تاریخ انتشار : ۲۵ خرداد ۱۳۹۰ - ۱۳:۱۵  ، 
کد خبر : ۲۱۹۹۰۳
واکاوی حوادث سال 88 با تأکید بر حماسه 9 دی در گفت‌وگوی «جوان» با دکتر علی‌محمد نائینی

جریان فتنه عمق مردمی نداشت

رحیم زیادعلی مقدمه: حماسه عظیم و ماندگار 9 دی سال گذشته را شاید بتوان یکی از ماندگارترین و اثرگذارترین حرکت ملت ایران در طول تاریخ انقلاب نامید، حماسه‌ای که پس از یک رویارویی نفسگیر و پرهزینه نظام سلطه در مواجهه با انقلاب اسلامی، قدرت نرم جمهوری اسلامی را به رخ جهانیان کشید و همه برآوردها و فتنه‌انگیزی‌های معاندان و معارضان نظام اسلامی را نقش بر آب ساخت. آنچه در پی می‌آید گفت‌وگویی است تفصیلی با دکتر علی‌محمد نائینی استاد دانشگاه و پژوهشگر فرهنگی و اجتماعی درباره واکاوی حوادث سال گذشته با تأکید بر حماسه 9 دی و زمینه‌های شکل‌گیری فتنه که باهم می‌خوانیم.

* آقای دکتر لطفاً بفرمایید ماهیت فتنه سال 88 چه بود و چرا اتفاق افتاد؟
** انقلاب اسلامی طرح و اندیشه‌ای نو بود که توانست نظام‌های موجود را به چالش بکشاند. از این‌رو از همان ابتدای پیروزی انقلاب به طور طبیعی طرح‌ریزی‌های متنوعی مشخصاً توسط آمریکایی‌ها برای مهار و به چالش کشیدن آن در دستور کار قرار گرفت و در این زمینه روش‌های فراوانی اعم از خشونت‌آمیز و غیرخشونت‌آمیز با استفاده از عوامل داخلی و ظرفیت‌های قدرت در محیط‌های خارجی به صورت سخت‌افزارانه و نرم‌افزارانه به کار گرفته شد تا نظام را به چالش بکشانند و نهایتاً آن را به سمت فروپاشی هدایت کنند که از این منظر می‌توان دهه انقلاب را دهه تهدید سخت علیه انقلاب اسلامی نامید که دشمن طی آن مجموعه روش‌های تجربه شده برای مقابله سخت با این نظام نوپا را به کار گرفت.
از آغاز دهه دوم انقلاب اسلامی زمانی که روش‌های سخت‌افزاری ناکارآمدی خود را نشان داد، مقابله نرم با آن طراحی شد و می‌توان گفت به طور مشخص از خرداد 76 فاز جدیدی برای مقابله با انقلاب اسلامی آغاز شد که جنس این مقابله نرم‌افزارانه بود و تلاش شد با تأثیرگذاری بر رفتار مردم و نخبگانی که با غرب همگرایی دارند، زمینه‌های فروپاشی از درون فراهم شود که این هدف از دو طریق پیگیری شد؛ یکی تهی کردن نظام از درون از طریق تضعیف باورها و ارزش‌های پایه‌ای و دگرگون ساختن هویت انقلاب و در نهایت تغییر مدل سیاسی نظام در ذهن مردم و دیگری بی‌ثبات‌سازی نظام جمهوری اسلامی در عرصه‌های مختلف خصوصاً در حوزه سیاسی، یعنی آنها تلاش کردند به تدریج نظام را از اعتبار بیندازند و تضعیف مقبولیت و مشروعیت نظام زمینه‌های برانگیختن و سپس اعتراض و اغتشاش را فراهم سازند.
* در براندازی نرم نقش و عملکرد عوامل خارجی چگونه قابل شناسایی و مشاهده است؟
** وقتی می‌گوییم براندازی یعنی یک اقدام طرح‌ریزی شده خارجی که توسط عوامل داخلی انجام می‌شود. ماجرای براندازی نرم همانگونه که عرض کردم از خرداد 76 کلید خورد و فتنه سال گذشته هم که در واقع فاز نهایی این براندازی بود، با هدایت غربی‌ها و مشخصاً آمریکایی‌ها به وسیله عوامل داخلی آنها شکل گرفت. ماهیت فتنه سال گذشته کاملاً براندازی بود. وقتی گفته می‌شود براندازی نرم معنایش این است که یک ستادی در جایی تشکیل، طرح‌ریزی و هدایت می‌شود که کاملاً در اختیار دشمن است و عامل خارجی آن را مدیریت می‌کند کما اینکه آمریکایی‌ها پیش از این بارها اعلام کرده بودند که دنبال فروپاشی انقلاب اسلامی از درون هستند و ده‌ها سند در این زمینه منتشر شده و مراکز مطالعاتی و کانون‌های تفکر غرب این فروپاشی را دنبال و تئوریزه کردند.
همانگونه که گفتم براندازی باید از داخل توسط یک ستاد و هدایت خارجی انجام شود، از این‌رو با انتخابات دهم ریاست جمهوری ما می‌بینیم که براندازی کلید می‌خورد.
با مطالعه راهبردهای آمریکا در مواجهه با انقلاب اسلامی در دهه سوم براندازی آرام و بدون خشونت و بهره‌گیری از قدرت نرم برای تاثیرگذاری بر رفتار ایرانیان کاملاً مشهود است و در این زمینه اسناد فراوانی از جمله سند مؤسسه بروکینز، سند قدرت نرم و... منتشر شده که همه آنها در راستای براندازی نرم است و در تمام این اسناد از سوی زمامداران آمریکایی توصیه و تأکید می‌شود که راه تضعیف نظام اسلامی برپایی آشوب‌های خیابانی است. نظریه‌پردازان غربی معتقدند که انقلاب اسلامی یک درون‌مایه دارد که واجد ویژگی‌ها و خصایص انقلابی و دینی است که مؤلفه‌ اصلی قدرت انقلاب به حساب می‌آید.
از سوی دیگر گردش قدرت و مسئولیت در جریان انتخابات آزاد در نظام اسلامی صورت می‌گیرد، به عبارت دیگر بین نظام و مردم پیوند عمیق دینی وجود دارد، بنابراین نتیجه می‌گیرند که باید از طریق روش‌های نرم بر ارزش‌ها و باورهای مردم تأثیر گذاشته و زمینه‌های دگرگونی را فراهم آورد. وقتی که هویت دگرگون شد، کارآمدی مدل سیاسی حضرت امام(ره) که همان مدل مردم‌سالاری دینی است، مخدوش می‌شود و هنگامی که این مدل در اذهان تخریب شد، زمینه برانگیختن مردم برای حرکت‌های اعتراضی فراهم می‌شود.
بنابراین برای اینکه این اتفاقات بیفتد، به الزاماتی نیاز دارد در داخل نخبگان منحرف و قدرت‌طلبی نیاز هست که با ستاد براندازی غرب همگرایی داشته باشند. از طرف دیگر رویدادی نیاز هست که ظرفیت برانگیختگی داشته باشد. در این زمینه تجربه انقلاب‌های رنگی وجود دارد که در آن با بهره‌گیری از رویدادهای بزرگ مانند انتخابات و با القای تقلب، پروژه فروپاشی را دنبال می‌کنند و دولت مستقر و نظام را به چالش می‌کشند و باورهای اساسی مردم را مخدوش و آنها را برای ورود به کف خیابان‌ها و براندازی نظام مهیا می‌سازند.
از طرف دیگر نخبگان قدرت‌طلبی که در ذهنشان رسیدن به حاکمیت و به دست گرفتن قدرت به هر قیمتی تعریف شده است، به عنوان بازیگران اصلی در محیط داخلی مطرح می‌شوند، به عبارت دیگر به یگان عملیاتی ستاد براندازی نرم که در آن سوی مرزها تشکیل شده است، تبدیل می‌شوند.
وجود رهبران تجدیدنظرطلب در محیط داخلی، وجود یک رویداد برای برانگیختن، توان عملیات روانی و رسانه‌ای برای برانگیختن افکار عمومی و واگذاری کمک‌های مالی و حمایت‌های تبلیغی و سیاسی از این رهبران در محیط داخل همه و همه از الزامات یک براندازی نرم است که همه اینها دست به دست هم می‌دهد تا دشمن خارجی اهداف براندازانه خود را در محیط داخلی دنبال نماید. بنابراین می‌توان گفت آن چیزی که در پرتو انتخابات در سال گذشته اتفاق افتاد، یک جریان به هم پیوسته با محیط خارجی بود.
خود آمریکایی‌ها اذعان دارند به اینکه کاربرد قدرت نرم و براندازی نرم این است که بدون استفاده از زور و خشونت مردمان و نخبگان کشور هدف کاری انجام بدهند که ما می‌خواهیم.
* ویژگی‌ها و مشخصات براندازی نرم چیست؟
** یک‌جا براندازی با لشکرکشی و تصرف سرزمین و کشتار و حذف فیزیکی است، اینجا هم دقیقاً براندازی است. نکته اصلی این است که این نوع براندازی چون عمدتاً سیاسی، فرهنگی است پیچیده و نامحسوس است و درک درستی نسبت به آن وجود ندارد و همین‌جاست که اکثر خواص جبهه حق دچار مشکل می‌شوند. چرا که نمی‌توانند خوب تحلیل کنند، به تعبیر مقام معظم رهبری، فضا فضای فتنه‌آلود می‌شود و هنگامی که این فضا شکل گرفت، جبهه حق و باطل درآمیخته شده و تشخیص مشکل می‌شود. مقام معظم رهبری در سفر قم فرمودند، برخی متوجه نشدند که موضوع فتنه سال گذشته براندازی بود. حالا این براندازی چگونه شکل می‌گیرد. قطعاً به زمینه‌های فرهنگی – اجتماعی نیاز دارد. باید دگرگونی‌هایی در حوزه ذهن و عواطف و رفتار و روحیات افراد در یک دوره زمانی به تدریج ایجاد بشود و افراد و گروه‌هایی از جامعه به تدریج تحت تهاجم فرهنگی دشمن قرار بگیرند و با آلودگی‌های اقتصادی، سیاسی و مالی دگرگون شوند و جوهر و درون‌مایه خود را از دست بدهند تا به سربازان دشمن در پروژه براندازی تبدیل بشوند.
در فتنه سال 88 دقیقاً این اتفاقات به وقوع پیوست. در 20 سال گذشته گروهی از نخبگان که در دهه اول انقلاب به تعبیر مقام معظم رهبری از انقلابیون افراطی هم بودند، سیرت و درون‌مایه‌شان به تدریج دگرگون شد و به نخبگان قدرت‌طلبی که ظرفیت‌های لازم را برای ساختارشکنی و اجرای ماموریت براندازی دارند، تبدیل شدند. این مأموریت سال گذشته با بهره‌گیری از انتخابات و القای تقلب و حمایت‌های مالی و رسانه‌ای دشمن از جریان فتنه انجام شد. آنها بدنه جامعه را در برخی از استان‌ها تحریک کردند و با القای تقلب، بر باورهای اساسی مردم تأثیر گذاشتند و سپس با استفاده از عملیات روانی گروهی از جمعیت را آماده نافرمانی مدنی و رفتارهای اعتراضی کردند.
* آقای دکتر همانطور که اشاره کردید، این براندازی و تهدید نرم از سال 76 کلید خورد، اگر دقت کنید در طول 15 سال گذشته هرگاه جریانات مخالف و منتقد، عملکرد اصلاحات را مورد نقد قرار دادند، متهم شدند که آنها دچار «توهم توطئه» شده‌اند و بدین‌وسیله منتقدان اصلاحات به شکل بی‌سابقه‌ای مورد هجوم رسانه‌ای جریان اصلاحات قرار گرفتند، ارزیابی شما از این رویکرد تهاجمی چیست؟
** جنس براندازی نرم به گونه‌ای است که غیرقابل ادراک است و محسوس نیست و به برانگیختن آدم‌ها کمک نمی‌کند. وقتی دشمن با لشکرکشی سرزمین‌هایی را اشغال می‌کند، همه برانگیخته می‌شوند، همچنانکه در جنگ هشت ساله بلافاصله بسیج همه‌جانبه شکل گرفت. اما براندازی نرم با تغییر تدریجی ارزش‌ها و باورها همراه است. تازه پس از آنکه ارزش‌ها و باورها تغییر کرد، زمینه تغییر در حوزه رفتار ایجاد می‌شود برای اینکه گروهی از مردم به دست خود نظام را جابه‌جا کنند.
کسانی که این دیدگاه «تئوری توهم توطئه» را دارند، دقیقاً در زمانی که تهاجم نظامی هم بود، می‌گفتند توهم توطئه است، آنها مشکل‌شان این است که در دشمن‌شناسی و معارضه ذاتی استکبار جهانی با نظام جمهوری اسلامی مشکل دارند و به آن اعتقادی ندارند. دقیقاً همان کسانی که جنگ نرم را توهم توطئه می‌دانند، زمانی که جنگ نظامی هم بود از آن به عنوان توهم توطئه یاد می‌کردند، حتی چرایی جنگ هشت ساله را هم به حساب نظام جمهوری اسلامی گذاشتند. لیبرال‌ها و نهضت آزادی‌ها اولین کسانی بودند که در سایت‌های خود اعلام کردند که ما می‌توانستیم از جنگ هشت ساله هم پیشگیری کنیم. یعنی عامل و چرایی جنگ، خود جمهوری اسلامی بود. یعنی جنگ اجتناب‌پذیر بود. در صورتی که معارضه نظام جهانی چه شرق و چه غرب با نظام اسلامی یک معارضه ذاتی بود و آنها با این اندیشه مشکل داشتند، چون منافع آنها را به چالش کشیده بود. از این‌رو روش‌های مختلفی را تجربه کرده و به جنگ رسیده بودند، آنها در رویارویی نظامی به این جمع‌بندی رسیده بودند که بازدارندگی دفاعی و ثبات سیاسی در کشور وجود ندارد و می‌توانند چند روزه خوزستان را بگیرند، اما جنگ هشت ساله پایانش با شکست آنها رقم خورد و در نهایت به این تحلیل و نتیجه رسیدند، آن عاملی که باید هدف قرار می‌دادند، سرزمینی نبود، بلکه مؤلفه‌های قدرت نرم نظام بود که عبارتند از باورها، قدرت بسیج‌کنندگی و قدرت رهبری نظام، بنابراین در جنگ نرم این مؤلفه‌ها را مورد هجمه قرار دادند.
بنابراین ستیز و رویارویی به عنوان یک راهبرد اجتناب‌ناپذیر علیه جمهوری اسلامی از همان ابتدای شکل‌گیری انقلاب بوده، اما شیوه‌ها و روش‌ها متفاوت بوده است. در جایی از کشوری به نام عراق استفاده می‌شود و در جایی دیگر از عوامل داخلی بهره گرفته می‌شود و یکجا هم ممکن است از لشکرکشی مستقیم خارجی استفاده شود و در جایی دیگر از نفوذ.
* آیا یارگیری از درون را می‌توان به این نفوذ تعبیر کرد؟
** بله. در جنگ نرم زمانی شرایط فروپاشی از درون فراهم می‌شود که شما موفق به یارگیری از درون بشوید و باورها و ارزش‌های پایه‌ای گروهی از مردم را تغییر دهید و همچنین بتوانید از میان برخی نخبگان که قدرت بسیج‌کنندگی دارند، یارگیری کنید. کسانی که چهره‌های واقعی و ضمیر درونی آنها برای مردم چندان روشن نیست و می‌توانند در داخل قدرت بسیج‌کنندگی داشته باشند.
* در اینجا سؤال اساسی این است که کسانی که در این پروژه جنگ نرم، دشمن موفق می‌شود آنها را با خود همراه سازد، کسانی که سابقه انقلابی دارند و حتی از انقلابیون افراطی هم هستند، چه اتفاقی افتاده که این افراد اینگونه متحول و استحاله می‌شوند تا جایی که حاضر می‌شوند در براندازی انقلاب در اردوگاه دشمن قرار گیرند؟
** این اتفاق چیزی جز تحول درونی اشخاص نیست. ببینید، اشخاص بنا نیست که شخصیت باثباتی داشته باشند. آنها زمانی که از خودشان مراقبت نکنند، دگرگون می‌شوند. ارزش‌ها و عقاید و گرایشات آنها دگرگون می‌شود و با تعلقات و آلودگی‌های مختلفی که به لحاظ اخلاقی، مالی و سیاسی پیدا می‌کنند، با روحیه قدرت‌طلبی و لجاجت‌هایی که نسبت به دیگران پیدا می‌کنند و با بغض‌هایی که در آنها شکل می‌گیرد، به تدریج روحیات و ویژگی‌های انقلابی در آنها استحاله می‌شود و دچار نوعی فروپاشی از درون می‌شوند.
شما یک دوره 20 ساله را برای این دگرگونی در نظر بگیرید. یعنی به تعبیر مقام معظم رهبری کسی که اتفاقاً یک انقلابی افراطی در دهه اول انقلاب بوده حالا بعد از 30 سال در انتخابات دهم کاندیدا می‌شود و جامعه از این 20 سال هیچ شناختی از او ندارد.
تحولاتی که در این دوره 20 ساله در این فرد ایجاد شده، کسی از آن مطلع نیست. معنای آن این است که این فرد ظرفیت لازم را دارد برای رهبری یک جریان جهت‌ فروپاشی نظام از درون که این براندازی همانگونه که عرض کردم ستادش در خارج از کشور مستقر است و توسط نیروهای داخلی انجام می‌شود. بنابراین این نیروهای داخلی باید ظرفیت لازم را برای ساختارشکنی داشته باشند و بخشی از بدنه جامعه نیز که در یک پروسه تدریجی تهاجم فرهنگی ارزش‌هایش تغییر کرده در پیوند با نخبگانی که ظرفیت ساختارشکنی پیدا کرده‌اند، در نقش پیاده نظام داخلی برای ستاد خارجی براندازی ظاهر می‌شوند.
* سؤالی که اینجا مطرح می‌شود این است که همانگونه که گفته شد، برخی از این نخبگان 20 سال در سایه بودند و به دلیل اینکه در متن تحولات جامعه نبوده‌اند، به دلیل برخی ملاحظات و رودربایستی‌ها کسی یا جریانی نیامده آنها را نقد کند و شخصیت واقعی آنها را به جامعه بشناساند، بنابراین جامعه تصویر روشنی از آنها را ندارد، آیا فکر نمی‌کنید در این عدم روشنگری و شفاف‌سازی جریانات و حتی رسانه‌ها کوتاهی کرده‌اند؟
** نخبگان را می‌توان به دو گروه تقسیم کرد. گروهی در ساختار قدرتند که عملکرد آنها قابل نقد بود و جاهایی که مشکل داشتند باید برخورد می‌شد ولی متأسفانه این برخورد صورت نگرفت که دلایل مختلفی دارد. گروه دیگری بودند که خارج از ساختار قدرت قرار داشتند. اینان با کارهای تئوریک و کارهای علمی خودشان تأثیر گذاشتند که این تأثیرات خیلی درک نمی‌شد. نکته بعدی که مهم هم است این است که مقام معظم رهبری دو راهبرد در طول 20 سال مورد تأکید قرار دادند؛ یکی مقابله با تهاجم فرهنگی و دیگری مقابله با مفاسد اقتصادی. در نتیجه عدم توجه به این دو راهبرد به تدریج دشمن توانست با سازماندهی رسانه‌ای خود و با توسعه کالاها و محصولات فرهنگی و استفاده از همه ظرفیت‌های فرهنگی خود روی علایق و باورهای گروهی تأثیر بگذارد.
نکته دیگری که باید مورد توجه قرار گیرد این است که فتنه همواره در طول انقلاب وجود داشته منتها روش‌های دشمن هر روز پیچیده‌تر می‌شود و ابزارها و روش‌های جدیدتری به کار می‌گیرد.
ما از ابتدای انقلاب فتنه‌های مختلفی داشتیم. فتنه‌های دولت موقت، بنی‌صدر، کاظم شریعتمداری، منتظری و چگونگی انتخاب رهبری، تک‌تک حوادثی که بعد از جنگ داشتیم، اگر هرکدام از آنها با هوشمندی مقام معظم رهبری مدیریت نمی‌شد می‌توانست به یک فتنه عمیق تبدیل شود و نظام را به چالش بکشد که یکی از آنها غائله 18 تیر 78 بود.
در همه این ماجراها جریانات معارض داخلی نقش تعیین‌کننده‌ای داشتند. از همان ابتدای انقلاب سه جریان منافقین، لیبرال‌ها و مارکسیست‌ها علیه نظام نقش‌آفرینی کردند آنها حتی جنگ را به چالش کشیدند و پروژه‌های مختلفی را مدیریت کردند. لیبرال‌ها بعدها با روش‌های مختلف و در قالب اسلام آمریکایی به جنگ با نظام آمدند.
اینها در دوم خرداد 76 با ادبیات جدیدی ظهور و بروز پیدا کردند. منافقین هم به همین ترتیب، در دوره‌ای جریان نفاق دم از اسلام می‌زند اما مرام و اندیشه‌اش کاملاً مارکسیستی است و دوره‌ای دیگر در سال گذشته دم از خط امام و دفاع از آرمان‌های امام می‌زند، منتها وقتی برای ورود به ساختارهای قدرت در پرتو انتخابات رأی نمی‌آورد، تمام ساختارهای قدرت و رهبری را به چالش می‌کشد که این هم نوعی از نفاق است که شما به عنوان نفاق جدید در روزنامه به آن پرداختید.
در هر صورت جریان راست آمریکایی و چپ کمونیستی و نفاق از ابتدای انقلاب در مواجهه و مبارزه با نظام بودند که در براندازی نرم از ظرفیت همه این جریانات برای تغییر باورهای مردم استفاده شد. آنچه که در براندازی نرم از ظرفیت همه این جریانات برای تغییر باورهای مردم استفاده شد. آنچه که در فتنه سال گذشته اتفاق افتاد، دقیقاً بهره‌گیری از یک رویداد به نام انتخابات بود برای تأثیرگذاری بر مردم و فروپاشی نرم از طریق تغییر اساسی در باورهای مردم. دشمن این کار را با کمک نخبگان قدرت‌طلب و منافقین داخلی و کسانی که می‌توانستند باور به وجود تقلب را در مردم ایجاد کنند، عملیاتی کرد.
* کارکرد باور به تقلب چه بود و چه هدفی از آن دنبال می‌شد؟
** اگر این باور در جامعه اتفاق می‌افتاد که در انتخابات تقلب شده، عملکرد نظام در انتخابات زیر سؤال می‌رفت و انتخابات به عنوان یک انتخابات ناسالم مطرح می‌شد و نظام توسط خود مردم به چالش کشیده می‌شد. آن وقت شاهد اعتبارزدایی و مشروعیت‌زدایی و در نتیجه نافرمانی مدنی می‌شدیم.
همه این بحث (فروپاشی از درون) یک پروژه کاملاً طراحی شده خارجی بود. کما اینکه آمریکایی‌ها بارها گفته بودند ما در کنار مخالفان درون نظام جمهوری اسلامی هستیم و اهداف خود را توسط همین مخالفان دنبال می‌کنیم.
ما دنبال فروپاشی از درون هستیم و تغییرات را با تأثیرگذاری روی فکر و اذهان مردم باید پیش ببریم. آنها اذعان داشتند که این انقلاب دارای ویژگی‌ها و خصایصی است و مادامی که این خصایص فرو نریزد، اتفاقی در آن نمی‌افتد. بنابراین این رویکرد یک جنگ کاملاً طرح‌ریزی شده برای فروپاشی نظام از درون بود.
* در جریان فتنه 88 عناصری که برای جنگ نرم بکارگیری شدند، کسانی بودند که مدعی خط امام بودند و گفتمانی که مطرح می‌کردند، گفتمان امام و انقلاب بود، اما در حقیقت این گفتمان یک گفتمان عاریتی و تقلبی بود، چرا که پس از شکست در انتخابات رفتارهایی از خود بروز دادند که دقیقاً نقطه مقابل رفتار امام بود و فراتر از آن در روز عاشورا به امام حسین(ع) اهانت شد و در 16 آذر عکس امام(ره) پاره می‌شود، جنابعالی این روند و استفاده ابزاری از گفتمان امام را چگونه تحلیل و ارزیابی می‌کنید؟
** در مورد جنس و ماهیت جنگ نرم توضیح دادم. حضرت آقا در 14 خرداد مطلب بسیار عمیقی مطرح می‌کنند. ایشان می‌فرمایند که چالش اصلی نظام‌ها، چالش جهت‌گیری‌هاست. در اینجاست که با تأثیرگذاری روی جهت‌گیری نظام‌ها، نظام‌ها به ضدخودشان تبدیل می‌شوند. که در اینجا چند ویژگی مطرح است: این چالش نامحسوس است، یعنی درک نمی‌شود و با پرچم دفاع از انقلاب انجام می‌شود.
کسانی که برای به چالش کشیدن نظام وارد می‌شوند با پرچم رسمی نمی‌آیند، پرچم‌های آنها ساختگی است، به همین خاطر است که درک این صحنه و معارضه مشکل می‌شود و فضا فتنه‌گون و غبارآلود می‌شود. بنابراین از همه روش‌های عرضی و حقوقی استفاده شد تا مردم به راحتی این صحنه را درک نکنند و این رویارویی یک معارضه سیاسی داخلی تفسیر و تعبیر شد. تا اینکه به تدریج با اقداماتی که جریان فتنه در روز قدس با طرح شعارهای ساختارشکن و انحرافی، انجام داد شعارهای اصلی انقلاب که نشانگر هویت نظام بود به چالش کشیده شد و ضمیر جریان فتنه برای مردم آشکار شد و ماهیت ماجرای براندازی برای مردم روشن شد و این باور در مردم به وجود آمد که کسانی در داخل این فتنه را مدیریت می‌کنند و در جبهه انقلاب نیستند و حادثه فضاحت‌بار هتک‌حرمت عاشورای حسینی اوج برانگیختگی ملت علیه فتنه‌گران بود.
* در حادثه عاشورا آنچه که اتفاق افتاد به نظر می‌رسد که فراتر از تخریب ساختارهای سیاسی نظام بود؛ فتنه‌انگیزان با علم به اینکه ملت ایران، ملت دینداری هستند، چه مسئله‌ای باعث شد که آنها را به این تحلیل و تصمیم رساند که با اتخاذ چنین رفتار تند و رادیکالی دست روی نقطه‌ای بگذارند که برانگیختگی مردم را به اوج رساند؟
** ما باید ببینیم پایه‌های اصلی نظام چیست؟ اولین پایه اصلی نظام دین و ارزش‌های دینی است و آنچه که به نظام هویت می‌دهد حکومت بر مبنای دین است که شاخص اصلی آن ولایت مطلقه فقیه است. دگر شاخص‌های اصلی نظام رهبری و مردم هستند. شما نگاه کنید اگر مردم باورها و علایق‌شان تغییر کرد، در واقع یکی از پایه‌های اصلی نظام متزلزل و از دست رفته است، اگر کلام مقام معظم رهبری و مواضع ایشان فصل‌الخطاب قرار نگیرد یکی دیگر از پایه‌های اصلی نظام به چالش کشیده شده است. حضرت امام خمینی(ره) با همین ارزش‌های دینی و اعتقادی بود که انقلاب را شکل داد و جنگ هشت ساله را مدیریت کرد.
در دوران سیاه اصلاحات هم تلاش شد همین ارزش‌ها به چالش کشیده شود. عرض کردم مقدمه اصلی فروپاشی از درون، فروپاشی همین ارزش‌هاست. البته من در تحلیل ماهیت 9 دی بر این باورم که واکنش مردم تنها واکنش به حادثه هتک حرمت عاشورا نبود. واکنش مردم زمانی شکل گرفت و به صورت متراکم و پیوسته در سراسر کشور حتی در روستاها ظهور و بروز پیدا کرد که مردم به این نتیجه رسیدند که انقلاب اسلامی دچار یک مخاطره جدید شده و این حضور بیش از 50 میلیونی برای دفاع از انقلاب اسلامی و دفاع از رهبری و مواضع ایشان بود.
* آیا این حضور را می‌توان یک رفراندوم تلقی کرد؟
** دقیقاً همین است. برخی از تحلیل‌هایی که درباره 9 دی می‌شود کافی نیست. برخی آن را فقط واکنش به هتک حرمت عاشورا تفسیر می‌کنند – که اینگونه هم است – اما این تنها بخشی از ماجراست.
9 دی واکنش به مجموعه اتفاقات پس از انتخابات بود. مردم با بصیرتی که پیدا کردند ماهیت براندازی و ضمیر جریان فتنه را به خوبی درک کردند. آنها در این روز حماسی جریان فتنه را به هیچ گرفتند. بنابراین به نظر بنده پرونده جریان فتنه در 9 دی کاملاً بسته شد.
واکنش 9 دی از جنبش انقلاب اسلامی بود و حضور آنها با شعور و شور عاشورایی آمیخته شد و بغض عاشورایی آنها در 9 دی شکسته شد.
در 9 دی شعارها بیانگر آن بود که همه مردم پای انقلابند و تهدید را عمیقاً فهمیده‌اند.
کسانی که حرکت مردم در 9 دی را واکنش به هتک حرمت روز عاشورا تفسیر می‌کنند، دنبال آنند که القا کنند اگر قبل از انقلاب هم این اتفاق می‌افتاد، مردم چنین واکنشی را نشان می‌دادند. مقام معظم رهبری تعبیر بسیار جالبی درباره حماسه 9 دی به کار بردند و از آن به «شناخت لحظه‌ها» یاد کردند. 9 دی از جنس 15خرداد 42 بود.
یک کار نهضتی بود. در کار نهضتی، «برانگیختگی مردم» عامل اصلی خلق آن است.
مقام معظم رهبری از 22 بهمن به عنوان یک راهپیمایی متعارف یاد کردند که هر سال برگزار می‌شود و چهار ماه قبل ستاد آن تشکیل می‌شود و تولید محصول فرهنگی خاص دارد.
اما پس از حادثه عاشورا در 6 دی، تنها دو روز پس از آن در کشور موج ایجاد می‌شود.
برخلاف آنچه که گفته شد که این راهپیمایی حکومتی بود، کدام ستادی است که قدرت بسیج‌کنندگی به این حجم و گستردگی دارد؟ ملت ایران به یکباره برانگیخته شد و این برانگیختگی چیزی نبود جز اینکه ماهیت فتنه برای مردم آشکار شد.
من معتقدم در 9 دی دفاع از رهبری به صورت کامل انجام شد، بنابراین این روز را می‌توان روز دفاع از رهبری دانست، چرا که تنها فردی که از همان روز نخست حادثه در 23 خرداد شجاعانه وارد صحنه شد و به روشنگری جامعه پرداخت و حکیمانه با صبر و هوشمندی و درایت صحنه را مدیریت کرد مقام معظم رهبری بود.
بنابراین در 9 دی شعار حمایت از گروه با حزب خاصی شنیده نمی‌شود. ماهیت آن برائت عمیق از جریان فتنه بود؛ جرانی که در فضای مجازی برای خودش عمق مردمی تعریف کرده بود. 9 دی نشان داد که اتفاقاً جریان فتنه هیچ عمق مردمی ندارد و یک جریان کاملاً سست و بی‌بنیان است.
* پیام مردم در 9 دی چه بود؟
** مردم در 9 دی برای همه پیام داشتند. این نکته بسیار مهمی است هم برای سران فتنه پیام داشتند، هم برای کسانی که سکوت کردند و هم برای غربی‌ها و رسانه‌های خارجی، شعارها کاملاً خودساخته و خودجوش بود و کاملاً مردمی. ما هیچ دستگاه و نهاد فرهنگی نداریم که بتواند برای این جمعیت متراکم که در تهران بالغ بر 5 میلیون نفر بود تولیدات تبلیغی آماده کند. تمام شعارها، پلاکاردها و نوشته‌ها حرکت‌های خودجوش مردمی بود. در 9 دی مردم آمدند، چون هویت انقلابی و جهت‌گیری نظام توسط مدعیان انقلاب با مدیریت دشمنان خارجی به چالش کشیده شده بود. مردم به این باور رسیدند که ماجرا براندازی است، به همین خاطر آمدند تا به صورت شفاف مواضع خود را به جهانیان اعلام کنند.
* آقای دکتر، از ویژگی‌های 9 دی بگویید، این حماسه عظیم مردمی بالاخره باید واجد ویژگی‌های خاصی باشد، لطفاً در این باره بیشتر توضیح دهید.
** من معتقدم راهپیمایی‌ای که در 9 دی با حضور حماسی ملت شکل گرفت ویژگی‌هایی داشت که آن را از سایر راهپیمایی‌ها کاملاً متمایز می‌سازد.
اولین ویژگی عکس‌العمل سریع و به موقع مردم بود. قدرتنمایی بهنگام در مقابل فتنه بود، ویژگی بصری این بود که ما شاهد یک جمعیت متراکم و پیوسته بودیم و شعارها بسیار روشن و گویا بود. مردم برای همه شعار تولید کرده بودند. برای همه تک‌تک سران فتنه خودجوش بودن و برانگیختگی فوق‌العاده از دیگر ویژگی‌های 9 دی بود و گفتمان اصلی در شعارهای مردم حمایت از نظام و رهبری بود.
بیش از 40 میلیون یعنی همه کسانی که در 22 خرداد آمدند در 8 و 9 دی آمدند به عبارت دیگر در تهران همه کسانی که به احمدی‌نژاد و موسوی رأی داده بودند در 9 دی آمدند و این آمدن برای دفاع از نظام و رهبری بود. تفضل و یاری خدا در 9 دی نمایان بود. این روز، روز برائت کاملاً از مشرکین، منافقین، لیبرال‌ها و نخبگان قدرت‌طلب و ساختارشکن بود. این روز، روز پایان خط فتنه بود. یکی دیگر از ویژگی‌های 9 دی این بود که در روز غیر تعطیل آن هم در مرکز شهر تهران که کانون ترافیک است در فاصله سه روزه بدون ستاد چنین حماسه ماندگاری رقم خورد.
البته نقش شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی در شناخت لحظه بسیار قابل تقدیر و تحسین است اما شورا یک بیانیه داد و البته رسانه ملی هم نقش قابل توجهی داشت در توجیه و بصیرت دادن به جامعه، با این تفاسیر حرکت کاملاً مردمی بود و از مساجد آغاز شد. شبیه آنچه که در عاشورای 57 و 23 تیر 78 اتفاق افتاد، یعنی این حرکت دقیقاً از خاستگاه‌هایی که انقلاب را به وجود آورد (مساجد) آغاز شد.
واقعیت این است که مردم انقلاب را از خود می‌دانند و 9 دی نشان داد که تهدید هرچه جدی‌تر و پیچیده‌تر باشد، مردم با سرعت برانگیخته می‌شوند، یعنی مردم هرچه بیشتر احساس خطر کنند برانگیخته شدن آنها بیشتر می‌شود.
* پیامدها و آثار 9 دی چیست؟
** پیامدهای 9 دی را اگر بخواهیم به آنها اشاره کنیم عبارتند از اینکه قدرت نظام افزایش پیدا کرد، نظام در پیشبرد اهدافش منسجم‌تر و جدی‌تر شد، دشمن مردم را هدف قرار داده بود و بر این باور بود که وقتی ارزش‌ها و باورهای مردم را تغییر داد، می‌تواند از طریق خود مردم نظام را به چالش بکشد، اما وقتی مردم در 9 دی با خلق این حضور حماسی به صحنه آمدند، نمایش دفاع از انقلاب را به تصویر کشیدند. در واقع این حرکت نوعی رفراندوم و تأیید مجدد نظام بود و خط بطلانی بر اندیشه‌های انحرافی دشمن و فتنه‌گران.
9 دی در حوزه داخلی و خارجی تأثیرات بسیار تعیین‌کننده‌ای داشت. ادبیات خارجی بعد از انتخابات، ادبیات تندی بود. جریان فتنه تلاش کرده بود جمهوری اسلامی را در محیط خارجی بی‌اعتبار کند و خیلی‌ها بر این باور بودند که با چالش‌هایی که پس از انتخابات ایجاد شده است، نظام جمهوری اسلامی دچار مشکل خواهد شد، اما حضور مردم در 9 دی خشم دشمنان را برانگیخت و بر همه برنامه‌ها و برآوردهای آنها خط بطلان کشید و نشان داد که دشمن در این مقطع هم همچون مقاطع گذشته در تحلیل رفتار مردم ایران و برآورد قدرت واقعی جمهوری اسلامی ناتوان است.
9 دی سطح اعتماد، مشروعیت، مقبولیت و کارآمدی نظام را در مدیریت بحران‌ها بالا برد و نشان داد که نظام می‌تواند بحران‌های به مراتب پیچیده‌تری را مدیریت کند و تهدیدات را به فرصت تبدیل کند.
حماسه 9 دی پیچیدگی نظام جمهوری اسلامی را افزایش داد و نشان داد کسانی که القا می‌کردند نظام دچار بحران است و کارآمدی مهار بحران‌ها را ندارد، به عکس خود اینها هستند که دچار بحرانند. بنده معتقدم ارزش راهبردی حماسه 9 دی و 22 بهمن سال گذشته کمتر از عملیات‌های بزرگ دوران دفاع مقدس نبود. آنجا جنگ بود و اینجا هم جنگ، تنها ابزار و روش‌ها متفاوت بود. در جنگ هشت ساله فروپاشی با روش‌های سخت‌افزارانه و لشکرکشی دنبال می‌شد و اینجا فروپاشی با استفاده از عوامل داخلی و به شیوه نرم‌افزارانه بود. در جنگ حماسه‌های بزرگی مانند فتح‌المبین، بیت‌المقدس و ثامن‌الائمه رقم خورد و فضای جنگ را کاملاً به نفع جمهوری اسلامی تغییر داد و قدرت مردمی نظام را به نمایش گذاشت. در سال 88 هم حماسه بزرگی مانند 9 دی باز هم قدرت مردمی نظام را به رخ دشمنان کشید.
بنابراین نمی‌توان ارزش استراتژیک این حماسه و بصیرت و آگاهی ملت ایران را در تولید قدرت و سرمایه‌ برای نظام را کمتر از حماسه‌های دوران دفاع مقدس دانست، بلکه به خار پیچیدگی شرایط حتی ارزش استراتژیک این حماسه‌ها بیشتر هم است.
برخی این موضوع را القا می‌کنند که بعد از حضرت امام(ره) ما اصلاً جنگ و بحران نداشتیم و معتقدند پیچیده‌ترین بحران‌ها در زمان امام(ره) رخ داد و پس از آن شرایط کشور عادی بوده است. در صورتی که پیچیده‌ترین مقابله، مقابله سیاسی، فرهنگی با نظام‌های سیاسی است. جنس مقابله نظامی به گونه‌ای است که همه مردم برانگیخته می‌شوند و همه مردم برای دفاع از سرزمینی آماده می‌شوند.
امام عزیز توانست یک انقلاب عظیم و شکوهمند را به وجود آورد، نظام شاهنشاهی را فرو بریزد و در مقابل دشمن در دهه اول انقلاب در عرصه‌های مختلف با سرافرازی و درایت نظام را از چالش های مختلف عبور دهد. اما در 20 سال گذشته نظام چالش‌های جدی داشته که مقام معظم رهبری حکیمانه و هوشمندانه مدیریت کرده و انقلاب را از گردنه‌های سخت عبور داده است.
خدای متعال در 9 دی رعب و وحشتی در دل جریان فتنه قرار داد و باورها و قدرت پوشالی‌ای که سران فتنه برای خود ساخته بودند، همگی فرو ریخت و ثابت کرد که مرکز و تکیه‌گاه نظام رهبری است و این نظام دارای عمق مردمی است و برای مدعیان خط امام هم ثابت شد که برآوردهای آنها از همراهی مردم غل و آنها اصولاً تحلیل درستی از جامعه ندارند.
* آقای دکتر، بفرمایید برای پاسداشت چنین حماسه‌هایی چه باید کرد و وظیفه نخبگان در این زمینه چیست؟
** در ماجرای فتنه سال گذشته مشخص شد که آگاهی و بصیرت مردم به تعبیر مقام معظم رهبری قطب‌نمای اصلی است و مادامی که مردم از آگاهی و بصیرت برخوردارند، معارضه پیچیده دشمن را به خوبی تشخیص می‌دهند، این انقلاب هیچگاه دچار مشکل نخواهد شد. مقام معظم رهبری در سفر قم نکته جدیدی فرمودند و آن عبارت بود از اینکه بصیرت شرط لازم است اما کافی نیست. آن چیزی که در کنار بصیرت لازم است عزم و اراده است. خیلی‌ها آگاهی دارند، شناخت دارند، تحلیل و اطلاعات دارند، اما در جایی که باید حضور پیدا کنند، غایبند؛ چرا چون عمل بهنگام ندارند که این مسئله دلایل مختلفی دارد از جمله قدرت‌طلبی، عافیت‌طلبی، هوای نفس، لجاجت، غفلت از خدا، منافع شخصی، حب جاه و مقام و آلودگی‌های مالی، اقتصادی، وابستگی به حزب و گروه و خانواده که این دلایل مانع می‌شود تا فرد وظیفه انقلابی خود را در «لحظه‌ها» انجام دهد.
فتنه سال گذشته یکی از دستاوردهایش این بود که رفتار نخبگان نظام برای مردم کاملاً روشن شد. عده‌ای خودشان را در درون نظام تعریف کرده بودند، آمدند و به موقع موضع‌گیری کردند و از خط رهبری، نظام و گفتمان انقلاب حمایت کردند. عده‌ای دیگر به رغم اینکه خود را درون جبهه انقلاب و اصولگرایی تعریف کرده بودند، عملکرد آنها در حوادث فتنه سال گذشته نشان داد که آنها اصولگرای واقعی نیستند. عده‌ای دیگر خودشان را اصلاح‌طلب تعریف کرده بودند و برای اداره کشور روش‌های متفاوتی تجویز می‌کردند که در جریان فتنه سال گذشته ثابت شد، اینها در جبهه ضد انقلاب، تجدیدنظرطلب‌ها و ساختارشکنان قرار دارند و اصلاً در جبهه انقلاب نیستند بلکه بالعکس در مقابل انقلابند. یعنی حاضرند برای رسیدن به قدرت از همه مرزها و ساختارهای نظام و انقلاب عبور کنند.
* دیدگاه شما درباره برخورد با سران فتنه چیست؟
** درباره سران فتنه من معتقدم کسانی که تلاش کردند نظام را در محیط خارجی بی‌اعتبار کنند، در دشمن ایجاد طمع کنند، در انتخابات به نظام تهمت بزنند و از ساختارهای نظام عبور کنند و به تعبیر مقام معظم رهبری مرتکب «جرم بزرگ» شدند، باید در زمان مساعد برابر تدبیر نظام محاکمه و مجازات بشوند و با اتخاذ روشی هوشمندانه دشمن و جریان فتنه را تا فروپاشی کامل و تبدیل این جریان به مردگان سیاسی در جامعه تعقیب کنند.
* به عنوان سؤال پایانی، برای پیشگیری از وقوع فتنه شبیه آنچه در سال گذشته اتفاق افتاد، چه باید کرد؟
** ما باید روندها و راهبردهای دشمن را عمیقاً بشناسیم. دشمن دست از معارضه و خصومت بر نخواهد داشت، چرا که معارضه جبهه حق و باطل ذاتی و همیشگی است. بنابراین در این حوزه اولاً باید روندها را عمیقاً مطالعه و اشراف اطلاعاتی داشته باشیم و باید باور داشته باشیم به اینکه امروز معارضه جدی دشمن، جنگ نرم است. بنابراین باید الزامات مقابله با این جنگ را فراهم کنیم. الزامات آن عبارت است از ایجاد کانون‌های اندیشه‌ورزی، کانون‌های طرح‌ریزی، قرارگاه‌های مقابله با جنگ نرم در سطوح مختلف و آگاهی دادن به جامعه و همچنین افزایش تولید و تکثیر انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگی.
دشمن در جنگ نرم همه عناصر و مؤلفه‌های قدرت نرم ما را با ابزار فرهنگی و رسانه به چالش می‌کشد بنابراین راه مقابله، مقابله به مثل است. یعنی قدرت تولید کالا و محصول فرهنگی پرمخاطب را افزایش دهیم کتاب خوب، قصه خوب، روزنامه خوب، فیلم خوب، بازی رایانه‌ای خوب و محصول فرهنگی خوب و پردازش‌های هنرمندانه و مضامین انقلابی و دینی می‌تواند در خدمت این هدف مقدس قرار بگیرد.

نظرات بینندگان
ارسال خبرنامه
برای عضویت در خبرنامه سایت ایمیل خود را وارد نمایید.
نشریات