تاریخ انتشار : ۱۷ آبان ۱۳۹۱ - ۱۰:۴۰  ، 
کد خبر : ۲۱۹۳۱۱

جریان مهدی هاشمی، محک سنجش(بخش هفتم و پایانی)


باقر علوی
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم

یکی از ضرورتهای استراتژیک انقلاب و نظام جمهوری اسلامی، بقاء و جاودانگی خط و راه امام و اصول دیدگاهها و موضع‌‌گیریهای آن حضرت در مسائل مختلف سیاسی اجتماعی اقتصادی فرهنگی است. همه کسانیکه به انقلاب اسلامی ایران بعنوان یک پدیده استثنائی قرن حاضر ـ با ویژگیهای مخصوص خود ـ ایمان داشته، و معتقد به ضرورت تداوم و گسترش آن در همه امصا و اعصار ناظهور دولت یار هستند تردیدی در ضرورت زنده ماندن یاد و راه امام، که قطعاً در موضعگیریهای اصولی و عملکرد وی در مقاطع مختلف متجلی میگردد ـ بخود راه نداده و نخواهند داد.
کیست که جرعه‌ای از زلال زمزم پیامهای حیات‌آفرین امام چشیده باشد و بتواند آنرا فراموش کند؟
کیست که به سرچشمه جوشان هدایتها و رهنمودهای امام امت دست یافته باشد و بتواند از آن چشم بپوشاند؟
کیست که طعم اکسیر محبت و عشق به امام را چشیده باشد و لحظه‌ای از آن سفر کردۀ دیار عشق غافل شود؟
کیست که حیات و عزت و سربلندی خود را مدیون نفس مسیحائی امام راحل باشد و خود را در معرض انفاس بیگانگان قرار دهد؟
کیست که توصیف عشق امام به دردمندان و محرومان و پابرهنگان را شینده باشد و زندگی خود را جز در این مسیر بپایان برد؟
کیست که کمترین آشنائی با نفرت و انزجار و ستیز امام با سرمایه‌داران زالوصفت و مرفهین بی‌درد داشته باشد و دلش لبریز از عداوت و کینه آنها نباشد؟
کیست که پایداری امام بر اصل نه شرقی نه غربی و مبارزه خستگی‌ناپذیرش با دو قطب سرمایه‌داری و کمونیزم را نظاره کرده باشد و اندیشه کمترین رکون و اعتقاد و وابستگی به شرق یا غرب را در سر بپروراند؟
کیست که از مکتب عشق و عرفان و برابری امام بهره‌ای برده باشد و کلاس درس دیگری را جستجو کند؟
کیست که رنجهای امام در طرح و تبیین و دفاع از اصل اساسی ولایت مطلقه فقیه را دیده باشد و لحظه‌ای در متابعت و پیروی قولی و عملی از این اصل پایه‌ای انقلاب درنگ کند؟
کیست که فضائل و شایستگیهای خورشید تابان انقلاب حضرت آیةالله خامنه‌ای را از لسان نایب به حق امام زمان شنیده باشد و تداوم خط امام را جز در مسیر اطاعت محض از او دنبال کند؟
کیست که الطاف و محبتهای حضرت امام به عناصر صدیق و دلسوز جناحهای مختلف سیاسی را دیده باشد و بخاطر تثبیت موقعیت جناح مورد نظر خویش به تخریب و طرد دیگران بپردازد؟
کیست که آمیزش سیاست و دیانت را در همه حرکات و سکنات امام مشاهده کرده باشد و در تحرکات سیاسی خویش در عرصه‌های داخلی و خارجی اصول و ضوابط دینی و اخلاقی را نادیده بگیرد؟
کیست که تکیه و تاکید امام بر اسلام جهاد و شهادت، علم و معرفت، کتاب و سنت و قیام و عمل را بعنوان اسلام راستین و بی‌پیرایه دیده باشد و تن به قعود و اسارت، تحجر و غفلت، خرافه و بدعت، و بیحالی و افسردگی دهد؟
کیست که با اصول و شاخصه‌های اسلام ناب محمدی(ص) از زبان امام آشنا شده باشد و اسلام منافقین و لیبرالها و متحجرین و دنیاپرستان و مستکبرین و مرفهین و ضد انقلاب و مخالفین نظام جمهوری اسلامی را نیز اسلام بداند؟
