلبانی از دوران جنگ جهانی دوم تاکنون رخ داده نمیتواند به مردم آلبانی مربوط باشد. مردم آلبانی که اکثرشان مسلمان هستند علیرغم فشارهایی که در طول قرون متمادی تحمل کردهاند همواره علاقهمندی خود به دین را حفظ کردند و اکنون نیز با اینکه 40 سال ضدیت با دین را شاهد بودند و تحت شدیدترین تبلیغات و فشارها برای رها کردن دین قرار داشتند، هنوز شیفته دین و مذهب و مسلک خود هستند.
آنچه مهم است اینست که حتی خود سردمداران حزب کمونیست آلبانی و در پیشاپیش انها خود انور خوجه پس از پیروزی انقلاب اسلامی ناچار شدند در افکار ضددینی خود تجدیدنظر کنند و به این واقعیت دست یابند که میان آنچه بنام دین انجام میشود با خود دین تفاوت زیادی وجود دارد پیروزی انقلاب اسلامی در ایران که رویاروئی صریح و جدی و پیروزمندانه اسلام با استعمار و استثمار و استکبار شرقی و غربی بود، سبب شد افرادی چون انور خوجه از اسارت افکاری که از لنین و استالین به آنها تزریق شده بود بیرون آیند و به این نتیجه برسند که اسلام بیپیرایه میتواند فریادرس واقعی محرومان باشد.
انور خوجه در سالهای آخر عمر خود بارها به امام خمینی اظهار علاقه و ارادت کرده و مصراً خواستار گسترش روابط آلبانی با جمهوری اسلامی ایران شده بود. سایر دولتمردان آلبانی نیز مانند انور خوجه تحتتأثیر انقلاب اسلامی قرار دارند.
مردم آلبانی که بیشترشان مسلمان هستند در عین حال که از بدست آوردن اخبار مربوط به انقلاب اسلامی محروم هستند، در اثر مطالبی که جسته گریخته شنیدهاند به این انقلاب علاقهمند میباشند و تحصیلکردههای آلبانی بخصوص جوانان تلاش زیادی برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر درباره انقلاب اسلامی بعمل میآورند.