فرزاد حقالذاکرین
اسرائیل جمعآوری اطلاعات علمی و نظامی در آمریکا و سایر کشورهای پیشرفته را نیز یکی از اولویتهای فعالیتهای جاسوسی خود میداند و از طرق مختلف برای رسوخ در سازمانهای نظامی و دست یافتن بر اطلاعات طبقهبندی شده دفاعی آمریکا و کشورهای اروپای غربی تلاش میکند. میدلایست در همین گزارش به مواردی اشاره میکند که نفوذ صهیونیستها را در عالیترین سطوح تصمیمگیری در آمریکا به ثبوت میرساند. یکی از این موارد برکناری «ژوزف چوربا» معاون ادارۀ اطلاعات نیروی هوایی آمریکا در سال 1980 است که پس از آگاهی از فعالیتهای مأموران اسرائیلی برای دست یافتن بر اسرار نظامی آمریکا علناً از اسرائیل انتقاد کرد ولی چندی بعد به علت اینکه سد راه فعالیت جاسوسان اسرائیلی شده بود موقعیت مهم امنیتی خود را از دست داد. مورد دیگر تحویل متن یک گزارش محرمانه به مقامات اسرائیلی از طرف یکی از کارکنان کمیته امور خارجی سنای آمریکای در سال 1987 است که با وجود افشای موضوع در مورد تعقیب مردی که این گزارش محرمانه را در اختیار اسرائیل گذاشته بود اقدامی به عمل نیاورد. تازهترین و پر سر و صداترین ماجرای جاسوسی اسرائیل در آمریکا به سال 1986 است که هنوز تا تاریخ تحریر این مطلب مقامات فضائی آمریکا نتوانستند دربارۀ مجازات یک صهیونیست آمریکائی که به خیانت کشورش و دادن اسرار نظامی به یک کشور بیگانه اعتراف کرده است تصمیمی اتخاذ نمایند. مجله تایم آمریکا در شمارۀ مورخ شانزده ژوئن 1986 خود گزارش مفصلی دربارۀ این ماجرای جاسوسی منتشر کرده و ضمن آن مینویسد «جوناتای پولار» کارشناس سابق نیروی دریایی آمریکا که یک یهودی متعصب صهیونیست است.
از سال 1984 فعالیتهای جاسوسی خود را به نفع اسرائیل آغاز کرده و در مدت هجده ماه که اسرار نظامیان آمریکا را در اختیار مقامات اسرائیل میگذاشت 45000 دلار دستمزد از اسرائیلیها دریافت داشت.
ارتباط پولار در آمریکا با یک سرهنگ نیروی هوائی اسرائیل به نام «تویام سلا» بود که فرماندهی عملیات بمباران نیروگاه اتمی بغداد را در سال 1981 به عهده داشت و بعد از انجام این مأموریت به آمریکا اعزام شد. پولار ضمن فعالیتهای جاسوسی خود به نفع اسرائیل با دریافت 20 هزار دلار به عنوان خرج سفر و پاداش به اتفاق همسرش به پاریس رفت و در آنجا با «رافی ایتان» که در آن زمان در سمت مشاور نخستوزیر اسرائیل سرپرستی عملیات جاسوسی در بخش اطلاعات علمی و نظامی اسرائیل را به عهده داشت آشنا شد و از آن به بعد تحت نظر وی به کار خود ادامه داد ناگفته نماند که رافی ایتان همان کسی است که عملیات ربودن آیشمن جنایتکار نازی را از آمریکای جنوبی در سال 1960 رهبری کرده و در ربودن صد تن اورانیوم و چاشنی بمب اتمی از آمریکا نیز دست داشته است.
صهیونیستهای سرمایهدار
بر کسی پوشیده نیست که نظام سرمایهداری آمریکا در دست عدهای انگشتشمار از سرمایهدارانی است که حیات سیاسی کشور را در گرو مطامع خود قرار دادهاند. از پیروزی و شکست یک حزب گرفته تا ترور بالاترین مقامات کشورها، از ایجاد روحیه و رفتار جدید در جامعه تا دخالت در روابط زناشوئی، از شبکه بورس و بانک و نفت تراستهای صنعتی تا مطبوعات و رادیو تلویزیون و سینما و سازمانهای اقتصادی و سیاسی، در اختیار صیهونیستهای ثروتمند و کسانی چون راکفلر مورگان، گلدواتر ولیلیانتال قرار دارد.
5- رسانههای گروهی و وسایل ارتباط جمعی
یکی از مشخصات رسانههای دنیای سرمایهداری یلهورها بودن رسانهها از نظر بعد اخلاقی و اجتماعی میباشد. کنترل دولتها به رسانهها به شکلی که در کشورهای دیگر انجام میشود وجود ندارد اما این رسانهها در کنترل یک شبکه ناپیدای سرمایهداری هستند که تمامی سرچشمههای قدرت در اختیار آنان است و در واقع این کارتلهای عظیم مالی هستند که نه تنها رسانهها را کنترل کرده، بلکه فرهنگ و سیاست مردم را در چنگال خود دارند. در این راستا رادیو و تلویزیون در اختیار کمپانیهای تجاری است. اخیراً مقالهای در مجله آمریکائی «اسپات لایت» از طرف یک خبرنگار صهیونیست آمریکائی به نام «چارلز فیشبین» به چاپ رسید که خصوصیات نفوذ این سرمایهداران در شبکه تبلیغاتی آمریکا و بالنتیجه در رسانههای این کشور را تشریح میکند. علت درج این مقاله اخراج خبرنگار فوق از یکی از روزنامههای آمریکائی میباشد. دلیل اخراج وی نیز داشتن افکار ضدصهیونیستی و عدم انطباق افکار وی با سلطه آنان بوده است.
اکنون در آمریکا، مطبوعات به عنوان قدرت مسلم و به عبارتی «قوه چهارم» علاوه بر قوای سهگانه کشور محسوب میشوند. این بحث در خلال جریان رسوایی واترگیت به خوبی بر همه مشخص شد. در واقع این قدرت مطبوعات و سماجت حرفهای خبرنگاران بود که توانستند واترگیت را علنی سازد. هیچ شکی وجود ندارد که نیروی مطبوعاتی آمریکا توانست درهای کاخ سفید را باز کرده و ریچارد نیکسون را مجبور به ترک کاخ نماید. چیزی که به ندرت در دیگر نقاط جهان اتفاق میافتد.
ماشین تبلیغاتی صهیونیسم که جهت حمایت اقتصادی و سیاسی از صهیونیستها به وجود آمده است سالیانه صدها میلیون دلار را میبلعد.
در شهرهای شیکاگو، کلیلوند و نیویورک تجمع سازمانهای تبلیغی، اقتصادی صهیونیستها تمرکز بیشتری دارد. علاوه بر آن طی 20 سال اخیر آنها توانستهاند مراکز تبلیغاتی و روزنامههای مهمی را در شهرهای دالاس، هوستون، میامی و لوسآنجلس تأسیس نمایند.
صهیونیستها در دنیا 1036 روزنامه و مجله در اختیار دارند که معروفترین آن روزنامه نیویورک تایمز است و باید گفت که این روزنامه در آمریکا با نفوذترین روزنامه در سطح این کشور بشمار میرود.
روبرت مردوخ یکی از سرمایهداران معروف صهیونیست تبعۀ استرالیا میباشد. که در سه قاره دنیا (آمریکا، اروپا و استرالیا) مؤسسات زیردست وی به القاء فکر و ترویج افکار صهیونیستی مشغول هستند بیش از 90 روزنامه و دهها مجله و هفتهنامه در 3 قاره بزرگ دنیا در انحصار این شخص است. مردوخ فقط در انگلستان بیش از 4/1 بازار مطبوعات را با تیراژ هفتگی بیش از 32 میلیون شماره، تحت ضبط و انحصار شخصی خود در آورده است. به ندرت میتوان در رسانههای گروهی مهم غرب مطالبی علیه صهیونیزم یافت.
یکی از ایستگاههای تلویزیونی در کلیلوند (در ایالت اوهایو) مطلبی را پیرامون اوضاع فلسطینیها عنوان کرد و از اسرائیلیها به عنوان غاصبان مردم فلسطین یاد کرد بلافاصله چند سازمان تبلیغاتی صهیونیستی سفارش آگهی تجارتی خود به این ایستگاه تلویزیونی را لغو کردند. بالاخره با وساطت انجمن تبلیغات اجازه یافت که با مسئولیت بیشتر در قبال این مواضع بکار خود ادامه دهد.
نمایش صهیونیسم در ایالات متحده تنها بیانگر وجود یک سیستم یا ایدئولوژی خاص در یک کشور نیست بلکه بیانگر هجومی است که جهانیان را تهدید میکند.
صهیونیستها به خود اجازه میدهند در کلیه مسائل جهان مداخله کنند، بدون توجه به حقوق بینالملل به کشورها تجاوز نمایند، بدون توجه به ملتها به غارت منابع آنها بپردازند و حتی با تبلیغات شیوه فکر کردن را برای آنها تعیین نمایند درهمآمیختگی حیات صهیونیزم و آمریکا سالهاست که زنگ خطر را برای کلیه جهانیان به صدا درآورده و طنین صدای آن همچنان در گوشها باقی است.