گردآوری: محمدعلی همدانی
از جمله مواردی که آقای موسوی علیه آرمانهای امام قیام کرد، مسأله احزاب است و با توجه به اینکه اصل تاسیس حزب مورد تائید قانون اساسی است، باید بررسی کرد که حزب گرایی و تقسیم کردن مردم به دستههای متفاوت، در نظر امام(ره) چه جایگاهی دارد؟
آقای موسوی معتقد است:
«قطعا جامعه ما برای محقق کردن فضای باثبات سیاسی به احزاب صالح و قدرتمند نیازمند است و چه بسا زمانی که زمینه برای فعالیت موثر و مفید سامانهای سیاسی فراهم شود اینجانب و برخی از همفکران شما نیز کوششهای خود را در چارچوب تشکلی متعارف از این نوع قرار دهیم.»
وی معتقد است که نباید یک دسته را حزب ا... و دسته دیگر را حزب شیطان بنامیم:
«این چه سخنرانی است که از تریبون دولتی مردم را به جنگ با یکدیگر دعوت میکند و یک عده را حزب ا... مینامد و عدهای دیگر را حزب الشیطان؟»
قبل از هرچیز باید این مطلب یادآور شود که تقسیم به حزب ا... و غیر آن، مسأله جدیدی نیست؛ بلکه این موضوع از صدر اسلام (و به شکل کلی تر از بدو خلقت یعنی از زمان هابیل و قابیل) وجود داشته ونسبت دادن این حرف به رسانه دولتی، نشان از اطلاعات سطحی دارد؛ البته با این پیش فرض که گوینده، قصد شیطنت و تشویش اذهان عمومی را نداشته باشد. حضرت امام(ره) میفرماید:
«از اول عالم تا حال دو حزب بوده است: یکی حزب ا... و یکی حزب غیر الهی و شیطانی، آثار هر یک هم جدا بوده است.»
اما در نظر امام(ره) هر گونه دو دستگی برای ملت، به سم مهلک میماند:
«اى احزاب مختلف، اى گروههاى مختلف! اگر شما براى کشور خودتان دلسوز هستید و براى ملتتان دلسوز هستید، باید بدانید که این ایجاد گروههاى مختلف براى ملت، سم قاتل است و کشور شما را باز به حال اول خداى نخواسته بر مىگرداند. اى اشخاصى که داد از ملیت مىزنید، داد از دوستى با ملت مىزنید، داد از دوستى با مستضعفین مىزنید، این اظهار وجودها، این گروه گروه کردن ملت، موجب این مىشود که ملت شما باز به حال اول برگردند. شما دارید رمز پیروزى ملت را از دست مىدهید. شماها که حسن نیت دارید در تحت تأثیر شیاطینى که سوء نیت دارند واقع شدهاید. خداى تبارک و تعالى مىفرماید وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّه جَمیعاً وَ لَا تَفَرَّقُوا امر به اجتماع و نهى از تفرق. شماها اجتماع مسلمین را به هم مىزنید و موجب تفرقه مىشوید. هواهاى نفس را کنار بگذارید! با ملت در یک مسیر بروید.»
امام امت هیچ حرکتی که منافع اشخاص را بر منافع جامعه ترجیح دهد، نمیپذیرند و از اینکه به بعضی احزاب فضای فعالیت دادند ولی آنها از این فضا سوء استفاده کردند، خود را خطا کار مینامند:
«بنابراین، در کمال تأسف ما دیگر نمىتوانیم آن آزادى که قبلًا دادیم بدهیم؛ و نمى توانیم بگذاریم این احزاب به کار خودشان و فسادهایى که داشتند مىکردند و مى کنند [ادامه] بدهند... و من تصدیق مىکنم که خطا کردیم، هم ما خطا کردیم، هم دولت خطا کرد، هم شوراى [انقلاب] خطا کرد؛ همه ما خطا کردیم.»
از نظر امام(ره)، حزب گرایی و حزب بازی، خلاف تعالیم اسلام است:
«یک مملکتى که محتاج به این بود که همه احزاب آن مجتمع باشند براى پیشرفت مملکت، همه احزاب درست شد، و همه با هم مخالف. مع الأسف در این ممالک ما که تعلیماتش باید تعلیمات الهى باشد، باید ببینند چه گفتند تا ما اطاعت بکنیم. خلاف تعلیمات اسلامى مجتمعات مختلف درست مىکنند. قرآن مىفرماید که: انَّمَا الْمُؤمِنُونَ اخْوَةٌ و غیر از برادرى پیش مؤمنین چیزى نیست.»
امام خمینی(ره) هدف این احزاب را از آزادی بیشتر در فعالیتهایشان، فضای بیشتر برای توطئه علیه نظام میدانند:
(الان هم اینها به دست و پا افتادهاند که اشکال بکنند به قانون اساسى. یک اشکالشان این است که شما مىبینید که براى احزاب سیاسى در آتیه چیزى نمانده. ما مىخواهیم ببینیم احزاب سیاسى و سایر جمعیتها غیر از اینکه به آنها بگویند که همه شما آزاد هستید، سانسور هرگز نخواهد بود، اینها غیر از این چه مىخواهند؟......توطئه بر ضد اسلام نکنند. این آقایان مىخواهند توطئه بر ضد اسلام بکنند که مىگویند که «براى ما جاى فعالیت نگذاشتهاند» معلوم مىشود، ما از اینجا مىشناسیم اینها را و ملت ما باید اینها را بشناسند که در عین حالى که قانون اساسى ما مىگوید که همه احزاب، همه جمعیتها، اقلیتهاى مذهبى و انجمنهاى اسلامى و انجمنهاى دیگر همه آزاد هستند، فقط گفتهاند که شرطش این.. ملیت ما را نخواهید از بین ببرید، نقض جمهورى اسلامى ما را نکنید، نقض قانون اساسى ما را نکنید، نقض اسلام را نکنید، این شرطى که کردهاند اینها را ناراحت کرده که این آقایان اهل این هستند که مىخواهند ملت ما را از بین ببرند.»
امام خمینی(ره) ریشه بهوجود آمدن فتنه را این گونه بیان میکنند:
«اگر.. به طور انقلابى عمل کرده بودیم، قلم تمام مطبوعات را شکسته بودیم و تمام مجلات فاسد و مطبوعات فاسد را تعطیل کرده بودیم، و رؤساى آنها را به محاکمه کشیده بودیم و حزبهاى فاسد را ممنوع اعلام کرده بودیم، و رؤساى آنها را به سزاى خودشان رسانده بودیم، و چوبههاى دار را در میدانهاى بزرگ برپا کرده بودیم و مفسدین و فاسدین را درو کرده بودیم، این زحمتها پیش نمىآمد. من از پیشگاه خداى متعال و از پیشگاه ملت عزیز، عذر مىخواهم، خطاى خودمان را عذر مى خواهم.. اگر ما انقلابى بودیم، اجازه نمىدادیم اینها اظهار وجود کنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مىکردیم. تمام جبههها را ممنوع اعلام مىکردیم. یک حزب، و آن «حزب ا...»، حزب مستضعفین...» 1دامه دارد...