* جناب آقای دکتر، کمیسیون چشمانداز و نخبگان چه کارویژهیی دارد و جایگاه آیندهپژوهی در این کمیسیون کجاست؟
** کمیسیون چشمانداز و نخبگان چند وظیفه دارد که یکی از آنها تبیین، ترویج و تبلیغ چشمانداز به عنوان یک سند بالا دستی است. در واقع یکی از وظایف کمیسیون، معرفی این سند است. اعتقاد ما این است یک برداشت مشترکی راجع به چشمانداز اتفاق افتد. این برداشت مشترک میتواند به یک عزم ملی و مطالبه عمومی تبدیل شود. بنابراین، این یکی از ماموریتهای کمیسیون است. به تعبیر دیگر اینکه سند چشمانداز را باید در گستره ایران پهن کنیم و همه ایرانیان چه در داخل و چه در خارج را دعوت کنیم بر سر این سفره بنشینند.
همچنین برای تبیین و تبلیغ سند باید دید که چگونه میتوان این فرهنگسازی و این جریان را به راه انداخت. نقطه عطفی که طی تاریخ در ایران نشان داده شده است، نخبگان هستند. به این معنا که نخبگان لکوموتیو حرکت جامعه محسوب میشوند. اگر نخبگان در این مساله درگیر و وارد شوند قطعا این جریان به راه خواهد افتاد و کاروان تمدنسازی جمهوری اسلامی شتاب قابل توجهی به خود میگیرد. لذا به این منظور بایست با نخبگان تعامل داشته باشیم که این امر از دیگر وظایف کمیسیون خواهد بود. البته مشارکت نخبگان صرفا در مقوله چشمانداز نیست بلکه از آنها به عنوان یک بانک اطلاعاتی و کارشناسی و به عنوان پشتوانهیی در تصمیمگیریها و سیاستگذاریهای مجمع استفاده میشود که تولیدات علمی آنها در اختیار دیگر قوا نیز قرار میگیرد. بنابراین ایجاد ارتباط با نخبگان کشور بخشی از این وظیفه است. جدای از تبلیغ و ترویج چشمانداز، موضوع دیگری که بایستی به آن اشاره داشت پیگیری تحقق چشمانداز است. یعنی اینکه ببینیم آیا سندهای پایین دستی چشمانداز مثل سندهای استانی، وزارت نفت، وزارت اقتصاد، وزارت کار، بهزیستی و... وجود دارد؟ در واقع نهادینهسازی چشمانداز و سیاستهای کلان هم از جمله وظایف کمیسیون است که از طریق عملیاتی کردن چشمانداز و از طریق سندهای پایین دستی است که در حال پیگیری است که البته در کنار آن موضوع برگزاری کارگاههای آموزشی و برگزاری همایشها هم به خوبی دنبال میشود که مجموع این کارگاههای آموزشی و همایشها هم در واقع مکانیزمهای عملیاتی هستند برای نهادینه کردن چشمانداز که اخیرا هم با شورای ائمه جمعه و حوزه علمیه و دانشگاهها ارتباط گستردهیی ایجاد شده و بنا داریم که در آینده هم با یک نگاه برونرفت از کشور، برای ایرانیان خارج از کشور برنامههایی را برای سال 90 تدارک ببینیم.
* شما به ایجاد تعامل با نخبگان اشاره داشتید، با توجه به ماهیت و وظایف کمیسیون، این تعامل با صاحبنظران برای تحقق اهداف چشمانداز به چه صورت است و ارتباط آن با دستگاههای اجرایی به چه شکلی است؟
** تعامل با نخبگان در چند حوزه انجام میگیرد که یک حوزه مربوط به امور پژوهشی و تحقیقی است که کمیسیون چشمانداز و نخبگان در این خصوص بطور کلی، به صورت مصوب، 700 میلیون و به صورت تعهدی بالای یک میلیارد پروژه پژوهشی را تعریف کرده است. ازاینرو یکی از مصادیق تعامل با نخبگان را میتوان اجرای پروژههای تحقیقاتی و پژوهشی بیان کرد. همچنین مصداق دیگر این امر، تشکیل کارگروهها و نشستهای علمی است که به روش دلفی یا به روش گفتوگو و اخذ نظرات کارشناسی نخبگان صورت میگیرد که از طریق سایت اینترنتی سرآمدان و ایران 1404 که توسط کمیسیون ایجاد شده است، به صورت اختصاصی نوعی تعامل دوسویه با نخبگان برقرار است که لینک آن در پایگاه اطلاعرسانی مجمع هم وجود دارد. تا به امروز در 17 یا 18 مورد همایشهای انجام گرفته و 12 همایش برنامهریزی شده آتی، تعامل با نخبگان به خوبی انجام گرفته است.
همچنین در این کمیسیون، مسوولان و معاونین برنامهریزی تمام وزارتخانهها در قالب 3 کارگروه (کارگروه قوه مقننه، مجریه و قضاییه) سازماندهی شدهاند که در بحث پیگیری چشمانداز در حوزههای دستگاههای اجرایی بطور سالانه برنامهریزی میکنند و خود پیگیری برنامههای چشمانداز هستند. به عنوان مثال ما برای نخستین بار به کمک همین کارگروهها، کتاب« شاخصها» را تهیه و در دست چاپ داریم.
با توجه به اینکه از دیگر وظایف کمیسیون که در اینجا به آن اشاره میکنم گزارشگیری راهبردی از دستگاههاست، در این رابطه هم در حوزه اجرایی (دولت) و هم قضایی، مجموعا 130 شاخص را در قالب 8 بند تعریف کردیم و به وزارتخانهها و دستگاههای مرتبط ارسال شد.
هماکنون عمده فعالیتی که در این کارگروهها دنبال میشود، هدفگذاری است. از آنجا که گام بعدی در الزامات تحقق چشمانداز این است که مراحل تدوین و اجرای چشمانداز به درستی انجام شود که مرحله تدوین انجام شده ولی مرحله اجرایی شدن، الزاماتی دارد که از جمله آنها فرهنگسازی، آموزش و شاخصسازی است که در کمیسیون انجام شده لذا گام بعدی هدفگذاری است که توسط کارگروهها دنبال میشود به این معنا که وقتی گفته میشود شاخص اول ما، رشد اقتصادی اول در منطقه است که هدف آن رشد اقتصادی 5/8درصدی است ازاینرو رشد اقتصادی یک شاخص است که دارای یک هدف کمی است، یعنی 5/8 درصد رشد. لذا شاخصهای احصا شده بایستی مورد به مورد هدفگذاری شود. یعنی اگر قرار است که در بهداشت و سلامت رشد کنیم هدف آن را با اعلام رقم مشخص کنیم. از این جهت در دستگاههای اجرایی هم این ارتباط و تعامل در قالب کارگروهها برقرار است.
* شناسایی، جذب و سازماندهی نخبگان، قومیتها و خرده فرهنگها در قالب کمیتهیی در کمیسیون چشمانداز پیشبینی شده است، چه ضرورتی برای این کار احساس شده است؟
** این ضرورت بدین جهت بود که ما یک مساله داشتیم و آن اینکه خیلی وقتها پیامهای نظام یا بدرستی به توده مردم منتقل نمیشود یا وقتی به مردم میرسد که تغییرات بسیاری در آن اتفاق افتاده است. به عنوان مثال«چشمانداز» یکی از این پیامها نظام است لذا برای تحقق این امر بایستی جامعه را برش داد. ما در ابتدا یک برش نخبگی ایجاد کردیم که در راس هرم جامعه، نخبگان قرار میگیرند که تصمیمسازان خوانده میشوند یک پله پایینتر از آن مسوولان هستند که تصمیمگیرندگان محسوب میشوند و در پله سوم مردم جای دارند.
ازاینرو در برش نخبگان، کمیتهیی در قالب نخبگان تشکیل شد. در برش دیگر که ایجاد کردیم، جامعه را متشکل از قومیتها و خردهفرهنگهای مختلفی میدانیم مثل لر، آذری، کرد، عرب و... که از قومیتهای بزرگ کشور به حساب میآیند و هر یک میتوانند به تنهایی یک چشمانداز داشته باشند. به عنوان مثال قوم ترکمن باید اعلام کند که در ایران 1404 چه سهم و نقشی خواهد داشت و دیگر اقوام هم به همین شکل. این قومیتها هر کدام نوعی پتانسیل دارند که با وجود وحدت ملی و اینکه همه در زیر یک پرچم و یک ملیت قرار دارند و تا ابد هم همین خواهد بود، اما اینکه بتوان میان این قومیتهای مختلف سهم و نقش هرکدام را تعریف کرد، در پیشبرد اهداف موثر خواهد بود. همچین خردهفرهنگهای مختلف در این کشور پهناور وجود دارند که با وجود طبقات اجتماعی مختلف برش دیگری از جامعه خواهند بود. برای نفوذ در بطن جامعه، هم بایستی برش نخبگی و مسوولان داشته باشیم هم برش قومیتها و خردهفرهنگها و هم برش استانی و اقلیمی که کمیته امور مناطق در همین راستا ایجاد شده است. همچنین کمیته نخبگان، کمیته قومیتها و خردهفرهنگها در واقع در جهت تعامل با این برشها تشکیل شدهاند.
* کمیسیون چشمانداز درباره ترویج و تبلیغ چشمانداز و تبدیل آن به مطالبه عمومی چه اقداماتی را صورت داده است؟
** همانگونه که گفته شد، کارهایی که انجام گرفته در حوزه مستندسازی چشمانداز بوده است. تاکنون بیش از 30 جلد کتاب و مجموعه مقالات علمی برای مستندسازی چشمانداز به چاپ رسیده است. زیرا ما درصددیم که مستندات عملی سند چشمانداز را ایجاد کنیم و این کار در قالب نشستهای علمی، همایشها و پژوهشها صورت گرفته است. لذا در گام اول از منظر پژوهشها، همایشها و نشستهای علمی، ابتدا مستندسازی عملی صورت گرفته است و در گام بعدی برای فرهنگسازی، با نگاه منطقهیی و استانی یک سلسله همایش را به صورت تبیین کلی تعریف کردیم با این دید که این فرهنگ در نقاط مختلف انتشار یابد. در کنار آن ستاد پاسداشت چشمانداز را به مناسبت سالگرد ابلاغ آن از جانب مقام معظم رهبری تشکیل دادیم که در آن تمام وزارتخانهها و سازمانهای تبلیغی و ترویجی مثل حوزه علمیه قم، شورای ائمه جمعه، سازمان تبلیغات، شهرداریهای کلانشهر، آموزش و پرورش و وزارت ارشاد عضو این ستاد شدند. لذا وظیفه این ستاد فرهنگسازی چشمانداز بود.
نکته دیگر، تعامل با رسانهها و سایتهای اطلاعرسانی بود که با توجه به نقش برجسته رسانهها از جمله صداوسیما و شبکههای استانی در فرهنگسازی، به تبلیغ و ترویج چشمانداز پرداخته شود. همچنین پس از تعامل با شورای ائمه جمعه، تریبونهای 650 ائمه جمعه در این امر همکاری داشتهاند، 720 منطقه آموزش و پرورش را در سراسر کشور تحت پوشش قرار دادهایم و به این مناطق بستههایی که محتوی CDهای آموزشی، کتاب و مقالات بود را ارسال کردهایم. با واحدهای دانشگاه آزاد در سراسر کشور و همچنین با دانشگاههای دولتی همانند صنعتی شریف، امیرکبیر و دانشگاه تهران و وزارتخانهها ازجمله وزارت کار بطور منظم در تعامل هستیم.
* در زمینه برگزاری دورههای آموزشی و کارگاههای تخصصی درباره چشمانداز چه اقداماتی صورت گرفته است؟ سال گذشته حرکتی برای آموزش شروع شد که در ابتدای راه متوقف شد، دلیل آن چه بود؟
** ما تا به امروز بیش از 30 کارگاه آموزشی برگزار کردهایم که آخرین کارگاه آموزشی آن مربوط به حوزه علمیه قم بود که مدرسین آن آقای دکتر رضایی، آقای دکتر مبینی، آیتالله سمیعی و بنده بودیم. و در حال حاضر در تدارک و برنامهریزی جهت برگزاری کارگاههای آموزشی برای ائمه جمعه، وزارت خارجه، سازمان ارتباطات، استانداران و سفرای خارج از کشور هستیم. بنابراین فرایند آموزش شروع شد و ادامه پیدا کرد اما در یک مورد، که شما در بخش دوم سوال خود به آن اشاره کردید، با توجه به اینکه ما به لحاظ محتوایی در شرایط ایدهآل بودیم اما بدلیل ملاحظات و محدودیتهایی که سال گذشته با آن مواجه شدیم، آموزش و تربیت 30 تن از مبلغین چشمانداز به تعویق افتاد. هرچند که فاز اول و دوره مقدماتی این پروژه در دانشگاه آزاد واحد علوم تحقیقات توسط دکتر رضایی، دکتر معمارزاده، دکتر عسگریآزاد و خود بنده به اجرا درآمد ولی قرار براین شد که در محتوا، تعیین مبلغین و تعریف وظایف آنها و همچنین در نوع مخاطبین بازنگری شود تا پس از انجام یک برنامهریزی دقیقتر در آینده بطور کامل به اجرا درآید.
* آیا کمیسیون درباره تحقق الزامات سند چشمانداز وظایفی دارد؟ آیا رویکرد مجمع توصیهیی است یا ضمانت اجرایی دارد؟
** ما در کنار فرهنگسازی و آموزش لازم است ابزار نظارت بر تحقق را فراهم کنیم که گام اول آن بحث شاخصهاست که توسط کمیسیون احصا شده است و در مرحله دوم هدفگذاری{شاخصها} را در دستور کار داریم و پروژه بعد از آن عملیاتی کردن چشمانداز است که جزو برنامههای سال آتی کمیسیون است. بنابراین به دنبال مکانیزمی هستیم که بتوانیم هر لحظه چشمانداز را رصد کنیم و موقعیت دقیق خود را در آن شناسایی کنیم بنابراین برای تحقق این امر، نیاز است که تجارب سایر کشورها هم بررسی شود اما آنچه که بیش از هر چیزی اهمیت دارد و مشکل اساسی به حساب میآید این است که دستگاهی به عنوان متولی رسمی چشمانداز در کشور ما مشخص نیست. البته در این امر پیشنهاداتی هم از سوی ما ارایه شده است که منوط به تصمیم و صلاحدید مقام معظم رهبری است. اما در واقع ضمانت اجرایی این خواهد بود که همه دستگاههای نظارتی و حتی مجلس، قوه قضاییه، سازمان بازرسی و وزارتخانهها برروند اجرای آن نظارت داشته باشند. شورای نگهبان میتواند با تطبیق سیاستهای کلان با قانون اساسی، خود یک ضمانت اجرایی باشد. اما ضمانتی که بالاتر از این وجود دارد این است که یک دستگاه رسما متولی چشمانداز باشد و به نظر من این دستگاه باید فرا قوا باشد و در جایگاهی قرار گیرد که بتواند به عنوان مانیتورکننده چشمانداز، روند اجرای سند را رصد کند و شرایط اجرای آن را فراهم آورد.
* براساس برنامههای اعلام شده، برنامه 5 ساله پنجم، دومین گام در راه تحقق اهداف سند چشمانداز 20 ساله کشور است که در پایان آن باید نیمی از راه برای دستیابی به اهداف سند چشمانداز 20 ساله طی شده باشد، آیا دستیابی به این مرحله که از جمله آن تک رقمی شدن نرخ تورم در پایان برنامه پنجم است، محقق خواهد شد؟
** البته امیدواریم که این امر تحقق یابد اما آنچه که میتوان گفت این است که بخشی از بار برنامه چهارم بر برنامه پنجم محول میشود یعنی اینکه در برنامه چهارم که گام اول چشمانداز بود انتظار میرفت که به یکچهارم اهداف دسترسی پیدا کنیم اما شاید به دلایل خاص کشور و برخی تنیدهگیهای جامعه که ناشی از شرایط سیاسی بود و از جمله تحریمهای خارجی یا اینکه اساسا برنامه چهام مصادف شده بود با تجهیز کارگاه چشمانداز و همین الزامات اشاره شده، لذا این کار محقق نشد. این دلایل زاویهدار شدن برنامه چهارم را با اهداف چشمانداز توجیه خواهد کرد و همان مقدار زاویه در برنامه پنجم منعکس خواهد شد.
لذا بر برنامه پنجم فشار بیشتری وارد خواهد شد ولی محاسن برنامه پنجم این است که مقام معظم رهبری در سیاستهای کلی بسیار عملیاتی و عینی برخورد کردند و حتی بسیاری از سیاستهایی که مقام معظم رهبری برای برنامه پنجم ابلاغ فرمودند اهداف کمی بودند لذا از این جهت، ویژگیهای برنامه پنجم خوب است اما نباید تصور کرد که ما باید در 1404 به همه شاخصهای چشمانداز بطور صدرصد دست یابیم. ما باید تلاش کنیم که معدل شاخصها را به جایگاه اول در منطقه برسانیم نه تک تک شاخصها را. بنابراین معدل ما در 1404 یا آخر برنامه پنجم به عنوان گام دوم مهم است که باید به این جایگاه دست یابیم هرچند که ممکن است در یک شاخص به هدف مورد نظرهم نرسیده باشیم.
نکته دوم که مورد تاکید است این است که عواملی فراتر از محاسبات مغز بشری وجود دارند که در روند یک موضوع را تسری یا مانع ایجاد میکنند اما مهم این است که این حرکت اتفاق بیفتد پس بنابراین نباید بدبین و ناامید باشیم و چنین فکر کنیم که اگر 2 یا 3 سال دیرتر به این هدف برسیم، روحیه خود را از دست دهیم و به موضوع ناامیدانه نگاه کنیم. اگر ما 1406 هم به اهداف مورد نظرمان در چشمانداز برسیم بهتر از این است که بدون برنامه به پیش رویم. پس نکته دوم این است که درست است که دربرنامهریزیها و اجرا و تاریخ تعیین شده، باید دقیق باشیم و حساسیت به خرج دهیم، اما نباید خیلی کامپیوتری و دقیق محاسبه کرد. بنابراین اگر به دلایلی که حتی خارج از عهده جامعه ایران است، هدفی محقق نشده، نباید فکر کنیم که همه برنامهها از بین رفته است. لذا بنده با نگاه مثبت اعتقاد دارم که به این اهداف میرسیم.
* عملکرد دبیرخانه و سایر دستگاههای مربوطه را در استفاده از ظرفیتهای علمی و دانشگاهی در جهت پیشبرد اهداف سند چشمانداز، چگونه ارزیابی میکنید؟
** قبلا در محافل علمی و سیاسی، مجمع تشخیص به عنوان یک نهاد سیاسی ارزیابی میشد. خوشبختانه طی دو سال اخیر یکی از اتفاقات خوبی که در قالب این تعاملات و همایشها افتاد این است که قبل از اینکه دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام را به عنوان یک نهاد سیاسی بشناسند آن را به عنوان یک نهاد علمی و کارشناسی میشناسند و دلیل آن این است که کارشناسان دبیرخانه در بسیاری از محافل در سطوح مختلف، مشارکت فعال داشتهاند و چون در مباحث علمی، صاحبنظر بودهاند بسیاری از دانشگاهیان، نخبگان، علما و روحانیون به این باور رسیدهاند که میتوانند با یک مرکز علمی و کارشناسی در تعامل باشند. مطلب دوم اینکه کمیسیون چشمانداز و نخبگان به تنهایی 62 پروژه تحقیقی را در دستورکار دارد و کمیسیونهای دیگر هم قطعا به همین شکل. آیا در کدام پژوهشگاه با در اختیار داشتن 10 کمیسیون تخصصی، این حجم از پروژههای تحقیقاتی دنبال میشود؟ پس بنابراین، این نگاه دیگری است که نشان میدهد که این نهاد یک سیستم کاملا علمی و کارشناسی است و خوشبختانه این واقعیت در بین نخبگان و دانشگاهیان جا افتاده است.