کیست که حساسیت توام با نگرانی امام در برابر کج‌اندیشیها و کوته‌نظریها و ساده‌لوحیهای دوستان ناآگاه انقلاب را لمس کرده باشد و بی‌تفاوت از کنار عملکرد و موضعگیریهای کج‌اندیشان و کوته‌نظران و ساده‌لوحان بگذرد؟
کیست که حمایتهای بیدریغ و مستمر امام از خدمتگزاران صدیق کشور را شنیده باشد و از مساعدت و پشتیبانی کارگزاران دلسوز نظام در قوای مجریه و مقننه و قضائیه دریغ ورزد؟
کیست که هشیاری و برخورد قاطع امام با اولین نشانه‌های پیدایش انحراف و کژی در ابعاد مختلف جامعه اسلامی را احساس کرده باشد و حساسیتی در برابر انحراف از اصول انقلاب و اسلام از خود نشان ندهد؟
براستی کیست که امام امت و احیاء‌گر شریعت و دمنده روح حیات و تحرک در بشریت را شناخته باشد و به کسی جز او بیاندیشد و راهی جز راه او برگزیند و حب و بغضش را نثار غیر دوستان او کند و به چیزی کمتر از تحقق آرمانهای بلند او قانع شود؟
اگر باید خط امام ادامه داشته باشد ـ که باید چنین باشد ـ راهی جز نصب العین قرار دادن تمامی رهنمودها، موضعگیریها، دستورالعملها و اصول حرکت امام وجود ندارد، نمی‌توان با تمسک به بعضی از فرمایشات و مکتوبات امام، آگاهانه از دیگر رهنمودهای آن حضرت چشم پوشید و در عین حال مدعی تبعیت و پیروی از خط امام شد و بی‌شک یکی از جلوه‌های وفاداری به خط امام در چگونگی برخورد نیروهای انقلاب با قضیه آقای منتظری بروز می‌کند.
هیچکس نمی‌تواند ادعا کند از خون دلی که امام رحیل در قضیه مهدی هاشمی و چگونگی برخورد آقای منتظری با آن، خورد و رنجهای بیحسابی که برای اصلاح اندیشه و عمل نامبرده متحمل گشت بی‌اطلاع است و هیچکس تردیدی در ناکام ماندن تلاشهای امام در این مسیر ندارد و هیچکس نیست که نداند امام «با دلی پر خون حاصل عمر خویش را برای مصلحت نظام و اسلام کنار گذاشت» و بدیهی است که اگر کنار گذاشتن یک فرد ـ ولو حاصل عمر امام باشد ـ تأمین‌کننده مصلحت نظام و اسلام باشد، بصحنه آوردن مجدد آن نمی‌تواند در جهت مصالح نظام و اسلام باشد و کسانی که جز این می‌اندیشند و عمل می‌کنند باید این کلام امام را در پیام به نمایندگان مجلس شورای اسلامی و وزرا و دولت آویزه گوش قرار دهند که فرمود:
«دفاع از اسلام و نظام شوخی‌بردار نیست و در صورت تخطی هر کس در هر موقعیت بلافاصله به مردم معرفی خواهد شد، خدایا ما به راه امام که در پیروی از سلاله پاک رسول‌الله(ص) حضرت آیةالله خامنه‌ای مدظله العالی تجلی می‌یابد وفادار خواهیم ماند ما را در این مسیر یاری فرما.
پایان
خاتمه: آنچه در هفت شماره از مقالات «مهدی هاشمی» محک سنجش، رقم زده شد اندکی از انبوه مسائلی است که در خصوص آقای منتظری و مسائل حاشیه‌ای آن قابل طرح و بررسی است ما هم‌اکنون بهمین میزان اندک، بسنده کرده و ادامۀ موضوع را به چگونگی و نحوۀ عملکرد آقای منتظری و هواداران ایشان در آینده موکول می‌کنیم گرچه در هر صورت ـ طبق فرمودۀ قائد رحیل انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره). باید حادثۀ عزل آقای منتظری و زمینه‌های منتهی به آن از ابعاد گوناگون مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد تا هیچ نقطۀ ابهامی در خصوص آن برای نسل حاضر و آیندگان باقی نماند.
والسلام

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات