این اصطلاح همزیستی اسلام و مسیحیت که بمن پیشنهاد گردید درباره آن سخن بگویم در واقع در پرتو واقعیتهای لبنان این عنوان را بخود گرفته است وگرنه اصل موضوع همواره زیر عنوان مناقشه اسلام و مسیحیت مطرح میگردد ولیکن چون در سرزمین لبنان مسئله همزیستی بین مسلمانان و مسیحیان مطرح است لذا این اصطلاح جدید همزیستی بجای مناقشه عنوان شده است.
تماس مسیحیت با اسلام از کانال همزیستی مسیحیان با مسلمین در لبنان گوشهای از پدیده تماسهای دو طایفه مذکور در خاورمیانه و یا در پهنه گیتی است چه از دیدگاه اسلامی باین مسئله بنگریم بعنوان اینکه اسلام یک دین جهانی است و یا از دیدگاه مسیحیت بعنوان این که مسیحیت نیز یک دین جهانی است.
این تماس و اختلاط بخصوص در عصر نوین که وسایل ارتباطات بشریت و تماسهای فرهنگی سیاسی آنان بیکدیگر بعلت برخورد مستقیم و با بوسیله کتاب و مطبوعات و رادیو تلویزیون توسعه یافته بیشتر لمس میگردد.
ما به مسئله همزیستی اسلام و مسیحیت از دیدگاه دیگری مینگریم خاصه آنکه در جهان امروز تمدن و فرهنگی در حال گسترش است که فاقد هرگونه ارزشهای اخلاقی و انضباطی است. در حالیکه در گذشته این تمدن بود که جلوی خصومتهای بیجا و افراطگریها را میگرفت و آنرا براه راست و بشردوستانه و اخلاقیات راهنمائی و هدایت میکرد.
آری یک چنین فرهنگی امروزه در حال گسترش و رشد میباشد و همزمان روحیه ستیزهجوئی بدور از هرگونه ارزشهای اخلاقی و انسانی در جوامع بشری و دستجات سیاسی بالاخص در هیئتهای حاکمه و رژیمهای دولتی حکمفرما میشود.
از این دیدگاه است که باهمیت همزیستی مسلمین و مسیحیان پی میبریم و این همزیستی نه تنها در لبنان بلکه در سرتاسر کشورهای خاورمیانه که آبستن رویدادهای غیر منتظرهای هستند ضرورت دارد.
بدین جهت نیز باهمیت این بحث بعنوان یک ضرورت فرهنگی در عصر حاضر پی میبریم که این مسئله نه تنها به نفع مسلمین و مسیحیان خاورمیانه بلکه بنفع اسلام و مسیحیت در جهان میباشد.
البته همانطور که قبلا نیز اشاره شد انگیزه اصلی این ضرورتها برخورد و تماس گروههای بشر با یکدیگر است که چون اغلب یا معتقد بدین مبین اسلام و یا معتقد به مسیحیت هستند جا دارد پیرامون دو مذهب مذکور با روحیه و درک مکتبی باین مسئله برخورد کنند.
البته در یک چنین بحثی باید رویدادهای تاریخی و واقعیتها را همانگونه که هست بررسی و برشمرد زیرا مسئله این نیست که انسان در رودرواسی قرار گیرد و لذا سعی کند مسائل را کوچک بشمرد تا مثلا گروهی نرنجند زیرا این شیوه را خیلیها تاکنون بکار بردهاند مثلا در بحثهای مربوط بمناقشه اسلام و مسیحیت گاهی افراد و شخصیتهائی در اینگونه بحثها شرکت کردهاند که از کنار مسائل حاد با سهلانگاری میگذرند و گویا تنها یک سوءتفاهم ناچیزی در جهان بوده که بزودی رفع میگردد.
خیر، مسئله باین سادگیها نیست و باید اهم عوامل موثر در همزیستی اسلام و مسیحیت یک بیک مطرح و بررسی گردد که من مطلب را بشرح زیر خلاصه میکنم زیرا در این دیدار کوتاه فرصت کافی برای بحثهای طولانی نداریم.
در ابتدا باید این نکته مورد توجه قرار گیرد که آیا اسلام و مسیحیت از لحاظ قوانین مربوط بخود اجازه و یا احتمال همزیستی را دادهاند یا خیر؟
در قوانین اسلام ملاحظه میشود که اسلام میتواند با مسیحیت همزیستی نماید یعنی در کنار مسیحیت زندگی مسالمتآمیزی را بگذراند.
البته اینطور که قوانین آئین مسیحیت نیز نشان میدهد مسیحیت نیز همزیستی را با سایر ادیان آسمانی باید بپذیرد لیکن حال باید دید که آیا مسیحیان پایبند این قانون بودهاند؟!
البته گروهی نیز این اندیشه غربزده را دارند که مسلمانان و مسیحیان همزیستی نمایند لیکن به قوانین الهی یعنی بدیانت خود کاری نداشته باشند و دین اسلام و دین مسیحیت را بکلی کنار گذارند که این شیوه غیر مذهبیون است که از اندیشههای مارکسیست الهام گرفته و در جوامع مادیگرای غرب نیز تا حدودی رعایت میشود.
ولیکن اکنون نمیخواهم مسئله الغای دیانتهای اسلام و مسیحیت را در اینجا مطرح کنیم زیرا در آن صورت دیگر مردمی مسلمان و یا مسیحی باقی نمیمانند تا مسئله همزیستی بین آنها مطرح گردد بلکه برعکس مسئله آنست که مسلمانان متعهد و پایبند بدین خود در جوامع هستند و در کنار آنها نیز مسیحیانی دیده میشوند که پایبند دین آسمانی خود میباشند و مسئله همزیستی این دو طایفه مطرح است.
همزیستی از دیدگاه قوانین الهی
از دیدگاه قوانین الهی در اسلام قرآن مجید را داریم و یا سنت نبیاکرم(ص) که این دو منبع قانونی اسلام بشمار میرود.
در قوانین اسلام در آیه شریفه قرآن آمده است: لاینهاکمالله الله عنالذین لمیقاتلوکم فیالدین و لم یخرجوکم من دیارکم و لمیظاهرو اعلی اخراجکم انتبروهم و تقسطوا الیم. ان الله یحبالقسطین...»
این یکی از آیات سوره ممتحنه مدنی است که در اواخر دوران حضرت پیغمبر اکرم(ص) نازل شد و طی آن صریحا باحتمال همزیستی اسلام و مسیحیت اشاره شده است زیرا خطاب به مسلمین میگوید خداوند شما را نهی نمیکند از همزیستی با آنانکه با شما در دین قتال و دشمنی نکرده و شما را از دیارتان بیرون نراندند و شما نباید از آنها برائت و دوری کنید بلکه با آنها به عدالت و انصاف رفتار کنید که خدا مردم عدالتپرور را بسیار دوست دارد.
از آیه فوق چنین نتیجه میگیریم که خداوند بمسلمین توصیه کرده است با مسیحیان و یا هر فرقهای که بجنگ با آنان برنخواستهاند کنار بیایند پس اساس دین مبین اسلام همزیستی مسالمتآمیز است.
تاریخ و 3 شاهد
حال اگر قوانین مسیحیت نیز همزیستی را مانند اسلام میپذیرد پس وظیفه کلیسا ایجاب میکند که این مسئله را بطور آشکارا بیان کند خلاصه آنکه وقتی تاریخ را ورق میزنیم ملاحظه میکنیم که کلیسا آنگونه که باید و شاید باین مسئله تاکنون رسیدگی نکرده است زیرا در کنفرانسهای مربوط به مناقشه اسلام و مسیحیت در تاریخ سه شاهد بشرح زیر جلب توجه میکند.
1ـ مناقشههای طویلالمدت بین مسیحیت و اسلام که حالت جنگ را بخود گرفت و هردو طایفه با یکدیگر جنگهای طولانی داشتند.
2ـ در یک برهه از زمان یا در بعضی از دورانها ملاحظه شد که طرفین حالت بیتفاوتی نسبت به یکدیگر در پیش گرفتند.
3ـ در شاهد سوم حالت همزیستی یعنی زندگی مسلمین و مسیحیان در کنار یکدیگر پدیدار گشته است.
اما در اینجا وظیفه خود میدانم که درباره سه مورد فوقالذکر توضیحاتی بدهم زیرا با آنکه میان مسیحیان و مسلمین سالیان سال حالت جنگ برقرار بود لیکن به مسیحیان بومی «محلی» در جهان اسلام هیچ گزندی وارد نشد همانگونه که اکنون نیز میبینید در تمام جوامع اسلامی مسیحیان بصورت فرقههای مختلف خود و با زبانهای ویژه خویش آزادانه زندگی میکنند ولیکن مسیحیت حتی در اوج پیروزیهای خود نیز نتوانست مسلمانان را در برگیرد. نمونه برجسته آن کشور اسپانیاست زیرا اسپانیا تا زمانیکه یک کشور اسلامی و در اختیار مسلمین بود فرقههای مسیحی خود را نیز داشت لیکن از زمانیکه یکپارچه مسیحی شد اسلام و مسلمین را از این کشور قلع و قمع و نابود کرد.
جالب آنکه حتی در دورانی که مسلمین در اسپانیا ضربه دیدند در جوامع سیاسی کشورهای اسلامی باز هم مسیحیان آزاد زندگی میکردند.
حال با توجه به آنکه قوانین اسلام همزیستی با مسیحیان را پذیرفته و بر فرض که قوانین مسیحیت نیز این همزیستی را پذیرفته باشد تاریخ گواه است که مسلمین قوانین الهی را بیشتر رعایت کردند تا مسیحیان.