تاریخ انتشار : ۰۸ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۲:۴۳  ، 
کد خبر : ۲۱۹۸۵۴

کارنامۀ یکسال قیام فلسطینیان


پس از تحولات تاریخی که بر اثر گردهمائی مجمع سازمان ملل در ژنو و آغاز تماس‌های مستقیم آمریکا و فلسطینی‌ها پیش آمد، می‌توان پیش‌بینی کرد که قیام مردم در کرانه باختری نوار غزه بیش از پیش مورد توجه محافل علمی و بین‌المللی قرار بگیرد و این توجه حتی از توجهی که در سال گذشته به قیام شده بود، بیشتر باشد.
به هر صورت، اسرائیل هنوز هم به منظور ایجاد راهی برای مقابله با قیام و مهار آن، در تلاش است که ابعاد قیام و تاثیر آن بر روند کشاکش با فلسطینی‌ها را تجزیه و تحلیل کند. بنابراین اکنون که یک سال از عمر این جنبش مردمی در سرزمینهای فلسطین اشغالی می‌گذرد، می‌توان ارزیابی اسرائیل از اوضاع فعلی قیام و دستاوردهای احتمالی آن را به نحو زیر بیان کرد:
ارزیابی اسرائیل از اوضاع فعلی:
منابع اسرائیلی در اواسط دسامبر گذشته به نقل از محافل مسئول نظامی گفتند، که هفته‌های اخیر شاهد مهمترین کاهش در تعداد حوادث و ضرر و زیان‌ها در کرانه باختری از آغاز قیام تا کنون بوده است. با اینکه این اظهارنظر فرمانده منطقه میانه اسرائیل سرتیپ «عمرام‌متزناع» بیش از رویدادهای خونین نابلس بود، اما کلا نشان می‌دهد که اسرائیلی‌ها پیرامون اوضاع کرانه باختری و امکان آن نظر «خوشبینانه‌ای» دارند.
متزناع می‌گوید: در فاصله‌های ماه‌های مارس و آوریل سال گذشته احساس می‌کردیم که مهار این مناطق از دست ما خارج شده است، اما حال که آمار حوادث و ناآرامی‌ها و زیانهای انسانی کاهش یافته، خیالمان راحت‌تر شده است. متزناع افزود: ارتش اسرائیل موفق شد این احساس را در نزد فلسطینی‌ها از بین ببرد که می‌توانند اوضاع را هر گونه که می‌خواهند پیش ببرند و آن را از دست ما بیرون بکشند.
بنابراین اگر اظهارات شورای ملی فلسطین و عرفات بجای اسرائیل و ساکنین کرانه باختری و نوار غزه اخیراً بیشتر متوجه افکار عمومی جهان و آمریکا بوده است، تصادفی نیست.
طبق برآورد متزناع، کاهش ناآرامی که از چند ماه پیش آغاز شده در آینده همچنان کاهش خواهد یافت. و با اینکه اکثریت مردم خود با قیام همدردی نشان می‌دهند، اما عموماً در حمایت از قیام غیر فعال هستند. در نتیجه: از اینکه قیام نمی‌تواند نتایج سیاسی ملموسی بدست بیاورد، به قیام‌کنندگان احساس ناامیدی دست خواهد داد و این امر باعث خواهد شد که عملیات تروریستی افزایش پیدا کند.
متزناع می‌گوید: ارتش اسرائیل هنوز ماموریت خود را در سرزمین‌های اشغالی به پایان نبرده است. هدف این ارتش، سیطره بر این مناطق و فراهم کردن امنیت دلخواه است.
مسئولین در ارتش اسرائیل می‌گویند، نوامبر گذشته در مقایسه با ماه‌های دیگر از ناآرامی‌های کمتری برخوردار بود. در این ماه هفت تن فلسطینی کشته و 122 نفر زخمی شدند. در حالیکه در اکتبر 20 نفر و در سپتامبر 12 نفر کشته شده بودند. از آغاز قیام تا نوامبر گذشته، هم هر ماه بیش از دویست نفر زخمی شده بودند. مسئولین ارتش اسرائیل همچنین کشته‌های ماه نوامبر را با ماههای فوریه (34 نفر) و مارس (35 نفر) مقایسه کردند. در همین حال منابع اسرائیلی ادعا می‌کنند که تعداد حوادث «داغ» یعنی حوادثی که در آن از کوکتل مولوتف و غیره استفاده می‌شود، در مقابل 19 حادثه در ماه فوریه و 144 حادثه در مارس، در نوامبر فقط 51 حادثه بوده است. استفاده از کوکتل مولوتف که میانگین هفتگی آن در ماههای گذشته بین 20 تا 30 حادثه بود، در حال حاضر 5 تا 10 حادثه است. طبق اطلاعیه رسمی وزارت دفاع اسرائیل که اول دسامبر گذشته منتشر شد، آمده است: از آغاز قیام در دسامبر گذشته به مدت یکسال مجموع فلسطینی‌هائی که کشته شده‌اند 303 نفر است و تعداد افراد زخمی 3640 نفر بوده است. در مقابل اسرائیلی‌ها، هشت نفر کشته داده‌اند که شش نفر آنها غیر نظامی بوده‌اند. در همین مدت هم 730 نظامی و 402 غیر نظامی اسرائیلی به دلیل ناآرامی‌های فلسطینی‌ها زخمی شده‌اند. در همین اطلاعیه آمده است، حدود 5500  نفر زندانی فلسطینی وجود دارد که 1500 نفر از آنها بازداشت موقت هستند. در این مدت یکسال نیز 140 باب منزل مسکونی تخریب و 33 عنصر فلسطینی تبعید شده‌اند.
از طرفی دیگر، سازمان امنیت اسرائیل اخیراً ادعا کرد که در ظرف دو ماه اکتبر و نوامبر گذشته 62 هسته خرابکاری در کرانه باختری و 27 هسته دیگر در نوار غزه کشف و منهدم شده است. طبق ادعای این سازمان، تعداد 610 نفر نیز در همین رابطه دستگیر شده‌اند که تعداد زیادی از آنها در کمیته‌های مردمی فعالیت داشته‌اند. اطلاعات وزارت دفاع اسرائیل می‌گوید؛ 49 هسته به ابتکار مردم تشکیل شده بود. در حالیکه 29 هسته وابسته به جنبش «فتح» پنج هسته وابسته به جبهه دموکراتیک، سه هسته وابسته به جبهه خلق، پنج هسته وابسته به جنبش «حماس» و 3 هسته وابسته به جهاد اسلامی و یکی وابسته به گروه ابونضال بودند.
در ارزیابی سرتیب متزناع از فعالیت کمیته‌های مردمی آمده است: اسرائیل از پدید آمدن یک سلطه عربی در مناطق اشغالی که در حوزه این کمیته‌ها فعالیت کند، جلوگیری به عمل آورده است.
طبق گفته این افسر اسرائیلی، هرچند که نیروهای اسرائیل هنوز هم درگیر تصفیه کمیته‌های ضربتی و کمیته‌های مردمی در مناطق روستائی و شهری دور دست هستند، اما خود این کمیته‌ها نتوانسته‌اند در زمینه خدمات تربیتی، بهداشتی و یا اقتصادی موفقیتی کسب کنند.
دیدگاه اسرائیلی‌ها پیرامون قیام:
در ماه‌های اخیر، سخنان «خوشبینانه»ای مانند گفته‌های متزناع بر زبان بسیاری از مقام‌های اسرائیلی از جمله ژنرال «دان شمرون» رئیس ستاد ارتش و «اسحاق رابین» وزیر جنگ صادر شده است. با اینکه متزناع محتاط‌‌تر از دیگران به نظر می‌رسد «اما اینطور به نظر می‌آید که ارزیابی‌های رسمی و نیمه رسمی اسرائیلی‌ها از چگونگی قیام و احتمالات آن با هر بار دگرگونی شدن اوضاع در سرزمین‌های اشغالی، دگرگون می‌شود. در همین حول و حوش هر وقت در کرانه باختری و نوار غزه آرامشی نسبی برقرار شود، اظهارات اسرائیلی‌ها خوشبینانه‌تر است و هر گاه قیام مردمی جان تازه‌ای به خود می‌گیرد، خوشبینی‌های این مسئولان هم بسوی بدبینی گرایش پیدا می‌کند. اما به هر جهت رویدادهای سال گذشته برای دست‌اندرکاران اسرائیلی چند مساله را به اثبات رسانده که به قرار ذیل است:
دستاوردهای فلسطینی‌ها: اسرائیلی‌ها معتقدند که فلسطینی‌ها با قیام خود در سال گذشته دستاوردهای بسیاری داشته‌اند. طبق گفته یکی از مفسران اسرائیلی مهمترین دستاوردهای فلسطینی‌ها «گسترش پایگاه احساسات ملی و قومی فلسطینی‌ها و پدید آمدن این ادراک در آنها است که بایستی ایثار کنند» و از آنجا که هدف تبدیل این احساسات به پیروزی‌های سیاسی ملموس در میدان عمل است، مفسر یاد شده معتقد است که این قیام بعنوان مرحله «بلوغ سیاسی» فلسطینی‌هاست. از طرفی، بسیاری از منابع اسرائیلی معتقدند که قیام فلسطینی‌ها دارای این ایثار است که باعث پدید آمدن قشر رهبری جوان در سرزمین‌های اشغال شده است و این قشر توانسته است تا حد زیادی این جنبش مردمی را اداره کند. برخی دیگر نیز معتقدند که این قشر رهبری توانسته است ساختار سیاسی سنتی در کرانه باختری و نوار غزه را کنار بزند. اکنون این رهبری جوان بر خلاف رهبری‌های سابق که اغلب شامل قشری محدود و آرائی فردی بود و نمی‌توانست پایگاه مردمی فلسطینی‌ها را بطور کل به فعالیت وا دارد، در مرحله‌ای است که می‌تواند فعالیت‌های منظم و یکدستی را در سراسر سرزمینهای اشغالی رهبری کند.
با توجه به این امر، محافل مختلف اسرائیلی کاملاً آگاه هستند که تجربه کمیته‌های مردمی و تلاش برای تحقق خودکفائی دارای ابعاد سیاسی بسیار مهمی برای هر دو طرف است و علی‌رغم اظهارات سرتیب متزناع پیرامون موفقیت اسرائیل در جلوگیری از برپایی یک تشکیلات اداری غیر نظامی جدید فلسطینی بجای اداره سابق در کرانه باختری و نوار غزه، منابع اسرائیلی خود اذعان می‌کنند که کمیته‌های مردمی باعث پدید آمدن روحیه همکاری و همبستگی ملی جدیدی نزد اغلب فلسطینی‌ها شده است. یکی از منابع اسرائیلی نیز اخیراً به چگونگی فعالیت این کمیته‌های مردمی اشاره کرده، می‌گوید: این کمیته‌ها کمک‌های مردمی را جمع‌آوری می‌کنند و در اختیار آسیب‌دیدگان و محتاجان بخصوص خانواده‌های کشته‌شدگان و بازداشتی‌های روستاها و شهرهای مختلف سرزمین اشغالی قرار می‌دهند. آنها مواد غذایی را بسته‌بندی می‌کنند و جلوی در خانه‌ها قرار می‌دهند. این کمک‌ها به چند جهت مخفیانه انجام می‌گیرد، یکی اینکه عناصر فعال که دست به این کار می‌زنند شناسائی نشوند و دیگر خانواده‌هایی که به آنها کمک می‌رسد، پیش روی دیگران شرمنده نشوند. در برخی مواقع، این مواد غذائی بطور مجانی از روستاهای حاصلخیز و روستاهائی که فراوردهای کشاورزی آنها فراوان است، میرسد. عناصر جوان دیگری نیز با تماس و دیدار با وکلا مسئولیت فراهم آوردن مشاورت‌های قانونی برای زندانیان را بر عهده می‌گیرند. درمانگاهایی نیز بصورت خودمختار، خدمات بهداشتی را در اختیار عموم می‌گذارند و شبکه‌های دیگر نیز خدمات دیگر در اختیار مردم می‌گذارند.
طبق گفته منابع اسرائیلی، مقصود سیاسی اصلی از این تلاش‌ها، افزایش آگاهی ملی فلسطینی‌ها و بالا بردن حساسیت در برابر حقایق اشغالگری است. مثلاً سابق بر این اغلب فلسطینی‌ها زندگی روزانه خود را بطور طبیعی و بدون اینکه اهمیت ویژه‌ای به مساله اشغال سرزمینشان از سوی اسرائیلی‌ها بدهند، ادامه می‌دادند. در اینجا می‌توان به گفته سرتیپ عمرام متزناع اشاره کرد. او می‌گوید:
مهمترین دستاورد قیام، بازگرداندن مساله فلسطین به راس جدول برنامه‌های عربی و بین‌المللی است. متزناع، اضافه می‌کند که این امر به عناصر فعال در سرزمین‌های اشغالی این احساس را بخشیده که در واقع کار ملموسی صورت گرفته است. طبق این اعتقاد، متزناع قیام را همانقدر که «عملیات سنگ‌پراکنی» می‌داند، آن را یک واکنش روانی در نزد فلسطینی‌ها نیز بشمار دارند، در نتیجه اکثر فلسطینی‌ها که در قیام مشارکتی غیرمستقیم دارند، بر این عقیده‌اند که کشور فلسطین می‌رود که تحقق بپذیرد. از دیدگاه اسرائیلی‌ها اهمیت این واکنش روانی در این است که نمی‌توان آن را محدود یا سرکوب کرد. این در حالی است که منابع اسرائیلی تا دیروز معتقد بودند که ساکنان سرزمین‌های اشغالی همواره منتظر هستند که مواضع جدید «ساف» و نتایج سیاسی ملموس آن را ببینند. از دیدگاه اسرائیلی‌ها، تماس و برخورد مستقیم میان اسرائیل و ساکنان سرزمین‌های اشغالی باعث پدید آمدن فاصله‌ای میان این مردم و رهبری فلسطینی‌ها در خارج شده است. این تماس‌ها «همچنین باعث استقلال قیام فلسطینی‌ها از ساف شده است و مهمتر از این، باعث ایجاد یک گرایش فلسطینی محلی واقعی شده است که می‌تواند مهمترین میراث قیام باشد. حال اگر سیاست اسرائیل بر اساس این فرضیه استوار است که امکان جدائی میان پایگاه مردمی در داخل کرانه باختری و نوار غزه، با سازمان آزادیبخش در خارج از سرزمین‌های اشغالی باشد، می‌توان احتمال داد که در دیدگاه اسرائیل در آینده نزدیک تجدید نظری ریشه‌ای به عمل آید. در واقع بسیاری از مفسران اسرائیلی اکنون‌ آماده‌اند اعتراف کنند که پدیده قیام تا حدود زیادی ریشه‌دار شده است و دیگر نمی‌توان آن را بطور کلی سرکوب کرد - بخصوص اگر واکنش نظامی اسرائیل محتاطانه و در همین حدود باشد - و اگر روند آن در ماه‌های آینده مقداری فروکش کند، دیری نمی‌گذرد که باز هم شعله ور شود.
تاثیر بر اسرائیل
منابع اسرائیلی به پیامدهای متعدد قیام در دو سطح سیاسی و معنوی در نزد اسرائیلی‌ها اشاره می‌کنند. طبق گفته یکی از این منابع، قیام ذهنیتی در نزد اسرائیلی‌ها پیرامون دیدگاه فلسطینی‌ها نیز پدید آمده است. سابق بر این اغلب اسرائیلی‌ها ملت فلسطینی را به عنوان بخشی از نقشه طبیعی خاک فلسطین و یا به عبارتی بعنوان کسانی که کارخانه‌ها را راه می‌اندازد و حتی شغلهایی را می‌پذیرند که خود اسرائیلی‌ها از پذیرش آن امتناع می‌کنند، می‌شناختند، اما قیام اهمیت «خطر فلسطینی‌ها» را نشان داد و این باور را نزد اسرائیلی‌ها پدید آورد که ساکنان کرانه باختری مساله‌ساز هستند و نمی‌توان آنها را نادیده گرفت. بنابراین جریانهای در نزد اسرائیلی‌ها پدید آمد. طیفی از این جریان خواستار اخراج ساکنان عرب به خارج از سرزمینشان هستند. طیف دیگری هم خواستار ضمیمه کردن رسمی کرانه باختری و نوار غزه به اسرائیل است و غیره. اما مهمترین مساله این است که در طول بیست سال گذشته، اکثر اسرائیلی‌ها مساله فلسطینی‌ها را بعنوان مساله «خاک» و نه مساله مردمی که بر این خاک زندگی می‌کنند می‌شناختند. اما اکنون پس از یکسال از قیام، این دیدگاه کاملاً دگرگون شده و عقیده بر این شده است که «ساکنان» مهمتر از «خاک سرزمین» هستند.
از جهتی این امر هم مشاهده می‌شود که فلسطینی‌ها برای نخستین‌بار مستقیماً به افکار عمومی اسرائیل توجه نشان می‌دهند. منابع اسرائیلی می‌گویند: این قیام توجه دو طرفه برای شناختن اوضاع و احوال یکدیگر میان فلسطینی‌ها و اسرائیلی‌ها را باعث شده است، این قیام با اینکه خصومت شدیدی میان طرف‌های ستیزگر به وجود آورده، اما باعث شده که هر کدام به خصم خود توجه شدیدی نشان دهند. فلسطینی‌ها در تلاش برای رهایی از سیطره اسرائیلی‌ها به ترفند جدیدی دست یافتند. آنها خطاب به سربازان اسرائیلی شعار دادند. از جمله شعارهای آنها «روتزیم مدینه» یعنی «ما کشور می‌خواهیم» بود. رهبری متحد قیام اعلامیه نیز به زبان عبری پخش می‌کند. (علاوه بر این، ابوعمار و دیگر مسئولین فلسطینی با اسرائیلی‌ها در خارج دیدار می‌کنند). با این حال منابع اسرائیلی معتقدند که فلسطینی‌ها تا کنون نتوانسته‌اند در تاثیرگذاری روی مواضع اصلی اسرائیلی‌ها پیشرفت ملموسی داشته باشند، یا اکثریت اسرائیلی‌ها را برای پایان دادن به اشغال سرزمینشان با خود همصدا کنند. طبق بر آورد اسرائیلی‌ها تلاش فلسطینی‌ها حداقل در کوتاه مدت این تغییر را پیش آورده که میانه‌روهای اسرائیل هم بسوی موضع «بازها» و تند روی بیشتر پیرامون آینده سرزمین‌های اشغالی بکشاند و نه برعکس.
قیام فلسطینی‌ها در محافل یهودیان ساکن کرانه باختری و نوار غزه نیز به عنوان «شوکی مثبت» شناخته شد. این منابع می‌گویند، در سال گذشته تعداد پنجهزار نفر به ساکنان این مناطق افزوده شد و فقط تعداد کمی از یهودیان به دلیل قیام فلسطینی‌ها از این مناطق کوچ کردند. البته یکی از مسائلی که از بازگشت آنها به داخل اسرائیل جلوگیری می‌کند، مسائل مالی است.
شایان ذکر است که منابع اسرائیلی می‌گویند که گرایش‌های صلح‌طلبانه در نزد برخی از ساکنان یهودی پدیدار شده است. برای مثال «جنبش حقوق بشر» در انتخابات اسرائیل چند صد رای کسب کرد. با این حال اکثریت قریب به اتفاق اسرائیلی‌ها بر این عقیده شده‌اند که در دریایی از دشمنان عرب زندگی می‌کنند. از سوئی به نظر می‌رسد که این یهودیان ساکن در کرانه باختری و نوار غزه خود بر این باور شده‌اند که ساکنان عرب این مناطق تنها بخشی از «نقشه توراتی» طبیعی منطقه نیستند. با این حال هنوز هم این یهودیان برای درک دیدگاه اعراب یا پاسخگویی به آرمان فلسطینی‌ها پیرامون استقلال آمادگی ندارند.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات