تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۹  ، 
کد خبر : ۲۱۹۲۶۵

اهداف طرح فدرالی لبنان


طرح پیشنهادی سمیر جعجع سرکرده شبه‌نظامیان فالانژ «موسوم به نیروهای لبنانی» برای فدرالی کردن لبنان، یک طرح سیاسی جدید نیست بلکه نیروهای لبنانی از ده سال پیش که از سوی بشیر جمیل تشکیل شد همواره بر لزوم خودمختاری مناطق مختلف این کشور در چارچوب یک دولت واحد تاکید می‌کرده‌اند.
در راستای سیاست فدرالی کردن لبنان در این مدت این شبه‌نظامیان با براه انداختن جنگهای مختلف و متعدد موفق شده‌اند دهها هزار تن از مسلمانان ساکن مناطق مسیحی‌نشین شرق بیروت را به سوی دیگر مناطق کوچ دهند و تغییرات مهم جمعیتی «دموچ گرافی» در مناطق تحت کنترل خود را که از عوامل مهم روی کار آمدن سیستم فدرالی است بوجود آورند.
مسئله مهمی که در این راستا قابل بازنگری است اعلام صریح و علنی طرح فدرالی شدن لبنان از سوی سمیر جعجع است زیرا در سالهای گذشته «نیروهای لبنانی» به طور غیرمستقیم و از طریق بیانیه‌های متعدد ضمن انتقاد از ترکیب‌بندی سیاسی حاکم بر این کشور از سال 1943 بطور ضمنی مسئله خودمختاری گروهها و مذاهب را در نقاط مختلف لبنان مطرح می‌کرده است و اکنون این سوال مطرح می‌شود که چرا این مسئله در این زمان حساس از تاریخ لبنان که این کشور تقریباً در حالت شبه تجزیه بسر می‌برد از سوی جعجع مطرح شده است.
قبل از پاسخگوئی به این سئوال باید به این مسئله اشاره کنیم که «نیروهای لبنانی» دست‌پرورده‌های رژیم صهیونیستی و خواهان برپائی حکومتی مذهبی و طایفه‌ای در لبنان هستند و به همین دلیل و در نتیجه تاثیرپذیری قاطع از سیاست رژیم صهیونیستی «نیروهای لبنانی» مسئله همزیستی میان مسیحیان و مسلمانان لبنان را از این پس غیرممکن می‌دانند و بر این عقیده‌اند که برای مقابله با نیروی رو به رشد اسلامی در منطقه هم‌پیمانی و اتحاد میان مارونیها و یهودیان در این منطقه یک مسئله ضروری و حیاتی برای آنها بشمار می‌رود.
این همپیمانی و اتحاد میان دو اقلیت مارونی و یهودی در لبنان در دهه گذشته و قبل از آن نیز عملاً به اثبات رسیده است به طوریکه رژیم صهیونیستی در سال 1982 پس از لشکرکشی به لبنان و رسیدن به بیروت در جهت همکاری با «نیروهای لبنانی» ابتدا بشیر جمیل و پس از آن امین جمیل را به پست ریاست جمهوری لبنان رساند.
با توجه به وجود این اتحاد و ارتباط مستحکم میان دو اقلیت مارونی و یهودی در منطقه اقدام سمیر جعجع در مورد پیشنهاد فدرالی کردن لبنان قابل تفسیر و توجیه است.
زیرا در شرایط کنونی تجزیه لبنان به نفع مارونیها نیست. به دلیل اینکه از یکسو اوضاع بین‌المللی به این تجزیه کمک نمی‌کند و از سوی دیگر تشکیل یک دولت مستقل مارونی در منطقه کوچکی در شرق بیروت پیوسته در معرض خطر دیگر دولتهای مذهبی مجاور قرار خواهد داشت.
علاوه بر ماهیت نیروهای لبنانی و ارتباط آنها با رژیم صهیونیستی می‌توان انگیزه پیشنهاد علنی جعجع برای فدرالی کردن لبنان را به عوامل داخلی و خارجی نیز مرتبط دانست در مورد عوامل داخلی در منطقه شرق بیروت باید گفت: جعجع از طریق ارائه طرح فدرالی کردن لبنان می‌خواهد خود را جدای از میشل عون در سطح لبنان مطرح سازد. و پس از انزوای سیاسی و نظامی تقریباً یکساله خود اینک به عنوان یک نیروی فعال و مستقل سیاسی در منطقه شرق بیروت که از بدو روی کار آمدن میشل عون در کنترل کامل ارتش مارونی قرار داشته است جلوه‌گر شود.
جعجع همچنین با مطرح کردن این طرح از موضعگیری صریح نسبت به توافقنامه (طایف) شانه خالی کرد و بدین ترتیب احتمال وقوع هر نوع درگیری مسلحانه با نیروهای میشل عون را که در صورت جانبداری وی از توافقنامه طایف اجتناب‌ناپذیر بود به حداقل ممکن کاهش داد.
هدف دیگری که جعجع با طرح این مسئله دنبال می‌کند مقصد دیرینه‌اش در ضربه زدن به حزب فالانژ به ریاست «جرج سعاده» یکی از امضاء کنندگان توافقنامه طائف است و جعجع برخلاف انتظار به جای همپیمانی با حزب فالانژ که نیروهای لبنانی شاخه نظامی آن هستند و حمایت از توافقنامه طائف طرح جدیدی ارائه کرد و بدین ترتیب طرفداران مسیحی توافقنامه طایف را در میان مسئولان حزب فالانژ محصور کرد این خود یک ضربه اساسی به حزب فالانژ و رئیس آن «جرج سعاده» به حساب می‌آید.
جعجع اکنون با زیرکی سیاسی روشی میانه در بین طرفداران و مخالفان مسیحی توافقنامه طایف در پیش گرفته است تا همراه با تحولات سیاسی و نظامی آتی موضع صریح و روشنی در پیش گیرد.
اما در زمینه عوامل خارج از محدوده شرق بیروت می‌توان گفت جعجع با ارائه طرح فدرالی و عدم موضعگیری نسبت به توافقنامه طایف تیر خلاص را به این توافقنامه شلیک کرد.
زیرا بدین ترتیب امیدی که طرفداران «طایف» به جعجع در مورد سرنگونی میشل عون و فراهم آوردن مقدمات رفتن «الیاس هراوی» به کاخ بعبدا بسته بودند نقش بر آب شد.
عامل مهم دیگر در این زمینه موضع واتیکان و فرانسه است که با وجود تائید توافقنامه طایف شعار حمایت از مارونیها و حفظ وجود آنها را در لبنان سر داده‌اند و جعجع با سودجوئی از مواضع دوگانه پاپ و دولت فرانسه مسئله فدرالی کردن لبنان را مطرح کرد که از نظر جعجع می‌تواند منافع مسیحیان و به ویژه مارونیها را در لبنان حفظ کند و به آنها استقلال مالی اقتصادی و اجتماعی بدهد.
اما مهمترین عامل خارجی که جعجع از آن بهره برد فضای صلح‌آمیز حاکم بر منطقه و تمایل کشورهای منطقه به برقراری صلح با رژیم صهیونیستی است و جعجع با مطرح کردن این طرح درصد بی‌طرف کردن لبنان در کشمکش اعراب و رژیم صهیونیستی است که این امر مستلزم بسته شدن جبهه رویاروئی با این رژیم در جنوب لبنان است و لذا جعجع با برداشتی که از روند برقراری صلح در منطقه دارد این طرح را مطرح کرده است به امید اینکه در آینده طرحش مورد قبول محافل بین‌المللی تاثیرگذار بر اوضاع منطقه واقع شود.
جعجع همچنین پیشاپیش می‌داند که اجرای طرح فدرالی در لبنان در مرحله کنونی و یا در آینده نزدیک صددرصد به سود مارونیها می‌باشد زیرا اجرای طرح در منطقه مسیحی‌نشین شرق بیروت بسیار ساده و طبیعی خواهد بود به دلیل اینکه مقدمات خودمختاری در شرق بیروت از سالها پیش فراهم آمده است و این منطقه در حال حاضر دارای موسسات اداری نظامی و غیره متعلق به نیروهای لبنانی است که این موسسات به دلیل داشتن نفوذ قوی می‌توانند بر موسسات دولتی نیز تسلط یابد در حالیکه دیگر مناطق به خصوص مناطق مسلمان‌نشین نه تنها هیچ گونه آمادگی برای خودمختاری ندارند بلکه بدلیل کشمکشهای جاری میان گروههای ملی و اسلامی نظام این مناطق کاملا از هم پاشیده شده‌اند و از چنددستگی شدیدی رنج می‌برد و دستگاههای دولتی در آن بسیار ضعیف و فاقد امکانات مالی و اقتصادی لازم است.
همچنین مناطق مسیحی‌نشین لبنان از نظر جغرافیائی به یکدیگر متصل و دارای مرز معینی هستند و در مقابل مناطق مسلمان‌نشین از نظر جغرافیائی با هم دیگر ارتباط منسجمی ندارند و مسلمانان در قالب طوائف گوناگون در بخشهای مختلف لبنان مانند شمال، جنوب، بقاع و بیروت زندگی می‌کنند. که این خود از قدرت و همبستگی مسلمانان به اندازه قابل ملاحظه‌ای می‌کاهد.
علاوه بر این منطقه مسیحی‌نشین در عمق خاک لبنان قرار دارد و دیگر مناطق لبنان آن را احاطه کرده است و لذا هیچگونه ارتباط جغرافیائی با کشورهای منطقه ندارد ولی مناطق مسلمان‌نشین در جنوب با رژیم صهیونیستی و در شمال و مشرق با سوریه ارتباط دارد که این امر باعث تاثیرپذیری ساکنین این مناطق از کشورهای مجاور و سیاستهای متغیر آنها می‌شوند لذا به دلیل عدم توازن سیاسی اقتصادی و عوامل مثبت جغرافیائی میان منطقه مسیحی‌نشین و دیگر مناطق فدرالی شدن لبنان صددرصد به نفع مارونیها و جعجع خواهد بود و مارونیها با برخورداری از قدرت مالی سیاسی و اقتصادی موجود در منطقه مسیحی‌نشین می‌توانند تاثیر قوی بر دولت مرکزی لبنان و دیکته کردن خواسته‌های خود بر آن داشته باشند.
در حالیکه خودمختاریهای مسلمان به دلیل ضعف اقتصادی و سیاسی و همچنین وجود مذاهب و گروههای مختلف و کشمکش دائم میان آنها هرگز قدرت مقابله با نفوذ مارونیها را در دولت فدرالی نخواهند داشت و بطور حتم تابع سیاست آنها خواهند شد.
در پایان لازم به ذکر است که فدرالی شدن لبنان از نظر جعجع به مفهوم پایان گرفتن جنگ میان مسیحیان و مسلمانان در لبنان و آغاز جنگ مسلمانان با مسلمانان است در حالیکه تجربه لبنان به هیچ وجه به مصلحت مارونیها نیست زیرا نه تنها به جنگ نمی‌انجامد بلکه حکومتهای مذهبی در کشمکش دائمی با یکدیگر خواهند بود اما پیاده کردن طرح فدرالی از نظر منطقه مسیحی‌نشین که پیشاپش از مسلمانان و دیگر طوایف خالی شده و ساکنین آن را تقریباً تنها مسیحیان تشکیل می‌دهند اشکالی نخواهد داشت. ولی طرح فدرالی برای دیگر مناطق در واقع شروع دور جدیدی از جنگ است زیرا پیاده کردن این طرح نیاز به تغییرات دیموگرافی (جمعیت) در مناطقی که شیعیان و سنیها و درزیها در آن تداخل پیدا کرده‌اند دارد که این خود آغاز جنگهائی طولانی بین این طوائف بسود مارونیها خواهد بود.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات