تاریخ انتشار : ۰۵ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۳  ، 
کد خبر : ۲۱۹۸۰۸

لغو طایفه‌گری، یک تحول اجتناب‌ناپذیر است


بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
این روزها سرزمین اسلامی لبنان شاهد تحولاتی است که میتواند بنحوی در سرنوشت این کشور تأثیر بگذارد.
مارونیت سیاسی و حامیانش پس از یک دورۀ یکساله هرج و مرج‌طلبی و ارتکاب اشتباهات بزرگ و غیرقابل جبران، اکنون سعی دارند که آب رفته را دوباره به جوی باز گردانند ولی رهبران برجسته و نیروهای ملی و اسلامی، مواضع صریح خود را در این زمینه اعلام داشته‌اند.
مردم لبنان و مشخصاً گروههای ملی و اسلامی این کشور در طول سالهای گذشته اعتراضات متین و منطقی خود را نسبت به قانون اساسی دست نوشته استعمار فرانسه، بهر صورت ممکن بیان داشته‌اند. اندیشمندان و صاحبنظران دلسوز لبنان در این زمینه اعلام نموده‌اند که ریشۀ همۀ مشکلات و مصائب لبنان را در حاکمیت مارونی‌ها و وجود «طایفه‌گری» و تبعیضات ظالمانۀ ناشی از آن می‌بینند و تا زمانی که یک تحول مثبت و زیربنائی در قانون اساسی این کشور صورت نگرفته و نظام منحط طایفه‌گری در لبنان، جای خود را به یک نظام مردمی و مبتنی بر آراء و خواسته‌های منطقی مردم این کشور نداده است، ریشه بحران همچنان بقوت خود باقیست.
سیر تحولات لبنان در تاریخ معاصر و بویژه در سالهای اخیر، به این جمع‌بندی واقع‌بینانه، عینیت بخشیده و صحت آنرا بخوبی ثابت کرده است. تجربۀ تلخ مردم لبنان، در طول 14 سال حوادث زجردهنده و خانمانسوز به آنها ثابت کرده است که تا «مارونیت سیاسی» بر سرنوشت و مقدرات لبنان حاکمست و تا نظام طایفه‌گری در این کشور برقرار است، هر تحولی، هر تلاشی و هر تصمیمی برای انجام اقدامات اصلاحی که در جهت رفع مشکلات صورت گیرد، صرفاً یک اقدام روبنائی و موقت خواهد بود و ریشۀ بحران همچنان باقی خواهد ماند. مگر آنکه زمانی فرا رسد که مردم لبنان برای قطع ریشه‌های فاسد و پوسیده نظام طایفه‌گری و کنار زدن «مارونیت سیاسی» از مراکز کلیدی و تعیین کننده این کشور تصمیم خود را بگیرند. و برای برپا ساختن نظام دلخواه خود وارد عمل شوند.
تمامی شواهد و قرائن موجود نشان میدهد که همۀ مردم و گروههای ملی، اسلامی و حتی مسیحی لبنان و نیروهائی که بجائی وابسته نیستند، این حقیقت را بعنوان یک «تحول اجتناب‌ناپذیر»، پذیرفته‌اند و در مورد ضرورت تحقق آن به توافق رسیده‌اند.
مارونیت سیاسی به پایان راه خود رسیده است و تا زمانیکه مردم لبنان در مرحله اجرای تصمیمات خود پابرجا و مستحکم باشند، هیچ راه‌حلی برای احیای مجدد نظام مارونی وجود نخواهد داشت. این مسئله را همه پذیرفته‌اند و حتی مارونیت سیاسی و حامیانش نیز با اقدامات انفعالی خود در طول یکسال گذشته نشان داده‌اند که میدانند راه چاره‌ای وجود ندارد. اما در عین حال مایلند که زمان انجام چنان تحولی را باز هم بتعویق اندازند.
مارونیت سیاسی با انتصاب یک مارونی به پست نخست‌وزیری در واقع تیشه به ریشه خود زد و همان قانون اساسی استعماری را هم که از طریق آن مشروعیت یافته بود، نقض کرد و زیرپا گذاشت. میشل عون حتی فرمان انحلال مجلس را نیز صادر کرد و یکبار دیگر نشان داد که جناح مارونی قابل اعتماد نیست و برای قانون‌شکنی حد و مرزی را نمی‌شناسد. این آخرین و عمده‌ترین اشتباه مارونی‌ها بود که ثابت کردند به چیزی پایبند نیستند و با گستاخی هر چه بیشتر درصدد «زیاده‌طلبی» و تحمیل خواسته‌های نامشروع و غیرمنطقی خود بر‌آمده‌اند.
برای بررسی ماهیت مارونی‌ها نیازی به بررسی پروندۀ سیاه آنها نیست، چرا که تحولات یکسالۀ اخیر بخوبی همه چیز را در یک تصویر واحد بنمایش میگذارد و دست مارونی‌ها را برای همیشه «رو» می‌کند.
اشتباه بزرگ مارونیها در انتصاب غیرقانونی «عون» باعث شد که راه بازگشت به قانون اساسی گذشته برای همیشه بسته شود. آنها پلها را در پشت سر خود خراب کردند و بهمین دلیل ضرورت داشت که برای احیای نظام مارونی لبنان و احیای طایفه‌گری، چارچوب جدیدی تدوین شود.
در واقع مشکل مارونی‌ها، انتخاب یک رئیس‌جمهور جدید نبود بلکه مشکل، بازگشت به اصولی بود که آنها خودشان با وقاحت کامل، آنرا نقض کرده بودند. و لازم بود که با روش محتاطانه‌ای، دوباره همان اصول در قالب جدیدی بازسازی شود. این همان مأموریتی است که به «اجلاس طائف» محول گردید. این همان خیانتی است که در طائف در حق مردم لبنان روا داشتند و سعی کردند تا روح تازه‌ای در کالبد بی‌جان «مارونیت سیاسی» بدمند.
توطئه‌گران در اجلاس طائف همه چیز را در نظر گرفتند، بجز مردم لبنان را. و نقطۀ ضعف بزرگ آنها در همین جاست. استکبار و مزدورانش، مردم لبنان و جبهۀ پرتوان نیروهای ملی و اسلامی این کشور را دست کم گرفته بود.
مشکل لبنان، فقدان رئیس‌جمهور نبود که اکنون با انتخاب «رنه معوض» همه مسائل حل شود. آنها که مسائل لبنان را از نزدیک زیر نظر دارند، بهتر میتوانند گواهی دهند که بحران لبنان در زمان تصدی روسای جمهور گذشته نیز همچنان وجود داشت. فقدان رئیس‌جمهور، اگر چه مشکل این کشور را پیچیده‌تر کرد ولی جناح مارونی را در موضع انفعالی قرار داد و آنها اشتباهات بزرگ خود را در همان مقطع مرتکب شدند.
مشکل لبنان، سلطه غیرقابل تحمل مارونی‌ها و وجود نظام فاسد و پوسیده طایفه‌گری است و طبعاً تا زمانی که این دو مسئله حل نشده باشد، ریشه بحران در لبنان همچنان باقی خواهد بود.
گروههای ملی و اسلامی لبنان مواضع صریح و روشن خود را در این زمینه بیان داشته‌اند. انتخاب یک رئیس‌جمهور مارونی، صورت مسئله در لبنان را تغییر نمی‌دهد و مسئله همچنان بقوت خود باقیست. چیزی که رهبران برجسته لبنان و همچنین گروههای ملی و اسلامی در بیانیه‌ها و اظهارات خود، صراحتاً بر اهمیت آن تأکید ورزیده‌اند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات