رژیم اسرائیل همانند سایر کشورهای جهان با توجّه فراوان به تغییرات گیجکنندهای که در اروپای مرکزی صورت میگیرد نگریسته است.
اما همراه با شور و شوق مربوط به از هم پاشیدگی رژیمهای کمونیست اروپا، ترس فزاینده و عمدتاً اظهار نشدهای وجود دارد که پایان آشکار جنگ سرد میتواند نهایتاً تهدیدی برای امنیت رژیم اسرائیل به وجود آورد.
اساس مسأله، نگرانی ابراز شده توسط برخی مقامات و تحلیلگران اسرائیلی دایر بر این است که ممکن است ارزش اسرائیل به عنوان یک دارائی استراتژیک در بازداری از توسعۀ کمونیسم در خاورمیانه برای ایالات متحده به زودی رو به افول گذارد.
این رویداد در زمانی صورت میگیرد که پاسخ سرسختانۀ رژیم اسرائیل به قیام دو سالۀ فلسطینیها پای دیگر روابط آمریکا و اسرائیل یعنی آنچه که احساس ارزشهای اخلاقی مشترک خوانده میشود را تضعیف کرده است.
چندین تن از تحلیلگران خصوصی و دولتی بر این نکته اتفاق نظر دارند که اثر مشترک کاهش تشنّجات بین دو ابرقدرت، قیمتهای پائین نفت و پایان جنگ خلیج فارس ضمن اینکه به طور کلّی اهمیت خاورمیانه را حاشیهای مینماید میتواند از ارزش استراتژیک رژیم اسرائیل بکاهد.
یک نگرانی ویژه در این است که هرگونه کاهش اتّحاد استراتژیک آمریکا و اسرائیل میتواند ارزش بازدارندگی آن را در نظر کشورهای عرب بالقوه متخاصم تضعیف کند.
نگرانی خاصّ دیگر در این است که اگر این گرمی روابط کاهش حضور نظامی آمریکا در اروپا منجر شود، از توان ایالات متحده در تضمین امنیت رژیم اسرائیل ـ همانگونه که ارسال وسیع تدارکات آمریکائی از طریق یک پل هوائی در سال 1973، اسراییل را در جریان یک جنگ اعراب و اسرائیل نجات داد ـ کاسته خواهد شد.
دُوْرگُلد (Dore Gold) کارشناس سیاست آمریکا در مرکز مطالعات استراتژیک دانشگاه تلآویو میگوید: «اگر ایالات متحده به سواحل خود عقبنشینی کند، توان آن در نجات دادن اسرائیل در برابر یک ائتلاف جنگی اعراب علیه اسرائیل کاهش خواهد یافت».
اما این تحلیلگران میافزایند که چندین عامل به شرح زیر میتواند پیآمدهای امنیّتی ناشی از تغییر روابط ابرقدرتها را به تأخیر انداخته و کوچک نماید:
ـ اثرات بالقوه در روابط آمریکا و اسرائیل با تحولاتی که به موازات آن در روابط میان اتحاد شوروی و سوریه ـ متّحد عمدۀ خاورمیانهای شورویها و دشمن عمدۀ اسرائیل ـ به وقوع میپیوندد جبران خواهد شد.
طبق گزارشهای واصله، رهبران شوروی به سوریه هشدار دادهاند که از هدف خود در دستیابی به برابری استراتژیک با اسرائیل، که این کشور برای دست زدن یک تهاجم جهت بازپسگیری بلندیهای جولان که در سال 1967 به تصرّف اسرائیل درآمد به آن نیاز دارد، صرفنظر کند.
الکساندر زوتوف (Alexander Zotov) سفیر شوروی در سوریه اخیراً در مصاحبه با روزنامۀ آمریکایی واشنگتن پست گفت، «در آینده، اصل کفایت دفاعی منطقی بر فروشهای تسلیحاتی شوروی به سوریه حاکم خواهد بود و محدودیتهای توانائیهای ما را مدّنظر قرار خواهد داد».
دیگر کشورهای عرب اکنون برای رهبری منطقهای به مصر میانهرو روی آورده و عمدتاً به این نتیجه رسیدهاند که، گرچه از روی بیمیلی، موجودیت کشور اسرائیل را بپذیرند.
ـ تحلیلگران توجه میدهند در حالی که نظم بینالمللی دستخوش تغییرات پیدرپی است، در زمانی که قدرت نظامی شوروی هولناک باقی مانده و در حالی که ارزش ثبات سیاسی در منطقه به دلیل وابستگی غرب به نفت خاورمیانه، بالا باقی مانده است، غیر محتمل است که ایالات متحده از تعهدات قدیمی خود دست بردارد.
این تحلیلگران میافزایند، در حالی که پیوندهای نظامی با متحدین قدیمی اروپائی، کاهش مییابد: اسرائیل به دلیل تأسیسات بندریاش که مورد استفاده ناوگان ششم مستقر در مدیترانه قرار میگیرد و حتی به عنوان یک محلّ آتی برای یک پایگاه هوائی آمریکا واقعاً میتواند از نظر استراتژیک برای ایالات متحده مهمتر بشود.
دکتر گُلد میگوید، با کنترل تسلیحاتی در اروپای مرکزی، جناحین آن برای دفاع از اروپا و پیشبرد قدرت آمریکا در اروپا و خاورمیانه از اهمیت بیشتری برخوردار میگردد.
پرتاب موفقیتآمیز راکت فضائی عراق در هفتم دسامبر گذشته نیز چرخشی در تصور نظامی منطقهای ایجاد میکند. این پرتاب راکت نشان میدهد که عراق دارای توان موشکهای بالستیک قارهپیماست.
ـ پیوندهای نزدیک میان ایالات متحده و اسرائیل نه تنها تابعی از ملاحظات استراتژیک و بلکه تابعی از حمایت قدرتمندانه از اسرائیل در کنگره و عزم حمایت از اسرائیل در برابر ارتشهای بزرگتر عرب است.
جرالد اشتاین برگ (Gerald Steinberg) کارشناس روابط استراتژیک آمریکا و اسرائیل در دانشگاه بارلان اسراییل میگوید، «این یک ارتباط نظامی ـ اقتصادی است که به طور نزدیک با وضعیت استراتژیک موجود بر روی زمین آمیخته نشده است. از این رو این لزوماً بدان معنا نیست که این روابط تنها به خاطر اینکه روابط آمریکا و شوروی در حال تغییر است، به شدت کاهش یابد.»
همکاری میان ایالات متحده و اسرائیل در زمینههای تقسیم اصلاحات جاسوسی، تمرینات مشترک نظامی، فروش تسلیحات و توسعۀ مشترک سیستمهای تسلیحاتی شکوفا شده است. اسرائیل سالانه سه میلیارد دلار کمک از آمریکا دریافت میدارد که این میزان یک پنجم مجموع کمک سالانه آمریکا در زمینههای اقتصادی، نظامی و توسعه است.
به گفتۀ تحلیلگران، در صورت پدیدار شدن یک نظم با ثبات جهانی که هیچگونه تهدید عمدهای برای منافع خاورمیانهای آمریکا در برنداشته باشد، ممکن است ایالات متحده نهایتاً از اهمیت روابط خود (با اسرائیل) بکاهد. غیر محتمل است که چنین تنظیم مجددی امنیت اسرائیل را به مخاطره اندازد، اما در حالی که آمریکا از مخارج نظامی خود خواهد کاست، این امر به طور سنگینی به اقتصاد مرتبط با مسائل نظامی اسرائیل لطمه خواهد زد.