تاریخ انتشار : ۱۰ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۵۵  ، 
کد خبر : ۲۱۹۴۵۰

تکاپوی آمریکا برای تعامل با دشمنانش


«به نظر می‌رسد که دنیای غرب و به طور ویژه باراک اوباما روز به روز بیشتر به این حقیقت پی می‌برند که در نزد مردم خاورمیانه و به ویژه قیام‌های مردمی کشورهای عرب حمایت چندانی از آنها صورت نمی‌گیرد و به همین منظور به تکاپو افتاده‌اند که باب مذاکره را حتی با دشمنان خود آغاز کنند.»
به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، مجله تایم در تحلیلی درباره بررسی رویکرد آمریکا در رابطه با کشورهای مخالف و دشمنانش می‌نویسد:
«باراک اوباما در جریان مبارزات انتخاباتی خود در سال 2008، دو خط مشی شگفت‌آور را در رابطه با سیاست خارجی پیشنهاد داد. نخستین پیشنهاد آن بود که اگر آمریکا اطلاعات قابل پیگیری دارد که اسامه بن لادن در پاکستان مخفی شده است، وی به عنوان رئیس جمهوری آمریکا نیروهای آمریکایی را متعهد خواهد ساخت تا بن لادن را بکشند. این اظهارنظر او در جریان انتخابات درون حزبی دموکرات‌ها، مورد انتقاد هیلاری کلینتون قرار گرفت.
وی گفت: او (اوباما) در واقع تهدید کرده است که پاکستان را بمباران کند که من فکر نمی‌کنم موضعگیری عاقلانه‌ای بوده باشد.
جان مک کین نیز از طرف دیگر این سخن اوباما را مورد مضحکه قرار داد و گفت: آیا ما خطر پذیرفتن رهبری یک کاندیدای بی‌تجربه را به جان می‌خریم که پیشنهاد داده پاکستان را به عنوان هم پیمان خود بمباران کنیم؟
مک کین افزود: این خیلی قابل توجه بود که اوباما می‌خواهد بگوید قصد حمله به پاکستان را دارد. وقتی شما سعی دارید حمایت یک کشور دیگر را جلب کنید، پس شما می‌خواهید هرکاری که می‌توانید انجام دهید تا آنها با ما همکاری کنند.
اوباما پس از رسیدن به ریاست جمهوری، مبارزه آمریکا با تروریسم را بر کشتن بن لادن متمرکز کرد و سازمان سیا با نادیده گرفتن اعتراضات مقامات پاکستانی، شروع به کشتن اعضای القاعده در مرز پاکستان و افغانستان کرد.
اوباما در نهایت توانست به وعده خود درباره کشتن بن لادن عمل کند اما وی خط مشی دومی را نیز در آن زمان پیشنهاد داد. این پیشنهاد او حتی پر مناقشه‌تر از پیشنهاد اول بود. وی گفت که بدون پیش شرط با رهبران کشورهای دشمن آمریکا مثل کره شمالی، کوبا و ایران مذاکره خواهد کرد.
وی بیان داشت که عدم تمایل دولت جورج بوش برای تعامل با رقیبان آمریکا، از ایمنی این کشور کاسته است.
اوباما گفت: من نه تنها با دوستان بلکه با دشمنانمان نیز ملاقات خواهم کرد، چون به یاد می‌آورم که "کندی" گفت که نباید از سر ترس مذاکره کنیم بلکه باید از مذاکره نترسیم.
پس از آن، رقبای اوباما در حزب دموکرات وی را ساده لوح خواندند اما جمهوری خواهان مطرحی مثل هنری کیسینجر و برنت اسکوکرافت بر فرضیه‌ وی صحه گذاردند و گفتند: آمریکا نمی‌تواند با تکیه بر نیروی نظامی مشکلات خود را حل کند. سیاستمدار موثر آن است که ما با افرادی که دوست نداریم مذاکره کنیم.
اوباما اگرچه به وعده نخست خود عمل کرد، اما به طور تعجب برانگیزی در جامه عمل پوشاندن به وعده دوم خود ناموفق نشان داده است. اوباما همواره گوشهای خود را به روی حرف‌های ایران بسته است و سیاست‌های خود را براساس تحت فشار گذاشتن این کشور از رهگذر فشار دیپلماتیک، تحریم‌های اقتصادی و خرابکاری تکنیکی تنظیم کرده است. واشنگتن حتی نسبت به 9 سال پیش نیز کمتر به مذاکره با کیم جونگ-ایل، رهبر کره شمالی و جانشینان احتمالی وی در آینده تمایل نشان داده است.
در زمینه مذاکره با طالبان نیز به رغم آنکه دولت اوباما نسبت به حل و فصل جنگ افغانستان از طریق مذاکره اعلام تمایل کرده است، اما هنوز در مرحله مذاکره غیر مستقیم است. آمریکا تمایل داشت که پاکستان در رابطه با ریشه کن کردن القاعده و با ثبات کردن افغانستان همکاری کند، اما واکنش تند پاکستان نسبت به عملیات آمریکا برای کشتن بن لادن فاش کرد که ارزش‌های دو کشور چطور از ریشه با یکدیگر اختلاف دارد.
اما تکیه کردن بر قدرت نظامی راهی است که به نابودی ختم می‌شود. ابیت آباد قرار نیست واقعیت‌های بنیادینی را که آمریکا با آن روبرو است تغییر دهد. آمریکا دیگر نمی‌تواند استطاعت جنگ‌های زمینی بیشتر را در گوشه‌های دور جهان داشته باشد.
تعهدات برون مرزی ما فراتر از توان ما برای پرداختن بیشتر به آنها است. از لیبی تا افغانستان هدف اصلی دولت آمریکا باید این باشد که شرایط حداقلی مهیا کند تا آمریکا و متحدانش بتوانند تحت آنها شروع به خلاص کردن خود کنند. نیروهای سیاسی که با قیام‌های دموکراسی خواهانه در جهان عرب قدرت یافته‌اند، به نظر می‌رسد اغلب هوادار اسلام هستند و حتی از حکومت‌های مستبد پیشین خود نیز رویکرد دوستانه ضعیفتری نسبت به غرب و اسرائیل دارند. فرآیند رو به زوال صلح خاورمیانه نیز اکنون با توافق فتح با حماس که اسرائیل هیچگاه حاضر به مذاکره با ان نبوده، در خطر فروپاشی کامل قرار دارد. هیچ کدام این چالش‌ها با راه حل نظامی حل نمی‌شود و مدیریت آنها نیازمند دیپلماسی فعال و پایدار آمریکا است و این به معنی استقبال از تعامل با همه مخالفان آمریکا اعم از قذافی، طالبان و حماس است که آمریکا تمایل به شکست دادن آنها دارد.
اوباما با نابود کردن بن لادن، یک خط مشی سیاسی خود را عملی کرد اما در عصر پرآشوب کنونی برای آنکه بتواند منافع بلند مدت آمریکا را به پیش ببرد، تنها باید با دشمنان آمریکا تعامل کند نه این که سعی کند آنها را بکشد.»

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات