حسن ابراهیمزاده
این روزها ولایتمداران و عدالتخواهانی که در شناساندن دکتر احمدینژاد و شعارهای اسلامی و انقلابی او و در نتیجه پیروزی وی در دو دوره انتخابات ریاست جمهوری نقش محوری داشته اند، مورد شماتت و کنایه کسانی قرار گرفتهاند که در دوران انتخابات نهم و دهم، از هیچ وسیلهای برای شکستن آرای احمدینژاد دریغ نکردند. این عده، وضعیت به وجود آمده کنونی تحت تأثیر جریان انحرافی و بعضاً افراد هرهری مذهب در عرصه سیاست و فرهنگ را معلول حمایتهای شخصیتها و نیروهایی میدانند که در مسیر دفاع از شعارهای احمدینژاد و پیروزی او، از اهدای انگشتری خانواده خود هم اِبا نکردند. این افراد در فراری رو به جلو، برای توجیه همراهی خویش با عناصر ضد انقلاب و تطهیر پیشینه «مردودی»شان، موضعگیریهای خود بر ضد شعارهای احمدینژاد را معلول شناخت درست خویش از جنبههای شخصیتی شخص رئیسجمهور و چپ و راست او عنوان میکنند و وضعیت کنونی را بهترین فرصت برای جبران ناکامیها و تصفیه حسابها و عقدههای شکست حزبی و باندی میدانند و با بازیکردن در زمین دشمن، به دنبال ایجاد نوعی دلسردی در بین نیروهای ولایتمدار و انقلابی هستند و در این راه حتی از نشانه رفتن انگشت اتهام به سوی بزرگانی که تداعی کننده بزرگانی چون علامه طباطبایی و شهید مطهری و شهید بهشتی در اذهان جامعه هستند، اِبایی ندارند. این عده که بیشتر آنان را ملیگراها، سکولارها، اصلاحطلبان و کسانی تشکیل میدهند که با همه ادعاهای اسلامخواهی و تکیه بر نام امام و انقلاب، هنوز صف خود را نه تنها از سران فتنه که حتی از طبالهها و رقاصهها هم جدا نکردهاند، نوک تیز زبان و قلمشان را به جای نشانه رفتن به سمت اندیشههای انحرافی و گروهک هرهری مذهب، متوجه نیروهای ولایتمدار و فدائیان اسلام و انقلاب میکنند و متقابلاً اعضای اندک و منحرف این جریان، به جای نشانه رفتن کسانی که از هیچ حرکتی برای به شکست کشاندن احمدینژاد دریغ نکردند، بزرگان و شاگردان فرزانگانی را نشانه میروند که رهبری معظم انقلاب از ایشان بهعنوان عقبههای تئوریک نظام یاد کردهاند.
در این میان، ضلع سوم یعنی اپوزیسیون خارج از کشور هم با کامل کردن اضلاع این مثلث، فرصت را برای رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده خود مهیا دیده، با بمباران تبلیغاتی و ایجاد جنگ روانی درصدد حاکم کردن یأس انقلابی برآمدهاند؛ غافل از اینکه «چراغی را که ایزد برفروزد/ هر آن کس پف کند ریشش بسوزد» و این بار نیز عصای انقلاب توحیدی، سحر ساحران را میبلعد و تفاوت ماهوی دوستان واقعی نظام و ولایت را از مدعیان بدلی آشکار میسازد.
ائتلاف و همزبانی این عده پس از هشت ماه فتنه جنگ نرم، همراهی و همزبانی کسانی را تداعی میکند که با برخورد شدید امام راحل روبهرو شدند؛ کسانی که در دوران هشت سال دفاع مقدس با حرکتهای تند سیاسی در مجلس و دولت و بیت قائم مقامی وقت، بر بینتیجه بودن جنگ تکیه میکردند، پس از پذیرش قطعنامه به جای بازخواست ارگانها و دوائر دولتی و مجموعههای سیاسی که به یاری امام و رزمندگان نشتافته بودند، فرماندهان و رزمندگان و حتی شهدا را نشانه رفتند تا جایی که قائم مقام وقت رهبری در دام تحلیلهای غلط آنها فروغلتید و با طرح این ادعا که «در برابر آن همه شهید از دست داده، چیزی به دست نیاوردیم» مردودی خود را از جرگه خواص کلید زد و امام راحل(ره) در واکنش به نگاه نتیجه خواهانه در برابر نگاه تکلیفمدارانه، با عذرخواهی از خانوادههای شهدا به سبب ارائه تحلیلهای غلط آن ها، فرمودند: مگر فراموش کردهایم که ما برای ادای تکلیف جنگیدیم و نتیجه فرع آن بود.
حضرت امام(ره) در سخنان بعدی خود، ضمن تشریع دستاوردهای پیدا و پنهان هشت سال دفاع مقدس، «بیداری اسلامی» را که آن روز در «بیداری فلسطین» نمود یافته بود، دستاورد خون شهدا و هشت سال دفاع مقدس خواندند.
افرادی که این روزها در چنبره نگاه جزئی و سطحینگر خود گرفتار آمدهاند و با عقل جزئینگر دکارتی سیاستها و اهداف و حتی دستاوردها را میسنجند و در مدار حزبی و گروهی در حرکتند، هرگز لطافت و حلاوت نگاه تکلیف مدارانه و ولایتمداری را نچشیده و نمیچشند، اینان گمان میکنند بزرگان و شاگردان آنان و امت ولایتمداری که آمده بودند تا گفتمان امام و انقلاب را احیا کنند و فرهنگ عدالتخواهی امام را در بین مردم و به ویژه مسؤولان زنده سازند و در مقابل دین فروشی برخی معممین سکولار بایستند، راه را اشتباه رفته و در عوض، خود راه درست را طی کردهاند! اینان با کسانی هم رأی شدند که برخی از آنان به صراحت اعلام کردند برای اولین بار و در مخالفت با سیاستهای احمدینژاد، در جمهوری اسلامی رأی میدهند!
این عده میپندارند در انتخابات دهم و خیز همه مخالفان و معاندان نظام برای نشانه رفتن «اصل نظام»، ما میبایست با جریانها و دستجاتی همراه میشدیم که برای رسیدن به اهدافشان، دست هر بی دین و رقاصه و جاسوسی را به گرمی فشردند. برای ماندن در تاریخ با قاطعیت میگوییم اگر دردور نهم انتخابات ریاست جمهوری، گفتمان امام و انقلاب پیروز نمیشد، شکاف طبقاتی مردم را از نظام جدا میساخت، حزبا... لبنان شکست میخورد، غزه به اشغال نیروهای صهیونیستی در میآمد و....
و اگر دور دهم انتخابات ریاست جمهوری کسانی مانند میرحسین موسوی و کروبی به پیروزی میرسیدند، ما شاهد پیامدهای ناگواری در ایران و جهان بودیم که یکی از آنها حاصل نشدن همین رخداد بزرگ بیداری اسلامی بود.
بیان صریح مقام معظم رهبری در خصوص «مردودی بسیاری از خواص» در هشت ماه فتنه فرهنگی و سیاسی، همان بیان امام راحل مبنی بر «بدا به حال آنانکه از کنار این معرکه گذشتند» در هشت سال دفاع مقدس بود.
ما که به تکلیف خود عمل کردهایم، سر بلندیم که امروز آبرویمان را با خدا معامله میکنیم و خوشحالیم که نه دیروز و نه امروز، در زمره خواص مردود و «گروهک انحرافی» و «اپوزیسیون داخل و خارج» و «سران فتنه» و فتنهگران نبوده و نیستیم.