تاریخ انتشار : ۰۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۷  ، 
کد خبر : ۲۱۹۲۸۳

سلطه صهیونیسم بر سینمای جهان


مطبوعات فرانسه:
مجله‌های «نووکاییه» و «دفترهای جدید» که هر دو در پاریس به صورت فصلنامه و زیر نظر کنگره جهانی یهودیان منتشر می‌شوند.
نشریه «لولیبرزپارول Lelibresparoles» که نوشته‌های «ولادیمیر جانتسکی» را چاپ می‌کردند. نامبرده مرشد و پیر تمام باندهای مسلح صهیونیستی است که جنایات بسیاری را مرتکب شده‌اند.
روزنامه «پاریس‌تگبلت Parisertageblatte» که در پاریس منتشر می‌شود.
آیا می‌دانید که «امیل لودویک» نویسنده مشهور فرانسوی در اصل نامش «کوهین» است و یهودی است و در زمانی که آلمان و ایتالیا با صهیونیستها مخالف بودند، کتاب «پیمان مقدس» را نوشت و مسیحیان اروپا را دعوت به قیام بر علیه آنها نمود.
مجله اکسپرس Le Express در نزدیکی طاق پیروزی، در قلب پاریس که صاحب آن «جیمز گلداسمیت» یهودی تبعه انگلیس است و در اواخر حکومت ژیسکار دستن به نفع «فرانسوا میتران» فعالیت می‌کرد! این مجله در پیشبرد نقشه‌های صهیونیستی برای ضربه به اسلام و جنبشهای انقلابی - اسلامی و تحریک غرب مشارکت فعال دارد.
اما سؤالی که کردهای شمال عراق باید جواب آنرا بیابند این است که همسر فرانسوا میتران که بعنوان ناجی و دوستدار آنها و جمع‌آوری کمک گاه به آنجا می‌رود، چه ارتباطی به این مجله و جریان فکری آن دارد؟!
نفوذ صهیونیستها در دو نشریه فیگارو «ولوکوتیرین» به برجستگی آشکار است.
«کاتی کرایگل» روزنامه‌نگار مشهور فرانسوی یهودی و افراطی‌ترین هوادار صهیونیسم و اسرائیل است. او همواره تکرار می‌کند: اسرائیل اولین سنگر تمدن غرب در برابر خطر اسلام است! او در مجله صهیونیستی «لارش» در پاریس فعال است.
دو کتابی تحت عنوان «اسرائیل بی‌گناه است» نوشت و از حمله اسرائیل به لبنان دفاع کرد. نشریه «لومتن دوپاری» نیز از مدافعان صهیونیسم است و نویسنده‌ای بنام «کلود لانزمن» با مقالاتی سعی کرد که کشتار «صبرا» و «شتیلا» را به کسانی غیر از اسرائیل نسبت دهد! این شخص پسرخوانده «سارتر» صاحب نظریه اگزیستانسیالیسم است و نزد او جایگاه خاصی دارد.
در 1967 سارتر برای امضای بیانیه‌ای در اعتراض به جنایات صهیونیستها اعلام آمادگی کرد، لانزمن تهدید کرد که اگر سارتر چنین کند او خودکشی می‌کند و سارتر برای خاطر پسرخوانده یهودی خود از امضاء این بیانیه چشم پوشید! یعنی صدها قربانی بی‌گناه، کوچک و بزرگ فلسطینی یک طرف، یک بچه سوسول صهیونیست (پسرخوانده!) یک طرف، در همین لحظات یاد یکی از گفته‌های «قانون» افتادم که نوشته بود:
یک شب که بعد از مدتها این روشنفکران انسان‌دوست! را که خود را مدافع مبارزات حق‌طلبانه مردم الجزایر نشان میداد! در منزلش گیر آوردم، بعد از یک ساعتی صحبت، زنش (سیمون دوبوار) آمد چند تا قرص به او داد و گفت: وقت خوابه و بدینوسیله من نتوانستم با او کامل صحبت کنم! و بعد با طنز اضافه می‌کند: حاضر بودم برای یک شب کامل صحبت با او هفتاد هزار دلار بپردازم.
می‌دانیم که در حال حاضر سیمون دوبوار از مدافعان فمینیستهای افراطی است و بنظر میرسد به گونه‌ای آلت‌دست صهیونیستها باشد که مقالاتی آنچنانی در باب توسعه و مشارکت زنان و... نشر می‌دهد. باری «کلود لانزمن» هم در عوض دانشگاه عبری را متقاعد ساخت که به سارتر دکترای افتخاری بدهد و سارتر هم پذیرفت و هنگام دریافت در 7 نوامبر 1976 گفت: «من افتخار می‌کنم که از زمانی دوردست دوست اسرائیل بوده‌ام».
«کلود لانزمن» در ساخت فیلم «هالاکوست»، که ژانری دیگر از هولوکاست‌ها بود، با همان اهداف پشت پرده مشارکت داشت. این فیلم طبق معمول درباره ستمگری نازیها و آلمان و مظلومیت و معصومیت یهودیان بود. فلاش بکی به اخبار سه‌شنبه شب 2/1/73 رادیو آمریکا:
«امروز تظاهرات گسترده‌ای در الجزیره به رهبری انجمن‌های زنان...! در اعتراض به خشونت‌های جبهه نجات اسلامی و مسلمانان بنیادگرا! برپا شد. در این تظاهرات 000/50 نفر شرکت داشتند که اکثراً زنان بودند! سؤال این است، آیا این زنان، همان استحاله‌شدگان سازمان‌یافته دوران استعمار فرانسه نیستند، که بعنوان تجدد از آنها کشف حجاب کردند و بعنوان مشارکت در توسعه!
تحت تعلیم فمینیستهای سیمون دوبواری راست و چپ قرار گرفتند و انحراف روشنفکران لیبرال نتوانست هنگام کنار زدن بن‌بلا و تفکر اسلامی انقلاب در آغاز پیروزی نهضت آنرا بعنوان انحراف ببیند؟ زیرا که خود به آفت لیبرال سوسیال دمکرات آلوده شد؟
جریان قدرتی که در مقابل مسلمانان انقلابی در الجزایر ایستاده است، ماهیتاً همین زنان بزک‌ کرده غرب‌زده‌اند، که سر نخ آنها در دست صهیونیسم و اربابان «کلود لانزمن» است، که خودباختگی و مماشات با انسان‌دوستانی!
چون سارترها و دیگر لیبرالها از همان سالهای قبل از پیروزی نبرد الجزایر کار را به اینجا کشانده که ملت الجزایر باز هم باید قربانیان بی‌شماری بدهد. تا بتواند دولت زورگو و التقاطی متمایل به غرب را بزیر بکشد و... بگذریم.
مجله «نوول ابزرواتور» متمایل به صهیونیستها کینه اروپائیان را علیه مسلمانان دامن می‌زند. مجله «اسرائیل و انسانیت» زیر نظر «بن موزیگ» خاخام بزرگ یهودیان فرانسه. مجله «خانواده کارگر» که همواره علیه اسلام مقاله می‌نویسد.
در شماره 380 خود در تاریخ ماه مه 1981 مقاله‌ای به قلم «ژرار سوک» منتشر کرد و در آن ریاکارانه نوشت: «اسلام هیچ‌گونه حقی به زنان نمی‌دهد و زن حق انتخاب همسر خود را ندارد و ناچار است با هر کس که ولی او انتخاب می‌کند ازدواج کند و از طرفی آسمانی‌ترین کار در اسلام طلاق است!»
عوامفریبی را ببینید و وقاحت را، که فاسدان شهر سدوم، که زن را در سطحی وسیع و عمومی به فحشا و بردگی کشیده‌اند، آنگاه درباره زنان والا و شرافتمند مسلمان، که امام خمینی آنها را در جایگاه واقعی خود همتای پیامبران ارزیابی می‌کند چگونه سمپاشی می‌کنند! و افکار عمومی را می‌فریبند.
نشریه «فرانس سوار»، نشریه «ملت یهود» که در یکی از شماره‌های خود نوشت: «ما نه آلمانی هستیم، نه انگلیسی و نه فرانسوی، هویت ما شناخته شده است. ما یهودی هستیم. اعتقادات مسیحی شما اعتقادات ما نیست. ما ملتی مخصوص! هستیم. «هرتزل» آن را برای شما تاکید کرد و برای همین است که ما نمی‌پذیریم در بوته شما ذوب شویم!» این‌گونه سخنان یعنی گستاخی و بی‌پروائی به پشتوانه نفوذهای همه‌جانبه.
مطبوعات هند
در 1903 نخستین انجمن یهودیان هند در شهر «کوشین» تاسیس شد و در 1919 انجمن دیگری در بمبئی تحت همین عنوان برپا شد. در 1931 «اسرائیل کوهین» رئیس کنگره جهانی صهیونیسم به هند سفر کرد. و انجمن‌های پراکنده را جمع کرد و «انجمن بنی‌اسرائیل» را تاسیس کرد. تعداد اعضاء 9 هزار نفر و نماینده‌ای در 1972 به کنگره 28 جنبش صهیونیسم در تل‌آویو فرستاد.
آنها در مطبوعات هند رخنه کرده‌اند و با تعدادی از شخصیتهای سرشناس هند مانند «مهراجه ک. شوبرا» خبرنگار نظامی «ایندیا اکسپرس» و روزنامه‌نگار دیگری به نام «شحنا» که خبرنگار نظامی روزنامه «تایمز آویندیا» است و «تی. شیگار» و روزنامه «ایندیا اکسپرس» ارتباط دارند.
«ان‌شیو» روزنامه‌نگار نشریه «هندو» یکی از طرفداران قاطع صهیونیسم در میان روزنامه‌نگاران این کشور است، و در نشریه «ناکبوتایمز» نیز نفوذ کرده‌اند.
«در چین... همچنین!»
یهودیان شانگهای از مدتها پیش نشریه‌ای به نام نامه‌های اسرائیل منتشر می‌کنند.
و...
سیطرۀ صهیونیسم بر سینمای جهان:
یهودیان با خریدن مشهورترین شرکتهای تولید فیلم در جهان و بخصوص در آمریکا، توانستند مهار این رسانه را در دست بگیرند. در برخی آمارها آمده است که بیش از 90 درصد از کل دست‌اندرکاران سینمای آمریکا از تهیه‌کننده و کارگردان گرفته تا بازیگر و فیلمبردار و تدوینگر از یهودیان هستند. تقریباً به طور کامل شرکتهای تولید فیلم هالیوود پایتخت سینمای آمریکا را در دست دارند.
مالک شرکت فاکس قرن بیستم، ویلیام فاکس یهودی است.
مالک شرکت گلدن، ساموئل گلدن و آدلف زوکور است.
مالک شرکت مترو، لوییس بی. مایر بود که دو شرکت اخیر در هم ادغام شدند و «مترو گلدن مایر» نام گرفتند.
مالک شرکت «برادران وارنر» «هارتی وارنر» و برادران اوست.
مالک شرکت «پارامونت» هود کنسون است.
طلایه‌داران صنعت سینمای جهان، بویژه آمریکا اغلب از یهودیان هستند، از جمله:
«کارن مایر» یهودی آلمانی، «سرگی ایزنشتاین» یهودی روسی و «دیوید وارک گریهنلس» یهودی آمریکایی است. در جشنواره ماه مه 1982 کان فیلم «نبخش» به کارگردانی گریفیس معرفی شد و با کمال تاسف مطبوعات سینمایی جهان عرب، تحت‌تاثیر اطلاعات غلط رسانه‌ها از او با لقب نابغۀ بزرگ! یاد کردند.
شرکت‌های «یونایتد آرتیست» و «آر، کی، یو» به یهودیان تعلق دارند.
نشریۀ کریسجین فری نیوز (اخبار آزاد مسیحی) در ماه آوریل 1938 نوشت: «...شهر هالیوود به «سدوم» عصر حاضر مبدل شده است. شهری که در آن فضیلت از بین رفته و رذیلت بر آن حاکم است. شرافتها سبک گرفته می‌شوند و اموال به غارت می‌روند،... آنان با شیوه‌های کثیف، اخلاق را در این نقطه از میان برده‌اند و مردانگی و شرافت را خوار کرده‌اند و نسلهای آمریکایی را به پستی کشانیده‌اند،... این صنعت جنایتکارانه را متوقف کنید، زیرا اکنون بزرگترین سلاح در دست یهودیان برای ترویج ادعاهای گمراه‌کننده و فاسد آنهاست.» صهیونیستها از همان سالهای آغازین، فیلمهایی یر ضد مسلمانان و اعراب ساختند:
در 1905 فیلم شبهای عربی، در 1921 فیلم شیخ با بازی «رودلف والتینو» این دو فیلم زندگی اجتماعی مسلمانان عرب را به شکلی تحریف‌آمیز و مسخ‌شده تصویر می‌کردند و مردان عرب را نمادی از مردان شهوت‌پرست نشان می‌دادند که تعداد زیادی زن را در حرمسرای خود زندانی کرده بودند!
شبهای عربی نیز از نوع فیلمهای مبتذل و برهنه بود در 1937 «پارامونت» فیلم شاه شاهان را ساخت و در آن بیگناهی یهودیان در مصلوب شدن حضرت مسیح«ع» را مدعی بود.
در 1939 فیلم «اعترافات یک افسر نازی» به نازیها می‌تاخت و از یهودیان دفاع می‌کرد، فیلمهایی در تمجید از شخصیت‌های یهودی ساخته شد، همانند «امیل زولا»، جواریز و دارافیلوس، دارفیوس یک یهودی فرانسوی بود که به او تهمت جاسوسی زدند.
هربرت نیومن (تهیه‌کننده؛ کارگردان و نویسنده) ادیان اسکات (تهیه‌کننده و نویسنده) - ادوارد دیمتریک (کارگردان فیلم صهیونیستی آن سوی آتش)، الفابیسس، والتون نزوبو، لیسترکول و آلبرت مالترز (فیلمنامه‌نویس)، آرتور میلر (نمایشنامه‌نویس)، «زیر دوموشیل» (بازیگر).
فیلم «راشل، راشل» به کارگردانی پل نیومن یهودی عرضه شد.
فیلم سامسون و دلیله به کارگردانی سیسیل دومیل با سرمایۀ یونیورسال تهیه شد.
در 1956 فیلم ده فرمان را شرکت «پارامونت» ساخت به کارگردانی «سیسیل دومیل» در 1950 فیلم خروج به کارگردانی «اوتوبیرمنگر» یهودی ساخته شد. این فیلم مهاجرت یهودیان را به فلسطین و ماجرای برپایی کشورشان را بازگو می‌کند و با عوامفریبی احساسات تماشاگران را برمی‌انگیزد و اعراب را در مقابل، وحشی و تشنه به خون یهودیان تصویر کرده است.
فیلم بن‌ هور در 1959 داستان یک قهرمان اسطوره‌ای یهودی است.
این فیلم برای بار سوم در 1982 با بازیگری چارلتون هستون که با ستارۀ شش‌پر بر سینه در فیلم ظاهر شد، ساخته شد. البته جدا از اسطوره‌سازی یهودی، بن‌ هور تنها فیلم آمریکایی بود، که نگارندۀ این اسطوره را از دو جهت تحت‌تأثیر قرار داده بود، یکی از به تصویر کشیدن مظلومیت مسیح«ع» و دیگر قدرت‌طلبی و قدرت‌مداری و شقاوت امپراطوری رم باستان.
نکتۀ دیگر بازی درخشان چارلتون هستون و نمود ابتذال و جلف‌گری که ذاتی فیلم‌های آمریکایی است، می‌توان تفکر، تفرعن، شقاوت، بی‌ایمانی و گوساله‌پرستی صهیونیسم و استکبار را در دو فیلم اسپارتاکوس و بن‌ هور در سیمای امپراطوری رم باستان دید، اصطلاحا پالان عوض شده.
در سال 1960 فیلم سرزمین فراعنه، یک قصۀ دراماتیک و احساس‌برانگیز در مورد یهودیان از مصر بود، همان سال فیلم «ایستر و پادشاه» و در سال 1961 فیلم سلیمان و ملکۀ سبا، به نمایش درآمد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات