مجتبی شجاعی / دبیر حزب موتلفه اسلامی خاش
وجود اختناق و عدم فعالیتهای حزبی و همچنین فقدان مردمسالاری و مهمتر از آن نبود آزادی اسلامی در میان این کشورهای اسلامی که دیکتاتورهای دست نشانده در آن حکومت میکنند، مردم را بر آن داشت تا با قیام علیه حکام خواستههایشان را مطرح کنند و مهمترین خواستهی مردم بی تردید، تحقق دستورات اسلام است.
در این بین تلاش تصمیم سازان کاخ سفید و کشورهای اروپایی بر این نکته متمرکز گشته که بازنده تحولات منطقه به ویژه مصر نباشند. تشکیل جلسات امنیتی و بررسی روزانه تحولات نشان از اهمیت موضوع برای کلیت جهان غرب دارد ولی به نظر می رسد که غرب و نیز اسرائیل از شتاب تحولات در جهان عرب به ویژه مصر , و تونس و بحرین واهمه دارند در صورت عدم کنترل بحران و به قدرت رسیدن جریان اسلامگرای عدالتخواه ، منافع غرب در خطر آنی قرار خواهد گرفت.
دولت اوباما بار دیگر در طول ماههای گذشته شاهد ناآرامی در یکی دیگر از کشورهای متحد خود یعنی بحرین است و با سرکوب گسترده مردم و کشتار معترضان، اکنون کاری هم برای بازگشت ثبات به بحرین نمیتواند انجام دهد. این کشور کوچک حاشیه جنوبی خلیجفارس با میزبانی از ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکا یکی از متحدان راهبردی واشنگتن در منطقه است و حتی تصور سقوط حکومت خاندان آل خلیفه که بیش از 200سال قدرت را در بحرین در دست داشته یک کابوس برای دولت آمریکا به حساب میآید.
سقوط رژیمی که همیشه روابط نزدیک و حسنهای با امریکاییها داشته است ضربهای مهلک برای واشنگتن است و بر نفوذ آمریکا در منطقه تأثیر چشمگیری خواهد گذاشت. بحرین سالهاست که مرکز فرماندهی ناوگان پنجم نیروی دریایی آمریکاست که این ناوگان حفظ منافع آمریکا در خلیجفارس، دریای عمان، دریای سرخ، خلیج عدن و بخشهایی از اقیانوس هند را بر عهده دارد و به همین خاطر نقشی حیاتی برای واشنگتن در منطقه ایفا میکند.
این نزدیکی دو طرف باعث شده است که مقامهای آمریکایی به سادگی در طول سالهای گذشته چشم خود را روی نقض حقوق مسلمانان شیعه و سنی در بحرین ببندند و بدون تردید امریکابه دقت وضعیت بحرین را دنبال میکند و نگران شرایط حاکم بر این میدان نفتی است.
و از طرفی از آنجا که دیکتاتورهای حکومتهای عرب در منطقه خاورمیانه به خاطر پشتیبانی نکردن اوباما از حسنی مبارک، خشمگین هستند، دولت آمریکا ناچار شده سرکوب بحرینیها را طراحی کند و با همکاری مزدوران ارتش عربستان و امارات به سرکوب خونین مردم در بحرین افتاده و از سویی اعزام نیرو از عربستان میتواند به علل مختلفی از جمله فرافکنی اوضاع داخلی عربستان و یا بازدارندگی احتمالی از حوادث مشابه در آن کشور و تحت تاثیر ارباب آمریکاییاش باشد.
قیام عربی بزرگ سال 2011 بدون لرزاندن پایههای آل سعود کامل نخواهد شد و این خونهایی که اعراب در بحرین میریزند پاک نخواهد شد . بویژه اینکه آنچه در عربستان روی میدهد الهامگرفته از حوادث بحرین است و این همان چیزی است که سبب شد عربستان نیروهای خود را با چراغ سبز امریکا و شورای امنیت سازمان ملل به بحرین گسیل کند.
به نظر میرسد در زمان مدنیت در حالی که جهانیان به سمت به دست آوردن آزادی های بیشتر، تحقق کرامت انسانی، بازگشت به دامن شریعت مقدس و کسب حقوقشان گام برمی دارند شاهد قلع و قمع کردن شهروندان بحرینی هستیم که برای تحقق خواسته های مشروعشان، به صورت مسالمت آمیز در حال اعتراض هستند.
به کارگیری خشونت مفرط علیه تظاهرات مسالمت آمیز مردم بحرین که خواستار حقوق سیاسی مشروع هستند، همزمان با دیدار "رابرت گیتس" وزیر دفاع آمریکا از منامه صورت میگیرد. شاید این نوع سرکوب ها به نحوی افشای طرح مشترک صهیونیزم و تندروهای منطقه در پاکسازی نسلی در بحرین باشد که در فضای کنونی حاکم بر منطقه زمینه بروز یافته است.
هم آمریکایی ها و هم سعودی ها از این اقدام ناسنحیده پشیمان خواهند شد و باید به مردم بحرین و جامعه جهانی پاسخ دهند که چه فرقی است بین قذافی که مردم خود را با نیروی نظامی مورد حمله قرار می دهد و دولتی که از نیروی نظامی خارجی برای سرکوب مردم خود دعوت می کند؟.
ورود نیروهای عربستان و امارات به بحرین نیز روند مسالمتآمیز اعتراضات مردمی را در این منطقه به خطر می اندازد.مردم دیریا زود به خواستههای خود دست می یابند اما افزایش خسارت و تلفات و ورود ارتش به اعتراضات مسالمتآمیز به لیبیایی کردن شرایط میانجامد و شانس حاکمان را برای توافق با معترضان کاهش میدهد. ورود نیروهای سعودی به بحرین باعث میگردد تا امواج انقلابهای عربی با سرعت بیشتری به سواحل آلسعود برسد.