کارشناسان عقیده دارند موقعیت راهبردی در منطقه، امکانات اقتصادی، توان بالای سیاسی ـ مدیریتی، و پیش برد رشد دانش کاربردی، از «ایران»کشوری ساخته که میتواند قطب بلامنازع 15 کشور همسایهاش در منطقه باشد؛ مکانی که در گرو جهاد اقتصادی برای تحقق کامل است. هم چنین موقعیت خاص جغرافیایی و مواصلات زمینی، دریایی و هوایی ایران با کشورهای پیرامونی امتیاز کشور ما را به عنوان یک منطقه منحصر بهفرد ترانزیتی از دیرباز بالا برده که به گفته کارشناسان آنگونه که باید وشاید از این امتیاز استفاده بهینه نشده است.
ارتباط زمینی ایران با دو کشور ترکیه وعراق از غرب، جمهوری آذربایجان و ارمنستان از شمال غرب، ترکمنستان از شمال، افغانستان و پاکستان از شرق و ارتباط دریایی کشورمان با روسیه و قزاقستان ازسمت شمال از طریق دریای خزرو با شش کشور عضو شورای همکاری خلیج فارس شامل عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر، کویت، عمان و بحرین از طریق خلیج فارس و دریای عمان باعث شده است که ما با 15کشور با موقعیتها و امکانات خاص مرتبط باشیم.
به گفته کارشناسان اقتصادی این موقعیت منحصر بهفرد ایران که در کمتر کشوری مشاهده میشود، باعث شده است مجموع مصرف کنندگان اقتصاد ایران، جمعیت این 15کشور باشد که بالغ بر 520 میلیون نفر میشود و اگر جمعیت جهان را 6 میلیارد نفر محاسبه کنیم ما ازهر 12نفرمصرفکننده (جمعیت) جهان با یک مصرفکننده در پیرامون خودمان بدون واسطه در ارتباط هستیم.
رئیس اتاق بازرگانی و صنایع ومعادن تهران در این خصوص میگوید: در همسایگی ایران 15 کشور وجود دارد و این بازار بسیار بزرگی برای ما است.
یحیی آل اسحاق، ایران را در حال حاضر «هاب ( قطب)» منطقه خاورمیانه و دروازه طلایی برای ورود به این کشورها و جهان دانست و میافزاید: ایران بهترین موقعیت برای اتصال این 15 کشور را دارد.
وی اضافه میکند: ما با همسایگانمان ارتباط دیرینه تاریخی، اقتصادی و فرهنگی و زبانی داریم که این موضوع میتواند در سرمایهگذاریها و تفاهمنامههای مشترک موثر باشد.
وی با اشاره به اینکه با سرمایهگذاری مشترک میتوان بازار این کشورها را در دست گرفت، یادآور میشود این 15 کشور در بزرگترین منطقه سرمایهگذاری جهان قرار دارد.
به گفته وی در برنامه پنجم توسعه بیش از 1000 میلیارد دلار سرمایهگذاری پیشبینی شده است و سالانه 150 میلیارد دلار سرمایهگذاری هم در حوزههای نفتی صورت خواهد گرفت که هم اکنون وزارت نفت پروژههای لازم برای سرمایهگذاری 150 میلیارد دلاری را آماده دارد.
رئیس اتاق بازرگانی تهران میگوید: در همسایگی ایران عراق، عربستان، ترکیه و دیگر کشورها هم مرکز عظیمی برای سرمایهگذاری هستند بهطوری که در حال حاضر عراق بیش از 750 پروژه سرمایهگذاری معرفی کرده است.
مجموع ارزش دلاری صادرات سالانه ایران به 15کشور همسایه خود حدود 11میلیارد و300میلیون دلار (برحسب صادرات سال 1388) است که گرچه ممکن است در مقایسه با صادرات برخی قدرتهای اقتصادی دنیا و حتی منطقه رقم قابل توجهای نباشد ولی همین رقم که با برنامه ریزی و اتخاذ سیاستهای اقتصادی با محور توسعه صادرات به چندین برابر قابل ارتقاء است، در تولید ثروت و توسعه اقتصادی کشور نقش کلیدی خواهد داشت.
نگاهی به میزان ارزش دلاری صادرات ایران به هریک از این کشورها نشان میدهد که این میزان با نوع روابط سیاسی کشورمان با این کشورها ارتباط مستقیمی داشته است.
قرار گرفتن کشورهای عراق، امارات متحده عربی و افغانستان به ترتیب با 4میلیارد و 559میلیون، 2میلیارد و934میلیون و یک میلیارد و47میلیون دلار در رتبههای اول تا سوم کشورهای دارای بیشترین واردات از ایران حاکی از اثبات این موضوع میتواند باشد.
گرچه باید به روی دیگر این سکه هم توجه کنیم و باید قبول کنیم که این کشورها بیکار ننشستند و از همجواری با ما نهایت استفاده را بردهاند، بطوری که میزان صادرات این 15کشور در سال مذکور چیزی بالغ بر 21میلیارد و198میلیون دلار بوده است که تراز منفی بازرگانی 10میلیارد دلاری کشورمان با این کشورها را نشان میدهد.
در عرصه واردات ایران از این 15کشور، سه کشور امارات متحده عربی، ترکیه و روسیه به ترتیب با 16میلیارد و 187میلیون، 2میلیارد و 24میلیون و یک میلیارد و 16میلیون دلار در رتبههای اول تا سوم کشورهای دارای بیشترین صادرات به ایران قرار داشته اند.
تجزیه وتحلیل کیفیت و کمیت روابط اقتصادی ایران با این 15کشور نشان میدهد که در سال جهاد اقتصادی نگاهی متفاوت به این مقوله باید داشته باشیم و با تصحیح برخی دیدگاهها و سیاستها درقبال همسایههایمان از این موقعیت خاص خدادادی بهترین استفاده را ببریم.
ایران در عرصه صادرات انرژی هم با توجه به موقعیت خاص جغرافیایی خود از یک طرف و همچنین بخاطر قرار گرفتن ذخایر انرژی خود در مناطق همجوار با کشورهای پیرامونی از یک شرایط منحصر بهفردی برخوردار است.
به گفته کارشناسان از میان انواع حاملهای انرژی، گاز طبیعی بهخاطر انتقال آسان و سریع آن جایگاه ویژهای در مبادلات آن بین کشورها دارد.
این کارشناسان معتقدند طراحی و اجرای زیرساختهای شبکه انتقال گاز کشور و همچنین سیاستهای اتخاذ شده به منظور افزایش سهم 10درصدی در تجارت جهانی گاز، ایران را در آینده نزدیک به یک «هاب منطقهای» تبدیل خواهد کرد.
مدیر گازرسانی شرکت ملی گاز ایران با تاکید بر قابلیتهای کشورمان مبنی بر در اختیار داشتن رتبه دوم از نظر ذخایر گازی و چهارمین رتبه از نظر تولید این حامل انرژی درجهان، میگوید: وجود این امتیازها و زیرساختهای ایجاد شده در بخش انتقال گاز (به ویژه در دهه اخیر) این بستر را فراهم کرده است تا ایران در آینده نزدیک بههاب انرژی در بخش گاز تبدیل شود.
مجتبی شیخ بهایی با بیان اینکه سهم کنونی ایران در تجارت جهانی گاز حدود یک درصد است، اظهار میدارد: اجرای خطوط انتقال گازی همچون خط لوله هفتم سراسری با هدف صادرات گاز به پاکستان و هند (علاوه برتامین نیاز داخل) همچنین خطوط ششم و نهم سراسری با این دیدگاه (افزایش سهم در تجارت جهانی گاز) اجرا شده و میشوند.
وی واردات گاز را بخش دیگری از تجارت گاز خوانده و میگوید: اجرای خطوط لوله شمال و شمال شرق و دوم ترکمنستان، علاوه بر پاسخ گویی به نیازها و افزایش رونق اقتصادی و صنعتی این منطقه از کشور، در افزایش سهم تجارت گاز نقش آفرین خواهد بود.
مدیر گازرسانی شرکت ملی گاز ایران تصریح کرد: با اجرای خط دوم ترکمنستان و بهره برداری از این خط انتقال گاز، هم اکنون امکان واردات جدید روزانه بیش از 20 میلیون متر مکعب به شرق کشور فراهم آمده است ضمن آنکه این مقدار تا 5/2 برابر قابل افزایش خواهد بود.
وی گفت: در طرحهای خطوط انتقال گازی هم که از طریق آنها صادرات گاز به کشورهای ارمنستان و ترکیه انجام میشود، این مهم (افزایش سهم در تجارت گاز) علاوه بر تامین مصارف داخلی درنظر گرفته شده است.
شیخ بهایی همچنین بر قابلیت و توانمندی ساخت خطوط انتقال گاز در داخل تاکید و تصریح میکند: وجود این ظرفیت بالا برای احداث خطوط انتقال گاز که ساخت خط لوله شمال و شمال شرق در مدت 300 روز، نمونه برجسته آن است، هم براین باور صحه میگذارد که میتوان در آینده نزدیک بههاب انرژی در منطقه تبدیل شد و به سهم 10 درصدی تجارت جهانی دست یافت.
ایران که به لحاظ سوق الجیشی در همسایگی روسیه، کشورهای شوروی سابق، قفقاز و در مرزهای شرقی اروپا قرار گرفته است، پتانسیل لازم را برای صدور میزان قابل توجهی گاز طبیعی به بازارهای اروپا در غرب و بازارهای در حال رشد انرژی در جنوب آسیا و فراتر از آن را دارد.
به گفته کارشناسان انرژی، ایران که مالک دومین ذخایر گاز طبیعی جهان بعد از روسیه است، باید هم اکنون خود صادرکننده اصلی گاز طبیعی به بازارهای جهانی باشد.
آنها دلایل دستیابی نداشتن ایران به بازارهای جهانی گاز را شامل نبود سرمایه گذاری کافی، تقاضای قوی در بازارهای داخلی برای سوخت و تحت فشار گذاشتن مجدد بعضی منابع نفتی توسط گاز میدانند.
به زعم این کارشناسان، سیاستهای زیست محیطی داخلی در جهت جایگزینی مازوت و گازوئیل با گاز طبیعی و ناتوانی بعضی خریداران بالقوه در تفکیک سیاستها از مشاغل یا رفع بحثهای قدیمی و بیفایده مانند مناقشه هندوستان و پاکستان در ارتباط با منطقه کشمیر از دیگر این دلایل است.
برای گسترش بازار داخلی گاز طبیعی و تزریق گاز مورد نیاز، بهنظر کافی است که گفته شود میانگین تقاضای روزانه برای تقاضاهای فوق الذکر در بازار داخلی نهایتا 400 میلیون متر مکعب در روز است.
سیمای جغرافیای اقتصادی منحصر بهفرد ایران، آنرا از کشورهای دیگر گازی منطقه متمایز کرده است، بطوری که ایران در مرکز کشورهای تولیدکننده نفت و گاز جهانی قرار گرفته است و مرزهای خشکی و آبی با 15 کشور پیرامون خود دارد.
ایران مالک ذخایر اثبات شده گاز طبیعی به میزان 2/28 تریلیون متر مکعب در جهان است و در نظر دارد که در دهه آتی به تولیدکننده اصلی گاز طبیعی به بازارهای جهانی تبدیل شود. بنابراین، ایران ظرفیت کنونی گاز طبیعی خود را از 260 میلیارد متر مکعب در سال به 400 میلیارد متر مکعب در سال طی 10 سال آینده و در ادامه به 600 میلیارد متر مکعب در سال طی 20 سال آینده افزایش خواهد داد.
این عمل باعث ارتقاء موقعیت ایران بهعنوان دومین یا سومین تولیدکننده گاز طبیعی در جهان میشود، در این صورت، ایران مایل است که 10 درصد از تجارت گاز طبیعی خود به جهان را بهصورت صادرات از طریق خطوط لوله، LNG یا طرق دیگر انجام دهد.
با توجه به موقعیت منابع گاز طبیعی باید در نظر داشت که منابع اصلی گاز طبیعی ایران در جنوب کشور واقع در منطقه دریایی پارس جنوبی در خلیج فارس است.
میزان برآورد ذخایر گاز طبیعی در این منطقه در حدود 500 تریلیون فوت مکعب (5/13 تریلیون متر مکعب) 47 درصد مجموع کل ذخایر گاز طبیعی ایران را تشکیل میدهد و همچنین شامل 18 میلیارد بشکه میعانات (مایع) هم است.
همچنین ایران تعداد زیادی پروژه صادرات گاز طبیعی دارد که شامل صادرات از طریق خطوط لوله، پروژههای LNG و حتی دو کارخانه تبدیل گاز به مایع است.
ایران در حال حاضر به ترکیه گاز صادر میکند و صادرات به ارمنستان و نخجوان هم حتمی به نظر میرسد. پروژههای دیگری برای صدور گاز طبیعی از ایران و از طریق خطوط لوله به کشورهای همسایه و فراتر از آن هم وجود دارد.
خط لوله انتقال گاز طبیعی به پاکستان و هندوستان بنام «خط لوله صلح» بهطور جدی در حال اجرا است. برای این پروژه مطالعات فنی اقتصادی 1883 کیلومتر خط لوله برای انتقال 45 میلیون متر مکعب در روز از منابع گازی ایران به پیشین در پاکستان از طریق بندر عسلویه به اتمام رسیده است.
همزمان، ایران در نظر دارد که شبکه خطوط لوله گاز طبیعی خود را تا مرزهای شرقی و غربی توسعه دهد و تبدیل به مرکز اصلی فعالیت داد و ستد گاز طبیعی شود. گسترش حجم خطوط لوله گاز طبیعی به میزان 40 میلیارد متر مکعب در سال در ادامه خطوط مرزی یکی از اهداف مهم و اصلی ایران است.
شبکه موجود خطوط لوله گاز طبیعی بعلاوه خطوط لوله در حال ساخت و مطالعات مربوط به آن در ایران، سرانجام باعث اتصال کشورهای آسیای مرکزی، خلیج فارس، جمهوری آذربایجان و خط لوله گاز ترکیه از طریق ایران به تمامی مناطق مصرفکننده میشود.
گسترش بیشتر این حلقه به طرف شرق منجر به عرضه گاز طبیعی به پاکستان و هندوستان و به طرف غرب، خط لوله جدیدی از ترکیه به اروپا باعث تکمیل اتصال بین آسیا و اروپا میشود. یک چنین شبکهای باعث ایجاد معاملات پایاپای(SWAP ) اصلی و بی سابقهای با مزایای غیر قابل توصیف برای تعدیلات فصلی میشود.
بطور مثال میتوان به یک توافقنامه SWAP بادوام بین ایران و روسیه که در بر گیرنده منافع این دو کشور و همچنین منافع اروپا و همسایگان شمالی ما باشد، دست یافت.
همسایگان شمالی ایران در حدود 10 میلیارد متر مکعب در سال گاز طبیعی از گازپروم روسیه و از طریق سیستم طولانی تحویل، دریافت میکنند. ایران میتواند با توجه به موافقت گاز پروم در تحویل گاز طبیعی از طرف ایران به اروپا، همین میزان گاز طبیعی را به این کشورها تحویل دهد.
متعاقب این سیاست که ایران بتواند یک صادرکننده اصلی گاز طبیعی شود، ایران برنامهریزی ساخت دو کارخانه GTL را بهطور مجزا و همچنین چهار کارخانه LNG را شامل موارد زیر در سواحل خلیجفارس با ظرفیت تقریبا 37 میلیون تن در سال در دست اقدام دارد.
1ـ پروژه Persian LNG با مجموع ظرفیت 6/10 میلیون تن در سال با هدف کشورهای اروپایی
2ـ پروژه Iran LNG با مجموع ظرفیت 8/8 میلیون تن در سال با هدف بازار کشورهای اروپایی و هندوستان
3ـ پروژه Pars LNG با مجموع ظرفیت 8/8 میلیون تن در سال با هدف بازار کشورهای خاوردور
4ـ پروژه NIOC LNG با ظرفیت 10 میلیون تن در سال با هدف بازارهای مختلف جهان
باید در نظر داشت که گاز طبیعی مورد نیاز برای کارخانههای LNG از منابع گازی پارس جنوبی عرضه میشود.
سرانجام باید باور داشت که ایران با یک چنین پتانسیلی و این که گاز طبیعی در 20 تا 30 سال آینده بهعنوان منبع اصلی و با ارزش انرژی مطرح است، به عنوان یکی از صادرکنندگان اصلی گاز طبیعی مطرح و همچنین نگرش موج جدید شرکای اروپایی در بخش انرژی ایران، صدور گاز طبیعی به اروپا و LNG و GTL به دیگر بازارهای جهان خواهد بود.