او ادامه داد: «شیخ پیشنهاد مشابهی را به اروپاییها داد و شش ماه پیش نیز به آنان هشدار داد، اما واکنشی در کار نبود. او با بمبگذاریهای مادرید آغاز کرد و سپس لندن؛ بنابراین، من گمان میکنم که اسامه بنلادن در حال طرحریزی حملات جدیدی به آمریکاست».
بنا بر اعلام تارنمای پلیس فدرال آمریکا (اف.بی.آی)، اسامه بن لادن در ارتباط با حملات تروریستی بسیاری در سراسر جهان از جمله بمبگذاریهای شانزدهم مردادماه 1377 در سفارتخانههای آمریکا در دارالسلام (تانزانیا) و نایروبی (کنیا)، حمله به کشتی جنگی «یو.اس.اسکول»، حمله بیستم شهریورماه 1385 به مرکز تجارت جهانی و پنتاگون تحت تعقیب پلیس فدرال آمریکا قرار داشت.
تشکیلاتی با رویکرد متناقض
زمان شکلگیری گروه شبه نظامی القاعده را به سالهای 1367 و 1368 نسبت میدهند.
در سال 1379 ایمن الظواهری یکی از رهبران جنبش جهاد اسلامی مصر، این سازمان را با القاعده ادغام کرد.
وجه نامگذاری سازمان القاعده، برگرفته از توصیف این سازمان در یکی از متنهای آن است که تشکیلات القاعده را «قاعده الجهاد» یا اساس و بنیان نبرد اسلامی توصیف میکند. این در حالی است که خود اعضای این سازمان آن را «جبهه بینالمللی جهاد علیه یهودیان و صلیبیان» مینامند.
«لیا فارال» فروردینماه 1390 در مجله آمریکایی «فارین افرز»، از متنوع شدن و افزایش حملات این گروه طی دو سال اخیر مینویسد.
«لورنس رایت» در کتاب «برج بلند؛ القاعده و مسیر منتهی به یازدهم سپتامبر» درباره شیوه و تکنیکهای عملیاتی این گروه به «حملات انتحاری و بمبگذاریهای همزمان برای اهداف متفاوت» اشاره میکند.
تارنمای انگلیسی «تلگراف» بیست و چهارم فروردینماه 1382 تاکید کرد القاعده را مسئول تحریک خشونتهای فرقهای میان مسلمانان میدانند.
«الیو آ. کوهن» نیز هجدهم آبانماه 1388 در «وال استریت ژورنال» نوشت: القاعده تحمل شاخهای از اسلام را بهجز سلفیها ندارد و آنها را تکفیر میکند. رهبران القاعده، شیعیان، صوفیان و فرقههای دیگر را مرتد میدانند که این امر در حملات آنان به مساجد و تجمعهای آنان نمایان است.
همزمان «مارک سیجمن» روانپزشک و افسر سابق سازمان اطلاعات آمریکا (سیا) در تارنمای کاخ سفید نوشت؛ القاعده اکنون فقط میتواند یک «برچسب شل» برای جنبشی باشد که به نظر میرسد غرب را هدف قرار داده است. (القاعده) یک سازمان پوششی نیست. ما دوست داریم یک نهاد افسانهای را [به نام القاعده] در ذهن ایجاد کنیم، اما این واقعیت نیست که با آن مواجه هستیم.
«بروسهافمن» متخصص تروریسم در دانشگاه جورج تاون نیز گفت: آنچه من را شگفت زده میکند این است که مردم فکر نمیکنند دشمن مشخصی در جهان واقعیت وجود داشته و دشمن ما دارای یک رویکرد استراتژیک باشد.
بیستویکم اسفندماه 1383، روزنامه فرامنطقهای «القدس العربی» مطلبی را درباره استراتژی القاعده تا سال 2020 منتشر کرد که شامل پنج مرحله میشد: تحریک ایالات متحده برای حمله به یک کشور مسلمان، ترغیب مقاومتهای محلی مقابل نیروهای اشغالگر، گسترش جنگ به کشورهای همسایه و تعامل با آمریکا در یک جنگ طولانی فرسایشی، تبدیل القاعده به یک ایدئولوژی و مجموعهای از اصول اجرایی به طوری که بتواند در کشورهای دیگر بدون نیاز به دستور مستقیم و مرکز فرماندهی عمل کند و همچنین انجام حملاتی علیه کشورهای متحد با آمریکا برای خروج از درگیری (همانند بمبگذاری سال 1383 در قطارهای مادرید و بمبگذاریهای سال 1384 در لندن).
القاعده در مجموع شش حمله بزرگ تروریستی انجام داده است. هشتم دیماه 1371 طی نخستین حمله تروریستی القاعده، دو بمب در هتل «ماونپیک» و پارکینگ هتل «گلدموور» در عدن یمن منفجر شد.
در سال 1372، یکی از اعضای القاعده با استفاده از کامیون بمبگذاری شده به مرکز تجارت جهانی نیویورک حمله کرد.
عملیاتی نیز برای ترور «بیل کلینتون» رئیسجمهوری پیشین آمریکا در حاشیه حضور وی در مانیل برای شرکت در نشست همکاریهای اقتصادی آسیا و اقیانوسیه برنامهریزی شده بود.
بمبگذاری سال 1377 در سفارت آمریکا در شرق آفریقا و بمباران ناوشکن آمریکایی «یو. اس. اسکول» در مهرماه 1379 نیز از دیگر اقدامهای این گروه پیش از حمله به برجهای مرکز تجارت جهانی و ساختمان پنتاگون بود.
پس از این حوادث بود که بوش پسر طی یک سخنرانی در کمپ دیوید در بیست و پنجم شهریورماه 1380 و همچنین چهار روز بعد در کنگره آمریکا کلید جنگ علیه ترور را زد. گرچه دولت ریگان نیز در سال 1363 از جنگ مقابل تروریسم سخن گفته بود.
به گزارش شبکه آمریکایی «سی. ان. ان» بوش آن زمان تاکید کرد: این جنگ صلیبی - این جنگ با تروریسم- همین روزها رخ میدهد.
وی در کنگره نیز گفت: جنگ علیه ترور با القاعده آغاز میشود، اما به همین جا خاتمه نمییابد. این جنگ تا زمانی که گروههای تروریستی جهانی یافت میشوند، پایان نمییابد و متوقف نمیشود.
البته وی بعدها (به گزارش سیام شهریورماه 1380 خبرگزاری رویترز) از به کار بردن واژه تروریسم در کنار جنگهای صلیبی که به یادآورنده درگیریهای مسیحیان با مسلمانان بود، عذرخواهی کرد.
به گزارش سیام دیماه 1387 تارنمای شبکه خبری آمریکایی «آ. بی. سی نیوز» باراک اوباما رئیسجمهوری جدید آمریکا، نیز در مراسم تحلیف خود گفت: ملت ما با شبکه گستردهای از خشونت و نفرت در حال جنگ است.
به نوشته پنجم فروردینماه 1388، روزنامه آمریکایی «واشنگتن پست»، وزارت دفاع آمریکا به طور رسمی نام عملیات «جنگ جهانی علیه ترور» را به «عملیات احتیاطی خارج از مرزها» تغییر داد. اوباما همان زمان از اعضای پنتاگون خواست از استفاده از این واژه خودداری کنند.
القاعده؛ بهانهای برای دستاندازیهای غرب
مرد نامریی دنیای ترور پس از حادثه انفجار سازمان تجارت جهانی در سال 1380، ناگهان بر سر زبانها افتاد. گرچه تا پیش از آن نیز شبکه القاعده عملیات و اقدامهای تروریستی مختلفی انجام داده بود، اما تاکید بوش پسر بر لزوم دستگیری بن لادن و مبارزه با تروریسم، هراسی را از اسلامگرایی افراطی و در کل، اسلام، به دل مردم غرب انداخت.
پس از تعیین محدوده زمانی برای طالبان از سوی بوش برای تحویل دادن بن لادن، طالبان خواستار ارائه شواهد و مدارک آمریکا درباره ارتباط این حوادث با سرکرده القاعده شد، اما آمریکا از این امر سر باز زد.
پانزدهم مهرماه 1380 آمریکا با همکاری نیروهای انگلیسی و همپیمانان خود، به افغانستان حمله کرد و نبردی را با نیروهای القاعده آغاز کرد که هنوز ادامه دارد.
از سوی دیگر، به دنبال انتشار اخباری درباره حضور القاعده در مناطق شمالی پاکستان، حملات جنگندههای بیسرنشین آمریکایی به منطقه وزیرستان تاکنون هزاران بیگناه را به کام مرگ فرستاده است.
پس از دیدار «کالین پاول» به عنوان نماینده آمریکا با «پرویز مشرف» رئیسجمهوری پیشین پاکستان، مشرف با انجام عملیات نظامی علیه طالبان مخالفت کرد، اما پس از تهدید پاکستان توسط همسایگان خود همچون هند، نیاز به حضور نیروهای قدرتمندتری چون آمریکا در منطقه را ضروری دید.
به گزارش بیست و دوم دیماه 1380 خبرگزاری پاکستان، مشرف طی سخنانی، افراطگرایی و تمامی اقدامهای تروریستی و بیقانونی را محکوم کرد. وی تاکید کرد دولت خود را برای ریشهکنی افراطگرایی و ممنوعیت فعالیت سازمانهای شبه نظامی موظف کرده است.
مشرف افزود: تصمیم اخیر مبنی بر ممنوعیت فعالیت گروههای افراطگرا با هدف ترویج خشونت، در راستای حفظ منافع ملی و پس از مشورت کامل اتخاذ شده است و متأثر از نفوذ هیچ نیروی بیگانهای نیست.
به هر حال، القاعده دلیلی شد تا پای آمریکا به افغانستان، پاکستان، یمن و همچنین عراق باز شود.
پشت پرده خبر
خبر کشته شدن سرکرده گروه القاعده به دست نیروهای آمریکایی در شرایطی اعلام شد که پیش از این نیز بارها چنین ادعایی مطرح شده بود.
برای نمونه، «بینظیر بوتو» نخست وزیر پیشین پاکستان، در بهمنماه 1385 طی گفتوگویی با شبکه الجزیره گفت «بن لادن کشته شده است».
بنابراین باید این احتمال را نیز در ذهن داشت که این خبر در پردهای از ابهام فرو رود.
باید جسد بن لادن برای اطمینان بیشتر مورد آزمایشهای مختلفی قرار میگرفت، اما بهویژه که رسانههایی همچون الجزیره به سرعت این خبر را منتشر کردند که جسد بنلادن توسط نیروهای آمریکایی غرق شده است.
این احتمال وجود دارد که این اخبار یادشده در راستای سنجش افکار عمومی و پایش واکنشهای بعدی باشد با این حال، تردیدی نیست که آمریکا همانگونه که برای ورود به افغانستان، بهانهای یافته بود به همان ترتیب، برای خروج خود، دستاویزی بهتر از کشته شدن رهبر این گروه نداشته است.
بر اساس اطلاعات مرکز اطلاعات دفاعی آمریکا، از زمان آغاز جنگ علیه ترور تاکنون 5921 نظامی آمریکایی کشته و 42 هزار و 673 تن دیگر زخمی شدند.
این احتمال وجود دارد که پس از انتشار خبر مرگ بنلادن، برخی اعتراضها و حتی ناآرامیها در افغانستان، پاکستان، یمن و حتی برخی کشورهای شاخ آفریقا شکل بگیرد. حتی ممکن است باقیماندههای این گروه در پی انتقامجویی برآمده و رشته عملیاتهای انتحاری و بمبگذاری را در نقاط مختلف جهان در دستور کار خود قرار دهند.
کشورهای غربی بهویژه آمریکا پس از این رویداد به تماشا نشستهاند تا ثمره اقدام خود را ببینند. پس از فرو نشستن گرد و غبارهای ناشی از این اقدام در منطقه، تصمیم لازم درباره ماندن یا انتقال نیروهای نظامی به نقطه دیگری از جهان اتخاذ خواهد شد.
چنانچه این کشورها منافع خود را در ادامه حضور در افغانستان ببینند، مسلما وجود بقایای القاعده یا ظهور رهبرانی جدید در این گروه برای ادامه اهداف تعیین شده را، بهانه خود قرار خواهند داد.
اما در صورتی که هزینه حضور نظامی در کشورهای افغانستان و پاکستان بیشتر از سود آن شود، اهداف دیگری برای کشتی همیشه سرگردان نظامی آمریکا تراشیده میشود. کما اینکه در حال حاضر، تحولات شمال آفریقا و جنوب خاورمیانه بهویژه پس از دخالت در وضع لیبی، شرایط را برای تمرکز نیروهای بیشتر آمریکایی و انگلیسی فراهم کرده است.
به علاوه، آمریکا در حالی که روزگار چندان باثباتی در عراق ندارد و موقعیت خود را در کشورهای حاشیه خلیج فارس بهویژه بحرین در خطر میبیند، تمایل دارد هر چه زودتر جنگ در چندین جبهه را پایان دهد و احتمال آسیبها را کمتر کند. اعمال تغییرات اخیر در تیم امنیتی آمریکا نیز نشان از همین امر دارد.
خاتمه دادن به اعتراضهای مردمی در افغانستان و پاکستان نسبت به حضور نیروهای بیگانه و همچنین واکنشهای جهانی درباره کشتار غیرنظامیان طی حملات هوایی صورت گرفته، نیز یکی دیگر از اهداف آمریکا برای خروج احتمالی از این باتلاق خواهد بود.
از سوی دیگر، انتشار این اخبار از سوی رسانهها، گامی برای تثبیت ادعای آمریکا درباره ماهیت «منادی حقوق بشر بودن و برپادارنده عدالت» خواهد بود، آن هم در شرایطی که مدتها عملکرد این کشور در صحنههای بینالمللی با انتقاد افکار عمومی همراه بوده است.
همچنین، همانطور که بوش پسر، آغاز حمله به افغانستان برای مبارزه با ترور را به سلاحی برای پیروزی در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تبدیل کرد، اوباما هم این دستاورد را به نفع دموکراتها ثبت کرد، بهویژه در شرایطی که بحران اقتصادی از سال 1387 تاکنون، محبوبیت نخستین رئیسجمهوری رنگین پوست آمریکا را تحتالشعاع قرار داده و انتقادهای فزایندهای علیه او شکل گرفته است.
اینک به یقین، جریان پول، با افزایش قیمت جهانی دلار به سمت آمریکا سرازیر میشود و اقتصاد بیرمق این کشور نفسی تازه میکشد. از سوی دیگر، شادی مردمی که در این کشور پس از انتشار خبر مرگ بنلادن به خیابانها ریختند، امید به پیروزی دوباره در انتخابات سال 1391 را در دل اوباما و گروه کاری وی بیش از گذشته کرد.
بهجز تعیین تکلیف حضور نظامی آمریکا در افغانستان و پاکستان، نحوه برخورد غرب با اسلام نیز از این خبر متأثر خواهد شد.
پس از حادثه یازدهم سپتامبر، اسلام هراسی به طور گسترده توسط غولهای رسانهای غرب در قالب پوشش اخبار مرتبط و نسبت دادن خرابکاریها به مسلمانان، دنبال میشد.
گرچه این احتمال وجود دارد که مقداری از بار و فشار روانی موجود با مرگ بنلادن از میان برود، اما ممکن است در راستای مبارزه با اسلام، که منجر به اقدامهای افراطگرایانهای همچون سوزاندن قرآن کریم به دست کشیش آمریکایی شد، آتشهای جدیدی برافروخته شود.
اوباما نیز در سخنرانی دوازدهم اردیبهشتماه خود پس از تایید خبر کشته شدن سرکرده القاعده گفت: «شکی وجود ندارد که القاعده به حملات تروریستی خود ادامه خواهد داد.»
رئیسجمهوری آمریکا افزود: «همان طور که جورج بوش گفت ما با اسلام جنگی نداریم. ما نیز میگوییم با اسلام جنگ نداریم.»
بنابراین روشن است که اوباما گرچه به زبان، از جنگ نکردن با اسلام سخن میگوید، اما در عمل با همراه کردن نام گروه تروریستی القاعده با اسلام، اقدام به همنشینی معنایی غیرمستقیم آنها با هم کرده است.
به این ترتیب پس از گذشت 10 سال از حادثه یازدهم سپتامبر 1380 که هنوز با ابهامهای روزافزونی درباره ریشههای شکلگیری این اتفاق همراه است، بهانه آمریکا برای پیشگیری از بروز مسائل مشابه و قدم نهادن در مسیری به فاصله صدها کیلومتر دورتر از وطن خود، با کشته شدن بنلادن به لحظهای تصمیمساز رسیده است.
حال باید دید مبارزه با تروریسم فقط در شخص بنلادن که حتی برخی او را مهره سوخته غرب معرفی میکنند، خلاصه شده است، یا دنبالههای القاعده قرار است در سرزمین دیگری همچون مصر، تونس یا یمن سر برآورند و سرزمین جدیدی را برای تاخت و تازهای غرب فراهم کنند.