ورود اسلام به چین دارای تاریخچه دور و درازی است. اسلام در عهد خلفای راشدین به چین نفوذ کرد. فرستادگان و قاصدان اسلامی در دوره امپراطور چینی «فاوتسونک» همراه با پیامهای رهبران اسلامی عازم این کشور شدند. بعدها بازرگانان ایرانی و عرب داد و ستد خود را با بازرگانان چینی از سرگرفته و از این طریق تعالیم اسلام را در شهرهای چینی تبلیغ میکردند. افزون بر این در آثار و کتب چینی بکرات از اسلام سخن رفته است. دو هوای نویسنده کتاب «مسافرت به کشور کتاب» در اواسط قرن هشتم هجری اسلام را اینچنین تعریف کرده است:
«اسلام مردم را به پرستش خدا دعوت میکند و از پرستیدن شیاطین و پادشاهان جلوگیری بعمل میآورد» در کتاب «مسلمانان در چین» چاپ 1982 نیز پیرامون خودجوشی و تحرک سریع اسلام آمده: اسلام پابپای نیازها و خواستههای اجتماعی حرکت کرده و برای کلیه سوالات اجتماعی پاسخهای لازم را آماده کرده است:
مسلمانان چین از همان دوران نخست در زمینههای هنری و معماری نظرچینیها را بخود جلب کردند. در این اواخر کتابهای متعددی در چین پیرامون نقش مسلمانان چین در پیشبرد اهداف اجتماعی و انسانی در طول تاریخ هزار ساله بچاپ رسیده است.
جمعیت مسلمانان چین بروایت دولت کمونیست آن کشور 15 میلیون و بنا به بعضی آمار غیررسمی 30 الی 50 میلیون نفر هستند.
البته مسلمانان چین بنوبه خود به ملیتها و قومیتهای مختلف تقسیم شدهاند. جمعیت مسلمانان ملیت(هوی) هفت میلیون گزارش شده، البته این جمعیت در یک نقطه و یا شهر واحدی بسر نمیبرند بلکه در سرتاسر خاک چین پراکنده شدهاند.
اما مسلمانان ناحیه سنکیانک واقع در مرز پاکستان، افغانستان و شوروی 9 میلیون برآورد شدهاند. کل جمعیت این شهر بالغ بر 13 میلیون و نیم ذکر گردیده است. انقلاب فرهنگی در چین از دستاندازی به میراث و فرهنگ و تاریخ مسلمانان چین غافل نمانده است در این دوره مسلمانان مورد آزار و اذیت واقع شده و مساجد آنها بسته شد.
اما از سال 1978 سیاست جدیدی در قبال مسلمانان در پیش گرفته شد. بسیاری از آزادیهای از دست رفته مسلمانان بخاطر آگاهی دولت از نقش تعیین کننده اسلام دوباره به مسلمانان باز گردانده شد. مساجد گشوده و ترمیم و بازسازی گردیدند. همچنین مدارس و موسسات مذهبی در نواحی مسلماننشین دوباره گشایش یافتند.
افزون بر این، هماکنون تلاش میشود که مباحث و علوم قرآن در دانشگاههای چین جزو واحدهای درسی قرار گیرد. اخیرا قرآنی ترجمه شده بزبان چینی در این کشور از زیر چاپ در آمده است. در قوانین و مقررات اجتماعی نیز مسلمانان از برخی مزایا برخوردارند. از جمله به زوجهای مسلمان برخلاف شهروندان چینی اجازه داشتن یک فرزند بیشتر اعطا گردیده است. همچنین دختران و پسران مسلمان چینی در صورت تمایل دو سال زودتر از چینیها مجاز به تشکیل کانون خانواده میباشند. البته حکومت چین میکوشد که از طریق بهبود اوضاع مسلمانان چینی روابط خود را با ممالک غرب و مسلمانان جهان گسترش دهد بویژه این مسئله در گشایش راه صدور کالاهای متنوع چینی به بازار جهان اسلام بیتاثیر نیست.
گرچه مسلمانان در مقایسه با کل جمعیت کشور چین در اقلیت بوده اما آنها ساکن مناطق نفتخیز و حاصلخیز کشور میباشند. بسیاری از مسلمانان چین در نواحی حساس از لحاظ استراتژی بویژه در نواحی مرزی با شوروی زندگی میکنند. از همه مهمتر در این اواخر مشاهده شده که زنان و مسلمانان چینی بیش از پیش به احکام اسلام توجه کرده و زنان میکوشند که پوشش اسلامی را در مورد خود رعایت کنند. همچنین گرایش به تجمعات مذهبی و افزایش حضور در مساجد از جمله مسائلی است که از سوی مطبوعات داخلی و خارجی مطرح میشود.
در زمینه شرکت در مراسم حج سال بسال تعداد حجاج چینی افزوده میشود. در سال 1985 تعداد حجاج چینی 1900 تن ذکر شده این رقم در سال بعد به دو هزار رسید.
گرچه امروزه در میان دولتمردان چینی هستند افرادی که بچشم یک خصم آشتیناپذیر به اسلام مینگرند. اما پیوند تاریخی و نزدیکی فرهنگی میان چینیها و مسلمانان جهان قویتر از نقطه نظرهای تعداد معدودی از مقامات چینی بوده و مردم چین در مجموع نظر مساعدی نسبت به اسلام و مسلمانان داشته و از صمیم قلب آرزومندند که زندگی بشردوستانه و فرهنگی گذشته بار دیگر در میان ملل شرق حکمفرما گردد. بویژه آنها هنوز خاطرات جاویدان «زندگی بر جاده ابریشم» را بخوبی بیاد دارند.
جمهوری خلق چین پرجمعیتترین کشور جهان در آسیای شرقی، جنوب اتحاد جماهیر شوروی و مغولستان و در غرب اقیانوس کبیر قرار دارد و مساحت آن بالغ بر 779/650/9 کیلومتر مربع است. جمعیت آن بالغ بر 000/020/945 نفر چیزی در حدود یک میلیارد میباشد و دارای حکومت جمهوری خلق است. 23 درصد جمعیت آن ساکن شهرها هستند. مردم چین از نژاد زرد و تیرههای گوناگون چینی، مغولی و تبتی بوده و بیشتر جمعیت آن پیرو آئین کنفوسیوس، بودائیسم و تاتوئیسم هستند. 5 درصد جمعیت چین مسلمان و تعداد کمی نیز مسیحی میباشند. زبان رسمی چین: «ماندارین چینی» است. پایتخت آن پکن با 8 میلیون نفر جمعیت است. شهرهای مهم آن عبارتند از: شانگهای، تینتسین، کانتون، شنیانگ، ووهان، چنگ چینگ، هاربن، نانکن، یوتا سیان، تسنیگ نائو و چنگتو.
جمهوری خلق چین در سال 1971 بجای تایوان به عضویت سازمان ملل در آمده و دارای حق وتو نیز میباشد.
بر اساس سرشماری رسمی سال 1910 میلادی تعداد مسلمانان ساکن کشور چین 80 میلیون نفر بوده و این رقم بطور رسمی اعلام گردیده است اکنون پس از گذشت بیش از 70 سال از انجام این سرشماری و با در نظر گرفتن میزان زاد و ولد در میان آنها مسلما بایستی تعداد مسلمانان این کشور از مرز یکصد میلیون نفر گذشته باشد در حالیکه پکن در آمارهای متناقضی که تاکنون ارائه کرده است یکبار تعداد آنها را 30 میلیون نفر، یکبار 20 میلیون نفر و یکبار نیز ده میلیون نفر اعلام نموده است! و مشخص نیست بر سر بقیه مسلمانان چین چه آمده است؟ در حدود 10 میلیون نفر آنها از کشور گریختهاند و به ممالک همجوار و ممالک اسلامی و حتی اروپائی پناهنده شدهاند و مرکز فعالیتهای انجمن پناهندگان مسلمان چین نیز در استانبول خیابان «باب علی قادسی» قرار دارد که مرکز «پناهندگان ترکستان شرقی» نامیده میشود. ترکستان که در حال حاضر «سینگ کیانگ» به معنای استان جدید نامیده میشود مرکز اصلی مسلمانان چین میباشد. اکنون مسلمانان جهان با تعصب و تلاش فراوان خواستار آزادی قدس و بازگشت آوارگان فلسطینی به موطن اصلیشان میباشند. اما مسئله ترکستان هم به فراموشی گرائیده است و شاید کمتر کسی بداند که در 32 سال قبل کشور مسلمانی به نام ترکستان وجود داشته است که در اکتبر سال 1949 میلادی توسط چین با توسل به زور اشغال گردیده و منضم به خاک چین کمونیست شده است!
مسلمانان ترکستان در برابر هجوم سنگین نیروهای چین کمونیست مقاومت فوقالعادهای از خود نشان دادند. لیکن برتری نیروهای چین از حیث تسلیحات و نیروی انسانی موجب شکست مسلمانان گردید و سرانجام ترکستان به اشغال نیروهای چینی در آمد و چین کمونیست برای محو این مملکت اسلامی از نقشه جهان، آنرا تبدیل به یکی از استانهای خود نموده و نام «سینگ کیانگ» را بر آنها نهاد. در نتیجه اشغال ترکستان بیش از چهار و نیم میلیون مسلمان ترکستانی آواره گردیده و به کشورهای مجاور و ممالک اسلامی پناهنده شدند. اکنون تعداد این آوارگان به ادعای جبهه آزادیبخش ترکستان از ده میلیون گذشته است. تاریخ اسلام در چین و در ترکستان به اوایل قرن دوم هجری میرسد. علاوه بر منطقه بزرگ ترکستان با مساحتی قریب به یک میلیون و نهصد هزار کیلومتر مربع که در میان کشورهای شوروی و چین قرار داشت در خود خاک اصلی چین در ایالتهای منچوری، هونان، ناکینگ، فوجو و سایر مناطق نیز صدها هزار مسلمان زندگی میکردند.
تعداد مسلمانان چین کمونیست در سال 1910 میلادی 80 میلیون نفر از کل جمعیت 400 میلیون نفری آن کشور بوده است یعنی رقمی نزدیک به یک چهارم جمعیت کشور و این نسبت هنوز هم حفظ شده است. لیکن «پکن» ادعا میکند تعداد مسلمانان اکنون ده میلیون نفر است. مقامات پکن این ادعای خود را چنین توجیه میکنند که مسلمانان دست از عقاید تحجری!! خود برداشته و به کمونیسم (نوع چینی!) گرویدهاند. یورش بر علیه عقاید مذهبی مسلمانان چین از سال 1950 میلادی هنگامی آغاز گردید که کمونیستها در موضع محکم و بهتری قرار گرفته و تسلط خود را بر سراسر چین استوار نمودند. از این تاریخ به بعد زمینهای مسلمانان مصادره گردید و در اختیار دهها هزار چینی که از مناطق دیگر به مناطق مسلماننشین کوچانیده شده بودند قرار گرفت. موقوفات اسلامی را مصادره نمودند. مساجد به باشگاهها و انبارهای دولتی تبدیل گردیده و مواد دینی از برنامه دروس مدارس مسلمان حذف گردید. ماموران دولتی به اجبار دختران مسلمان را به ازدواج کمونیستها در آوردند و مراسم و اعیاد مذهبی را بکلی ممنوع نمودند. مسلمانان که با این تمهیدات مواجه شده بودند گروه گروه دست به فرار از کشور زدند. در سال 1954 دولت برای جلوگیری از فرار مسلمانان، مناطق مسلماننشین را تحت کنترل شدید قرار داده و آزادی نقل و انتقال آنها را حتی برای رفتن به مناطق دیگر کشور سلب نمود.
آنچه اشاره شد فقط مربوط به مسلمانان بومی چین میباشد مضافا به اینکه در سال 1949 چین ترکستان شرقی را با بیش از 35 میلیون نفر جمعیت مسلمان بزور و جبر به تصرف خود در آورد. در تاریخ آوریل سال 1970 میلادی آقای یوسف عیسی بتیکین یکی از نمایندگان مردم مسلمان ترکستان به یک سفر طولانی در اروپا و آمریکا دست زد تا افکار عمومی جهان را متوجه وضعیت تاثرآور مردم مسلمان ترکستان بنماید. وی در سازمان ملل متحد نیز حضور یافت و طی نطقی افشاگرانه گوشههائی از وضعیت مردم ترکستان را تشریح نمود. یوسف عیسی بتکین در سازمان ملل متحد اظهار داشت: «دهها میلیون نفر از مسلمانان ترکستان به جرم اینکه خواستار حق زندگی آزاد هستند در معرض قتل و کشتار قرار گرفتهاند و پکن سیاست خشنی در برابر آنها اتخاذ نموده و مخالفان را اعدام نموده و اموال مسلمانان را مصادره مینماید. نام ترکستان آزاد و مستقل را عوض نمود و آنرا سینگ کیانگ مینامد». اکثریت مردم مسلمان ترکستان از نژاد ترک هستند، دولت چین آنها را از موطن اصلی خود جبرا کوچانیده و چینیها را جایگزین آنها مینماید معادن غنی اورانیوم، نفت، مس، ذغالسنگ و سایر ثروتهای طبیعی این منطقه توسط چینیها استخراج میشود در حالیکه مردم مسلمان ترکستان که صاحبان اصلی این منطقه هستند از کمترین امکانات زندگی محرومند.
مرکز ملی جبهه آزادیبخش ترکستان شرقی در استانبول (ترکیه) قرار دارد و آقای عیسی یوسف بتیکین رهبری آنرا به عهده دارد. قبلا در اندونزی نیز این جبهه دفتری تاسیس نموده بود که این دفتر تا سال 1956 فعالیت پرثمری داشت. لیکن از این تاریخ که مصادف با کودتای کمونیستی در اندونزی بود فعالیتهای این دفتر متوقف گردید.
ترکستان مقام بلندی در تاریخ اسلام دارد و علمای بزرگی همچون: ترمذی و زمخشری و شائی و مزغنیائی از این منطقه برخاستهاند. (این مناطق اکنون در بخش غربی خاک ترکستان و در شوروی قرار دارد) نژاد مردم ترکستان به قبایل توران میرسد. اسلام در اوایل قرن دوم هجری و در اواخر قرن اول به این منطقه رسید و مردم ترکستان گروه گروه به اسلام گرویدند. در دوران یعقوب بیک عثمانی ترکستان در میان ممالک جهان موقعیت ممتازی داشت و مراکز علمی آن مملو از دانشپژوهانی بود که از نقاط مختلف جهان برای آموزش به شهرهای مختلف آن میآمدند. پس از اشغال بخش شرقی ترکستان توسط چین کمونیست طی 18 سال اول اشغال، حکومت بیش از 17 میلیون جریب زمین کشاورزان مسلمان را، مصادره نموده و در اختیار کشاورزان چینی قرار داد. در همین مدت 38500 کارخانه و کارگاه و تجارتخانه متعلق به مسلمانان مصادره گردید.
میلیونها کتاب اسلامی سوزانیده شد. زبان و خط ترکستانی ممنوع اعلام گردید و مقررات خشنی اعمال شد که بر مبنای آن هر کس «قرآن» و کتب مذهبی نگهداری مینمود به اشد مجازات محکوم میگردید که این مجازات گاه تا حد اعدام بود. در این مدت دویست هزار ترکستانی بازداشت گردیده و سیصد هزار نفر اعدام شدند. خروج مسلمانان از کشور ولو برای مدت کوتاهی ممنوع میباشد و رهبران پکن از آن بیم دارند که مسلمانان برای سفر حج اقدام نموده و با مسلمانان سایر ممالک تماس بگیرند.
مردم مسلمان ترکستان زبان مخصوص بخود، فرهنگ و میراث اسلامی دارند و این منطقه بخشی از جهان اسلام است. در حالیکه پکن از آنها به عنوان اقلیت نام میبرد در حالیکه مردم ترکستان همگی مسلمان هستند و اقلیت در حقیقت چینیهائی هستند که به این منطقه کوچانیده شدهاند. نباید تصور شود خلق مسلمان ترکستان تسلط چینیها را تحمل کرده و خاموش شدهاند. مبارزه مسلمانان این منطقه همواره ادامه داشته است لیکن به دلیل قطع ارتباط با جهان آزاد و بلعیده شدن توسط چین، مردم ترکستان شرقی نتوانستهاند اخبار مبارزات خود را به جهان خارج برسانند. از 1949 به بعد انقلابات متعددی در ترکستان بوقوع پیوسته و طی ده سال یعنی از 1949 تا 1959 شورش مسلمانان بلاانقطاع ادامه داشته است. روزنامه رسمی چینی «سین چیانگ بیتفو» در تاریخ 23 سپتامبر 1956 خبر انقلاب مسلمانان ترکستان را منتشر نمود و مقاومت مسلمانان در برابر نیروهای چینی را اعجابآور خواند. این مطلب مورد تائید مقامات رسمی چینی قرار گرفت که اگر از نظر اسلحه و تعداد قوای نظامی و تسلیحات بر مسلمانان برتری نداشتند هرگز در قیام سراسری 1956 بر آنها پیروز نمیشدند.
در اواخر عمر «مائو» که رهبر چین در موقعیت متزلزلی قرار گرفته بود بار دیگر لبه حملات و انتقادات شدید متوجه مسلمانان گردید. رهبران «چین» مسلمانان را به همراه سایر رهبران دینی مذاهب دیگر متهم کردند که با کمونیزم مخالفت میکنند و مخالفتهای آنهاست که کشور را با خطرات موحش مواجه کرده است! یکبار دیگر نیز این حملات انتقادی علیه مذهب و مذهبگرایان قبل از انقلاب فرهنگی معروف چین روی داده بود که طی آن گارد سرخ یورش بیرحمانهای را علیه مذهبیون و از جمله مسلمانان آغاز نمود و در جریان آن کشتارهای دستهجمعی، خونریزیهای متعدد، اعمال شکنجهها، آتش زدن کتب مذهبی، تخریب مساجد و احیانا کلیساها و معابد بودائیان صورت گرفت.
پس از مرگ «مائوتسه تونگ» و سقوط گروه چهار نفری، هوا کوفنگ قدرت را بدست گرفت چین از این زمان تحرک تازهای در سیاست خارجی خود آغاز کرد و «نگاه به خاورمیانه» در راس سیاستهای خارجی چین پس از کنار آمدن با آمریکا قرار گرفت! چینیها که بازار یک میلیاردی چین را بر روی غرب باز کردهاند به تلاش افتادهاند تا از ثروتهای عظیم نفتی خلیج فارس نیز سهمی بدست آورند. بدین سبب تبلیغات وسیعی آغاز شد تا نشان دهد در چین کمونیست آزادی مذهب برای مسلمانان وجود دارد! یک نماینده از مسلمانان برای کنگره چین انتخاب شد و درباره زندگی چینیهای مسلمان! سر و صداها براه افتاد اما دیپلماتهای مقیم پکن میگویند تنها مسجد پایتخت چین حکم موزهای را دارد تا هر وقت میهمان مسلمانی وارد این کشور میشود آن را به او نشان داده و آزادی مذهب را در چین به رخ وی بکشانند! اکنون همه ساله در سالروز اشغال ترکستان توسط نیروهای چینی، ترکستانیهای آواره در سراسر جهان مراسمی برپا مینمایند و خواستار رهائی موطن خود میگردند. ملتهای مسلمان جهان در حالیکه از آوارگان افغانی و فلسطینی دفاع مینمایند مسئله ترکستان را فراموش کردهاند در حالیکه اشغال ترکستان نیز موجب آوارگی نزدیک به 10 میلیون نفر مسلمان گردیده است و جهان در حال حاضر ترکستان را که از نقشه جغرافیا محو گردیده فراموش کرده است. و ملت مستقل و آزاد ترکستان را که به جبر در داخل جمعیت چین کمونیست حل گردیدهاند به فراموشی سپرده است.