تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۰:۱۲  ، 
کد خبر : ۲۱۹۴۲۵
این هشدار جدی است؛

نفاق سیاسی در کمین نظام و انقلاب اسلامی


نویسنده: هاجر بهرامی مقدم
در میان تهدیدات و خطرهای نرم‌افزاری، مقوله نفاق بیش از هر پدیده دیگری می‌تواند ویرانگر و گمراه کننده باشد. نفاق یعنی دورویی به گونه‌ای که بین ظاهر و باطن یا گفتار و رفتار انسان تناقض دیده شود. این قضیه در عرصه‌های فردی و اجتماعی ظهور و بروز می‌یابد لکن آنچه موجب گمراهی مردم و ناپیدا ماندن چهره منافقان می‌شود، نفاق سیاسی و جریان نفاق در عرصه‌ی اجتماعی است.
بدیهی است نفاق پدیده‌ای درونی و داخلی است، برخی پیروان یک مکتب یا اعضای یک جامعه به تدریج دچار روحیه نفاق می‌گردند بدین معنا که از جرگه انقلابیون جدا گشته و از افکار و روحیه انقلابی‌گری عدول می‌کنند ولی این رویگردانی را از عامه مردم پنهان نگه می‌دارند تا همچنان با سوء‌استفاده از اعتماد سابق مردم به اهداف و منافع خویش دست پیدا کنند.
نفاق اختصاص به ملت یا مکتب و کشور خاصی ندارد بلکه در هر جامعه و یا در میان پیروان هر مکتب و انقلابی احتمال آن می‌رود. در اسلام از همان آغاز تشکیل حکومت اسلامی در مدینه، نفاق و منافقان همواره آسیبی خطرناک در مسیر نهضت اسلامی بوده و جامعه اسلامی و مکتب حیاتبخش اسلام از این منظر هزینه‌های بسیار بزرگی پرداخته است. از این طریق در میان امت اسلامی شکاف ایجاد شد و مسیر نهضت به گمراهی کشیده شد و به امام‌کشی و جنگ‌های داخلی و مذهب‌سازی و رقابت‌های ویرانگر منتهی شد که تا امروز هنوز هم تبعات آنها دامنگیر جهان اسلام می‌باشد. انقلاب اسلامی ایران از آغازین مراحل شکل‌گیری تا پیروزی و استمرار خود با خیانت‌ها و خسارت‌های گوناگون نفاق و منافقان در ابعاد مختلف مواجه بوده و همچنان از این زاویه آسیب می‌بیند.
نفاق سیاسی از منظر مقام معظم رهبری
ولی‌امر مسلمین در تبیین و کالبد شکافی جریان مرموز و خطرناک نفاق سیاسی که از آن به نفاق جدید تعبیر نمودند در این رابطه می‌فرمایند: «نفاق عبارت است از این‌که کسی یا جماعتی، یک فکری، راهی و جهت‌گیری داشته باشد و خلاف آن را به مومنین ابراز کنند، این نفاق است.مؤمن نباشد و وانمود کنند که مومنند، در راه خدا نباشند و وانمود کنند که در راه خدایند (دروغ بگویند)، پنهان کردن یک ضلالت و تاریکی و نشان دادن چیزی برخلاف آن، که در آنها نیست. این معنای نفاق در قرآن است.» (1)
مقام معظم رهبری جریان نفاق را در سه دسته مورد بررسی قرار داده‌اند و دسته دوم آنها را بسیار خطرناک دانسته و آن‌را نفاق جدید وآسیبی قلمداد کرده‌اند که امروز جهان اسلام و جامعه انقلابی ایران با آن مواجه است و در این رابطه همگان را به هوشیاری، بصیرت و شناخت عمیق افراد و جریان‌هایی که به نفاق سیاسی آلوده گشته‌‌اند توصیه می‌فرمایند.
دسته‌ اول: منافقین ابتدای ورود پیامبر(ص) به مدینه: کسانی بودند که یا اصلاً هیچ به اسلام ایمان نیاورده بودند، یا بعضی ایمان از روی احساسات آورده بودند اما اعتقاد به اسلام و پیامبر(ص) و معارف اسلامی آنها هیچ عمقی نداشت، با اندک تکانی در همان اوایل کار، این ایمان زایل شد و همان کفری که قبلاً وجود داشت مستقر شد. اینها کسانی بودند که قرآن [از آن‌ها] به «فی قلوبهم مرض‌...» (2) تعبیر می‌کند.
دسته دوم: مومنینی که به مرور منافق شدند: کسانی که جزء مومنین بودند و اول کار مطلق هیچ نشانه‌ای از نفاق در آنها وجود نداشت، لیکن به مرور دچار عوارضی شدند، این عوارض کار دست آنها داد. اینها با پیغمبر، با حرکت اسلامی و با آن انقلاب عظیم، هیچ دشمنی نداشتند، دوست هم بودند، احیاناً در جنگ‌هایی هم شرکت کردند، اما یک خراش کوچکی پیش آمد، آن را علاج نکردند، یک مومن بر اثر مراقبت نکردن از خود در رفتار و گفتار، کارش به جایی می‌رسد که ایمان خود را از دست می‌دهد، تکذیب ایات الهی می‌کند. این دسته دوم در جهان اسلام بود و ادامه پیدا کرد و آن چیزی که بالاخره جریان اسلام را در صدر اسلام شکست داد، این بود.
دسته سوم: منافق محارب: منافقینی که به مدینه آمدند و ایمان آوردند بعد دچار لغزش شدند، خود را حفظ نکردند و در یمامه با پیامبر اعلان جنگ دادند.
رهبر معظم انقلاب تاکید نمودند که شناخت دسته دوم مشکل‌تر است:
«کسی که در عداد مجموعه‌ی شما بوده است و به خاطر مشکلی ایمان خود را از دست داده است و در جرگه‌ی دشمنان قرار گرفته است، اما شهامت اظهار ندارد، یا مصلحت را در عدم اظهار می‌بیند، از کجا می‌شود این را شناخت.»
در ادامه تصریح می‌کنند که امروزه برای شناخت این‌گونه منافقین یک نشانه وجود دارد: «آن نشانه چیست؟ همراهی با دشمن شناخته شده، مظهرش حالا آمریکا و بعضی از کشورهای دیگر هستند.» (3)
نشانه‌ها و ویژگی‌های نفاق جدید
نفاق جدید که همان نفاق سیاسی و رویگردانی برخی نیروها و گروه‌های انقلابی از آرمان‌ها و اهداف اولیه می‌باشد، چالشی هولناک در مسیر انقلاب اسلامی است، همکاری و هماهنگی آشکار و پنهان برخی فعالان سیاسی با قدرت‌های بیگانه از جمله آمریکا و اروپا غیرقابل انکار است و اعترافات متهمان آشوب‌های خیابانی پس از انتخابات دهم در خرداد 88 بهترین گواه بر این همکاری است. سردادن شعار انقلابی بودن و خط امامی بودن اما در واقع عدول از آنها و برخلاف آن عمل کردن در میان بسیاری از گروه‌ها و شخصیت‌‌های اصلاح‌طلب آشکارترین نشانه نفاق سیاسی است. ادعای اعتقاد و پایبندی به ولایت فقیه لکن عدم پیروی و فقدان التزام عملی آنها به ولایت‌فقیه و ولی‌فقیه از نفاق درون آنها حکایت دارد.
استفاده ابزاری از مقدسات همچون رنگ سبز برای دستیابی به قدرت و منافع مادی، ادعای اصلاح‌طلبی اما زمینه‌سازی گسترش فساد و انحراف، ادعای قانون‌گرایی لکن دست زدن به قانون‌شکنی و قانون گریزی و تلاش برای تغییر قانون اساسی و تضعیف نهادهای قانونی، مخالفت با اجرای فریضه امر به معروف و نهی از منکر، توطئه‌چینی در تضعیف موقعیت انقلاب اسلامی، شایعه‌پراکنی، دروغ‌گویی، مانند ادعای تقلب در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری از سوی اصلاح‌طلبان، امام‌زدایی، تمسخر دیگران، ایجاد یأس و اشرافی‌گری و سرمایه محوری توسط اندیشمندان و عالمان اصلاح‌طلب، بر هم زدن نظم و انسجام و اتحاد مردم، پیروی از هواهای نفسانی در لوای فعالیت دینی و انقلابی، تضعیف باورهای دینی و ارزش‌های اسلامی و ایجاد تردید و تشکیک در آنها و ده‌ها و صدها نمونه‌ی دیگر از مصادیق بارز نفاق هستند و می‌توان با این معیارها مومنان را از منافقان و انقلابیون را از عناصر گروه‌های بریده و مردود، بازشناخت.
ولایت شاقول ایمان و نفاق
رسول خدا(ص) دوستی امام علی(ع) را نشانه ایمان و بغض و مخالفت با آن حضرت را نشانه نفاق دانستند. ولایت دینی که در عصر کنونی در ولی فقیه جامع‌الشرایط مصداق یافته است معیار و شاقولی گویا و آشکار است که می‌توان صفوف منافقان و مومنان را با آن بازشناسی کرد. برخی منافقان سیاسی گفتند حتی امام حسین(ع) را نیز می‌شود استیضاح کرد، گفتمان مهدویت را به سخره می‌گیرند، با رقابت با ولی‌فقیه و یا نامه‌نگاری و... به تضعیف رهبری می‌پردازند. برخی ادعا می‌کنند سابقه رفاقت و آشنایی دیرینه با رهبری دارند لکن در عمل، خلاف آن عمل می‌کنند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات