بسماللهالرحمنالرحیم
روز گذشته اجلاس طائف تحت عنوان «تفاهم ملی» با شرکت 63 تن از نمایندگان مجلس لبنان، وزرای خارجه سعودی، مراکش و الجزایر و نماینده کمیته سه جانبه عرب در عربستان شروع بکار کرد.
اتحادیه عرب در پی تشدید درگیریها میان نیروهای اسلامی و ملی لبنان و فالانژیستها جلسهای تشکیل داد. و طی آن یک طرح صلح هفت مادهای را به تصویب رساند که اجلاس طائف دومین مرحله این طرح صلح میباشد.
مشکل اصلی مردم مظلوم لبنان سیستم سیاسی کشور است که براساس فرقهگرائی اداره میشود. مردم این کشور حدود 15 سال است که علیه این سیستم تحمیلی مبارزه میکنند چرا که براساس سیستم موجود یک گروه اقلیت حاکمیت را در کشور در دست دارد و این خلاف هر نوع دمکراسی میباشد. در شرایط موجود، مردم لبنان از هرگونه حقی در تعیین سرنوشت خود محروم هستند، از اینرو برای پایان بخشیدن به وضع ناعادلانه موجود سالهاست که مبارزه میکنند و سختیها و مشقتهای فراوانی را متحمل شدهاند. این مبارزه در پی انتخاب غیرقانونی میشل عون شکل تازهای بخود گرفت و هر دو گروه اقلیت مارونی و اکثریت مسلمان با تمام توان رودرروی یکدیگر ایستادند. در این سوی میدان نبرد مسلمانان با چنگ و دندان از حقوق حقه خویش دفاع میکردند و در آنسوی میدان غرب و در رأس آنها آمریکا در پشت سپر میشل عون به سرکوب این مبارزه مشغول بود. جالب اینجاست که غرب و بخصوص آمریکائیها که دم از دمکراسی و آزادی میزنند و حق را به اکثریت میدهند وقتی به لبنان میرسند همه چیز را فراموش میکنند و در این سرزمین ستم کشیده بیاد قرنهای گذشته میافتند که حاکمیت فرقهای را تجویز میکرد. مردم لبنان سالهاست که در پی اجرا و تحقق اولین الفبای دمکراسی که همان حکومت براساس اکثریت میباشد هستند اما استعمارگران غربی برای عدم تحقق چنین خواستهای از همه امکانات خود استفاده کردهاند. علت هم روشن است آنها منافع خود را در حفظ مارونیت سیاسی که یک جریان وابسته به غرب و رژیم صهیونیستی میباشد میدانند. البته اگر وضع موجود حالت دیگری میداشت و مسلمانان در اقلیت بودند و حاکمیت را هم در دست داشتند فریاد استعمارگران به آسمان برمیخواست که این خلاف دمکراسی است.
بهرحال درگیریها میان دو جناح روز بروز گسترش یافت و صدها تن از طرفین کشته شدند و هزاران تن دیگر زخمی و یا آواره شدند تا اینکه اتحادیه عرب با برنامههای مشخص و اعلام نشده وارد صحنه شد. انتخاب اعضاء کمیته صلح بسیار سئوالبرانگیز بود یعنی رژیمهای عربستان و مراکش که دشمنی خود را با اسلام و دوستی خود را با آمریکا و اسرائیل به اثبات رساندهاند مامور پیگیری طرح صلح شدند. ابهام دیگر طرح اتحادیه عرب انتخاب محل تشکیل اجلاس یعنی شهر طائف است. در واقع محل تشکیل اجلاس در زیر چتر آمریکا و اسرائیل قرار گرفته و میخواهد به جنگ 15 ساله لبنان خاتمه دهد.
نیروهای مسلمان و انقلابی لبنان از همان ابتدا بدلیل حضور عربستان و مراکش در این طرح ناخشنودی خود را ابراز داشتند و بدنبال اعلام محل برگزاری اجلاس نگرانی آنها نسبت به توطئهآمیز بودن این طرح افزایش یافت. این نگرانی، به حق و قابل پذیرش است. از طرف دیگر وقتی آمریکا از روند اجرای این طرح اظهار خوشنودی و رضایت میکند جای هیچ ابهامی باقی نمیگذارد که هدف طرح صلح اتحادیه عرب در واقع اجرای یک ماموریت از سوی آمریکاست. البته نتایج اجلاس طائف هنوز مشخص نیست اما همه چیز از یک توطئه خزنده حکایت دارد.
سعی جناح طرفدار آمریکا اینست که وضع را به قبل از درگیریها باز گرداند. این گروه به رهبری میشل عون با بهانه قرار دادن حضور نیروهای سوری در لبنان میکوشد همه چیز را تحتالشعاع این حضور قرار دهد در حالیکه اسمی از حضور نیروهای صهیونیستی در جنوب لبنان به میان نمیآورد.
نگرانی رهبران مسلمانان از اجلاس طائف بحدی است که اعلام کردهاند: هر تصمیمی که اجلاس مذکور بگیرد باید به رای عمومی مردم گذاشته شود. البته این درخواست با مزاج سیاستهای استعماری آمریکا سازگار نیست و به همین دلیل هم اجلاس را به طائف برده تا نظرات خود را بر اجلاس تحمیل نماید.
در هر حال اگر اجلاس طائف و یا هر اجلاس دیگری درباره لبنان بخواهد موفق باشد باید به این اصل اساسی توجه کند که ریشه درگیریهای لبنان در حاکمیت مارونیت سیاسی در این کشور خلاصه میشود و مردم لبنان از مبارزات خود تنها یک هدف دارند و آن بدست گرفتن سرنوشت خویش بر اساس رای اکثریت میباشد.
والسلام