محمدمهدی سالاری
بیش از 4 سال از محاصره مردم مظلوم اما مجاهد غزه قهرمان توسط دولت سفاک اسرائیل و دولت سازشکار حسنی نامبارک میگذرد. همه تلاشهای دلسوزان مسلمان و حتی شخصیتها و سازمانهای حامی حقوق بشر برای شکستن این حصر ظالمانه ناکام ماند. در این ماجرا که تکلیف اسرائیل روشن بود اما آنچه بیش از همه قلب مسلمانان را جریحهدار میکرد، همکاری کامل و مطلق دولت سازشکار مبارک با برنامههای اسرائیل و آمریکا بود. همکاریای که بدون آن تحمیل جنگ ظالمانه 22 روزه و قتلعام زنان و کودکان بیگناه فلسطینی میسر نمیشد. جلوگیری از ورود غذا و دارو، جلوگیری از ورود پزشکان و امدادگران داوطلب مسلمان و غیرمسلمان و حتی جلوگیری از خروج مردم بیگناه و بیماران و مجروحان از غزه و اعزام آنها به کشورهای دیگر جهت مداوا، اقداماتی بود که تنها از دولتی درست به همان اندازه رژیم صهیونیستی سفاک و دور از انسانیت ولی در عین حال بزدل و تابع محض اسرائیل و آمریکا میتوانست سر بزند. دولت مبارک مصداق کامل «اذله علیالکافرین و اعزه علیالمسلمین» بود. اما همکاری دولت مبارک با صهیونیستها به اینجا نیز ختم نشد، مردم مقاوم غزه به مثابه استخوانی در گلوی اسرائیل و خاری در چشم آمریکا بودند، که نه موشکهایشان، بلکه تنها «ایستادگی» و «مقاومت» آنها بود که موجودیت نامشروع اسرائیل و حضور و سلطه آمریکا در منطقه را تهدید میکرد. «فئه قلیلهای» که نه با قتلعام و مرگ تدریجی بر اثر گرسنگی و بیماری، تمام میشدند و نه دست از مقاومت میکشیدند. آخرین توطئه دشمن که بدون همکاری دولت نامبارک مصر میسر نمیشد، ایجاد دیوار حائل در مرز رفح و همچنین تخریب پیدرپی تونلهایی بود که مردم فداکار مصر برای کمک به برادران فلسطینی خود ایجاد میکردند. به عبارت دیگر، دولت مصر بسیاری از مردم کشور خود را نیز قربانی حفظ و بقای موجودیت اسرائیل و آنها را زندهزنده در این تونلها دفن کرد. و ای کاش مردم انقلابی مصر با شناسایی این شهدا و ارائه آمار و تعداد آنان، هم یاد شهدای خویش را زنده کنند و هم جنایات آن رژیم سفاک را رسوا. در آن زمان، نامبارک مصری نخواست و نمیتوانست هشدارهای مکرر رهبر فرزانه انقلاب را بشنود که پیدرپی او و دیگر سران عرب را از همکاری با دشمنان اسلام برحذر میداشتند تا خونهای مردم مظلوم غزه دامن آنها را نگیرد؛ «چه مصیبتی از این بالاتر که دولتهای مسلمان که باید در برابر رژیم غاصب، کافر و محارب، از مردم مظلوم غزه حمایت میکردند، رفتاری پیشه کنند که مقامات جنایتکارصهیونیست، گستاخانه آنها را هماهنگ و موافق با این فاجعهآفرینی بزرگ معرفی کنند؟ سران این کشورها چه جوابی در برابر رسولالله صلیاللهعلیهوآله خواهند داشت؟ چه جوابی به ملتهای خود که یقینا عزادار این فاجعهاند خواهند داد؟ به یقین امروز دل مردم مصر، اردن و دیگر کشورهای اسلامی از این کشتار، پس از آن محاصره طولانی غذایی و دارویی لبالب از خون است.» ؛«خیانتکاران عرب بدانند که سرنوشت آنان بهتر از یهودیان جنگ احزاب نخواهد بود که خداوند فرمود: «و اَنزَلَ الذین ظَاهَرُوهُم مِن اَهلِ الکتَاب وَ مِن صَیاصِیهم...»؛« ملتها با مردم و مجاهدان غزهاند. هر دولتی که بر خلاف این عمل کند فاصله خود و ملتش را عمیقتر میکند و سرنوشت چنین دولتهایی معلوم است».
...و ناگهان انفجار!
هیچکس تصورش را نمیکرد که دیکتاتور نامبارک نتواند حتی یکماه هم در مقابل اراده ملت مصر دوام بیاورد. بالاتر از آن حتی کسی نمیتوانست پیشبینی کند که آتش خشم مردم مصر اینگونه شعلهور شود و تاج و تخت فرعون مصر را سرنگون کند. اما «أخذناهم بغته» وعده تخلفناپذیر الهی است؛ چراکه «إنّ ربک لبالمرصاد» و چه زود مقاومت مردم قهرمان غزه به نخستین ثمره خود رسید و خون شهدایشان دامنگیر متهم درجه اول خائنان عرب شد. دشمن آمریکایی تلاش کرد و میکند که علت رستاخیز مصری را فقر، بیکاری و دموکراسیخواهی قلمداد کند اما «بزرگترین جرم نظام کنونی مصر این است که این کشور را از آن جایگاه رفیع به رتبه یک مهره بیاختیار در بازیهای سیاسیاش در منطقه، تنزل داد. انفجار امروز ملت بزرگ مصر، پاسخی به این خیانت بزرگ است که دیکتاتور وابسته، نسبت به ملت خود مرتکب شد».
بنابراین و براساس این تحلیل و آن وعده تخلفناپذیر الهی که گفته شد، در حقیقت این مقاومت و ایستادگی ملت مجاهد و نستوه غزه است که تاج و تخت فرعونی مبارک را منهدم کرد! این خونهای پاک و به ناحق ریخته شده مسلمانان فلسطینی و مصری که در تونلهای زیرزمینی رفح به هم آمیخت، در رگهای غیرت جوانان شجاع متحصن در میدان التحریر جوشید و از گلوی شهدای تظاهرات 25 ژانویه در قاهره، اسکندریه و سوئز فوران کرد!
فاجعه بحرین
فاجعه امروز کشتار مردم مسلمان در بحرین، فراموشکاری و عبرت نگرفتن از سرنوشت غزه را روشن می کند؛ چه اگر بنا بر عبرتآموزی بود، تاریخ پر است از عبرتهایی نظیر مبارک مصری و بنعلی تونسی. جنایتکاران بحرینی و سعودی، سرخوش از لشکرکشی به محلات و خانههای محقر مسلمانان بحرینی، از لشکریان مزدور خود در بحرین سان میبینند؛ غافل از اینکه «فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکرُوا بِهِ فَتَحْنَا عَلَیهِمْ أَبْوَابَ کلِّ شَیءٍ حَتَّى إِذَا فَرِحُوا بِمَا أُوتُوا أَخَذْنَاهُم بَغْتَهًْ فَإِذَا هُم مُّبْلِسُونَ» اما اگر آنها نشنیدهاند، ما شنیدهایم که «وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّن ذُکرَ بِآیاتِ رَبِّهِ ثُمَّ أَعْرَضَ عَنْهَا إِنَّا مِنَ الْمُجْرِمِینَ مُنتَقِمُونَ».
رهبر حکیم انقلاب در سخنانی خطاب به جنایتکاران فجایع بحرین هشدار دادند: «ممکن است شما یک فشارى بیاورید، وحشیگرىاى بکنید، یک چند صباحى یک آتشى را خاموش کنید؛ لیکن خاموش نخواهد شد، روز به روز عقدههاى مردم را بیشتر و غیظ آنها را شدیدتر خواهید کرد. یک وقت آنچنان زمام کار از دستتان در خواهد رفت که دیگر هیچجورى نشود بخیه زد. اشتباه میکنند؛ هم آنها اشتباه میکنند، هم آن کسانى که از خارج از بحرین نیرو وارد میکنند، بشدت در اشتباهند؛ خیال میکنند با این حرفها میشود حرکت یک ملت را از بین برد».
دور نباشد آن روزی که خون ملت مظلوم اما مقاوم بحرین، در امتداد خون مظلومان مجاهد غزه، دامان حکومت بحرین، دولت سعودی و شرکایشان در جنایتهای بحرین را بگیرد و شاهد تحقق وعده الهی انتقام از مجرمان در منطقه باشیم!