تاریخ انتشار : ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۱:۱۱  ، 
کد خبر : ۲۱۹۶۲۸

آل‌خلیفه و مشروعیت از دست رفته


حسین امیرعبداللهیان
1- تحولات منطقه خاورمیانه، سونامی سیاسی- اجتماعی است که در حوزه تمدنی اسلامی به طور فزاینده در حال پیشرفت می باشد. وجه مشترک تحولات خاورمیانه عبارتند از:
اول- بیداری اسلامی ملت ها: نمونه و مصادیق آن را در تمرکز حرکت های اسلامی در نمازهای جمعه، معارضه اسلامی و مخالفت مردم با نظام های استکباری و دیکتاتوری می توان یافت.
دوم- حضور جوانان در مرکزیت، موج آزادیخواهانه و شعائر اسلامی
سوم- حضور زنان محجبه و مسلمان عرب، در حالی که در بسیاری از کشورهای منطقه نقش اجتماعی- سیاسی زنان به شدت محدود بوده است.
چهارم- بهره برداری معارضه اسلامی از موج تحولات در راستای ارتقای دموکراسی، اسلام خواهی و معیشت جوامع.
تحولات مزبور منجر به شکل گیری پارادایم جدیدی در خاورمیانه خواهد شد که از هم اینک نشانه های آن آشکار شده است.
2- مارتین ایندیک سفیر سابق آمریکا در تل آویو و طراح استراتژی مهار دوگانه آمریکا در مورد جمهوری اسلامی ایران و عراق، طی مقاله ای در نیویورک تایمز می نویسد:
اول- شرایط حکومت عربستان سعودی بحرانی است. همسایگان این کشور شامل یمن، بحرین و اردن با خیزش جدی مردمی روبه رو هستند. حسنی مبارک، متحد سعودی سقوط کرده است و در عراق نیز حکومتی دموکراتیک و دارای اکثریت شیعی حاکم است.
دوم- اوباما برای حفظ تعادل قیمت نفت چاره ای اندیشیده که مشتمل بر حمایت از حکومت آل سعود و نادیده گرفتن سرکوب شیعیان در عربستان سعودی و بحرین می باشد، یعنی این کشور را از اجرای حقوق بین الملل مستثنی کرده است. اما نه این روش اوباما و نه اختصاص یکصد میلیارددلار ملک عبدالله سعودی برای ایجاد اشتغال مشکل را حل نخواهد کرد.
سوم- ما باید بپذیریم که حرکت مردم در خاورمیانه متوقف نخواهد شد، لذا در حوزه خلیج فارس، سهیم کردن مردم در قدرت سیاسی و تبدیل حکومت های پادشاهی و خاندانی به «پادشاهی مشروطه» می تواند راهکار مناسب تری باشد.
3- مشکل اساسی سیاسیون و استراتژیست های عرب و غرب در حوزه روابط بین الملل و در قبال تحولات منطقه این است که:
الف- نظام سلطه و حکومت های محلی فاقد درک صحیحی از تحولات و خیزش اسلامی منطقه هستند.
ب- آمریکا و غرب طی دهه های گذشته «حاکمان عرب» را بیش از اندازه دیدند، اما «مردم» را مطلقا «ندیدند» در نتیجه فاقد درک جامعه شناختی از منطقه تمدنی- اسلامی خاورمیانه می باشند و نمی توانند تئوری مناسبی را برای رفتار کنونی مردم ارائه کنند.
4- سردرگمی برخی از حکام منطقه به مرحله ای رسیده است که نظامیان سعودی اکنون با روش های مشابه رژیم صهیونیستی در حال قلع و قمع مردم مسلمان بحرین می باشند. آنان در عمل حاکمیت بحرین را نادیده انگاشته و در این کشور دارای اکثریت شیعی به تاخت و تاز پرداخته اند. آمریکا و انگلیس نیز عملا با وضعیت موجود همراهی کرده اند. اکنون مردم بحرین توسط شورای نظامی متشکل از مقامات نظامی و امنیتی سعودی، امارات و بحرین و مشاوران آمریکایی و انگلیسی سرکوب می شوند. اخراج دسته جمعی معترضان از کار، یورش شبانه به منازل شیعیان، دستگیری، شکنجه های نامتعارف و منجر به قتل، تفتیش عقاید، کشتار شیعیان با گلوله مستقیم و در زندان ها، هتک حرمت اماکن مقدس دینی و تخریب کامل مساجد، تجاوز به برخی زنان و دختران معترض از جمله اقدامات کمیته نظامی مزبور می باشد. این رفتارها آن قدر خشن و مستبدانه است که حتی روزنامه نیویورک تایمز در هفته گذشته می نویسد: «وضعیت آن قدر وخیم شده که بخشی از گروه های مخالف که قبلا نظر مساعدی نسبت به اصلاحات داشتند، اکنون با پیوستن به دیگر گروه های مخالف که قبلا نظر مساعدی نسبت به اصلاحات داشتند، اکنون با پیوستن به دیگر گروه ها درصدد مسلح شدن برآمده اند.»
5- علی رغم رفتار متعارض آمریکا و انگلیس در تحولات خاورمیانه و سرکوب های خشن در منطقه خاورمیانه و از جمله یمن، لیبی و بحرین، «مردم» با استمداد از اعتقادات اسلامی و آزادیخواهانه، حرکت رو به جلوی خود را ادامه می دهند. در بحرین نیز به دور از شعارهای ساختگی فرقه ای و ادعای درگیری شیعه و سنی، مردم مطالبات مسالمت آمیز خود را فعالانه پیگیری می کنند و آل خلیفه باید برای اعاده مشروعیت از دست رفته خود که در اثر هجوم اشغالگرانه در این کشور حاصل شده است چاره ای فوری بیندیشد و «استقلال از دست رفته بحرین» را در توجه جدی به مطالبات مسالمت آمیز مردم بازیابد. زیرا پارادایم جدید مبتنی برخواست و اراده ملل عرب در حال تثبیت بوده و فردا خیلی دیر است؟!

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات