خوانندگان محترم اطلاع دارند که اخیراً روحانینماهای درباری تحت عنوان کنگره یا کنفرانس به اصطلاح اسلامی و تحت قیادت، «شاه فهد» در مکه معظمه گردهمائی داشتند و این گردهمائی منجر به صدور بیانیهای مبنی بر اعلام برائت از افکار و کردار امام خمینی ارواحناله الفداء گردید! بنظر میرسد که فتوای صادره از کنگرۀ فرمایشی مکه قبل از آنکه تعجبآور باشد سئوالبرانگیز است زیرا تعجب، از حدوث حادثۀ غیر منتظره ناشی میگردد ولیکن سئوال روی هر پدیدۀ امکانپذیر است. آری چگونه میتوان از مواضع آخوندهای خود فروخته تعجب کرد، در حالیکه آنان سالها گفتهاند دین از سیاست جداست و مکرر اعلام نمودهاند که دین در مقابل نظام سلطه نیست، بلکه در پناه آن قرار دارد و صدها مرتبه اعلام نمودهاند که زیارت پادشاه، انسان را از گناه پاک میسازد!
اما امام امت برخلاف تفسیر، تأویل و استنباط مبتنی بر تحریف آنان، با صدای بلند میفرمایند آی ملتهای مسلمان! ای مستضعفین جهان! آی دینداران خداپرست! به پا خیزید، بپاخیزید که دین خدا در هیچ وقت و هیچ شرایطی، ستمساز نیست، دین خدا همیشه ستمسوز بوده ستمسوز است و ستمسوز خواهد بود، آی مسلمانان، دین حق بدون سیاست نیست، دیانت بدون سیاست معنی ندارد، دین دارای نظم و سیاست است.
دین دارای قانون و مقررات است، دین به تمام ابعاد زندگانی بشریت نظارت و توجه دارد، دین سعادت جامعۀ بشری را به نحو احسن و احسنتر تضمین کرده است، آی مسلمانان! قومیت، ملیت و نژادهای گوناگون فقط در جهت معرفت و شناسایی ذاتالنبی شما مورد ضرورت است اما اصل اساسی آن است که قرآن میگوید: دست بریسمان محکم خدا زنید و متفرق نشوید، نه ظلم کنید و نه زیر بار ظلم روید نه منافع خود را بر دوش دیگران تأمین کنید و نه اجازه دهید که دیگران از آن سوی اقیانوسها بیایند و در سرزمین شما منافع داشته باشند، چرا ابرقدرتها در سرزمین مسلمین منافع داشته باشند؟ چرا مسلمین در سرزمین تحت سلطۀ استکبار جهانی منافع ندارند؟ آنچه دارید از خود شما است. ابرقدرتها غلط میکنند که میگویند ما در کشورهای اسلامی منافع داریم، چرا در سرزمین ما منافع داشته باشند.
آری مساله از این قرار است که روحانیون درباری در سر دو راهی قرار گرفتهاند و آن اینکه یا اعتراف به جنایت و انحراف خویش از متون قرآن نمایند و یا با یک جهان شرمساری دیگر انقلاب بینالمللی اسلامی را محکوم کرده علیه ولی فقیه و رهبر جهان اسلام قیام کنند و با صدور فتوای ننگآفرین از مسلمین جهان تقاضای برائت از امام امت را نمایند، مسلماً که اعتراف به جنایتهای ماسبق و اعتراف بر اینکه وعاظ السلاطین نسل به نسل تفقه در دین نکردهاند بلکه تفقه در دینفروشی کردهاند و اعتراف بر اینکه پاسخگوی این همه خونهای به ناحق ریخته شده روحانینماهای بیتفاوت و درباری هستند و اعتراف بر اینکه تنها توجیهگران جنایت استعمار و استکبار جهانی این دزدان لباس مقدس روحانیت بودهاند و اعتراف بر اینکه باند تزویر استکبار مضرترین باند از باندهای آن در تاریخ بوده است بر وجدانهای آلوده غیرممکن مینماید، چارهای جز این ندارند که یک بار دیگر پوست کلب را به روی خود کشیده پیشوای حق و حقطلبی را در جهان اسلام محکوم کنند، اما این محکوم نمودنها از نظر آنان هرچه که باشد همانطوریکه قبلا گفته شد از نظر مسلمانان واقعی تعجبآور نیست، چونکه بیسابقه نیست.
عرض کردم که این خودفروختگان جز رد نمودن شعار استقلال و آزادی، خفه نمودن فریاد حقطلبانه و آزادیخواهی و سرکوب نمودن قیام ضد ستم وظیفه نداشتند، این نخستین کنگره نیست که آنان علیه دین خدا تشکیل دادهاند بلکه دینی توأم با مکتب و ایدئولوژی، دینی دارای قدرت نظامی، اداری، سیاسی و اقتصادی از نظر آنان دین نیست، سیرۀ پیغمبر(ص) را قبول ندارند آیات قرآن را بر غلط تعبیر کردهاند و بالاخره اینها کسانی هستند که بارها ملبس به لباس روحانیت در مسند قضاوت قرار گرفته حکم اعدام مسلمانان آزادیخواه و مبارزین مسلمان را صادر نمودهاند و هزارها مسلمان بیگناه بجرم خداپرستی به دستور این جنایتکاران کشته شدهاند.
هزارها نوار و فیلمهای مختلف در اطاقهای بایگانی کشورها وجود دارد که این توجیهگران جنایات حکام وابسته سخنرانی نکردهاند مگر در جهت منافع ستمگران و تطبیق برنامههای اسلامزدائی ابرقدرتها و لذا پر واضح است که خط امام یعنی خط اسلام ناب محمدی که امروز در اقصی نقاط جهان رسیده است و میرود که کاخهای ستم را سرنگون ساخته، مستضعفین را از تحت سلطۀ مستکبرین نجات دهد نمیتواند یک پدیدۀ خوشایند بر روحانینماهای درباری باشد چونکه برای آنان قابل فراموشی نیست سرنوشت وعاظ السلاطین بعد از سقوط شاه در ایران اسلامی، و لذا غیر طبیعی نیست اگر دیده شود که آخوندهای درباری در محور ولی نعمتشان (شاه فهد) گرد آمده شخصیت ضد زورگویان، زراندوزان و تزویرگران یعنی امام عزیز را محکوم نمودهاند و تشکیل چنین کنگرهای مبین آن است که اینان نفسهای آخر خود را میکشند، این آقایان به خوبی میدانند که عمر حکام وابسته در سراسر جهان به اتمام رسیده است، جهان اسلام دیگر نمیتواند وجود پادشاهان دستنشانده و رئیسهای جمهور خودفروخته را تحمل کنند و آنچه را که امام امت در روزهای اول پیروزی انقلاب اسلامی ایران فرموده بودند اکنون تحقق یافته است خوانندگان محترم شاید فراموش نکرده باشند که امام امت چه فرموده بودند؟
امام امت فرموده بودند که ما انقلابمان را به جهان صادر میکنیم و اینک انقلاب صادر شده است گرچه ابرقدرتها به نحوی از آنها میکوشند که از گسترش آن جلوگیری کنند ولیکن دیگر دیر شده است روسیۀ متجاوز به خاطر جلوگیری از صدور انقلاب اسلامی ایران، افغانستان را اشغال نظامی کرد در حالیکه انقلاب اسلامی در آسیای میانه رسیده است، پیمان ناتو به سرکردگی آمریکای جهانخوار ناوگانهای خود را در خلیج فارس متمرکز ساخته به خاطر اینکه جلو صدور انقلاب را بگیرند در حالیکه انقلاب اسلامی شرق میانه را زیر پوشش قرار داده است نه تنها، شرق میانه که اقصی نقاط جهان را دست و پا زدن دیوانهوار ابرقدرتها و مزدورانشان بیانگر آن است که فشار جنگ و دندان مستضعفین بر حلقوم مستکبرین لحظه به لحظه بیشتر از پیش میگردد.
چیزی باقی نمانده است که نقش زمین گردند و وعاظ السلاطین که شاخۀ تزویر استکبار را تشکیل میدهند نیز حیاتشان بستگی به حیات باداران و اربابانشان دارد و با توجه به وضعیت متزلزل نظام سلطه دیر یا زود مبتلا شدن این خائنان دینفروش بدست عدالتگستر انقلابیون مسلمان قابل انکار نیست و این میتواند انگیزۀ اصلی تشکل روحانینماها تحت عنوان به اصطلاح کنفرانس اسلامی مکه باشد، چونکه یک روز تنفس را هم برای خود مغتنم میدانند و با استفاده از فرصت یکبار دیگر وجدان ناپاک و آلودۀ خویش را زیر پا کرده، با گرفتن دلارهای نفتی از شاه فهد و بدستور سازمان سیا علیه رهبر جهان اسلام فتوی صادر نمودهاند و با خواندن کورتر از کور خواندنهای گذشته مسلمین را دعوت به اظهار برائت از افکار و کردار امامشان نموده است؟!!!
صدور این فتوی درست بمثل آن است که خفاشان خود محروم از نعمت نور آفتاب هستند و دیگر مخلوقات خدا منجمله انسانها را توصیه به خودداری از نور آفتاب کند و به عبارت دیگر این یک حماقت از حماقتهای مدرن است که در سطح دول وابسته رسمیت دارد و اینک دو موضوع را بصورت مختصر بررسی کرده به سراغ آن میرویم که کنگره مکه بکجا میرود و موضوعات مدنظر قرار زیر است:
* 1- هدف از تشکیل کنگره یا کنفرانس به اصطلاح اسلامی در مکه معظمه چه بوده؟
* 2- فتوی «7 نفر روحانینما چه تاثیری روی افکار عمومی در جهان اسلام داشته است؟
* الف: هدف از تشکیل کنگره چیزی نیست که مردم جهان نتوانند آن را درک کنند و آن اینکه کنگره یا کنفرانس مذکور بمنظور توجیه جنایت آل سعود مبنی بر کشتار زائران خانه خدا که بدستور مستقیم سازمان سیا در مراسم حج امسال (1366) بوقوع پیوسته تشکیل شده است و بوضوح مشخص است که آل سعود بعد از انجام جنایت و شکستن حرمت کعبه متوجه گردیده که گور خود را بدست خود کندهاند، اکنون با تمام قدرت در جهت سرپوش گزاردن روی آن جنایت کار میکنند اما علیرغم فعالیت روزافزون مرتکبین جنایت خونهای پاک شهدای مظلوم مکه معظمه با جوشندگی روزافزون خود بیش از پیش توجه جهانیان بویژه ملتهای مسلمان را بخود جلب نموده است و چنان مینماید که شاه فهد و اربابان او بهیچوجه و به هیچ بهانه قادر به ساختن سرپوش مطلوب نخواهد بود، بلکه هرگونه طرح و ترفند مزورانه آنان میتواند افکار عمومی را بیشتر حساس نموده در جهت تحقیق و بررسی قضایای مکه سوق دهد در واقع اعضاء کنگره مکه همان ایجادکنندگان جمعه خونین هستند و این مسلم است که دستور آمریکا، ریال سعودی و تبلیغ روحانینماها منجر به قتل عام حجاج کشورهای مختلف جهان اسلام گردید و کنگره مکه نیز بواسطه همان دستور، دلار و دعا منعقد گردیده است.
البته هدف دیگری هم دارند و آن میتواند موجه جلوه دادن تمرکز ناوگانهای پیمان ناتو و حضور امپریالیسم غرب در خلیج فارس باشد بدینمعنی که از یکطرف آمریکا با حمایت از صدام علیه جمهوری اسلامی ایران وارد جنگ گردیده است و از سوی دیگر یک عده روحانینما تحت پوشش اسلام فتوی و بیانیه مبنی بر محکومیت رهبر انقلاب اسلامی صادر کرد که حمله آمریکا مشروعیت پیدا کند و محتمل است بر اینکه آل سعود میخواهند در جهان اعلام کنند که تنها آمریکا دشمن ایران انقلابی و انقلاب اسلامی نیست بلکه این همه به اصطلاح روحانیون و پیشوایان جهان اسلام تحت قیادت به اصطلاح خادمالحرمین در سرزمین مکه معظمه هم خود از خط نظام ایران و رهبریت آن نظام برائت میجویند و هم از مسلمین جهان دعوت میکنند که این عمل را تکرار نمایند و با این حساب چنان استنتاج میشود که گویا آمریکا به خاطر حراست از اسلام وارد خلیج فارس گردیده است و در حقیقت فتوی مذکور غیر مستقیم تقدیرنامهایست که از سوی اسلامی آمریکا در خدمت آقای ریگان تقدیم گردیده است و اگر خوب تفسیر شود معنی و مفهوم واقعی آن چنین خواهد بود که رئیس و اعضای کنگره مکه با یک جهان رضایت از آمریکا و اسرائیل به صدای بلند میگویند آقای ریگان ما هر چه داریم از تو و در اختیار تواست به پیش دست شما درد نکند آقای ریگان تو اگر ما را نجات دهی والا در محاصره انقلابیون مسلمان قرار داریم آقای ریگان صدام برای ما مهم نیست از اینکه بعد از سقوط صدام نوبت ما میرسد و ما با دادن دلار او را سپر قرار دادهایم آقای ریگان اگر بتوانید نظام سلطنتی را در ایران برگردانید، حیات مزدوران خود را در شرق میانه تضمین خواهید کرد و اگر نمیتوانید دو موضوع را پیشنهاد میکنیم لطفا بپذیرید:
1ـ از شما خواهش میشود که چند روز قبل از فرار ما را خبر دهید، مبادا که بمثل لبنان از خلیج فارس نیز شب فرار کنید و فردا ما اسیر رزمندگان ایرانی شویم، آقای ریگان میدانید که اگر ناوگانهای شما از خلیج فارس فرار کرد ما چکار میکنیم ما هم از سربازان سردار قادسیه آموختهایم و به محض اسارت به صدای بلند میگوئیم الله اکبر خمینی رهبر مرگ بر آمریکا، مرگ بر شوروی و مرگ بر اسرائیل.
2- آقای ریگان ما مطمئن نیستیم که شما در مقابل سیل خروشان بسیجیهای ایرانی مقاومت بتوانید برای اینکه بزرگترین وسیله جنگی آنان خون سرخشان است، در حالیکه هر قطره خون سربازان آمریکای برای شما که رئیسجمهور هستید، پرونده جدید میگردد. پروندههای گذشته پر شما هنوز هم که هنوز است لاینحل مانده.
ما دو راه بیش نداریم، یا صدام را با دادن دلار حفظ کنیم که حفظ نمودن آن کار حضرت فیل است. ما که دیگر خسته شدیم و این هم قابل پیشبینی است که صدام دیر یا زود کمکها را گرفته فرار خواهد کرد و ما توسط نیروهای آموزشدیده میلیونی ایران غافلگیر خواهیم شد و راه دوم پذیرفتن شرایط جمهوری اسلامی ایران است و اگر شما اجازه دهید این بعد قضیه میتواند برای ما راه نجات باشد و با این برداشت بود که ما چندین بار خواستیم به ایران نزدیک شویم ولیکن تلفنهای مستمر و فرستادگان مخصوص شما مانع از آن گردید آقای ریگان تاکنون تمام دستورات شما را مرحله به مرحله اجرا کردیم حتی از کشتن زائران خانه خدا در ماه حرام و در جوار کعبه خودداری نکردیم ولی بیم داریم از روزی که به سرنوشت «نمیری»ها و «محمدرضا» مبتلا شویم آقای ریگان اگر غرور استکباری شما اجازه نمیدهد که تسلیم شرایط ایران شوید ما را با امضا نمودنی روی انجیل اطمینان دهید شما که هنرمند هستید این کار برای شما خیلی ساده است.
اما توجه داشته باشید که ما مسئولین جمهوری اسلامی ایران نیستیم و ما به امضای شما اعتماد داریم گرچه از بدشانسی و اقبال کم ما گمان نمیرود که این دوره ریاست جمهوری آمریکا را بنام نیک سپری کنید. بهرحال تا که هستید ما را فراموش نکنید که از ترس پیروان آیتالله خمینی نه شب خواب داریم و نه روز آرامش.
خوانندگان عزیز! این بود تفسیر فتوی و زبان حال رئیس و اعضای کنگره مکه و اما بررسی موضوع دوم:
* ب ـ تاثر فتوای شرکتکنندگان در کنگره مکه را روی افکار عمومی میتوان از اعلام آمادگی ملتهای مسلمان و نهضتهای آزادیبخش مبنی بر اعزام نیرو در خلیج فارس و کسب تکلیف از حضور امام امت در رابطه با حمله سراسری علیه منافع آمریکا درک کرد. گرچه دشمنان اسلام و امپریالیسم خبری با دیدن این جهش همه جانبه و رستاخیز عظیم کور هستند و با شنیدن این همه فریادهای داوطلبان شهادت کر، اما واقعیت این است که اگر امام امت دستور فرمایند وضعیت بینالمللی چنان تغییر خواهد کرد که تصور آن امروز امکانپذیر نیست به آن هم از انتشار بیانیهها اعلامیهها راهپیماییها و تقاضاهای متعدد مسلمین جهان از مقام معظم رهبری کاملا مشخص میگردد که جایگاه کنگره آمریکای شاه فهد در کجای جهان اسلام است و فتوی آنان بر چه میزانی روی افکار عمومی تاثیر دارد. بهرحال آنچه که خود عیان است، چه حاجت به بیان است بیش از این در مورد آخوندهای درباری صحبت کردن ضیاع وقت خواهد بود و با این فتوی، آنان خود سبب معرفی چهرهی واقعی خویش شدند.
این موضعگیری از سوی چنین کسانی هرچه گستردهتر اعلام شود به نفع مسلمانان است و تنها چیزی که میتواند ارمغان آن باشد تسجیل رهبری امام امت در جهان اسلام و حقانیت ولایت فقیه خواهد بود، این خط، این انقلاب و این رهبری زمانی تحت علامت سئوال میرفت که خدای نخواسته چهرههای دینفروش با تشکیل چنین کنگرههای فرمایشی از آن پشتیبانی میکردند و در آن صورت انقلاب اسلامی مفهوم واقعی خود را از دست داده بود، اصولا اگر انقلاب اسلامی ایران و نهضت امام خمینی از نظر پادشاهان سرمایهداران و وعاظ السلاطین یک پدیده دوست داشتنی بود، به هیچوجه نمیتوانست حیثیت انقلاب ما را به خود اختصاص دهد و آنان که از امام امت اعلام برائت نمودهاند پر واضح است که هنوز نتوانستهاند امام را بشناسند و اگر شناخته بودند میدانستند که امام خمینی فرد نیست، امام خمینی تبلور عینی یک مکتب نجاتبخش و جهانشمول در قرن معاصر است بنظر میرسد که آقای ریگان بهتر از روحانینماها مطلب را درک نموده است، چنانچه ایشان مدتها قبل گفته بود که ما (استکبار جهانی) با یک (امام) «خمینی» بینالمللی روبرو هستیم، آری این حرف ریگان است که اگر یکبار در عمر خود راست گفته باشد، همین جمله خواهد بود و این یک واقعیت است که امام خمینی یعنی روح آزادگان و آزاداندیشان، امام خمینی یعنی قلب تپنده مستضعفین جهان، آقایان روحانینما! آیا شما میدانید که از چه کسی اعلام برائت کردهاید؟ معلوم است فقط از شما امضاء گرفته شده است و نمیدانید که چکار میکنید، در حالی که شما از دین مقدس اسلام و میلیونها مسلمان واقعی اعلام برائت نمودهاید و این اعلام برائت شک مسلمین را نسبت به ایمان شما به یقین مبدل ساخت و باید بدانید که نه شما و نه اربابانتان جای پائی در بین مسلمین ندارید، اگر باور ندارید میتوانید بار دیگر تجربه کنید و آن اینکه از حکام وابسته بخواهید که حداقل یک هفته سرنیزه را بردارند و ملتها را در انتخابشان آزاد بگذارند تا دیده شود که شما به کجا میروید و ملتهای مسلمان در کدام جهت حرکت میکنند. فقط در آن صورت میتوانید امام امت خمینی کبیر را بیش از پیش بشناسید. آنگاه خواهید دید که امت اسلامی یک صدا میگویند: «روح منی خمینی، بتشکنی خمینی».