«فرانس پرس» در تفسیری با عنوان «بازگشت چادر به عدن» در مورد رشد اسلامگرائی در یمن جنوبی مینویسد: خیابانهای عدن از چادر سیاه زنان رنگ گرفته، مساجد از مومنین خالی نمیشوند و زنان جوان بدون اینکه تنبیه شوند علیه اختلاط در مدارس تظاهرات میکنند. در واقع اسلام در یمن جنوبی در اوج شکوفائی است در کشوری که تا گذشتهای نزدیک تنها کشور عرب بود که ادعا مارکسیست بودن داشت.
چهار سال پیش، اسلام تسنن که در عین حال به طور نیمه رسمی مذهب دولت بوده تحتالشعاع قرار گرفته و حتی کنار گذاشته شده بود و حکومت صریحاً خود را طرفدار سوسیالیست علمی میدانست.
امروز در حالیکه یمن جنوبی حل مشکلات اقتصادی را در اولویت قرار داده و سعی در برقراری ارتباط نزدیک با کشورهای همسایه دارد رژیم عدن هر روز بیش از پیش با مارکسیسم فاصله میگیرد. در عین حال اوضاع به نفع اسلام است. حکومت عدن فشار را از روی مسلمانان یمن جنوبی برداشته است. به مذهبیها اعتبار گذشته را بازگردانده و به مساجد کشور کمک فزایندهای عرضه میکند. این اقدام از ژوئن 1987 توسط کمیته مرکزی حزب سوسیالیست یمن که تنها حزب حاکم محسوب میشود در یک سند تحلیل انتقادی از سیاست گذشته مقرر شد.
اما این کشور با مشکلات اقتصادی شدیدی روبروست و این مشکلات با مشاجرات اصولی که غالبا به تسویه حسابهای خونین ختم میشوند همراه است باعث شده تا یمن جنوبی در جستجوی خاتمه دادن به دگماتیسم باشد و سعی کند سیستمی مبتنی بر یک نوع سوسیالیسم علمی منطبق بر ارزشهای عربی اسلامی کشور برقرار سازد.
در مقالهای که اخیرا در ارگان حزب سوسیالیست یمن درج شده این جملات ملاحظه میشوند: «ما با رنج و تاسف متوجه میشویم که در گذشته بدنبال شعارهای خام و به امیدی واهی حرکت کردهایم و گرفتار مبارزات مکتبی پوچ که غالبا به کشتار منجر میشد، بودهایم. در این میان مشکلات اقتصادی در بالاترین سطحی ما را تحت فشار قرار دادهاند.»
در این مقاله همچنین بر ضرورت ایجاد تغییرات آشکار سیاسی، اقتصادی، اجتماعی بدور از مکتبهای راکدی که حتی قادر به تامین خوراک، پوشاک، مسکن و خدمات اجتماعی اولیه نیستند تاکید کرد.
اکنون دیگر زمان شور و حال انقلابی که طی آن مومنین حتی جرات نمیکردند در معرض عموم نماز بخوانند بیآنکه از خطر بدرفتاری شبهنظامیان خلق برکنار باشند گذشته است.
این شرایط بویژه از زمانی که جناح چپ جبهه ملی آزادیبخش (که در سال 1357 «افانال» نام گرفت) از سال 1350 قدرت را در دست گرفت، تشدید شد.
این حزب که در آن زمان توسط «سالم ربایه علی» رهبری میشد به تسویههای وسیعی در ارتش و دولت دست زد و قربانیان آن بیشتر مذهبیها بودند که به عنوان شارلاتان (شیاد) و با دستنشانده استعمار تسویه میشدند و حجاب به عنوان «سمبل بردگی زن» در میدانهای عمومی به آتش کشیده میشد.
امروزه در یمن جنوبی حجاب و چادر در برابر تغییر مواضع مارکسیستی رژیم رواج مییابد. در آبانماه گذشته صدها تن از دختران محجبه در حالیکه چادرهای سیاه بر سر داشتند، بیآنکه با تنبیهی مواجه شوند در شهر «مسکلا» در استان «هدراموت» دست به تظاهرات زدند. آنها علیه اختلاط در مدارس و علیه یک قانون که پوشیدن چادر و حجاب در موسسات آموزشی را ممنوع میکرد، اعتراض مینمودند.
این در حالیست که قانون مذکور در این ناحیه بسیار محافظهکار کاملا اجراء نمیشد.
زیرا این ناحیه به زیاد بودن تعداد علما و مدارس مذهبی و مساجد مشهور است بطوریکه در شهر «تریم» 365 مسجد تنها برای ساکنین چند ده هزار نفر آن وجود دارد.
یک استاد دانشگاه یمن میگوید: پوشیدن حجاب همچنین یک مفهوم سیاسی نیز دارد و اعتراضی است ساکت علیه مبارزات درونی و نگرانی بر جای مانده از آخرین جنگ داخلی دیماه 1365 است.
یک نشانهای دیگر از بروز مجدد اسلام در جامعه یمن جنوبی است در عدن برخی بر این عقیدهاند که بازگشت مذهبیها باعث اطمینان یافتن کشورهای همسایه عرب و مسلمان نیز خواهد شد.